آیا ازدواج ناموفق بهتر از طلاق است؟

آیا ازدواج ناموفق بهتر از طلاق است؟

موارد کمی بدتر از ازدواج بی‌عشق همراه با احساس ترس، گناه و مسئولیت است.
من نتایج ازدواج‌های تو خالی و پوچی را دیده‌ام که فقط به دلیل فشارهای جامعه، اجبار یا برای خاطر فرزند دوام آورده‌اند. من می‌گویم: اگر برای خاطر فرزند باشد، برعکس، او قربانی می‌شود. وقتی فرزند تنها عامل حفظ ازدواج باشد، دربرآوردن نیاز احساسی فرد اهمال می‌شود. خانه‌ای که در آن همکاری و ارزش‌های یکسان وجود نداشته باشد، به دروغی تبدیل می‌شود که جامعه‌ای ریاکار را می‌پروراند.
بسیاری از مردم به علت اعتقادهای مذهبی‌شان که طلاق را منع می‌کند، به زندگی در زیر یک سقف ادامه می‌دهند.  بعضی از خانم‌ها با اختلافات بی‌پایان، فشارها و بدبختی‌ها، فقط بنا به دلایل اقتصادی می‌سازند و می‌سوزند. زندگی با مردی که زن از او نفرت دارد، ممکن است دشوار باشد، اما پیدا کردن شغلی پر‌منفعت ممکن است سخت‌تر باشد. چنین زنی اغلب با بهانه‌ی مراقبت از فرزندانش خودش را قانع می‌کند. (مقاله شش‌گانه ازدواج موفق)
اصطلاح خانواده درهم‌گسیخته دارای بار منفی است. خانواده‌های از هم گسیخته را به دلایل کوتاهی، اعتیاد و گناه‌هایی مثل دزدی کوچک تا قتل، مقصر می‌دانند. مادری مقدس نما می‌گوید: من نمی‌خواهم تو با … در ارتباط باشی، خانواده‌ی او از هم گسیخته است.
خانواده‌ی از هم گسیخته غفلت، پریشانی، جدایی، عدم رضایت و سختی‌هایی غیرقابل شمارش به همراه دارد.
یکی از مراجعانم می‌گفت: خانواده‌های از هم گسیخته قلب‌های از هم گسیخته به وجود می‌آورند. متاسفانه، خیلی‌ها طلاق را با خانواده‌ی از هم گسیخته با تمام بدبختی‌ها و ناراحتی‌هایش یکسان فرض می‌کنند. معتقدند که طلاق یک ننگ و نشانه‌ی شکست شخصی است و برای کودکان آسیب روانی به همراه دارد. اما اگر طلاق درست انجام شود، لازم نیست که یک بحران تلخ یا نابودکننده‌ی کودکان به شمار آید.

کلام آخر

فرزندانی که در خانه‌ای پرتنش وبی‌عشق بزرگ می‌شوند، بدتر از فرزندانی که در خانه‌ای پرتنش و بی عشق بزرگ می‌شوند، بدتر از فرزندانی رفتار خواهند کرد که والدین‌شان از هم طلاق گرفته‌اند، به خصوص اگر هوشمندانه از هم طلاق گرفته باشند.
مطالعات نشان می‌دهد که طلاق به کودکان صدمه می‌زند.
آیا اگر خانواده بر مشکلات‌شان قبل از جدا شدن غلبه کنند، مشکلات کودکان حل می‌شود؟
به نظر می‌رسد کودکانی که پدر و مادرشان با هم دعوا دارند، چه جدا شوند و چه جدا نشوند، الگویی مناسب برای عشق و ارزش روابطشان در ازدواج ندارند.
مساله‌ی مهم دیگر این است که پدر و مادر به احتیاجات فرزندان‌شان توجهی نمی‌کنند، به خصوص در نزاع‌هایی که در مساله‌ی حضانت بچه‌ها پیش می‌آید. ملاقات‌های بعد از طلاق بر طبق برنامه‌های والدین و راحتی آن‌ها و کودکان‌شان برنامه‌ریزی می‌شود و بیشتر کودکان توانایی درک مساله‌ی طلاق را ندارند.
کودک صبح از خواب بیدار می‌شود و می‌بیند که اثری از پدرش و تمام وسایل او در خانه نیست. اینکه والدین چطور و چه موقع موضوع طلاق را برای کودکان‌شان توضیح دهند، دنیای متفاوتی برای آن‌ها و پذیرش مساله به‌وجود می‌آورند.
نکته‌ی اصلی این است که اگر پدر و مادر در مورد طلاق منطقی، باملاحظه و هوشمندانه عمل کنند، موضوع طلاق دیگر بحرانی تلخ و نابود‌کننده برای خودشان و کودکان نمی شود.(پکیچ تربیت فرزند استاد پاکذات)

گردآوری: روناک روشنگر
گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران
منبع:
۲۳ باور مخرب در ازدواج ؛ دکتر آرنولد لازاروس

فرزند موفق پرورش دهیم – کلیپ آموزشی انگیزشی

فرزند موفق

فرزند موفق پرورش دهیم – کلیپ آموزشی انگیزشی

فرزند موفق پرورش دهیم – کلیپ آموزشی انگیزشی


میدونید من هدفم این نبود که متخصص فرزند پروری شوم.

در واقع خیلی هم علاقه ای به خود فرزند پروری ندارم.

اما این روز ها، شیوه ی خاصی از فرزند پروری وجود دارد؛

که به نحوی دارد بچه ها را تباه می کند.

فرصت پرورش دادن خودشان را از آنها می گیرد.

این روز ها شیوه ی خاصی از فرزند پروری وجود دارد…

منظورم این است که ما زمان زیادی را صرف نگرانی در مورد والدینی می کنیم که به اندازه ی کافی درگیر زندگی فرزندانشان نیستند….و آموزش آن ها با تربیت آنها.

اما در سوی دیگر این طیف باز هم آسیب زیادی در جریان است.

جایی که والدین احساس می کنند که فرزندی نمی تواند موفق باشد.

مگر اینکه پدر یا مادر در هر موقعیتی محافظ و پیش گیرنده باشد.

و ناظر بر هر اتقاقی و هر لحظه را به صورت جزئی کنترل کنند.

و فرزندشان را به سمت زیرمجموعه ی کوچکی از دانشگاه ها و شغل ها هدایت کنند.

وقتی ما فرزندان را اینگونه پروش دهیم،

و می گوییم “ما” چون خدا می داند، در بزرگ کردن ۲ نوجوانم، من خودم این تمایلات را داشته ام.

فرزندانمان در نهایت،‌ یک کودکی چک لیستی خواهند داشت.

و چک لیستی چنین است:

ما آنها را سالم و سرحال نگه می داریم.

و تغذیه شده و سیراب.

و بعد می خواهیم خیالمان راحت باشد که به مدارس خوب می روند.

و نه فقط این اینکه آن ها در کلاس های خوب مدارس هستند.

و اینکه آنها نمرات خوبی در کلاس های خوب مدارس خوب می گیرند.

اما نه فقط نمرات، بلکه رتبه شان

و نه فقط نمرات و رتبه،

بلکه افتخارات و جوایز

و ورزش

فعالیت ها، مدیریت و رهبری…

ما به فرزندانمان می گوییم:

فقط جزء یک انجمن نشو

یک انجمن را پایه گذاری کن

چون این چیزیست که دانشگاه ها می خواهند

و خدمات اجتماعی انجام بده

یعنی، به دانشگاه ها نشان بده که به دیگران اهمیت می دهی.

(خنده حضار)…….

باری دیدن این کلیپ روی عکس زیر کلیک کنید.

 

 

[ult_dualbutton btn_hover_style=”Style 2″ button1_text=”۶۷.۰۲ مگابایت” icon_link=”url:http%3A%2F%2Fas11.cdn.asset.aparat.com%2Faparat-video%2F90fb9646ee77356355c0b697ab875cef6081685-360p__71113.mp4|title:%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF|target:%20_blank|” btn1_background_color=”#1e73be” btn1_bghovercolor=”#e84135″ icon=”none” icon_size=”40″ icon_color=”#ffffff” icon_hover_color=”#0a0a0a” button2_text=”۳۰.۳۶ مگابایت” btn_icon_link=”url:http%3A%2F%2Fas11.cdn.asset.aparat.com%2Faparat-video%2F90fb9646ee77356355c0b697ab875cef6081685-180p__71113.mp4|title:%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF|target:%20_blank|” btn2_background_color=”#1e73be” btn2_bghovercolor=”#e24534″ btn_icon_color=”#ffffff” divider_style=”icon” divider_text_color=”#002777″ divider_bg_color=”#ffffff” divider_icon=”Defaults-arrow-circle-down” divider_border_style=”outset” divider_color_border=”#e8e8e8″ btn1_text_color=”#ffffff” btn1_text_hovercolor=”#ffffff” btn2_text_color=”#ffffff” btn2_text_hovercolor=”#ffffff” btn1_heading_style=”text-decoration:underline;” btn2_heading_style=”text-decoration:underline;” title_font_size=”desktop:18px;” btn_border_radius=”10″ title_line_ht=”desktop:16px;”]

 

[us_iconbox icon=”fa-battery-full” title=”همه کلیپ های انگیزشی” title_size=”20PX” link=”url:http%3A%2F%2Ftabikaran.com%2Fsendclip%2F|title:%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%BE%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%B4%DB%8C|target:%20_blank|”][/us_iconbox]

کودکان مطیع و مشکلات پیش رو

کودکان مطیع

کودکان مطیع و مشکلات پیش رو

کودکان مطیع

شکی نیست که رفتار و برخورد مناسب و اصولی با فرزندان، در شخصیت و آینده آنها تأثیر مستقیم و مهمی دارد; و می تواند از او فردی شجاع، خلاق، دارای قدرت مدیریت ، با اعتماد به نفس و … بسازد.

همان گونه که رفتار های نامناسب در وابسته کردن کودک به دیگران، ترسو و غیر فعال شدن او، حتماً نقش دارند.

کودکان مطیع، کودکانی هستند که بسیار سازگار بوده; و با چشم گفتن به درخواست های دیگران، معمولاً رضایت همه را بدست می آورند.

متأسفانه اغلب والدین ترجیح می دهند کودکی آرام ، محجوب، سر به زیر و مطیع داشته باشند; تا کودکی که درخواست های مداوم دارد و بسیار پر جنب و جوش است.

در حالی که آنچه برای سلامت روان کودکان مضر است،; تربیت آنها به نحوی است که قدرت نه گفتن را نداشته باشند و کار هایی انجام دهند که دیگران دوست دارند.

شیوه تربیتی والدین

کودکان مطیع معمولاً در خانواده هایی پرورش می یابند که والدین از سبک تربیتی مستبدانه استفاده می کنند; و به صورت دستوری با فرزندان خود برخورد و صحبت می کنند.

در چنین شرایطی کودک مجبور است برای هر کاری از دیگران اجازه بگیرد و قدرت تصمیم گیری ندارد.

کودکان مطیع

خصوصیات کودک مطیع

این کودکان از خود اراده ای ندارند و خواسته های دیگران را بدون چون و چرا و تجزیه تحلیل می پذیرند.

از اعتماد به نفس پائین تری برخوردار هستند

زیرا از ارزش های خود اطلاع ندارند و تحت سلطه نظر دیگران هستند.

به راحتی تسلیم خواسته ها و دستورات دیگران می شوند.

با چشم گفتن کار خود را پیش می برند . احساسات و افکار واقعی خود را پنهان کرده وهمواره تظاهر می کنند .

قدرت اعتراض کردن ندارند و بسیار وابسته هستند.

با مقررات اجتماعی و اخلاقی به راحتی کنار می آیند و بسیار قانون پذیرند.

[icon type=”vector” icon=”momizat-icon-warning” size=”24″ hover_animation=”border_increase” ]هشدار

با توجه به خصوصیات این کودکان، در مورد آینده و ارتباطات آنها باید به والدین هشدار داد.

به علت چشم گفتن به درخواست های دیگران، امکان سوء استفاده از این کودکان بسیار زیاد است.

همچنین انتظارات والدین و اطرافیان نیز از آنها روز به روز بیشتر می شود،

والدین این کودکان توقع دارند که رشته تحصیلی، غذا، همسر آینده، شغل و حتی لباسی که مورد نظر خودشان است توسط فرزندشان انتخاب شود.

این کودکان به شدت مهر طلب شده و همواره زیر بار ظلم و تأیید شدن از سوی دیگران هستند.

کودکان مطیع و سر به راه امروز، ممکن است به زودی تبدیل به نوجوانان و جوانان خطرناک فردا شوند;

اگر والدین درشیوه های تربیتی و ارتباطات خود با آنان تغییرات اصلاحی لازم را اعمال ننمایند.

زیرا کودکان مطیع بعلت احساسات سرکوب شده و تحت سلطه بودن زمینه پرخاشگری را خواهند داشت

و هر چند در حضور والدین برخی رفتار ها را انجام نمی دهند، اما خشم خود را به گونه ای دیگر تخلیه خواهند کرد.

راهکار های مقابله

  1. تقویت اعتماد به نفس و عزت نفس کودک در هر سنی
  2.  آموزش مهارت تصمیم گیری به کودک
  3.  ایجاد موقعیت هایی برای دادن حق انتخاب به کودک
  4.  احترام به نظر و سلیقه کودک بر اساس شرایط سنی او
  5. عشق ورزی به فرزندان و اثبات علاقه بدون قید و شرط والدین
  6. تقویت استقلال طلبی و جلوگیری از وابستگی کودکان
  7. مشارکت دادن کودک در تصمیمات خانوادگی و نظر خواهی از او

از آن جایی که این کودکان بسیار سازگار هستند و کمتر اعتراض می کنند،; والدین باید آنها را در موقعیت های چالشی ساده قرار دهند و با طرح سؤالاتی آنها را به تجزیه تحلیل موقعیت های مختلف وادار نمایند.

اگر کودک را به مشارکت با همسالان تشویق کنند، با توسعه مهارت های ارتباطی در او،; اعتماد به نفس لازم برای بیان نظراتش را پیدا خواهد کرد.

با احترام به نظرات کودک و انتخاب های متناسب او، مهارت و قدرت نه گفتن را کسب کرده و از خطرات سوءاستفاده در آینده در امان می ماند.

[callout bg=”#bfbfbf” color=”#000000″ border=”#dd3333″ bt_content=”می خوانم” bt_pos=”bottomCenter” bt_style=”undefined” bt_link=”http://tabikaran.com/na-goftan/” bt_target=”_blank”]مقاله «مهارت نه گفتن در کوردکان» را مطالعه فرمایید.[/callout]

 

لطفا در صورت مفید بودن این مقاله جهت استفاده ی دوستان و کمک به ما و دیگران مطلب را با کلیک روی آیکون های اجتماعی به اشتراک بگذارید.

 

گردآوری : مریم ایراندوست

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران
منابع
www.ninisite.com
www.hamdardi.com
www.tnews.ir

تمارض در کودکان

تمارض

تمارض در کودکان

تمارض چیست؟

تمارض یا بیمارنمائی یک اختلال شخصیتی است.
در علم روانشناسی از تمارض به نام اختلال ساختگی یاد می شود.

روانشناسان کودکانی را که تمارض می کنند به عنوان کودکان سخت یا کودکان ناسازگار معرفی می کنند.

تمارض از ۵-۶ سالگی ممکن است در کودکان آغاز شود; به این صورت که صبح برای رفتن به مدرسه خود را به بیماری می زنند و وانمود می کنند که دل درد، سردرد، گلو درد و … دارند.

ناسازگاری به این معنی که کودک نمی تواند یا نمی خواهد خود را با شرایط وفق دهد.

دلیل این رفتار ممکن است مشکلی باشد که کودک در درس خاصی دارد; یا رابطه اش با دبیر مربوطه خوب نباشد و یا با یکی از هم کلاسی هایش در گیری دارد و توان کنار آمدن با شرایط را ندارد.

تمارض دو نوع است :

۱- کودک یا نوجوان به دنبال کسب منفعتی است اعم از مادی یا عاطفی

مثلاً کودک به علت اینکه تکالیف مدرسه اش را انجام نداده و یا مایل است بیشتر استراحت کند،; خود را به بیماری زده و از رفتن به مدرسه یا انجام کاری امتناع می کند.

۲- کودک در پی دریافت منفعتی نمی باشد،

و با اینکه تمایل دارد به مدرسه برود یا کاری را انجام دهد،; اما به علائمی از بیماری دچار می شود که علت جسمی خاصی ندارند.

مثلاً دچار حالت تهوع یا سردرد می شود، در حالی که هیچ علت عضوی در معاینات پزشکی کودک مشاهده و پیدا نمی شود.

تمارض

تشخیص انواع تمارض

کودکی که خود را به تمارض منفعتی ( نوع اول ) می زند به محض رسیدن به هدف مورد نظر، دیگر علائم بیماری را بروز نمی دهد.

اما کودکی که بدون وجود بیماری جسمی، به علائم بیماری دچار می شود این کار را ارادی انجام نمی دهد.

مثلاً اگر از فرد خاصی می ترسد، هر زمان که قرار باشد با او روبرو شود دچار علائم بیماری می شود; و هر وقت که از وی دور باشد، مشکلی ندارد.

شیوه برخورد با این اختلال

۱ – قانون گذاری

قانون گذاری در خانواده و پایبندی به قوانین خانه امری مقطعی نیست; و همیشه و از سوی همه اعضای خانواده باید رعایت شود.

بهتر است قوانین مدرسه رفتن هم به روشنی برای کودکان تعریف شود.
با رعایت قوانین، کودکان نظم و انضباط را یاد می گیرند; و به موقع نسبت به انجام تکالیف و ساعت خواب و دیگر قوانین، اقدام کرده تا نیازی به تمارض کردن پیدا نکنند.
والدین همیشه الگوی فرزندان هستند، چه در رعایت قوانین و چه در نقش های تربیتی.

[callout bg=”#afd693″ color=”#000000″ bt_content=”می خوانم” bt_pos=”right” bt_style=”undefined” bt_link=”http://tabikaran.com/baby-regulations/”]می خواهید مقاله “تعیین قوانین و مقررات برای فرزندان” را مطالعه فرمایید[/callout]

۲ – مهارت حل مسئله

تمامی مشکلات رفتاری کودکان باید ریشه یابی شوند.

پس از ریشه یابی علت رفتار های کودکان باید راههای حل آنها را شناسایی کرده

و از آن میان بهترین و مناسب ترین با شرایط کودک را برگزید.

بهتر است در این فرایند خود کودکان هم نقش داشته باشند.

با کودک راجع به مشکلش با زبان ساده صحبت کرده و راههای برطرف کردن آن را با بیانی کوتاه و روشن، عنوان کرد.

حمایت پدر و مادر در همه مراحل ریشه یابی تا درمان، لازم و ضروری است.

اگر والدین چنین مهارتی را نداشته باشند و در مواجهه با مشکلات، دچار آشفتگی های روحی و رفتاری می شوند،

فرزندان آنها نیز از همین الگو استفاده کرده و بجای حل مسائل خود، ترجیح می دهند صورت مسئله را پاک کنند.

تمارض

۳ – سرزنش کردن ممنوع

هنگام نشان دادن این رفتار از سوی کودکان و نوجوانان، بجای سرزنش و سرکوب آنها باید از جریمه های عدم رعایت قوانین بهره جست.

تحقیر و سرزنش کردن تنها ناسازگاری های آنان را تشدید می کند.

۴ – برچسب نزدن

در برخورد با کودکانی که تمارض را برای رسیدن به اهدافشان انتخاب می کنند،; باید با احتیاط رفتار کرد و از زدن برچسب خودداری نمود.

استفاده از کلماتی همچون دروغگو، ترسو، تنبل و … آسیب ها و تأثیرات بلند مدتی در شخصیت کودکان خواهد داشت.

۵ – ابراز عشق

اگر فرزندان محبت و توجه کافی را از والدین خود دریافت کنند، دلیلی برای این اختلال باقی نمی ماند.

والدین باید در هر شرایطی عشق و علاقه خود را به فرزندانشان نشان دهند.

از هر فرصتی برای محبت و به ویژه حسن جوئی از آنان، استفاده کرده و حتی خود، این فرصت ها را ایجاد نمایند.

با تشویق های به جا و متناسب زمینه تقویت اعتماد به نفس کودک را فراهم کرده و فضای حمایتی و اطمینان بخشی را در خانه جاری سازند.

علت تمارض چیست؟

تمام عللی که برای این رفتار کودکان یعنی تمارض کردن، در نظر گرفته می شود به یک کلمه ختم می شود; و آن هم توجه طلبی کودکان است، توجه عاطفی و محبت.

کودکی که برای جلب محبت و توجه والدین خود دست به تمارض می زند، نباید نادیده گرفته شود،

بلکه باید به دقت ریشه یابی شده و برطرف گردد.

خوشبختانه این اختلال حتی اگر به ارث و ژنتیک هم مربوط باشد، قابل درمان است.

اگر چه تربیت و آموزش این کودکان سخت تر است و فشار زیادی را به والدین تحمیل می کند،

اما آنان نیز می توانند موفقیت های زیادی را در همه مراحل رشد و در بزرگسالی، تجربه کنند.

والدین باید با هوشیاری و شناخت این نوع رفتار ها در فرزندان، اقدام مناسب و ارتباط مؤثرتری با فرزندان خود برقرار کنند تا این اختلال به شخصیت کودک تبدیل نشود.

لطفا در صورت مفید بودن این کلیپ جهت استفاده ی دوستان و کمک به ما و دیگران مطلب را با کلیک روی آیکون های اجتماعی به اشتراک بگذارید.

 

گردآوری : مریم ایراندوست

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منبع
www.seemorgh.com

کودک ناسزاگو – رفتار صحیح با کودک

کودک ناسزاگو

کودک ناسزاگو – رفتار صحیح با کودک

کودک ناسزاگو – برخورد صحیح با کودک ناسزاگو مستلزم آگاهی از علت های این رفتار در کودک است.

در گام اول تغییر این رفتار باید به ریشه یابی دلایل پرداخته شود.

که در مقاله « چرا کودکم حرف زشت می زند؟ » به تفصیل; علت های بد دهانی و استفاده از الفاظ رکیک و نا مناسب را در کودکان، بررسی کردیم.

در ادامه به شیوه های برخورد صحیح با این گونه کودکان خواهیم پرداخت.

۱ – نقش والدین

برای کمک به کاهش و حذف ناسزاگوئی در کودک،

والدین به عنوان الگو های اصلی باید خود از این رفتار پرهیز کنند و آن را به کلی کنار بگذارند.

احترام متقابل بین والدین، تأثیر مستقیمی بر کمتر شدن این رفتار در کودک دارد.

والدین باید از به کار بردن این الفاظ چه به صورت شوخی و یا جدی خودداری کرده

و در صورت انجام و تذکر کودک، فوراً عذر خواهی کنند.

۲ – تغییر محیط

نقش محیط در ایجاد و ادامه این رفتار بسیار زیاد است.

برای برطرف کردن مشکل نا سزاگویی کودک، باید محیط و روابط کودک را تحت کنترل داشت.

دوری از محیط های نا مناسب و قطع ارتباط با دوستان; و کسانی که رفتار های ناسالم و نا به هنجاری دارند در کنترل این رفتار نقش مهمی دارد.

باید کودک را از محیط هایی که منجر به آموزش این عبارات و تقویت این رفتار می شوند،; دور کرده و به تعامل او با سایر هم سالانش دقت کرد.

۳ – نظارت بر رسانه ها

نظارت بر کارتون ها، بازی ها و فیلم های مورد علاقه; و استفاده کودک و کمک به او در انتخاب مناسب ترین گزینه های رسانه ای،

از وظایف مهم پدر و مادر های متعهد می باشد.

۴ – تقویت ارتباطات

والدین باید با تقویت ارتباط مؤثر خود با کودک و دقت در شیوه های تربیتی شان،

زمینه تعامل بیشتر و مناسب تر را با کودک خود فراهم کنند.

پدر و مادر ها باید توجه داشته باشند که سختگیری های بی مورد و بیش از حد،

باعث افزایش رفتار های پرخاشگرانه کودکان خواهد شد.

آنها می بایست به رابطه عاطفی شان با کودک بسیار اهمیت دهند

و اجازه ندهند هیچ مسئله ای این رابطه را مخدوش کند،

در فرصت های مناسب با فرزند خود هم صحبت شده و به حرف های او گوش فرا دهند.

۵ – عدم توجه به ناسزاگوئی

در مواجهه با کودکی که دشنام می دهد، در ابتدا حفظ آرامش خود بسیار مهم است

و سپس بی توجهی کامل نسبت به رفتار کودک و خود او.

خیلی مهم است که در هنگام بروز فحاشی و ناسزاگوئی از سوی کودک،

کاملاً به این رفتار بی توجه بوده و آن را نادیده گرفت.

این عدم توجه باعث می شود که او احساس کنترل کردن دیگران را نداشته باشد.

 

۶ – پرهیز از مقابله به مثل

هنگامی که کودک با فحاشی و ناشزاگویی احساسات شما را تحریک می کند،

بجای مقابله به مثل بهتر است آرام باشید و با جملات مناسب و کوتاه، کار بد او را گوشزد کنید.

به هیچ وجه به شخصیت او حمله نکنید و آن را زیر سؤال نبرید.

از مشاجره طولانی و جدال لفظی با کودک خودداری کرده

و به او یادآوری کنید که با به کار بردن این الفاظ ناپسند و کلمات زشت،

به حل مشکل پیش آمده کمکی نمی تواند بکند و فقط آن را پیچیده تر می سازد .

۷ – آرامش در خانه

حفظ آرامش در محیط خانه و دوری از اضطراب و کم کردن تنش ها موجب می شود; که کودک احساس نشاط و تعلق خاطر بیشتری پیدا کند و حس دوست داشته شدن را بیشتر تجربه کند.

این گونه است که زمینه دوری از افسردگی و افزایش اعتماد به نفس در او قوت می گیرد.

کودک ناسزاگو

حرف زشت

۸ – نخندیدن به رفتار ناشایست

خندیدن به کلمات نا مناسبی که کودک به ویژه در ابتدای زبان آموزی بیان می کند،

پاداش مثبتی است که موجب تقویت این رفتار خواهد شد.

بهتر است پاداش ها را برای مواقعی که کودک این رفتار را نشان نمی دهد، در نظر گرفت.

« از اینکه امشب در مهمانی از حرف های زشت استفاده نکردی خیلی خوشحالم،; بنابراین یک بازی دو نفره با هم انجام خواهیم داد. »

حتی می توان بر اساس ساعت هایی که کودک از این کلمات در صحبت های خود استفاده نمی کند،; به او پاداش های متناسب مادی و عاطفی داد.

۹ – محرومیت

در برابر اهانت های کودک و الفاظ نا مناسبی که به کار می برد،

بجای تنبیه نامؤثر، محرومیت های متناسب در نظر بگیرید.

مثل محرومیت از فعالیت دلخواهش

( فوتبال، بازی های کامپیوتری و…)

و یا وسیله مورد علاقه اش را ضبط کنید

( عروسک، تبلت، توپ، تلفن همراه و…)

نکته مهم این است که این محرومیت باید هر چه سریعتر انجام شود تا مؤثر واقع شود.

در اعمال محرومیت باید رعایت اعتدال را حفظ کرده و با آرامش و متناسب با رفتار ناپسند کودک، آن را تعیین کرد.

۱۰ – آموزش مهارت های مورد نیاز

باید به سادگی به کودک یاد داد که در هنگام خشم و عصبانیت چگونه آن را بروز دهد به نحوی که دیگران را ناراحت نکند.

مهارت ابراز صحیح خشم و کنترل آن به کودک کمک می کند تا هیجان خود را با عباراتی مناسب; و به روشنی بیان نماید و از تنش در روابط او با دیگران جلوگیری شود.

می توان آموزش مهارت کنترل خشم و برقراری ارتباط مؤثر، را به شیوه هایی که کودک بیشتر می پسندد; یعنی با شادی و بازی همراه کرد تا میزان اثر پذیری افزایش یابد .

کودک ناسزاگو

کودک ناسزاگو

۱۱ – تعیین قوانین

نسبت به عدم استفاده از کلمات ناپسند و الفاظ رکیک در محیط خانواده،; می توان طبق توافق با کودکان قوانینی وضع کرد و همه اعضای خانه را متعهد به رعایت این قوانین نمود.

سیستم پاداش و جریمه های متناسب را نیز در نظر گرفت.

مقاله تعیین مقررات برای کودک را مطالعه کنید

۱۲ – استفاده از نظر کارشناس و مشاور

در صورت طولانی شدن این رفتار و عدم تأثیر شیوه های ارائه شده برای برخورد،

بهتر است از راهنمائی های مشاورین حوزه کودک و نوجوان بهره مند شد.

زیرا به کار بردن الفاظ ناپسند و زشت، اگر با تحریک پذیری زیاد کودک همراه باشد

و کودک خشم کنترل نشده ای را در کنار این رفتار نشان دهد،

کار والدین سخت تر شده و نیاز به مشاوره با روانشناسان به وجود می آید.

ذکر این نکته ضروری است که در کنار همه تمهیداتی که والدین به کار می برند،

گاهی این عبارات و الفاظ ناخواسته به دامنه لغات کودک و نوجوان اضافه می شود،

آنچه مهم است هوشیاری و آگاهی نسبت به عدم استفاده از آنها و به کار بردن آنهاست.

لطفا در صورت مفید بودن مطالب جهت استفاده ی دوستان و کمک به ما و دیگران مطلب را با کلیک روی آیکون های اجتماعی به اشتراک بگذارید.

گردآوری: مریم ایراندوست

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منابع
www.salamatnews.com
www.entekhab.ir
www.jamejamonline.ir
www.fa.parsiteb.com

کودک ناسزاگو

حرف زشت زدن کودکان برای چیست؟

حرف زشت

حرف زشت زدن کودکان برای چیست؟

حرف زشت زدن کودکان برای چیست؟

این سؤالی است که اغلب والدین از خود یا مشاور می پرسند

و به دنبال برطرف کردن این مشکل در کودکانشان هستند.

اگر این سؤال شما نیز می باشد، توجه تان را به خواندن این مطلب جلب می کنم.

تربیت فرزند در هر مرحله علاوه بر جذابیت هایی که برای والدین دارد، گاهی آنها را با چالش هایی هم روبرو می سازد.

اگر والدین نسبت به عکس العمل مناسب در برابر این چالش ها، آگاهی داشته باشند،

عبور از مراحل رشدی کودک با آرامش بیشتری همراه خواهد بود.

حرف بد، حرف زشت ، ناسزا، فحش یا …

یکی از چالش هایی که کودکان از سنین پائین و به دنبال یادگیری کلمات; و زبان باز کردن، ممکن است با آن روبرو شوند، استفاده از کلمات زشت و حرفهای بد یا به اصطلاح فحش می باشد.

قطعاً در رفتار مؤدبانه جایی برای استفاده از این کلمات وجود ندارد

و والدین متعهد نسبت به کنترل و حذف این رفتار سوء، اقدام و برخورد مناسب را نشان خواهند داد.

قبل از عکس العملی از سوی والدین نسبت به این رفتار،; لازم است که علت بروز آن در کودکان شناسایی شود.

با شناخت علت های اصلی این نوع رفتار، والدین بهتر می توانند برخورد تربیتی مناسب را انتخاب نمایند.

علت های ناسزا گوئی در کودکان

۱ – والدین

یکی از مهم ترین دلایل ناسزا گوئی در کودکان، یادگیری آن از والدین است.

والدین الگو های اولیه رفتاری برای کودکان هستند

و کودکان آگاهانه یا نا آگاهانه تمایل دارند از رفتار های پدر و مادرشان تقلید کنند.

وقتی والدین در حضور فرزندان از این الفاظ استفاده می کنند،; کودک در جهت همانند سازی با والدین خود، این رفتار را نشان خواهد داد و از همین کلمات استفاده می کند.

همانند سازی یعنی، رفتار هایی که کودک از والدین به صورت کاملاً نا خودآگاه ، در خود درونی کرده،

و به صورت معیار نگهداری می کند وسپس بر اساس این معیار، رفتار را نشان می دهد.

کودک به این حد از شناخت نرسیده است که پدر یا مادرش این گونه الفاظ را خطاب به چه کسی می گوید،; خطاب به فرزندان یا سایر افراد.

همین که این واژه ها در گوش کودک تکرار شوند، کم کم به زبان او نیز جاری خواهند شد.

۲ – سایر کودکان

از دلایلی که در بروز فحاشی در کودکان بسیار مهم است، تعامل و ارتباطات آنها با کودکانی است که این رفتار را دارند.

در حقیقت کودک در مهدکودک یا مدرسه یا گروه های همسالان،; از سایر کودکان می آموزد که برای نفوذ و قدرت یابی یا بروز خشم کنترل نشده و یا حتی تحمیل نظر خویش بر دیگران،; می تواند از این رفتار و این نوع بیان بهره جوید.

۳ – رسانه ها

رساننه های مورد استفاده کودک هم در بروز این رفتار و آموزش این کلمات به کودکان نقش دارند. دیدن کارتون و فیلم و سریال هایی که شخصیت های داستان به شوخی یا در هنگام عصبانیت الفاظ ناپسندی به کار می برند، به خصوص اگر شخصیت مورد علاقه کودک هم باشد، در ایجاد و تقویت این رفتار بسیار نقش دارد.

حرف زشت

۴ – پاداش

یکی از مهم ترین دلایل ماندگاری این رفتار در کودکان،; دریافت پاداشی است که از اطرافیان به خصوص پدر و مادر دریافت می کنند.

معمولاً کودکانی که تازه زبان باز کرده اند، پس از بیان هر کلمه یا عبارت جدید،; به عکس العمل و تغییر چهره اطرافیان خود دقت زیادی می کنند.

مثلاً هنگامی که کودک برای اولین بار برخی کلمات را به زبان می آورد،

اطرافیان با خنده هایخود بزرگترین پاداش های روانی را نثار او می کنند.

۵ – توجه طلبی

کودکی که از توجه و محبت والدین سیراب نشده باشد،; برای دریافت این توجه از اطرافیان، گاهی به استفاده از این لغات ناپسند روی می آورد.

خواه این توجه مثبت باشد و خواه منفی و به صورت داد و بیداد والدین یا تنبیه و دعوا از سوی آنها.

۶ – جذابیت این الفاظ

برخی روانشناسان معتقدند که بیان کلمات ناپسند از سوی کودک به ویژه در سنین پائین تر،; بخشی از فرایند زبان آموزی اوست.

نوع گویش و تلفظ این لغات به طرز خاصی جذاب تر است مخصوصاً برای کودکان.

۷ – نداشتن مهارت کنترل خشم

کودکی که از نحوه ی صحیح بروز و کنترل خشم آگاهی ندارد; و در واقع آموزش مناسبی در این زمینه ندیده است،

رفتارهای اطرافیان اعم از والدین و دوستان و یا کودکان همبازی را نوعی الگو در نظر می گیرد.

به عنوان مثال می آموزدکه در هنگام عصبانیت یا ناراحتی; برای تخلیه هیجانی خود از الفاظ و حرف زشت و ناسزاگونه استفاده کند.

چون هیچ وسیله ای برای دفاع از خود در هنگام رفتار های خشونت آمیز و خصمانه دیگران ندارد.

این موارد، ۷ علت اساسی و کلی برای فحاشی و ناسزا گویی در کودکان می باشند; که با شناسایی دقیق هرکدام بهتر می توان برخورد متناسب را انتخاب و مدیریت نمود.

 

گردآوری : مریم ایراندوست

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منابع
www.entekhab.ir
www.persianv.com
www.salamatnews.com
www.beytoote.com
www.jamejamonline.ir

الگو پذیری کودکان از شخصیت های کارتونی

الگو پذیری کودکان

الگو پذیری کودکان از شخصیت های کارتونی

الگو پذیری کودکان – امروزه انیمیشن ها و شخصیت های کارتونی; به قهرمانان دنیای کودکان تبدیل شده اند; و در این میان انیمیشن های خارجی از جایگاه ویژه ای برخوردارند; سیندرلا، سوپر من، سفیدبرفی، لاک پشت های نینجاو …

کارشناسان اعتقاد دارند با توجه به اینکه کودکان با شخصیت های کارتونی همزاد پنداری می کنند; باید در محتوای این برنامه ها دقت کرد.
انیمیشن ها در قالب کارتون و بازی های رایانه ای تأثیر زیادی; در روند رشد شخصیتی کودکان و نوجوانان دارند.
شخصیت های دنیای کارتون برای مخاطبان کودک و نوجوان به آسانی به عنوان الگو پذبرفته می شوند; و کودکان سعی می کنند از رفتار و برخورد آنها تقلید کنند.

الگو پذیری کودکان

الگو پذیری کودکان

تلویزیون مرکز تجزیه و تحلیل و فراهم سازی اطلاعات کودکان است.

یعنی منبعی برای شناخت و پیش داوری یا معلمی برای آموختن است.; از طرفی کودکان به دلیل تجربه و آگاهی بسیار محدود، اغلب از موضع پذیرش ، پیام های تلویزیون را دریافت می کنند; و در واقع در برابر پیام های جذابی که از طریق شخصیت های سرگرم کننده; در انیمیشن ها و عروسک ها ارائه می شوند،; بی دفاع تر از آنی هستند که والدین تصور می کنند.

هنگامی که همزاد پنداری و ارتباط با کاراکتر ایجاد شد،; زمینه تأثیر گذاری پیام های رسانه ای آسان تر می شود.; همین اتفاق در ذهن و روح کودکان رخ می دهد; و با تکرار دریافت پیام های یکسان از شخصیت های رنگارنگ،; الگو پذیری و تقلید آغاز می شود، بدون اینکه کودک در پی پیامد ها و آثار مثبت و منفی آن باشد.

بچه ها از بین شخصیت های انیمیشن ها، الگوهای خود را انتخاب می کنند.

اگر کودک در یک فیلم سینمائی یا انیمیشن، قهرمان فیلم را در حال مصرف سیگار ببیند،; الگوی نادرستی برای او خواهد شد. بدین ترتیب در یک جریان مداوم،; سبک زندگی کودکان امروز و مردان و زنان فردا تأثیر می پذیرد.

داستان هایی که امروزه بخصوص در انیمیشن ها به تصویر کشیده می شود; مملو از بی حرمتی است که شامل همه چیز است،; از مسائل ضد اخلاقی گرفته تا مصرف مواد مخدر و حتی مضامین جنسی .

آنچه والدین باید انجام دهند.

۱ – الگوی استفاده والدین از رسانه ها، اهمیت خاصی دارد.

اگر والدین بحش عمده اوقات فراغت خود را با تلویزیون سپری می کنند،; کودکان این رفتار را الگو برداری می کنند و همین مسئله باعث آموزش غلط می شود.; بنابراین والدین باید ترجیح دهند ساعاتی از روز را با فرزندان در مورد موضوعات مختلف صحبت کنند; و با یکدیگر به تبادل فکری بپردازند.

۲ – آموزش روش تماشای انتخابی از کودکی

زمینه ساز مواجهه مناسب با پیام های رسانه ای است.; به این معنی که اولاً از تلویزیون تنها به عنوان یکی از ابزار های سرگرمی کودکان استفاده شود،; نه وسیله ای برای رهایی از آنها و رسیدگی به کار های دیگر.
ثانیاً می بایست با تذکر اینکه چه برنامه ای، چه کارتونی یا فیلمی مناسب اوست،; در انتخاب برنامه های مناسب با کودک مشارکت کرد.

۳ – باید فواید و مضرات سرگرمی ها و برنامه های رسانه ای را در نظر گرفت.

برخی از والدین برای حفظ سعادت خانواده، تصمیم گرفته اند از تلویزیون استفاده نکنند; و گروهی نیز به کودکان خود یاد می دهند که به سبک و سنگین کردن محتویات برنامه ها بپردازند.
هر چقدر یک کودک یا حتی یک بزرگسال برنامه های تلویزیونی را بهتر تجزیه و تحلیل کند،; بهتر می تواند از عواقب منفی رسانه ها دور باشد.; بدین ترتیب والدین می توانند بیشترین کمک را در این زمینه به فرزندان خود بکنند.

۴ – کودکان ذاتاً به تقلید علاقه زیادی دارند

این مسئله، مسئولیت سنگینی بر دوش والدین می گذارد; تا کمک کنند کودکانشان از مشاهده صحنه های خشونت آمیز خودداری کنند.; اگر پدر و مادر ها چنین برنامه هایی را ببینند،; کودکان نیز دیدن آنها را کار اشتباهی نمی دانند.

۵ – تقویت ارتباطات فردی با فرزندان

با تقویت ارتباطات فردی با فرزندان مثل داستان گوئی، بازی،; حضور در جمع های مناسب و فضای خانوادگی، تشویق کودکان به رعایت موازین فرهنگ بومی،; می توان نسل جدید را با آگاهی و ایمنی بیشتر در عصر ارتباطات پرورش داد.

الگو پذیری کودکان

الگو پذیری کودکان

۶ – بحث و گفتگو در مورد فیلم یا انیمیشن

یکی از کارهایی که والدین به عنوان نظارت کننده باید انجام دهند; این است که بعد از نمایش انیمیشن یا فیلم، در مورد موضوع آن با فرزند خود بحث و گفتگو کنند; و در مورد مفاهیمی که کودک درک کرده از او سؤالاتی بپرسند.; همچنین با توضیحاتی که در خصوص انیمیشن دیده شده به فرزندشان می دهند،; به او در درک آنچه دیده کمک کنند تا از این طریق کودک بتواند; بین دنیای خیالی و واقعیت تفاوت قائل شود و آن دو را از یکدیگر تشخیص دهد.

برای مثال یک کودک سه ساله وقتی “بن تن ” را در حال پرش از یک ارتفاع بلند ببیند،; قادر به درک دنیای خیالی از واقعیت نیست و تماشای این صحنه ممکن است باعث الگو برداری غلط; و در نتیجه آسیب و خطر جدی برایش شود.; به همین دلیل والدین باید او را توجیه نمایند.

۷ –  گفتگو در باره شخصیت ها

چه خوب است والدین درباره شخصیت های محبوب فرزندانشان در هر سنی که هستند،; با آنها صحبت کنند و دلایل این همزاد پنداری را کشف کنند.; در خلال این گفتگو ها ضمن شناسائی ابعاد دیگری از افکار و علایق فرزندان،; می توانند درباره رفتارهای مثبت و منفی کاراکتر ها هم صحبت کرده; و در جای خود تذکرات لازم را منتقل کنند.

نتیجه گیری

هر عقل سلیمی می داند که صرفاً با قرنطینه کردن افکار و چشم های کودک نمی توان او را به سلامت از مراحل الگو پذیری عبور داد. در عصر حاضر به علت وجود محدودیت ها و زندگی در خانه های آپارتمانی که فضایی برای جست و خیز های کودکانه ندارد، بیشتر وقت کودکان پای تلویزیون می گذرد.
والدین باید توجه کنند که نقش تربیت برعهده آنهاست نه رسانه ها. یعنی، این والدین هستند که باید بر چگونگی استفاده از رسانه ها توسط فرزندانشان نظارت کنند. چون سازندگان انیمیشن ها غالباً روی جنبه های تجاری محصولات خود تمرکز دارند و کمتر به جنبه های تربیتی انیمیشن توجه می کنند.

 

لطفا در صورت مفید بودن این مقاله جهت استفاده ی دوستان و کمک به ما;و دیگران مطلب را با کلیک روی آیکون های اجتماعی به اشتراک بگذارید.

 

گردآوری : مریم ایراندوست

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منابع
www.niksalehi.com
www.beytoote.com
www.cmmagazine.com
گردآوری : مریم ایراندوست

 

الگو پذیری کودکان

آموزش مسئولیت پذیری به فرزندان

آموزش مسئولیت

آموزش مسئولیت پذیری به فرزندان قسمت سوم

آموزش مسئولیت پذیری فرزندان بستگی زیادی به تجربه های آنان در خانواده دارد.; بازخورد هایی که کودک در این مسیر دریافت می کند،; بر میزان پذیرش و علاقمندی او در انجام وظایف شخصی و خانوادگی تأثیر مستقیم دارد; و اعتماد به نفس لازم برای بر عهده گرفتن مسئولیت های اجتماعی را در آینده فراهم می کند.

روش هایی برای مسئولیت پذیر کردن فرزندان و آموزش مسئولیت پذیری کودک

۱- خودتان الگوی خوبی باشید.

والدین به عنوان سرمشق و الگویی قوی می توانند،; خود با رفتارهای حاکی از مسئولیت پذیری و با اتخاذ تدابیر آموزشی مناسب،; زمینه پرورش این حس را در فرزندان به وجود بیاورند.

اگر از فرزندتان می خواهید وسایلش را سر جایش بگذارد،; خودتان وسایل تان را دور و بر خانه پرت نکنید.

۲- کارهای او را اصلاح نکنید.

تصحیح کردن، ناخودآگاه این پیام را به کودک منتقل می کند; که تلاشش به اندازه کافی خوب نبوده.

به جای توجه به مقدار کاری که انجام داده، به تلاشش توجه کنید; و از سرزنش کردن او بپرهیزید.

مطمئن باشید با گذشت زمان، کودک در کارهایش مهارت لازم را پیدا می کند.

۳- کل کار را به گام های کوچک تقسیم کنید.

برای رسیدن به هدف در مسئولیت مورد نظر،; تقسیم کل کار به گام های کوچک بسیار کمک کننده خواهد بود.

این شیوه کودک را قادر می سازد که انجام مسئولیت محول شده را امکانپذیر تر ببیند; و انگیزه اش برای به پایان رساندن کار افزایش یابد.

در این مرحله بهتر است که جزئیات مربوط به هر مرحله،; به عهده خود کودک گذاشته شود و کودک از ایده های خود برای رسیدن به نتیجه مطلوب بهره ببرد; و خلاقیت خود را ارتقاء دهد.

انجام چنین مسئولیتی علاوه بر پرورش حس مسئولیت پذیری او،; صفاتی همچون صبر و دور اندیشی را در کودک تقویت می کند.
تأکید کنید که پاداشی دریافت نمی کند.

کودک باید بداند، مانند دیگر اعضای خانواده مسئولیت هایی دارد که باید انجام دهد، بدون انتظار پاداش.

البته تشویق های کلامی را فراموش نکنید و رفتارهای پسندیده اش را جلوی خودش به زبان آورده و بازگو نمائید.

هرگاه کودک به خوبی از عهده کاری بر می آید، همان لحظه نیز او را تأیید زبانی و تحسین کنید.

آموزش مسئولیت

آموزش مسئولیت

۴- مسئولیت باید متناسب با سن کودک باشد.

اگر وظیفه ای که برای او در نظر می گیرید، متناسب با سنش نباشد ناامید و دلزده خواهد شد.

اما اگر کارها طوری باشد که کودک از عهده انجام آنها به خوبی برآید،; تشویق می شود و می خواهد کار های بیشتری انجام دهد.

واگذاری برخی از امور شخصی و حتی کارهای خانه به فرزندان; با توجه به میزان توانمندی هایشان از جمله روش های مؤثر در آموزش و تقویت حس مسئولیت پذیری در کودکان است.

۵- عواقب سهل انگاری یا اشتباهش را بپذیرد.

کودک باید از اشتباه خود درس بگیرد،; بنابراین کاری کنید عواقب سهل انگاری یا اشتباهش را بپذیرد،; اما به دور از هر گونه خشونت.

مثلاً  اگر لیوان شیر را می ریزد، به او دستمالی برای تمیز کردن داده شود.

مهم این است که این فرصت را به موقع به کودک بدهید و بگذارید که اشتباه کند یا کاری را ناقص انجام دهد، اما تلاشش را انجام دهد.

۶- از جمله های مثبت استفاده کنید.

با تکرار جمله های مثبت،; انجام آن ها برای کودک به شکل عادت درآمده و دیگر نیازی به یادآوری نیست.
مثلاً به جای گفتن :« اگر لباست را عوض نکنی اجازه بازی کردن نداری »
بگوئید :« اگر می خواهی بازی کنی، اول باید لباس مهمانی را درآوری

۷- باورشان کرده و به آنها اعتماد کنید.

فرزندان خود را باور کنید،; مدام تکرار نکنید که « تو نمی توانی این کار را انجام بدهی ، تو از پسش بر نمیایی»
بهتر است ظرفیت آنها را دریابید و متناسب با آن از کودکان توقع داشته باشید.; ولی آنچه در توانشان است، از آنها بخواهید.; آنان با حس قوی مسئولیت پذیری شان شما را شگفت زده می کنند.

آموزش مسئولیت

آموزش مسئولیت

۸- در جهت انجام وظایف به آنها کمک و پی گیری نمائید.

کودکان از اینکه احساس کنند، والدین نسبت به آنها بی تفاوتند آزرده خاطر و نگران می شوند.

هنگامی که کودک به کمک نیاز دارد، به او کمک کنید.; البته پی گیری و کمک کردن باید به گونه ای باشد که حس وابستگی را در کودک تقویت نکند; همچنین به منزله ی دخالت بیجا نیز به حساب نیاید.
« امروز تکالیفت را بدون کمک انجام دادی، می خواهی با هم نگاهی به آنها بیاندازیم؟»

۹- قدرت انتخاب بدهید.

گاهی می توان کودک را در انتخاب دو یا چند کار مخیر گذاشت.; به این ترتیب احترام خود را به خواست کودک نشان می دهید.

« امروز به کمک تو نیاز دارم، در شستن ظرفها به من کمک می کنی یا جمع کردن سفره؟»

۱۰- کودکان را دست کم نگیرید.

اغلب والدین کارهایی را که کودکان قادر به انجامشان هستند،; پائین تر از حد واقعی در نظر می گیرند.

آنها حتی ممکن است کارهایی را برای کودکانشان انجام دهند که خود آنها به خوبی قادر به انجامش هستند.

۱۱- گذر از بازی به مسئولیت

با اینکه بازی کردن عامل مهمی در ایجاد احساس مسئولیت در کودک است،; لازمه ی مسئولیت پذیری ترتیب دادن مرحله ی گذر از بازی به مسئولیت است.

کودک در ابتدا به عنوان سرگرمی اسباب بازی هایش را جمع می کند،; سپس برای کمک به مادر آنها را مرتب می کند،; کمی بعد به این علت که بزرگتر ها گفته اند این کار را انجام می دهد; و سرانجام چون خودش را مسئول جمع کردن اسباب بازی هایش می داند دست به کار می شود.

مهارت والدین و مربیان در آن است که مرحله ی گذر از بازی به مسئولیت را به نحوی ترتیب دهند; که کودکان به راحتی حس مسئولیت داشتن نسبت به خود، خانواده، خویشان و اطرافیان را تکامل بخشند.

۱۲- نتایج پرورش حس مسئولیت پذیری در کودکان

  • کودک قادر خواهد بود بین عمل خود و نتیجه ی حاصل از آن ارتباط منطقی برقرار کند.
  • اگر مسئولیتی که به کودک یا نوجوان واگذار می شود،; با دقت و هدفمند انتخاب شده باشد،; انجام مسئولیت توسط کودک این فرصت را برای والدین فراهم می آورد که کودک خود را بهتر بشناسند; و نسبت به توانائی ها و نقاط ضعف فرزند خود، آگاه شوند.
  • در مواردی که کودک علی رغم تلاش خود موفق به انجام مسئولیت های محوله نمی شود،; عکس العمل های والدین بجای اینکه معطوف به نتیجه باشد،; باید به تلاش و پی گیری کودک تکیه کند،; در این صورت کودک قادر خواهد بود بین ارزش تلاش و نتیجه تمایز قائل شود.; این قابلیت در بسیاری مواقع کارگشا خواهد بود.; « ماهی ها معمولاً زود می میرند، اما تو واقعاً خوب مراقبش بودی.» 
  • در حین انجام یک مسئولیت توسط کودک، والدین قادر خواهند بود; صفات اخلاقی دیگری همچون شکیبایی، دور اندیشی، صداقت، همدلی، انعطاف پذیری، همکاری و … را در کودک تقویت نمایند.
  • کودک فاصله ی زمانی بین “حس کمبود چیزی” تا “برآورده شدن آن” را درک می کند.;  «برای خرید عروسک، می توانی پول هایت را در این قلک جمع کنی.»

در نتیجه هر زمان والدین دریافتند کودک می تواند بخشی از کارهای شخصی اش را به تنهایی انجام دهد،; باید به او اعتماد و او را تشویق کنند که کارهایی را انجام دهد و خطاهایش را بپذیرد تا مهارت کافی بدست آورد.

بنابراین کودکی که تا پیش از این صرفاً دریافت کننده ی خدمات بوده است،; می تواند طی مراحل رشد و تکامل به اندازه توان بدنی و ذهنی خود ، خدماتی را ارائه کند.

در این شرایط از حساسیت های نابجا ، عجله و مضطرب شدن پرهیز نمائید.; خونسرد باشید و بدانید که بروز خشم و عصبانیت فقط کارها را دشوارتر می کند.

 

لطفا در صورت مفید بودن این مقاله جهت استفاده ی دوستان و کمک به ما;و دیگران مطلب را با کلیک روی آیکون های اجتماعی به اشتراک بگذارید.

 

گردآوری : مریم ایراندوست

منابع
www.asriran.com
www.akairan.com
www.aviny.com
www.koodakomadar.com

 

آموزش مسئولیت پذیری به فرزندان قسمت سوم