معرفت شناسی اینشتین در ان‌ال‌پی (قسمت دوم)

معرفت شناسی اینشتین

مشاهده قسمت اول

ان‌ال‌پی از مطالعات گسترده‌ی مردمان موثر در زمینه‌های مختلف سه مشخصه به دست آورده که افراد موفق و خلاق را از دیگران متمایز می‌کند که با تعریف جیمز منطبق است:

  1. هدف ثابتی دارند که فعالیت آنها را هدایت می‌کند.
  2. بازخورد حسی نزدیکی دارند که با توجه به فعالیت انجام شده، پیشرفت حاصل برای رسیدن به هدف را اندازه‌گیری می‌کنند.
  3. در رفتار خود انعطاف دارند، به طوری که میتوانند فعالیتشان را به راحتی و با بیبشترین تاثیر، برای رسیدنه هدف خود تغییر دهند.

همان طور که «ویلیام جیمز» می‌گوید: در تمام عصرها، فردی که اراده‌ی او از اهداف دور دستش نشات گرفته، دارای عمیق‌ترین بینش است.

مطابق مدل تات، ارزش‌ها و باورها فرایندهای تست برنامه‌ی زندگی هستند، دانش و فعالیت‌های فنی، عملیات‌هایی هستند که برای رسیدن به اهداف سطوح بالاتر به کار می‌رود.

اینشتین می‌گوید که فعالیت دین (باورها و ارزش‌ها) و علم (دانش و توانمندی‌های تکنیکی) در دو سطح کاملا متفاوتی قرار دارند و بنابراین نمی‌توانند با یکدیگر تداخلی داشته باشند، مگر این که به اشتباه یا به دلیل آشفتگی این دو سطح با یکدیگر ادغام شود. اگر کسی بتواند این دو سطح مختلف را درک کند، به هر حال این دو فرایند برخلاف آن که با هم تداخل داشته باشند، تقویت کننده‌ی همدیگر هستند.

طبق گفته‌های اینشتین، این حس روحانی از رسالت و هدف است (و به مکانیزم چیستی ارتباطی ندارد) که منبع انرژی و انگیزه برای توسعه‌ی ابزارها باید در اختیار اهداف عمیق و رسالت دین قرار گیرد که این تمدن از آن‌ها سرچشمه گرفته است.

اینشتین ارتباط بین علم و دین را با این عبارت با ظرافت جمع بسته است:

«علم بدون دین کور است، دین بدون علم لنگ»

اینشتین معتقد است، در حالی که محتوای علم و دین متفاوت است، شکل آنها یکسان است. واقعیت‌ها و علوم تجربی با مکانیک رفتار و محیط انسان ارتباط دارند.

قضایا و دستورهای اخلاقی با باورها و ارزش‌ها و شخصیت انسان ارتباط دارند. اگر چه این دو دغدغه در سطوح مختلفی قرار دارند، فرایند‌های ذهنی که توانمندی فرد در استفاده از این قابلیت‌ها را تعیین می‌کنند، در همان سطح مربوط قرار می‌گیرند.

روشی که فرد روابط اخلاقی را درک کرده و به کار می‌گیرد، شبیه روشی است که فرد دیگری روابط علمی را درک کرده و به کار می‌گیرد. هدف از شروع علم و اخلاق دسترسی به نظامی هماهنگ بین رفتار و تجربه‌های حسی است و چنین نظامی آخرین آزمایش موفقیت آن‌ها خواهدبود.

دغدغه‌ی اساسی علم و اخلاق، این است که چگونه می‌توان فرایند‌هایی مانند تغییر، تنوع‌طلبی، گوناگونی و نامعلومی را با ارزش‌هایی مانند ثبات و همگرایی در رفتار متعادل ساخت. پاسخ این سوال را جایگاه انعطاف‌پذیری تعیین می‌کند. مثلا اگر کسی در زمینه‌ی سخنرانی یا انگیزه‌دادن به مردم یا رهبری، شایسته شناخته شده است، لذا این زمینه‌ها ثابت‌های اوست. جایی که به انعطاف‌پذیری نیاز دارند، سازگاری با انگیزه‌های مختلف مردم در محیط‌های مختلف است.

در ادامه مقاله در قسمت سوم با ما همراه باشید.

گردآوری: روناک روشنگر

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منبع: مهارت‌های ذهنی۲؛ رابرت دیلتز