حل مسئله به صورت نظام‌مند

حل مسئله به‌صورت نظام‌مند

برخی از ویژگی‌های مرتبط به نبوغ به گونه‌ای است که در میان همه نوابغ در طول تاریخ مشترک است.(مقاله نبوغ و ان ال پی) یکی‌از این ویژگی‌ها، توانائی پرداختن به مسئله به صورت نظام‌مند و منطقی است. هدف از این شیوه بسیار کارامد، تا حد امکان دور نگه داشتن هیجانات از شیوه حل مسئله است. این شیوه سبب می‌شود حل کننده مسئله، نگاهی عینی‌تر به مسئله داشته باشد و گام  به گام به سمت حل آن برود.

شیوه نظام‌مند حل مسئله دارای ۹ گام است.

  1. همیشه راه حلی منطقی وجود دارد

در گام نخست، باید فرض را بر این بگذارید که برای هر مسئله، مانع یا هدف، راه حلی منطقی وجود دارد. دیدگاهی که در ابتدا نسبت به مسئله دارید می‌تواند نقش مهم و تعیین‌کننده‌ای در بروز یا عدم بروز خلاقیتتان داشته باشد.

یکی از ویژگی‌هایی که باید به عنوان فرد خلاق در خود پرورش دهید، این است که در فرایند حل خلاق مسئله تا حد امکان درونتان را آرام کرده و هیجانات را از خود دور کنید.

  1. استفاده از زبان مثبت

به جای اینکه مورد پیش‌آمده را مشکل بنامید، باید از واژه موقعیت جدید استفاده کنید. واژه مشکل با خود حسی منفی را به همراه می‌آورد که موجب افزایش هیجانات در مغز می‌شود که منجر به کاهش خلاقیت خواهد شد. حتی بهتر است از واژه چالش استفاده کرد. در این میان شاید واژه فرصت طلب بهترین انتخاب ممکن است که فرصت‌هایی را که تا آن موقع قادر به مشاهده آن نبودید را ببینید.

  1. تعریف دقیق و شفاف

گام سوم این است که موقعیت را به شکلی دقیق و شفاف تعریف کنید. موقعیت پیش‌آمده  چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟

در بسیاری از اوقات می‌بینیم که وقتی مسئله‌ای به خوبی تعریف می‌شود، امکان حل آن هم خیلی سریع فراهم خواهد شد.

  1. تشخیص موقعیت

در گام چهارم باید به این پرسش پاسخ دهید که دلایل احتمالی این وضعیت چیست؟

در بسیاری از موارد خواهید دید که عامل ایجاد کننده مسئله، رویدادی منحصر به فرد است که تنها یک بار روی داده است و نیازی به تغییر گسترده در فعالیت‌ها و عملیات شرکت و سازمان وجود ندارد.

  1. تعیین راه‌حل‌های ممکن

گام پنجم، پاسخ‌دهی به این پرسش است که راه‌حل‌های ممکن چیست؟ در هنگام بررسی و تحلیل برای یافتن راه‌حل‌های ممکن، باید تلاش خود را بر یافتن تعداد بیشتری راه حل ممکن قرار دهید.

  1. تصمیم‌‍‌‌گیری

تصمیم‌گیری نیز گام ششم در این فرایند است. در بسیاری از موارد اگر بتوانید پنج گام قبلی را به شیوه‌ای منطقی و به دور از هیجانات به انجام رسانید، خواهید دید که راه‌حل نهایی به شکلی کاملا منطقی و البته خودبه‌خودی برایتان آشکار خواهد شد.

  1. تعیین فرد مسئول

گام هفتم این است که مسئولیتی مشخص را به فردی خاص بسپارید. فرد مسئول کاری که باید انجام شود و نیز مهلت انجام آن را تعیین کنید. همچنین معیاری برای تعیین موفقیت اجرای راه‌حل تعیین کنید

  1. تعیین مهلت و آغاز کار

تصمیمی که فاقد مهلت است، ارزش اجرایی ندارد. همه افراد باید بر سر زمان‌بندی اجرای راه‌حل و نیز زمان‌ ارزیابی میزان موفقیت اجرای آن به توافق برسند.

  1. گام آخر بلافاصله دست به کار شدن است.

راه حل را بلافاصله به کار گیرید. اگر این مرحله به انجام نرسد، همه مراحل پیشین تنها در حد یک حرف باقی می‌مانند و ارزشی نخواهند داشت.

«آیا مقاله رشد و توسعه فردی را خوانده‌اید؟»

گردآوری: روناک روشنگر

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منبع:

خلاقیت و حل مسئله؛ برایان تریسی

تصمیم گیری – قدرت انتخاب

مهارت های تصمیم گیری

تصمیم گیری – قدرت انتخاب

تصمیم گیری – مهارت های تصمیم گیری را در سایت گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران دنبال کنید .

همه ما یکسان به دنیا آمده ایم: برهنه، هراسان و بیسواد.
بعد از این ورود بزرگ، زندگی مجموعه ای از انتخاب هایی خواهد بود که خودمان داریم.
انتخاب های ما می توانند بهترین دوست یا بدترین دشمن مان باشند.
می توانند ما را به اهداف مان برسانند یا به سیاره ای دورافتاده بفرستند؛
تا دور خودمان بچرخیم. درباره اش فکر کنید.
هر چیزی که در زندگیتان وجود دارد،
به خاطر این است که پیشتر در مورد چیزی تصمیم گرفته اید.
انتخاب ها ریشه ی همه نتایج هستند.
هر انتخاب، رفتاری را آغاز می کند که در بلند مدت تبدیل به عادت می شود.

تصمیم گیری

تصمیم گیری

انتخاب های ضعیف، شما را عقب انداخته و سبب می شوند ; انتخاب های جدیدی داشته باشید که سخت تر خواهند بود.

اگر هیچ انتخابی نکنید، دریافت کننده ای منفعل از هر چیزی که در مسیرتان قرار می گیرد، خواهید شد.
در حقیقت شما انتخاب ها را انجام می دهید، سپس این انتخاب ها شما را می سازند.
هر تصمیمی، هر چند بی اهمیت و ناچیز، مسیر زندگی شما را تغییر می دهد.
این که به کالج بروید یا خیر، با چه کسی ازدواج کنید،
در غیبت ها و شایعه سازی ها همراه شوید یا خیر،
یک یا چند تماس تلفنی و کاری مهم بگیرید یا آن ها را به روز دیگری موکول کنید،
بگویید عاشقت هستم یا نگویید، مسیر زندگی تان را تغییر می دهند.

هر تصمیمی که می گیرید بر روی زندگی تان تاثیر دارد.
بزرگترین چالش شما این نیست که به عمد تصمیمات بدی گرفته اید.
بزرگترین چالش شما این است که در زمان اتخاذ تصمیماتتان، به آنها توجه نمی کنید.
نیمی از مواقع، از اتخاذ آن تصمیمات آگاه نبوده اید.

انتخاب های ما توسط فرهنگ و تربیت خانوادگی مان شکل می گیرند.
آنها طوری در رفتار و عادت هایمان تنیده شده اند که فراتر از حد کنترل به نظر می آیند.
هیچکس نمی خواهد خود را نابود کند، ، ورشکسته شود و یا طلاق بگیرد،
اما با فکر نکردن به انتخاب هایتان و نسنجیدن ریسک ها و نتایج بالقوه این انتخاب ها،
خودتان را در شرایطی می بینید که با عواقب ناخواسته ای روبه رو می شوید.
این اتفاقات، در نتیجه مجموعه ای از تصمیمات کوچک و ضعیف به وقوع می پیوندند.

فیل ها گاز نمی گیرند!!!

تا حالا فیل شما را گاز گرفته است؟ پشه چطور؟
موارد کوچک در زندگی هستند که شما را می گزند.

برای ما تصمیمات کوچک و به ظاهر کم اهمیت تبدیل به پراهمیت ترین موضوعات می شوند.
در مورد انتخاب هایی صحبت می کنم; که فکر می کنید به هیچ وجه تغییری در زندگی تان ایجاد نمی کنند.
همین چیزهای کوچک هستند که به صورت گریزناپذیری موفقیت شما را تعیین می کنند.
چه تصمیمات خیلی بزرگ و دشوار باشند، چه برخوردهای کوچک یا تصمیمات بزرگ ِ به ظاهر مثبت؛
همه این انتخاب های به ظاهر بی اهمیت می توانند شما را به کلی از مسیر زندگی تان خارج کنند.

تنها به این علت که به اندازه کافی به آنها توجه نکرده اید.
در روزمرگی، غرق و از کارهای کوچکی که شما را به کلی از مسیرتان خارج می کنند، غافل می شوید.
خودتان اجازه داده اید، انتخاب های بدون فکر داشته باشید.

تا زمانی که تصمیمات بر حسب عادت اشتباه بگیرید،
نمی توانید به صورت خودآگاه این رفتارها را تغییر دهید و عادت های مثبت را جایگزین آنها کنید.
الان زمانی است که باید بیدار شوید و انتخاب هایی قدرتمند داشته باشید.

تحقیقات همچنین نشان داده :

افرادی که انتخاب های بیشتری برای تصمیم گیری دارند ،
تمایل بیشتری به انتخاب شانسی دارند و حتی اگر انتخاب آنها معقول نباشد ،
کمتر از حالتی که خودشان تصمیم بگیرند ،احساس پشیمانی خواهند کرد.
هر رفتار چهار مولفه دارد: حرکت، فکر، احساس و فیزیولوژی
رفتارها انتخاب میشوند اما از میان چهار المان حرکت، فکر، احساس و فیزیولوژی،
ما فقط بر روی «حرکت» و «فکر» کنترل داریم.

هر نوع رفتاري كه از فرد سر مي‌زند، انتخاب شده است
و هر رفتار براي کاهش سطح ناکامي يا ارضا‌ي نياز خاصي انجام مي‌گيرد.
اگرچه ممكن است اين رفتار ناكارآمد باشد،
اما به اين علت كه فرد راه بهتري براي کاهش ناكامي خود در آن لحظه نمي‌شناسد ; به رفتار خود ادامه مي‌دهد.

تصمیم گیری انتخاب

انسان با گزینش هایی که می کند و تصمیماتی که می گیرد
زندگی خویش را بصورتی خاص شکل می دهد.

گزینش و انتخاب علاوه بر آنکه نشان دهنده توانایی تصمیم گیری ماست،
آشکارکننده دانش، ارزش و سلیقه ما نیز می باشد.

تصمیم گیری و انتخاب ها:

تنها زندگی مادی و بیرونی ما را تحت تاثیر قرار نمی دهند
بلکه بر درون ما و تصویری که از خویش ساخته ایم نیز اثری عمیق می گذارند.

مثلا تفسیر ما از حاصل ناخوشایند چند گزینش ممکن است این باشد:
که خود را ناتوان بدانیم و سزاوار وضعی بهتر از آنچه داریم، نشناسیم.
این تعبیر و تفسیر نادرست که تصور ما را نسبت به خودمان مخدوش و منحرف می کند،
می تواند از این به بعد ما را به ترس و شک انداخته،اعتماد به نفسمان را کم کرده ; و از قدرت عمل، ابتکار و تلاشمان بکاهد.

از طرف دیگر نتیجه دلخواه چند گزینش مناسب و تفسیر مثتبی که از آن می کنیم
می تواند موجب افزایش اعتمادمان به خود شده و بر قدرت عمل،
ابتکار و تلاشمان افزوده و از ما فرد دیگری بسازد.

هر کس با توجه به تعریف خود برای تصمیم گیری از روش ویژه ای استفاده می کند.
گروهی به احساس خود تکیه می کنند، جمعی اولین امکان را برمی گزینند،
بعضی آنقدر در مورد امکاناتشان فکر می کنند که بطور کلی تصمیم گرفتن را فراموش می کنند.
حتی دیده می شود که عده ای اجازه می دهند دیگران برایشان تصمیم بگیرند.
گروه های دیگری نیز هستند که تصمیم گیری را هرچه بتوانند به عقب می اندازند
یا آن را بدست سرنوشت واگذار می کنند.

● توصیه‌های روان‌شناسان

روان‌شناسان توصیه می‌کنند در موارد سردرگمی بین چند انتخاب،
افراد تصمیم‌گیری سریع براساس انتخاب ناخودآگاه را، روش خود قرار دهند.
دکتر نیوویل، روان‌شناس دانشگاه ولز جنوبی،
برای تحقیق در مورد این مساله از چند نفر خواست تا در آزمایشی به همین منظور شرکت کنند.
به این افراد گزینه‌هایی برای انتخاب داده شد
و از آنها درخواست شد تا بعضی از آنها را پس از تفکر و ارزیابی
و برخی دیگر را به صورت سریع و ناخودآگاه انتخاب کنند.
در اغلب این افراد، نتیجه به دست آمده این بود که:

انتخاب آگاهانه و بر اساس تفکر در بیشتر موارد بهتر و نزدیک‌تر به واقعیت است.
در بعضی موارد هم نتایج به نفع انتخاب نا آگاهانه بوده است.

در مواجهه با انتخاب‌هایی مانند خرید ماشین یا اجاره‌ خانه،
بسیاری از شرکت ‌کنندگان بر اساس توجه به اطلاعاتی مانند:
امنیت، قیمت، ایمنی خانه و زیبایی‌ آن تصمیم ‌گیری کردند
اما بعضی هم فقط با توجه به انتخاب ناخودآگاه و انتخاب سریع تصمیم‌ گیری کردند.
بررسی روان شناسان نشان داد که افراد دسته دوم انتخاب‌ های آسان تر و بهتری داشتند،
چون افراد دسته اول به هیچ وجه نمی‌توانستند
تمام اطلاعات راجع به گزینه ها‌یشان را تحلیل کنند.
علاوه بر این، اضافه شدن به حجم داده‌هایی که مغز باید برای یک انتخاب پردازش کند
موجب می‌شود تا قدرت تصمیم گیری کاهش پیدا کند.

مقاله ” دلایل عدم تصمیم گیری” را مطالعه کنید

تصمیم گیری سخت

● تصمیم‌گیری در شرایط سخت

به عقیده روان شناسان،
در مواردی که یک انتخاب سخت باشد، شرایط متعدد وجود دارد
و بهترین کار تکیه بر ناخودآگاه است چون این انتخاب:
نسبت به اطلاعات غیرضروری حساس تر است و به راحتی از کنار آن می‌گذرد؛
در حالی که در انتخاب آگاهانه و بر اساس تفکر:
بسیاری از موارد تاثیرگذار فقط بر اساس زمان وارد شدن آنها به مغز درجه بندی می‌شوند
و اهمیت آنها زیاد در نظر گرفته نمی‌شود.

بنا بر بررسی‌های انجام شده، در زمان انتخاب‌هایی مانند خرید لباس یا موارد مشابه،
انتخاب کسانی که آگاهانه و پس از بررسی‌ زیاد تصمیم گیری کرده‌اند،
بسیار شبیه کسانی است که سریع و بر اساس ناخودآگاه خود تصمیم گرفته‌اند.
نتایج این مطالعه به هیچ وجه برای تصمیم گیری‌های حیاتی و پراهمیت صادق نیست،
اما روان‌شناسان پیشنهاد می‌کنند افراد در امور روزمره زندگی خود
و بر سر انتخاب‌های کم اهمیت از تصمیم‌گیری‌های سریع استفاده کنند و انرژی اضافه تلف نکنند.

گردآوری و تخلیص: روناک روشنگر

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منبع:
اثر مرکب؛ دارن هاردی
jooybarezehn.blogfa.com
http://vista.ir/
http://www.parsnaz.ir/

 

تصمیم گیری