کهن الگوهای روابط عاشقانه

پیوندهای عاشقانه

چهار کهن الگوی عشق ، که ساختارهای روانی نامیده می‌شود وجود دارد.
این ساختارهایی روانی به روابط عاشقانه شکل و تجلی می‌بخشند. هر ۴ الگو در دسترس تک تک ما هستند، اما هر فرد معمولا تنها با یکی از چهار ساختار روانی مشخص می‌شود و آن را به طور طبیعی، راحت و منظم در رابطه عاشقانه متجلی می‌کند. چهار ساختار روانی عبارتند از: عاشق مرکوری، عاشق رمانتیک، عاشق معصوم و عاشق مصمم.
چیزی با عنوان ساختارهای روانی بهتر یا بدتر و یا ترکیبات بهتر یا بدتر ساختارهای روانی وجود ندارد. هر ساختار روانی به طور مجزا بیان می‌شود و به طور دائم با سایر ساختارهای روانی در تعامل است.در نتیجه تمام روابط عاشقانه، کیفیت‌های منحصر به فرد، نقاط قوت و ضعف، فشارهای روحی و رضایت خاطر خاص خودشان را دارند.
طرز تجلی یک ساختار روانی می‌تواند در اثر تفاوت ‌های فردی شخصیت اشخاص، دگرگون شود. به عنوان مثال، شخص برون‌گرا ممکن است ساختار روانی عاشق مرکوری را به طرزی متفاوت با شخص درون‌گرا متجلی کند یا عاشق رمانتیک منظم و دقیق ممکن است این ساختار روانی را به طرزی متفاوت با عاشق رمانتیک خودجوش و بی نظم و ماجراجو نشان دهد.
به همین ترتیب سن و جنس زوجین، حضور یا غیبت فرزندان، سلامت جسمی و روحی زوج‌ها، طول عمر رابطه و عوامل دیگر می‌توانند در تجلی منحصر به فرد ساختارهای روانی درون یک رابطه خاص موثر باشد.
چهر ساختار روانی، الگوهای متفاوت ادراک، تعبیر و ارتباط با دنیا و دیگران را توصیف می‌کنند. وقتی ساختار روانی خاصی برای یک شخص، مهم و اساسی است، تصورات و انتظاراتی که در این ساختار می‌گنجد برای آن فرد درست، ضروری و کاملا بدیهی به نظر می‌آیند. اگر دیگران در همان تصورات و ادراکات سهیم نباشند، ممکن است گمراه، نادرست، متفاوت یا حتی عجیب و غریب به نظر برسند. نتیجه ناگزیر این وضع می‌تواند تنش سوء تفاهم و کشمکش باشد.
وقتی مطلبی مربوط به ساختارهای روانی متفاوت را می‌خوانید، قضاوت نکردن درباره آن‌ها و به احتمال زیاد قضاوت منفی از دیدگاه ساختار روانی خودتان، دشوار به نظر می‌آید. سعی کنید در صورت امکان از چنین قضاوت‌هایی اجتناب کنید.
در پرتو تعصباتی که ناگزیر وجود دارد، بعضی‌ها شاید احساس کنند یک یا دو ساختار روانی، ناپخته یا حتی بیمارگونه است.
هیچ ساختار روانی‌ای در اصل بهتر، پخته‌تر یا سالم‌تر از دیگری نیست. زیرا همان‌طور که یونگ اظهار داشته است: «بزرگترین خطری که روان شناسی را تهدید می‌کند، یک جانبه‌گرایی و اصرار بر یک دیدگاه واحد است. برای خدمت به پدیده‌های روان، وجود انواع دیدگاه‌ها لازم است».
اگر محبت کردن و محبت دیدن تنها سعادت موجود در زندگی باشد، آیا این بدان معناست که فقط یک راه برای محبت کردن و محبت دیدن وجود دارد؟ پاسخ حقیقی این پرسش این است که راه‌های بسیاری برای محبت کردن و محبت دیدن وجود دارد. درست همان‌طور که آدم‌ها متفاوت هستند، نحوه ابراز محبتشان نیز متفاوت است و معنای محبت هم برای‌شان متفاوت است.
به‌علاوه این تفاوت‌ها اثرات چشم گیری بر اتفاقاتی که در روابط عاشقانه می‌افتد، میزان رضایت خاطر افراد، شادی‌ها، سوء‌تفاهم‌ها، اختلاف‌نظرها و جنگ و دعواهای آن‌ها دارد. (پکیج زوج رویایی استاد پاکذات)
گردآوری: روناک روشنگر
گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منبع:
عشق‌های واقعی؛ الکس تی کوئینگ- نائومی ال کوئینک