لیزی ون – تحلیل زندگی کارافرینان

لیزی ون – تحلیل زندگی کارافرینان

لیزی ون

موسس شرکت ارگانیکس برندز

۱. فرار از یک رنج برای رسیدن به لذت:

لیزی ون در۲۳ سپتامبر۱۹۵۸ در ناحیه صنعتی واقع در مرکز انگلستان به نام میدلندز به دنیا آمد.

در دوران کودکی وقتی به شدت از تنگی نفس و اگزما رنج می برد: و مجبور بود از دارو های استروئیدی استفاده کند به موضوع تغذیه علاقه مند شد.

او می گوید:

احساس می کردم که باید در مورد بیماری ام اطلاعات زیادی کسب کنم.
برای همین شروع کردم به مطالعه کتاب هایی در مورد بیماری که داشتم
و بعد از مدتی تحقیق به این رسیدم که ارتباطات زیادی بین رژیم های غذایی و سلامتی وجود دارد.

۲.مسیر زندگی:

او در دانشگاه لانکاستر به تحصیل علم بیولوژی و بوم شناسی مشغول شد.

در همان زمان مبارزه سختی در خصوص عدالت اجتماعی آغاز کرد.

که فعالیت های داوطلبانه او در جهت امور مربوط به خانه سازی; و کمک به ایجاد یک تعاونی تهیه غذا برای کارگران بود .

درهمان زمان ها بود که تصمیم گرفت با یک شرکت آمارگر به عنوان تحلیلگر سرمایه گذاری همکاری کند.

به همین دلیل به طور موقت مبارزات عدالت اجتماعی خود را رها کرد.

اما بعد از ۸ سال کار کردن با آن شرکت به این نتیجه رسید که می خواهد به دنبال موضوعاتی برود که به آن ها اعتقاد دارد.

اومی گوید:

من همیشه خواهان نوعی زندگی با الگوی یکپارچه، معنادار و معقول بوده ام،
نه خواهان طبقه بندی مجزای بخش های مختلف زندگی; اما زندگی در محله تجاری و مالی شهر لندن این طور نبود.
زندگی در آن جا بس دلفریب و هیجان انگیز بود و دریافت حقوق با مبالغ بالا احساس خاصی حاکی از مهم بودن به من می داد،
اما وقتی به سن سی سالگی رسیدم دیگر این احساس را نداشتم.
همیشه به شدت اعتقاد داشتم که جامعه باید به روش بهتری اداره شود
و شهروندان عادی می توانند همه چیز را تغییر دهند.
کم کم فکر کردم که زندگی می تواند خیلی پر بار تر از این باشد.

۲.ایده:رفع رنج کودکی خود برای تمام بشریت.

وی به این نتیجه رسید بهترین راه برای این که بتواند دنیا را جای بهتری برای زندگی خود کند; این است که با تهیه غذا از محصولات طبیعی و عاری از هرگونه افزودنی یا مواد شیمیایی،; بهترین شروع را به نوزادان تازه به دنیا آمده تقدیم کند.

او می گوید:

نوزادان و کودکان برای رشد و نمو بهتر نیاز به غذای سالم و طبیعی دارند،
و من می خواستم غذایی را تهیه کنم که در سلامت آنها تحولی عظیم ایجاد کند.
میخواستم در این صنعت استانداردی به وجود بیاورم.

۴. مسیر موفقیت:

اولین باری که ایده تهیه غذای تهیه شده از مواد کاملا طبیعی و سالم برای کودکان به ذهن لیزی ون آمد،

تصمیم گرفت فهرستی از تمام مواد غذایی طبیعی و سالم تهیه; و آنها را باهم مخلوط کند تا یک غذای کودک به عنوان محصول نهایی به دست آورد.

متاسفانه سه غذای در راس فهرست او عبارت بودند از توت سیاه، استیک کم چرب و خمیر بادام زمینی.

این آزمایش او موفقیت چندانی کسب نکرد.

او می گوید:

در پایان آن آزمایش آنچه به دست آمده بود مخلوطی مشمئز کننده،
خاکستری رنگ و سرد و لزج بود که به یک تکه خمیر له شده شباهت داشت.

خوشبختانه تلاش های بعدی او برای تهیه غذای مرغوب برای کودکان نتایج بهتری در بر داشت.
او توانست غذایی مرغوب سالم و طبیعی با طعم و شکل بهتر از نمونه های شیمیایی داخل بازار تولید کند.

او می گوید:

با خود فکر می کردم حتما از پس این کار بر می آیم.
کار آسانی است.
فکر می کردم نیاز به نیم میلیون پوند پول دارم.
در محله تجاری و مالی شهر لندن کسانی را می شناسم که کافی است نزدشان بروم تا به من کمک کنند.
چقدر یک آدم می تواند ساده لوح باشد؟

۵. معرفی محصول جدید به مردم:

او وقتی از چندین سرمایه گذار و بانک های تجاری سرخورده و نا امید شد; مجبور شد تا از جاه طلبی های خود بکاهد.

او با مبلغ پنجاه هزار پوند که از طریق وام بانکی و کمک مالی دوستان فراهم کرده بود شرکت خود را تاسیس کرد.

او می گوید:

من حتی نتوانستم یک کارخانه دار بریتانیایی را مجاب به سرمایه گذاری بر روی کار خود کنم.
من به بسیاری از شرکت های تولید غذای کودک مراجعه کردم و همه آنها از من می پرسیدند.
شما کی هستید؟
آیا قبلا این کار را انجام داده اید؟
از چه حمایت هایی بر خوردارید؟
برای همین به فرد تازه کار بی تجربه ای مثل من اعتماد نمی کردند.

باور لیزی به آنچه که انجام می داد زمانی آغاز شد که در یک نمایشگاه غذاهای سالم در شهر تورکی حضور یافت.

غذای کودک با آن رنگ خاکستری خود که با آرد ذرت مخلوط شده بود واقعا در نزد مردم محبوبیت چندانی نداشت .

برای همین هم کارخانه های تولید غذای کودک در این نمایشگاه ها شرکت نمی کردند .

ما غذای کودک تولیدی خود را در ظرف های زیبایی ریختیم و از مردم دعوت می کردیم تا آن را امتحان کنند.

لیزی ون

رنگ غذای ما نارنجی روشن و سبز و ارغوانی بود زیرا در تهیه آن ها از هویج، اسفناج و سته آبی استفاده کرده بودیم.

مردم آن را می چشیدند و اذعان می داشتند که عالی است .

پس از حضور ما در نمایشگاه، سیل عظیمی از سفارشات سوپر مارکت ها و بوفه های مدارس به سمت ما سرازیر شد.

اکنون شرکت ارگانیکس حدود ۵۰ نوع غذا برای کودکان و نوزادان تولید می کند; و فروش آن در سال ۲۰۰۴ شانزده میلیون دلار بوده است .

لیزی ون اکنون چهل و شش سال دارد و می گوید:

من واقعا به نیروی مردم ایمان دارم.
بر این باورم که می توانیم با دریافت ایده ها و آگاهی بخشیدن و نمایاندن روش های مختلف انجام امور، باصدای بلند و پر خروش، دنیا را تغییر دهیم.

 

لطفا در صورت مفید بودن این مقاله جهت استفاده ی دوستان و کمک به ما و دیگران مطلب را با کلیک روی آیکون های اجتماعی به اشتراک بگذارید.

 

ایمان طوسی
برگرفته از کتاب چگونه موفق شدم؟