درسی که دارن‌ هاردی از پدرش آموخت

دارن هاردی نویسنده کتاب اثر مرکب

صبح‌بخیر

مربی من «جیم‌ران» به من آموخت که تو می‌توانی هم از «الگو‌های خوب» و هم از «اخطارها و هشدارها» درس بیاموزی.

و چالش بزرگ ما این است که فرق بین این دو را تشخیص دهیم و من اضافه می‌کنم که در واقع این اتفاق ممکن است توسط یک نفر انجام شود.

پدرم٬ بهترین دوست من

من برای شما مثالی می‌زنم: اگر برای مدتی عضو این کانال بوده باشید٬ می‌دانید که پدرم بهترین دوست من بود. و تأثیرگذارترین فرد در زندگی من بود. من چیزهای بسیاری از او آموختم. بعضی از آنها «الگوهای خوبی» بودند مثل نظم زیادی٬ اخلاق کاری٬ پشتکار. همیشه کاری را که باید٬ انجام می‌داد. شما همیشه می‌توانستید روی او حساب کنید…او پشت‌تان بود.

من هنوز هم هرروز از او به‌عنوان یک الگو استفاده می‌کنم. و بسیاری از درس‌هایی که من از پدرم آموختم از طریق «اخطارها و هشدارها» بود.

درسی که از اشتباه پدرم آموختم

مثل رابطه‌ی ترسناکی که با همسرش داشت. یادم هست که یک‌بار٬ وقتی‌که تقریباً ۱۲ سالم بود٬ داشتم از جلوی حالِ خانه‌مان رد می‌شدم و شنیدم که صدای عجیبی از حالِ خانه‌مان می‌آید….

آنجا کاملاُ تاریک بود. رفتم تا ببینم چه خبر است؟ و آنجا پدرم بود…

او سرش را بین دست‌هایش گرفته بود و داشت ناله می‌کرد. پدرم هیچ‌وقت ناله نمی‌کرد.این همان فردی بود که اگر می‌دید داری گریه می‌کنی٬ می‌گفت: «اگر به گریه کردن ادامه بدهی ٬کاری می‌کنم که بیشتر گریه کنی»!!!

این اولین باری بود که می‌دیدم پدرم دارد گریه می‌کند. شاید تنها باری که دیدم پدرم گریه می‌کند.

او کوه من بود٬ تنها ریشه‌ی من در جهان و او آنجا شکسته بود. او یک دعوای دیگر با همسرش داشت و این یکی به نظر دردناک‌تر بوده است. او متوجه شده بود که همسرش آخر هفته را با دوستانش سپری نکرده بود٬ بلکه وسایلش را جمع کرده بود تا آخر هفته را با مرد دیگری سپری کند.

پدرِ من٬ آن جنتلمن محکم و بااعتماد به نفس٬ خودش را پایین آورده بود و به او التماس کرده بود که نرود… اما او باز هم با این وجود رفت.

این اتفاق او را نابود کرده بود و حالای جلوی من نشسته بود و نابود شده بود.

لحظه مهم در زندگی من

این تصویر در ذهن من ثبت شد. هنوز مثل همین دیروز به یاد دارم. این یک لحظه مهم در زندگی من بود. این یکی از بزرگ‌ترین درس‌های من بود که به وسیله‌ی «هشدار» به من آموخته شد.

«اخطار و هشدار» به این موضوع که در انتخاب فردی که می‌خواهید با او ازدواج کنید٬ بسیار دقت کنید. به همین دلیل بود که تا ۳۰ سالگی برای ازدواج صبر کردم. به همین دلیل بود که ۴۰ صفحه از دفتری را درباره‌ی مشخصات دقیق زنی که می‌خوام با او ازدواج کنم پُر کردم. به همین دلیل بود که ۱ ماه بعد از آشنا شدن با زن آینده‌ام دوازده تعهد برای رابطه‌مان نوشتیم و اولین تعهد بی‌قید و شرط من این بود که تهدیدی برای از بین بردن رابطه نباید وجود داشته باشد.

من مجدداً از پدرم به‌خاطر آن درس زندگی بزرگ متشکرم

به خاطر اخطار و هشدار او می‌توانستم بیاموزم و تصمیم متفاوتی بگیرم. اخطار او به من کمک کرد تا مثال خودم را بسازم و به زنی باورنکردنی برسم که به زودی۲دهه می‌شود که باهم هستیم.

«آیا درباره خانم آهنین پاکستان چیزی می‌دانید؟»

هرکس اطراف شما یک معلم است

آن‌ها یا از طریق «الگوی‌خوب» به شما می‌آموزند در این‌صورت مثل آنها رفتار کنید و به نتایج‌شان نگاه کنید یا از طریق «اخطار و هشدار» در این‌صورت مطمئن شوید کاری را که آنها می‌کنند انجام ندهید.

نکته اینجاست که تشخیص دهید آیا آنها دارند از طریق «الگوی خوب» به شما می‌آموزند یا از طریق «اخطار و هشدار» و همان‌طور که به آن اشاره کردم حتی یک فرد مشابه می‌توانند از هردو طریق آموزش برای شما استفاده کند. فقط باید به اندازه‌ی کافی باهوش باشید تا فرق بین آن دو را تشخیص دهید. و من امیدوارم که در این جلسه‌ی مربیگری امروز فقط کمی در تشخیص دادن این دو به شما کمک کرده باشم.

پس حالا از شما می‌خواهم که با ما به اشتراک بگذارید به ما بگویید که چگونه کسی روی شما تأثیر گذاشته است؟ هم از طریق «الگوی خوب» و هم از طریق «اخطار و هشدار» 

چه چیزی از طریق «الگوی خوب» به شما آموخته‌اند و چه چیزی از طریق «اخطار و هشدار» ؟

و من منتظر خواندن آموزش‌های شما هستم

 

جیم ران: معیار زندگی‌تان را تعیین کنید

جیم ران

«اِ. جِیمز رآن»، معروف به جیم رآن (Jim Rohn) کارآفرین، نویسنده و سخنران انگیزشی آمریکایی است. کارهای او تاثیر مستقیمی بر آفرینش و گسترش افراد دیگری که در صنعت رشد شخصی فعالیت داشتند، از قبیل آنتونی رابینز، مارک ویکتُر هَنسِن، برایان تریسی و جَک کَنفیلد داشت. در ادامه سخنان جیم ران را می‌توانید به صورت ویدیو (با زیرنویس فارسی) ببینید و یا فقط ترجمه گفته‌های‌شان را اینجا بخوانید:

چرا حالا نه؟ این زمان خوبی است. هنگامی که قرن ۲۰ به پایان رسیده است و وارد قرن ۲۱ام شده‌ایم چه زمان خوبی برای هدف گذاری، کار کردن روی خودتان و کار کردن روی مهارت‌های‌تان است، چه زمان خوبی است برای این که به تمام توانایی‌های‌تان دست یابید، چه زمان خوبی برای شروع کردن فرآیند توسعه‌ی شخصی رشد کردن، تغییر کردن، توسعه دادن، داشتن برنامه‌ای خوب برای پول‌تان و زندگی‌تان و آینده‌تان است.

چرا حالا نه؟ از حالا به بعد هیچ فرصتی نباید هدر برود، با دقت به من گوش دهید، خیلی با دقت به من گوش دهید. باید چیزی را که می‌گویم بشنوید این مهم است، یک روز ۸۶۴۰۰ ثانیه است اگر از تمام آن ثانیه‌ها استفاده کنید زندگی دلخواه خود را خواهید ساخت، چیزی را که می‌خواهید داشته باشید خواهید داشت، چیزی که می‌خواهید باشید خواهید شد، می‌توانید بیش از آن چه که دارید داشته باشید، زیرا می‌توانید بیش از آنچه که هستید، شوید.

اگر همان طور که هستید بمانید همیشه همان چیز قبل را خواهید داشت ولی اگر مایل باشید که تغییراتی انجام دهید ۵ سال بعدی زندگی‌تان با ۵ سال قبل کاملا متفاوت خواهد بود. اگر تغییر نکنید به احتمال زیاد ۵ سال بعد زندگی‌تان مثل ۵ سال قبل خواهد بود، برای تغییر چیزها باید خودتان تغییر کنید، برای بهتر شدن چیز‌ها باید خودتان بهتر شوید، چیزی که اتفاق می‌افتد آینده‌تان را تعیین نمی‌کند بلکه کاری که در رابطه با اتفاقی که می‌افتد انجام می‌دهید، تعیین کننده است جهت مقصد را تعیین می‌کند.

Jim-rohn

تمام کاری که باید انجام دهید این است که تغییر کمی در جهت ایجاد کنید تا در عرض ۲،۳ یا ۵ سال به مقصدی جدید برسید. اگر که می‌خواهید آینده برای‌تان تغییر کند باید خودتان تغییر کنید، اگر تغییر نکنید ۶ سال بعدی زندگی‌تان مثل ۶ سال قبل خواهد بود، هنوز از صورتحساب‌های‌تان عقب خواهید بود هنوز از قول‌های‌تان عقب‌خواهید بود، هیچ فرصتی دوباره هدر نمی‌رود هیچ فرصتی دوباره نباید از دست برود اگر یکی از ما بتواند انجامش دهد همه‌ی ما می‌توانیم انجامش دهیم.

چرا حالا نه؟

سوال آخر من این است: چرا حالا نه؟ بنابراین دوست‌دارم با چند کلمه از «جیم» صحبتم را به پایان برسانم. یکی از آن‌ها این است: کم‌تر از بهترین‌تان کار نکنید همیشه بهترین کاری را که می‌توانید انجام دهید طوری که درباره‌تان بگویند که شما هر کاری می‌توانستید با آن چه داشتید کردید، از تمام توان ذهن قلب، روح، تماس و توانایی‌تان استفاده کردید، زندگی‌تان نباید قابل قبول باشد، زندگی‌تان باید به یادماندنی باشد، جامعه شما را ترغیب می‌کند که به چیزی خیلی کم‌تر دست یابید اما شما باید به دنبال بیش‌تر بروید، اثر خودتان را به جای بگذارید، آن قدر کارتان را خوب انجام دهید که دستاورد‌های شما معیاری برای آیندگان باشد.

به هدفی والا دست یابید به دنبال چیزی فراتر از آنچه فکر می‌کنید می‌توانید انجام دهید بروید چرا که نه؟ بیشتر از این‌که بر روی شغل‌تان سرمایه گذاری کنید بر روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید کمی قوی‌تر باشید کمی عاقل‌تر شوید سرزندگی، تلاش و سهم‌تان را افزایش دهید تمام توان‌تان را در کاری که انجام می‌دهید بگذارید. توان، اشتیاق، قلب و روح‌تان را توسعه دهید سپس به ما هشدار می‌دهد بگذارید دیگران زندگی‌های کوچک را هدایت کنند اما شما نه!

بگذارید دیگران به خاطر آسیب‌های کوچک گریه کنند اما شما نه! بگذارید دیگران سر چیزهای بی‌اهمیت بحث کنند اما شما نه! گفت: در کارهای با اهمیت سهیم باشید هر چه چالش بزرگ‌تر، فرصت بیشتر است دوم این است: در انتهای زندگی‌تان بگذارید که درباره‌تان بگویند که من در مبارزه‌ی خوبی بودم برای فرزندانم جنگیدم برای سلامتی‌ام جنگیدم برای حفاظت از شرکتم جنگیدم برای چیزی که درست بود جنگیدم گفت اگر چیزی با ارزش را می‌خواهید باید برای به دست آوردنش بجنگید.

دریافت ویدیوی انگیزشی جیم ران