تلاش کنید کسی که می‌خواهید باشید

مهم‌ترین نکته اینجاست که می‌خوام یادداشتش کنید.

خوب گوش کنید. این مهمترین نکته‌ست.

اینکه بتونی در هر لحظه اون چیزی‌که هستی رو به خاطر چیزی که می‌خوای بشی فدا کنی.

«نکته اول ساختن رویا را از اینجا دانلود کنید»

نکته دوم ساختن رویا از زبان اریک توماس

این نکته‌ی دومه. خوب مطلب رو بگیرید.

اینکه بتونی، خوب گوش کن. توی هر لحظه‌ای….

بعضی از شما می‌تونید وقتی که دوشنبه شب  فوتبال نداره بی‌خیالش بشید. این راحته. ولی همین‌که فوتبال شروع می‌شه به دلایلی کاملاً جذب تلویزیون می‌شید.

برای بعضی از شما وقتی برنامه‌ی موردعلاقه‌تون شروع میشه می‌تونید وقتی تلویزیون نشونش نمیده بی‌خیالش بشید. ولی همین‌که برنامه‌تون شروع بشه، بوممممم…. میرید میشینید سرش.

از موبایلتون دست بکشید تا موفق بشید

بعضی‌هاتون اصلا تمرکز کردید که موبایل‌تون زنگ بخوره. اینطوری رفتار می‌کنید:«من باید جوابش بدم اگه جوابش ندم میمیرم.»

دارم بهتون می‌گم که بعضی از شماها فقط اگه از موبایلش دست بکشه موفق میشه. .ولی موبایل‌تون از موفقیت براتون مهمتره.

میخوام دوباره بگم. میخوام بعضی‌ها رو اذیت کنم. بعضی از شما باید موبایل‌تون رو بی‌خیال شید.چون اون زمانی که صرف موبایل‌تون می‌کنید میتونه روی موفقیت‌تون صرف بشه.

زمانی‌که می‌تونید استفاده کنید تا موفق بشید رو دارید روی موبایل‌تون استفاده کنید. و تنلفن‌تون هیچ چیزی به غیر از یه قبض براتون نداره.

بعضی‌ها بهتون گفتن که بدون موبایل نمی‌تونید زندگی کنید. دیگه نمیخوام سرت داد بزنم. باید یه چیزایی رو بی‌خیال شی. اصلا ببین چی میگم:

«باید بتونیم هر لحظه چیزی که هستیم رو فدای چیزی که قراره بشیم بکنیم.»

چالش موفقیت

من ریاضیم خوب نیست! آره درست میگی. چون هیچوقت نخوندیش.

من نوشتنم خوب نیست. چون هرگز تا حالا ننوشتی.

ولی شما رو به چالش می‌کشم که یه سال پشت سرهم درس انشا رو تا آخر برید…تا ببینم میتونید موفق بشید یا نه.

مرد میخوام که یه کلاس رو پشت سرهم بگیره.

مرد می‌خوام که حذف کردن کلاسها رو بذاره کنار. مثل آدم‌های لوسهمیشه می‌خواید تسلیم شید.

میخوام حذف کنم…. برای چی می‌خوای حذف کنی؟

از برده‌ها ممنونم که هرگز حذف نکردند و هرگز تسلیم نشدند.

مثلا بگن: میخوام دیگه تمومش کنم. من یه برده‌م و همیشه هم خواهم بود. پس تسلیم میشم.

خوب گوش کن: «برده‌ها گفتند ما زندگی می‌کنیم چون یه روزی ما میشیم ما».

ما همیشه قرار نیست برده باشیم. پس امروز ما اگرچه برده هستیم مثل آزاده‌ها کار نمی‌کنیم. ولی یه روزی بچه‌های ما آزاد خواهند بود.

اگر برده‌ها می‌گفتند که تسلیم میشیم، توی همون جابه‌جایی از آفریقا به آمریکا تو دریا مرده بودند. ولی بعضی از برده‌ها گفتند برامون مهم نیست. چه اتفاقی میفته و چه کارایی باید بکنیم.

چهارصدسال بردگی کشیدند و تونستند نجات پیدا کنند. بعد شما نمی‌تونید از ۱۸ سالگی به ۲۵ سالگی برسید. تحمل یه کلاس انشا رو ندارید.

همین‌جوری معلمهای خصوصی و کتاب و جزوه پشت سرهم می‌گیرید.

مردم ما هرگز تسلیم نمی‌شدند

مشکل اینجاست که شما هرگز درد نکشیدید شما نازک‌نارنجی هستید. اصلا کل نسلتون اینجوریه. توی هرچیزی تسلیم می‌شید. مردم ما هرگز تسلیم نمی‌شدند.

هریت تابمن(مبارز برده داری) نه تنها کار خودش رو انجام داد، بلکه برگشت و چند تا برده دیگه هم آورد.

گفت: میدونی چیه؟ من ماموریتم رو انجام دادم ولی پیاده میرم…

گوش کن، نه با اتوبوس ، گفت پیاده میرم تا جنوب چند نفر دیگه هم بیارم. بعد توی ۱۸ و ۲۵ سالگی تسلیم می‌شید.

نگاه کن! تو میتونی تسلیم شی بعد از اینکه گوش کن یه کیسه خواب میاری و منتظرشون میمونی…

منتظر اولین مربی میمونی تا بیاد تو. بعد از کیسه میای بیرون بهش میگی من کمک لازم دارم. بعد از این‌که این‌کار رو کردی میتونی تسلیم شی.

میتونی وقتی‌که به مهمونی ما اومدی تسلیم شی.

یه مهمونی گرفتم. همه بیام. غذا و همه چیز هم گرفتم.

وقتی اومدن اونجا بذار غذاشون تموم شه.

بعد بهشون بگو: خیلی خوب من گولتون زده میخوام یه مهمونی نوشتن بذارم.

نه جدی می‌گم. شما تسلیم میشید. قبل از اینکه حتی یه ذره تلاش کنید.

رویا

آخرین نکته ساختن رویا از زبان اریک توماس

گوش کن. درد موقتیه.ممکنه برای یه دقیقه، یه روز، یا یه سال طول بکشه اما آخرش تموم میشه. و یه چیز دیگه جاش رو می‌گیره.

اگه تسلیم بشم، تا آخر عمر درد باهام میمونه.

خوب گوش کنید. اینو می‌گم و میرم. من دوسال و نیم بی‌خانمان بودم. مشکل بیشتر شما اینه‌که درد نکشیدید. شماها لوس شدید.

شماها لوس هستید. بعضی‌هاتون لوس هستید. دیگه آخرشو بهتون بگم…

مادرم گفت: باید بری و بزرگ شی

پدر و مادرتون هرکاری رو براتون انجام دادن. هیچ‌کاری برای خودتون نکردید. شما لوس هستید. می‌خوام امشب واقعیت رو بگم. بعضی‌هاتون بچه های لوس و مسخره‌ای هستید.

هروقت تو دردسر افتادید یه نفر از خونواده‌ نجاتتون داده. هروقت کاری کردید که نباید می‌کردید، مردم بهم میگن: اریک مادرت خیلی بی‌رحم بوده.

آره درست میگی. آره مادرم منو انداخت بیرون، آره بی‌رحم بود.

ولی یه مرد از من ساخت. چون من رو انداخت بیرون و گفت: باید بری و بزرگ شی.

بعضی از شما هرگز یاد نگرفتید که بزرگ شید. برای همین توی هر سختی که قرار می‌گیرید تسلیم میشید و زنگ می‌زنید به مامانتون. شما رو به چالش می‌کشم یه خرده درد بکشید.

شما رو به چالش می‌کشم که خونه نرید.

یه نفر می‌گفت: من باید برم خونه، احساس بدی دارم.

رویا

مرد باش و انجامش بده

قرار نیست بمیری، آخر درد ، موفقیت میاد. قرار نیست بمیری، چون داری یه خرده درد می‌کشی.

اونجوری که خونه غذا می‌خورم، غذا نمی‌خورم. اینجاست که داری وارد مرحله بعد می‌شی. چون اگه همونجوری که خونه غذا می‌خوری، غذا بخوری… همین جوری دخنر و پسر باقی میمونی. الان وقتش شده که دیگه به مرد و زن تبدیل شید. پس نگران یه خرده درد نباش.

بزرگ‌ترین دارایی من بی‌خانمان بودنمه. درنتیجه می‌تونم کلی درد رو تحمل کنم. تنها زندگی ‌می‌کردم. خیلی از دردها هست که می‌تونم تحملشون کنم. خب، برم دیگه!

 

ببخشید من تا آخر امسال در دسترس نیستم

ما الان به یه جایی رسیدیم که میان‌ترم رو در پیش داریم.

داریم میریم جلو، روزهای شما، پول گرفتناتون.

نمی‌خوام بگم می‌خوایم تسلیم شیم.

ولی می‌گم که روزهاتون باید از بیرون به درونتون وارد شه.

باید هرچیزی که دارید رو روش بذارید.

تلویزیون و مهمونی و بازی رو تمومش کنید.

اگر نمره‌ی خوبی نگرفتید، کاری که باید بکنید اینکه درس بخونید.

موبایل رو بذار کنار.«ببخشید من تا آخر امسال در دسترس نیستم»

جدی میگم. «شماره درست رو گرفتی، ولی توی وقت اشتباهی به من زنگ زدی. سال دیگه بهم زنگ بزن.قراره سرم شلوغ بشه.» می‌خوایم که یه شمارش معکوس برای خودتون بذارید. و وقتی شمارش تموم شد به خودتون بگید: «این من واقعی‌ام.»

وقتی بی‌خانمان بودم می‌دونستم یه چیزی اشتباهه.

میدونستم بهترین خودم نبودم و یه روز به‌خودم گفتم:

«اریک توماس واقعی میشه لطفا از سرجات بلند شی؟»

اریک توماس واقعی بلند شو و یه‌کاری بکن.

درس نخوندن رو بذار کنار. از تسلیم شدن دست بردار. خوابیدن توی خیابونا رو بذار کنار. از بالا و پایین کردن کوچه‌ها دست بردار. و برو و مدرکت رو بگیر. از این‌که امتحان بدی دیگه نترس. نترس چون پدر و مادرت دانشگاه نرفتن تو هم نری.

از ترسیدن دست بردار و بهترین اریک توماسی باش که می‌تونی.

ولی گوش کنید به‌من: خیلی سخته…

۱۲ سال برام طول کشید که یه مدرک ۴ ساله رو بگیرم. ولی گرفتمش و میدونی چیه؟ روی مدرک تاریخ نداره!

وس اگه برای شما ۴ سال طول کشید و برای من ۱۲ سال هیچ جایی نشون داده نمی‌شه. ولی دقیقا همون‌جایی هستم که می‌خواستم باشم. چون من فهمیدم که باید با تمام وجودم برای امروز تلاش کنم.

نفس کشیدن و خواب و خوراکم باشه. و تا وقتی به اونجا نرسید، توی زندگی موفق نمی‌شید. ولی همین که به اونجا رسیدید بهتون قول می‌دم که دنیا برای شماست. پس سخت کار کنید و مطمئن باشید که هرچیزی که می‌خواید رو می‌تونید به‌‌دست بیارید.

 

Eric Thomas: instagram

سخنرانی شگفت‌انگیز اریک توماس درباره ساختن رویا (بخش ۱)

سخنرانی شگفت انگیز اریک توماس درباره ساختن رویا(بخش۱)

خب!! اگه می‌خواید درآمد میلیونی داشته باشید نمیشه فقط راجبش صحبت کنید. می‌فهمید میخوام چی بهتون بگم؟

اگه سه تا کاری رو که امشب بهتون میگم رو انجام بدید من ضمانت می‌کنم هرکاری که بخواید رو می‌تونید توی زندگیتون انجام بدید. و اگه کاری که الان می‌خوام بهتون بگم رو انجام بدید می‌تونید هرچیزی که می‌خواید از نظر تحصیلی ، مالی یا توی روابطتون یا هرچیز دیگه‌ای رو به دست بیارید. خب اون سه تا کار چی هستن؟

راز پیرمرد ثروتمند

میخوام اولیش رو با یه داستان شروع کنم. داستان راجبه یه مردی هست که شاید قبلا در موردش شنیده باشید. یک مرد جوونی بود که می‌خواست ثروتمند بشه. برای همین رفت پیش یه آدم موفق ، بهش گفت من می‌خوام به جایی که تو رسیدی برسم. اونم گفت:« اگه می‌خوای به جایی برسی که من رسیدم فردا ساعت ۴ صبح بیا لب ساحل».
با خودش می‌گه: «ساحل!؟ من گفتم میخوام پولدار بشم نمیخوام شناکنم که».
پیرمرد گفت: «اگه میخوای پولدار بشی فردا ساعت ۴ صبح می بینمت».
مرد جوون فرداش ساعت۴ صبح رفت دم ساحل و کاملاً برای موفق شدن آماده شده بود.

کت و شلوارش رو هم پوشیده بود که البته بهتر بود با شلوارک می‌رفت. پیرمرده دستش را می‌گیره و میگه: «چقدر دلت می‌خواد موفق بشی؟» جواب میده: خیلی زیاد.

پیرمرد پولداره، ولی دیوونست!

+ بهش می‌گه پس بیا توی آب.

میاد توی آب. وقتی میره توی آب، آب تا کمرش میاد.

– با خودش می‌گه: بابا این یارو دیوونست. من می‌خوام پول دربیارم منو آورده اینجا شنا کنم. انگار من گفتم میخوام نجات غریق بشم. من گفتم میخوام پولدار بشم برداشته من رو آورده اینجا.

+ پیرمرده میگه یه خرده بیا جلوتر. بعد آب تا شونه‌هاش میاد. دوباره با خودش می‌گه این پیرمرد دیوونه‌س بابا. پولداره ولی دیوونست.
+ دوباره گفت: بیا جلوتر. اونم اومد جلوتر و آب رفت توی دهنش.

-گفت: من برمی‌گردم، بابا این یارو روانیه.
+پیرمرد گفت: من فکر کردم واقعا میخوای موفق بشی.
– گفت: آره می‌خوام
+ پیرمرد گفت: پس بیا جلوتر. اومد جلو… سرش رو گرفت زیر آب.
همینجوری نگه‌ش داشت ، شروع کرد دست و پا زدن. نگهش داشت پایین.
پایین نگهش داشت . بعد وقتی نزدیک بود بمیره میارتش بالا.

+ میگه یه سوال دارم ازت: وقتی زیر آب بودی میخواستی چی کار کنی؟ زندگی؟ نه دنبال یه کلمه دیگر هستم. چیه اون کلمه؟

– گفت: می‌خواستم نفس بکشم.
+ پیرمرد بهش میگه: اگه به اون اندازه که می‌خوای نفس بکشی به همون اندازه بخوای موفق بشی پس اون‌وقت موفق میشی.

وقتی بخوای به اندازه نفس کشیدن موفق بشی، دست به‌کار می‌شی

نمیدونم چند نفر اینجا تا حالا آسم داشتن ولی میدونید وقتی نفستون میگیره سینه تون خس خس می‌کنه تنها کار که میخواید بکنید گرفتن یه خرده هوای تازه‌س.
نه بازی بسکتبال امروز واست مهمه، نه واست مهمه تلویزیون چی نشون میده، نه واست مهمه کسی داره بهت زنگ می‌زنه، نه واست مهمه که بری مهمونی.
تنها چیزی‌که برات مهمه نفس کشیدنه. اینه‌که یه خرده هوای تازه بگیری . همین.
و وقتی بجایی برسی که تنها کاری که می‌خوای بکنی اینکه بخوای به اندازه نفس کشیدن موفق بشی، اونوقت موفق میشی. من امروز اینجام که این رو بهتون بگم.

راز اول اریک توماس درباره ساختن رویا

شماره یک) بیشتر شما می‌گید میخواید موفق بشید. ولی خیلی جدی دنبالش نیستید. فقط یه خرده میخوادیش.

بیشتر از موفق شدن دلتون می‌خواد مهمونی برید. بیشتر از اینکه بخواید موفق بشید میخواید باحال باشید. بیشتر شماها به اندازه‌ای که میخواید بخوابید، نمیخواید موفق بشید. بعضی از شماها عاشق خوابیدن هستید. یبشتر از اینکه بخواید موفق باشید.

و من امروز اومدم که بهتون بگم اگر قراره موفق بشید باید از خوابیدن دست بکشید. باید سه ساعت از خوابتون رو بکنید دو ساعت. اگه خیلی بخواید موفق بشید بعضی وقتا نباید سه روز پشت سرهم بخوابید. چون اگه بخوابید ممکنه فرصت موفق شدن رو از دست بدید. تا این حد باید موفقیت رو بخواید. باید انقدر موفقیت رو بخواید که یادتون بره غذا بخورید.

یه‌بار بیانسه( خواننده آمریکایی) داشت روی یکی از آهنگ‌هاش کار می‌کرد سه روز یادش رفت غذا بخوره.
برای اینکه درگیر کار بوده. یادم نمی‌ره که یه‌بار ۵۰سنتی (خواننده آمریکایی) داشت روی فیلمش کار می‌کرد. یه بار که روی فیلمش کار می‌کرد، روی موسیقی متنش کار می‌کرد بهش گفتن که تو کی می‌خوای بخوابی؟ میگه: خواب!؟ خواب برای آدمای شکست خورده‌ست. من نمی‌خوابم. . گفت: من فرصت دارم که یه رویا رو به واقعیت تبدیل کنم.

حالا در مورد بازیکن های فوتبال

چند تا بازیکن فوتبال داریم اینجا؟
بازیکن فوتبال داریم اینجا؟ دست هاتون رو بیارید بالا. در مورد امیت اسمیت (بازیکن معروف فوتبال آمریکایی) قبلا طرفدار تیم کابویی‌ها بودم . قبل از اینکه تام لندری بره. یه تبلیغ تلویزیونی بود که امیت اسمیت برای اولین بار سوپر بال رو برده بود. توی تبلیغ داشت وزنه میزد. شاید تبلیغ رو دیده باشید. بعد اسمیت گفت که: من سوپر بال رو بردم. پس می تونم یه خرده استراحت کنم. داشت پرس سینه میزد. بعد تقریباً ۱۵۰ کیلو وزنه رو بلند می‌کنه. و حدوداً برای ۲ ثانیه استراحت می‌کنه دیدید چی شد؟ سوپر بال رو برده بود. گفت فکر کنم یه کم استراحت کنم بد نیست.

و چقدر استراحت کرد؟ یه ثانیه!

تا وقتی موفق نشدی نرو که بخوابی

بیشتر شماها موفق نمی‌شید، چون وقتی دارید درس می‌خونید و خسته می‌شید درس رو میذارید کنار و من اومدم اینجا که بهتون بگم اگه می‌خواید یه نفر چند روز اومد پیش من و شروع کرد به گریه کردن بهش گفتم گریه نکن که تسلیم بشی، گریه کن که ادامه بدی برای تسلیم شدن گریه نکن. تو که دردش رو کشیدی . تو که ضربه‌ش رو خوردی حداقل یه نتیجه‌ای ازش بگیر . تا وقتی موفق نشدی نرو که بخوابی. گوش کن ببین چی میگم. من میتونم بهتون پول بدم و شما خوشحالی کنید، بپرید هوا و از خود بی خود شید. ولی خوب گوش کنید.هرگز موفق نمی‌شید تا زمانی که نیاز نباشه یه قرون پول بهت بدن.هرگز موفق نمی‌شید تا زمانی که بگید من به اون پول نیاز ندارم.

«گفت‌وگوی فوق‌العاده انگیزشی با ایلان ماسک را از دست ندهید»

خوب گوش کن:  آخر تبلیغ بود که امیت اسمیت گفت: همه بازیکن‌ها به یه شکل خلق شدن ولی بعضی‌ها قبل از شروع فصل سخت‌تر تمرین می‌کنن دوباره میگم: ممکنه متوجه نشده باشید. همه بازیکن‌ها به یه شکل خلق شدند. فقط بعضی قبل از شروع فصل بیشتر تلاش می‌کنن و سختی می‌کشن. یعنی اینکه بعضی‌ها می‌خوان برن استاد رو ببینن و حتی موقعی که استاد می‌گه من وقت ندارم با دستیارم صحبت کن به استادش می‌گه که من نمی‌خوام با دستیارت صحبت کنم. من به دستیارت پول نمی‌دم. به خودت پول می‌دم که به من درس بدی پس باید یه وقتی رو برای ملاقات با من پیدا کنی. حتی توی بازار یا توی خونت باید یه وقتی برای من بذاری.

همه آدم‌ها یکسان ساخته شدند، فقط….

خوب گوش کنید. همه آدمها یکسان ساخته شدند. فقط بعضی‌ها بیشتر تمرین می‌کنند. وقتی که رفتم کالج همه از من باهوش‌تر بودند. همه نمره‌های خیلی خوبی داشتند. از مدرسه‌های خیلی خوبی اومده بودند. از دبیرستان‌های خیلی خوب به اوکفورد اومده بودند. بیشترشون الان کارهایی که من میکنم رو نمی‌کنن. چرا؟
چون مهم نیست اهل کجا باشی و از کجا آمده باشی. مهم اینه که دلش رو داشته باشی. یه جاهایی می‌رید که باهوش بودن کافی نیست.باید دلش رو داشته باشید.

این شماره یک بود. شماره دو چیه؟

 

چگونه ترس را پشت سر بذاریم؛ مونیبا مزاری پاسخ می‌دهد

مونیبامزاری

وقتی ازدواج کردم ۱۸ سالم بود. توی یه خانوده ‌ی بلوچ خیلی محافظه کار بزرگ شده بودم که در همچنین خانواده‌هایی دخترای خوب هیچوقت نه به والدینشون نمی‌گن. ‍‍پدرم می‌خواست ازدواج کنم٬ منم گفتم اگه این شمارو خوشحال می‌کنه پس باشه. و البته که اصلاً ازدواج خوشایندی نبود. فقط دوسال بود که ازدوج کرده بودم٬ حدود نه سال پیش٬ دچار یه تصادف رانندگی شدم.

شوهرم یه جورایی خوابش برده بود و ماشین سقوط کرده به داخل گودال… اون خودش را نجات داد و خوشحالم برای اون٬‌اما من تو ماشین موندم و دچار آسیب زیادی شدم که لیستش طولانیه‌و نمی‌خوام بگم؛ نترسید٬ الان بهتر شدم. استخوان بازوم خرد‌شد. کف دست و استخوان چانه‌و‌کتف‌وقفسه‌ی سینه هم همین‌طور. و به خاطر خرد شدن قفسه‌ی سینه‌م٬ شش‌ها و کبدم به شدت ‌آسیب دیده بودند. نمی‌تونستم نفس بکشم و هر‌دو‌کلیه‌ام رو از دست دادم. به‌خاطر کلیه‌هامه که هر‌جا میرم یه‌کیف رو تنم می کنم…

اما اون حادثه من‌و‌زندگی من رو کاملاً تغییر داد.‌و آسیبی که به ستون فقراتم وارد شد درک کلی من‌رو از زندگی تغییر داد.‌ سه تا از مهره‌های پشتم کاملاً نابود شدن و من برای بقیه زندگیم فلج می‌شدم. این حادثه در یکی از  مناطق خیلی دورافتاده‌ی پاکستان اتفاق افتاد٬ که نه کمک‌های اولیه ٬ نه بیمارستان و نه آمبولانسی بود.

خانم آهنین پاکستان

من داخل اون ماشین داغون٬ تو ناکجا‌آباد گیر افتاده بودم. مردم زیادی به کمک اومدند٬ سعی کردند نجاتم بدند و من رو از ماشین بیرون می‌کشیدند. و وقتی می‌خواستن من‌رو از ماشین بیرون بیارند طناب نخاعیم به‌طور کامل آسیب دید. یه بحثی راه افتاده بود. نمی‌دونستیم که اگه اینجا ولش کنیم میمیره٬ آمبولانس هم نیست و…

یه‌ماشین جیپ گوشه ‌ی کنار جاده ایستاده بود. گفتند: «ببریدش عقب جیپ» و بریم بیمارستان که از اونجا سه‌ساعت دور بود٬ و خوب اون سواری ناجور رو یادمه. همه استخون هام شکسته بود و اونا هم منو انداختند پشت ماشین. اون‌جا بود که من فهمیدم نصف بدنم به شدت آسیب دیده و نصف دیگه‌شم کاملاً بی‌حسه و بالاخره بیمارستان روهم سپری کردم که برای دوماه‌و‌نیم بستری بودم. وحشتناک بود… جراحی‌های زیادی انجام داده بودم. دکترها٬ تیتانیوم خیلی زیادی در بازوهام و پشتم گذاشته بودند. به‌همین خاطر هم تو پاکستان مردم من رو «خانم آهنین پاکستان» صدا می‌زنند.

ناقصی‌ام در آغاز مسیر

گاهی تعجب می‌کنم که چطور می‌تونم هربار از اول این داستان رو تعریف کنم. یکی بهم گفت: «اگه هربار داستانت رو تعریف می‌کردی و گریه نمی‌کردی٬ باورم می‌شد تو بیمارستان خوب شدی». اون دوماه‌و‌نیم تو بیمارستان وحشتناک بود. نمی‌خوام فقط برای الهام بخشی تون داستان بگم. در آستانه‌ی یه ناامیدی مطلق بودم. یه‌روز دکتر اومد پیشم و گفت:«خب٬ برای تویی که می‌خواستی هنرمند بشی و الان یه خانم خانه‌دار شدی خبرای بدی دارم…تو دیگه نمی‌تونی نقاشی بکشی٬ چون مچ دست و بازوهات اونقدر آسیب دیده که نمی‌تونی دیگه مداد دستت بگیری»

من ساکت موندم و روز بعد دکتر اومد و بهم گفت:«آسیب ستون فقراتت اونقدر زیاده که نمی‌تونی دیگه راه بری» یه نفس عمیق کشیدم و گفتم: خب٬ باشه!

روز بعد هم دکتر اوم و گفت:« به خاطر مشکل ستون فقراتت و چیزایی که جاگذاری کردیم دیگه نمی‌تونی بچه دار بشی». اون روز دیگه من داغون شدم. یادمه از مادرم پرسیدم:چرا من؟ و اون روز بود که وجودم برام جای سؤال شد و نمی‌دونستم اصلاً چرا من زنده ام؟ خب٬ معنی زندگیش کجاست؟ نمی‌تونم راه برم٬ نمی‌تونم نقاشی بکشم و مشکلی نیست ولی نمی‌تونم یه مادر باشم. و ما خانوما یه تفکری داریم که خودمون رو بدون فرزند ناقص می‌بینیم. انگیزه‌م کجا باشه وقتی تا آخر زندگیم مردم می‌ترسن و فکر می‌کنن که طلاق گرفتم. قراره سرنوشتم چی باشه؟ چرا من؟ چرا من زنده‌ام؟

برنامه‌ی بزرگ خدا

همه‌مون می‌خوایم این تونل رو تا آخرش بریم چون می‌دونیم آخرش یه پرتویی هست. دوستان عزیزم… شرایط منم مثل یه تونل بود٬ چون باید طی می‌کردم. اما آخرش هیچ نور امیدی نداشت و اونجا بود که فهمیدم کلمات٬ قدرت شفا بخشیدن به روح آدمی رو‌دارن. اونجایی که مادرم بهم گفت:«این درد هم تموم میشه. خداوند برنامه‌ی بزرگ‌تری برات داره. نمی‌دونم چیه ولی مطمئن باش که داره…»

و با وجود اون همه درد و اندوه٬ اون کلمات قدرتی جادویی داشتن که باعث شد ادامه بدم. سعی می‌کردم با یه لبخند اون اندوهی که در دلم بود رو پنهان کنم ولی کار خیلی سختی بود. ولی می‌دونستم اگه من تسلیم بشم مادر و برادرهامم تسلیم می‌شن و نمی‌تونستم گریه‌ی اونارو تحمل کنم. اما چیزی که من رو نگه می‌داشت این بود که یه روز به برادرهام گفتم که:«می‌دونستم دست های ناقصی دارم٬ اما از این دیوارهای بی‌رنگ و روپوش‌های سفید خسته شدم٬ میخوام رنگای بیشتری به زندگیم بیارم. برام یه خرده رنگ و یه تخته نقاشی بیارید می‌خوام نقاشی کنم».

خلق اولین هنرم

اولین نقاشی که توی بستر مرگم کشیدم… یه قطعه‌ی هنری یا فقط عشق و علاقه‌ی خودم نبود بلکه یه شفابخشی بود. اونقدر شفابخش بود که می‌تونستم بدون یه کلمه حرف زدن کل چیزی رو که در دلم بود رو‌نشون بدم. می‌تونستم داستانم رو باهاش به اشتراک بذارم.

مردم می‌گفتن چه نقاشیه زیبایی با این همه رنگ. ولی کسی جز خودم نمی‌تونست درد‌رو درونش ببینه. دوماه‌و‌نیم من در بیمارستان این‌طوری گذشت. گریه می‌کردم بدون ناله و زاری و فقط نقاشی می‌کشیدم. خودم رو خالی کردم٬ برگشتم خونه و فهمیدم که فشار زیادی در پشتم و لگنم دارم و نمی‌تونستم بشینم.

عفونت و آلرژی زیادی در بدنم داشتم و دکترها‌هم ازم می‌خواستن که صاف روی تخت دراز بکشم. نه برای شش ماه٬ نه برای یه سال٬ من دو سال کامل رو دراز کشیدم.

تولد دوباره‌ام

توی اون اتاق گیر افتاده بودم و به اون طرف پنجره نگاه می‌کردم و به‌صدای پرنده‌ها گوش می‌دادم. و فکر می‌کردم که ماهم شاید زمانی برسه بتونیم خانوادگی بریم بیرون و از طبیعت لذت ببریم. اون‌موقع بود که من پی بردم٬ مردم چقدر خوشبخت‌اند ولی خودشون نمی‌دونن.

فکر می‌کردم یه‌روزی که داستانم رو به همه بگم و بگم چقدر خوشبخت‌اند اما حتی بهش فکر نمی‌کنن. همیشه نقاط عطفی در زندگی‌تون هست. اون روز برای من تولدی دوباره بود… اون روز رو جشن گرفتم که بعد از دوسال و چند ماه می‌تونستم روی ویلچر بشینم. اون روز تولد دوباره‌م بود. کاملاً آدم متفاوتی شده بودم. می‌دونستم قراره تا آخر عمرم روی این بشینم و دیگه نمی‌تونم راه برم.

خودم رو تو آیینه دیدم و هنوز یادمه که به خودم گفتم:« نمی‌تونم منتظر یه معجزه باشم تا بیاد و کاری کنه بتونم راه برم٬ نمی‌تونم گوشه اتاق با گریه و زاری بشینم و منتظر یه معجزه باشم تا بیاد و کاری کنه بتونم راه برم٬ نمی‌تونم گوشه اتاق با گریه و زاری بشینم و منتظر رحم و شفقت کسی باشم. کسی برام وقت نداره.» مجبور بودم خودمو همون طوری که هستم قبول کنم.هرچه زودتر بهتر.

اولین بار بود از رژلب استفاده کردم. اون روز من تصمیم گرفتم که برای خودم زندگی کنم. قرار نیست آدم کاملی برای کسی باشم. فقط از همین لحظه استفاده می‌کنم و اون رو برای خودم به بهترین لحظه تبدیل می‌کنم. اون روز من تصمیم گرفتم که با ترس هام مبارزه کنم. همه‌ی ما ترس‌های شناخته و ناشناخته‌ای داریم. ترس از دست دادن دیگران٬ از دست دادن سلامتی و پول. می‌خوایم تو شغل‌مون بهترین باشیم٬ مشهور بشیم و پولدار باشیم. ما همه‌ش توی ترس زندگی می‌کنیم.

پشت سر گذاشتن بزرگ‌ترین ترسم

تک تک ترس‌هام رو نوشتم و تصمیم گرفتم هربار یکی‌شون رو کنار بذارم. فکر‌ می‌کنید بزرگ‌ترین ترسم چی بود؟؟؟ طلاق….

نمی‌تونستم از این کلمه استفاده کنم. تلاش می‌کردم کسی رو کنارم نگه دارم که دیگه منو نمی‌خواست. اما گفتم نه… این راهش نیست و درست نیست. اما روزی که پی بردم این به‌جز ترس چیزی نیست خودم را با آزاد گذاشتن اون رها کردم. و اونقدر خودم رو احساساً قوی کردم… وقتی که شنیدم ازدواج کرده براش پیام فرستادم که «خیلی برات خوشحالم و آرزوی بهترین‌ها رو برای دارم». این زندگی همه‌ش آزمون و آزمایشه. هیچ‌وقت تو زندگیم انتظار راحتی رو نداشتم٬ وقتی از زندگی انتظار حلواداری و به‌جاش غوره تحویلت می‌ده و تو می‌خوای زغوره حلوا سازی…

تقصیر زندگی نیست٬ چون تویی که می‌خوای از زندگی که یه آزمون بیشتر نیست٬ حلوا درست کنی. آزمون ‌های زندگی شمارو آدم قوی تری از آب درمیاره. زندگی یه آزمونه و وقتشه که اینو قبول کنید. ترسیدن مشکلی نداره… گریه کردن مشکلی نداره…. هرچیزی قابل قبوله اما تسلیم شدن نباید یه انتخاب باشه. میگن که شکست یه انتخاب نیست٬ اما شکست باید یه انتخاب باشه. چون وقتی شکست می‌خورید٬ دوباره بلند می‌شید و این تکرار می‌شه تا همیشه درحال تلاش نگه‌تون داره. این همون قدرت انسان هاست.

شکست یه انتخابه و باید هم باشه٬ اما تسلیم شدن نه٬ هرگز نه…

یه تفکری تو ذهنمون هست به نام «کامل بودن» . می‌خوایم همه چیزمون کامل باشه. یه تصویر از کامل بودن در مورد همه چیز‌مون ساختیم. زندگی کامل٬ روابط کامل٬ شغل کامل٬ پول کامل. هیچ چیزی توی این دنیا کامل نیست. ما خیلی در مورد چیزایی که مردم میگن فکر می‌کنیم اما خیلی کم به خودمون گوش می‌دیم. اگه فکر می‌کنید زندگی‌تون سخت و ناعادلانست و به همین دلیل می‌خواید تسلیم بشید٬ باید دوباره فکر کنید. چون با این طرز تفکر ٬ خودتون دارد با خودتون ناعادلانه رفتار می‌کنید. خوشبختی واقعی نتیجه‌ی سپاس گذاریه.

ما اینجا هستیم تا به شما اجازه ندهیم رویاهایتان را فراموش کنید.

 

دارن هاردی پاسخ می‌دهد: چگونه هر روز بهتر از دیروز باشیم؟

دارن هاردی

دارن هاردی یک نویسنده آمریکایی و سخنران، مشاور و ناشر سابق مجله موفقیت است. دارن در ویدیویی می‌گوید که چگونه هر روز بهتر از دیروز باشیم و سختی های راه چگونه اثر میگذارند؟ مااون‌ها رو شکست میدیم یا اونها ما رو!؟

سلام، به دارن دیلی خوش اومدید بهترین برنامه برای شروع روزتون تا بهتون کمک کنه که #هر_روز_بهتر_از_دیروز باشید.

همه روزه، حداقل یکی از ما آدما درگیر سختی‌هایی میشه، ثروت‌مند، فقیر… پیر و جووون… زشت و زیبا. هیچ‌کس از مشکلات رها نیست. اما مقصد و نهایت زندگی آن‌گونه که با سختی‌ها روبرو می‌شوی مشخص می‌شود. سختی‌ها، حتی به کوچکیه… مثلا ترافیک که باعث میشه دیر کنی یا جا گذاشتن کلیدات.. یا مثلا تماس مهمی رو از دست دادن، شصت پات رو به جایی کوبیدن یا اصلا روز بدی داشتن یا هر چیز دیگه‌ای که در اون لحظه فک می‌کنی انگار دیگه همه‌چیز برات تموم شده است.

این راهی برای رویارویی با مشکلاته اما لزوما راهی نیست که افراد موفق به کار می‌برند! در ارتباط با هزاران فرد بسیار موفق من به نکته مشترکی بین اون‌ها پی بردم که چگونه بر مسائل کوچک و بزرگ خود برتری می‌جویند و بر آن پیروز می‌شوند از آن‌جا که مشکلات همواره در راه رسیدن به موفقیت، خوشبختی و لذت وجود خواهند داشت.

بگذارید یک استراتژی بهتون یاد بدم که بر اون‌ها پیروز بشید و با آسودگی و شکوه از آن‌ها رد شوید. به این ۴ نکته در مقابل سختی‌ها و تبدیل اون‌ها به پیروزی دقت کنید.

کنترل خودت رو بدست بگیر!

اولا اینو بدون، که در مقابله با مشکلات استثنائی نیستی! انسان‌های موفق می‌دونند که در زندگی مشقت، سختی و مشکلات اساسی و بزرگ همیشه وجود داره. سعی کن آن طور که برازنده تو است با اون‌ها برخورد کنی. اکنون که فهمیدی تو از این قاعده مستثنا نیستی مهمه که بدونی چقدر خوش شانسی تا چشم اندازه کلی‌ات را پیدا کنی.

من افتخار این رو داشته‌ام که با بسیاری از افراد فوق‌العاده در دنیا ملاقات کنم که خیلی از اون‌ها با بدترین شرایط و مشکلات روبرو شده‌اند. باور کن، اون چه که من و شما باهاش روبرو شدیم یا در مقابلش کم آوردیم در مقابل سختی‌های اون‌ها هیچ محسوب می‌شه! و حال آن که اون‌ها، اون شرایط رو بدون شکایت و با شکیبایی پشت سر گذاشته‌اند. و تازه بعدش هم به چیزی بیش از آن چه که من و شما بهش رسیدیم دست پیدا کرده‌اند.

بدون اینکه در مورد چیزی غرغر کنند یا نق بزنند! آیا به تازگی به مشکل بزرگی برخورده‌ای!؟ و آیا به خاطرش هنوز هم زانوی غم بغل کرده‌ای!؟ به خانه‌ی افراد بی‌سرپرست یا یه گرم‌خونه سری بزن یا بهتره یه سری به محله فقیر نشین شهرت بزنی و بعدش میفهمی که دلیلی برای زانوی غم بغل گرفتن وجود نداره.

کنترل شدنی رو کنترل کن!

این نکته همیشه به من کمک کرده. اطلس در اساطیر یونان همیشه قهرمان من بوده، همونی که این‌قدر قوی بود که تونست کل کره زمین رو روی دوشش حمل کنه. قابل ستایشه اما کلی بار روی دوششه!

من یاد گرفتم که شونه بالا بندازم! یعنی یکم بیخیال باشم. اینکه کی الان رئیس جمهوره،‌ بیمه تأمین اجتماعی، گرمایش جهانی، قیمت سوخت، وضعیت اقتصادی یا حتی همسر، خانواده و دوستانم همه رو از روی دوشم خالی کردم! اگه نتونم کنترلش کنم، بی‌خیالش می‌شم.

هر جنبه‌ای از اون رو که بتونم کنترل کنم یا تاثیری بر آن بگذارم، مثل صرفه‌جویی در مصرف انرژی یا ساختن بیزینس خودم یا تحول در رفتارم تنها چیزیه که من برای تغییر، بر آن تمرکز می‌کنم. و اون ۹۹.۹۹ درصد از بیش‌تر آن چه که افراد در موردش نگران هستند یا ناله وو شیون می‌کنند! رو از میان برمیداره.

فووو.. بالاخره راحت شدیم!! برگرداندن کنترل بر شرایط کنترل بیشتری به زندگی شما خواهد داد. این بسیار مهمه وقتی با مشکلاتی روبرو می‌شی یه نگاهی به موقعیت بنداز و از خودت بپرس کجای این قصه رو من می‌تونم کنترل کنم و انوقت بقیه چیزای دیگه رو بی‌خیال شو و خلاص! تا ۹۹.۹۹ درصد از بار مسئولیت عاطفی و ذهنی از دوش تو برداشته می‌شه و تو فقط لازمه که بر همون درصد بسیار کوچک متمرکز بشی. که معمولا هم فقط کنترل خودت و عکس‌العمل رفتارهایت رو شامل می‌شه.

همان‌طور که «جیم ران» به من آموزش داد آن‌چه که بر تو می‌گذرد سرنوشت تو را مشخص نمی‌کند. آن‌چه که بر تو می‌گذرد، بر همگان اتفاق می‌افتد اما نوع پاسخ تو به آن چه اتفاق می‌افتد سرنوشتت را مشخص خواهد کرد.

کمک بخواه!

کمک خواستن نه تنها باعث کم شدن بار مسئولیت شما می‌شود بلکه افراد کمک کننده را نیز توان‌مند می‌کند. آدما دوس دارند با اهمیت باشند اون‌ها دوس دارند بدونند که برات مهم هستند. اجازه داشتن برای کمک به شما بهشون این احساس رو میده که مهم هستند.

به دیگران این هدیه رو ارزانی بدار تا بیش‌تر بتونند بهت کمک کنند!

همیشه به راهت ادامه بده.

بعضی وقتا ادامه دادن تنها کاریه که می‌تونی انجام بدی و البته کافی هم هست. فقط تمرکزت رو بر قدم بعدی بگذار. فقط همین و تموم!

یک بار با چاد هاینس مصاحبه کردم. او که در یک تصادف به شدت مجروح و هر ۴ تا دست و پاش فلج شده فقط می‌تونه مچ دست و یکی از بازوهاش رو تکون بده. هر روز صبح تقریبا بیش از دو ساعت طول می‌کشه تا آماده بشه. با این حال حتی بیش از آنچه من سفر می‌رم، مسافرت کاری می‌ره. بیش از ۲۰۰ بار در سال در بیش‌تر از ۳۸ کشور و ۷ قاره جهان سخنرانی داره. هم‌چنین اون ویلچر خود را تنها به کمک ساعدش تا ۵۰۰ مایل در کویر حرکت داد تا رکورد جهانی‌ای به ثبت برسونه و بعضی از ماها فقط برای یه دوی ۱۰ مایلی کلی غر می‌زنیم!

چاد به من گفت که در تجربه‌ی عجیب و بی‌نظیری که ۵۱۳ مایل رو با ویلچر در کویر پیمود. از این استراتژی استفاده می‌کرده. او تنها آن‌چه در مقابلش قرار داشت انجام می‌داد. او می‌گفت که «نمی‌توانستم علائم مشخص کننده هر مایل رو بشمارم» باید خطوط وسط جاده رو یکی یکی پشت سر می‌گذاشتم. وقتی با موانع سخت زندگی روبرو می‌شوید به جای پیدا کردن راه‌حل برای کل مساله به حرکتت ادامه بده و فقط بر قدم بعدی تمرکز کن. مثل خط بعدی از خطوط وسط جاده!

افسران نیروی دریایی به عبارت تاکیدی دارند که وقتی استرس دارند استفاده می‌کنند وقتی شک می‌کنی با صدایی تو سرت میگه که باید بی‌خیال بشی. اون‌ها میگن «هنوز نمردم، پس بی‌خیال نمی‌شم!» یک افسر نیروی دریایی به نام ریچارد اینطور می‌گفت هر مرد یا زنی تنها از دو راه است که شکست می‌خورد. اولیش اینکه او دست از کار بکشه. یا اینکه او تلف بشه و بمیره!

خب! آیا فک می‌کنی گیر کردی!؟ مطمئن نیستی که چی کار کنی؟ فقط به راهت ادامه بده یک قدم حتی به همان کوچکی که به نظر می‌رسه و قدم‌های بعدی پشت سرش. اگه هنوز نمردی، بی‌خیال نشو. فقط و فقط به راهت ادامه بده. خب حالا ازتون می‌خوام اینکارو انجام بدین. بزرگ‌ترین مشکلی که هم اکنون باهاش دست و پنجه نرم می‌کنین رو با ما به اشتراک بگذارید

و همچنین این‌که چه نقشه‌ای برای غلبه بر اون داری؟ با همون نکاتی که الان در اختیارتون قرار دادم از ۱ تا ۴…

گفتگوی فوق‌العاده انگیزشی با ایلان ماسک

مصاحبه با ایلان ماسک

ایلان ماسک (به انگلیسی: Elon Musk) متولد ۱۹۷۱ آفریقای جنوبی، مهندس، مخترع و شخص نامی تجارت در صنایع پیشرفته آمریکایی است. او بنیانگذار شرکت‌هایی همچون تسلا موتورز، پی‌پال و اسپیس‌اکس است. او هم اکنون مدیرعامل و مدیرفنی در اسپیس اکس و مدیرعامل و طراح محصول در تسلا موتورز است. برای اطلاعات بیش‌تر به صفحه‌ی ویکی‌پدیای ایلان ماسک مراجعه کنید.

در این ویدیو انگیزشی مصاحبه‌ای با ایلان ماسک داریم، صحبت های این مرد فوق‌العاده که باورهایتان را زیر و رو می کند. شما را دعوت به تماشای این ویدیو می‌کنم.

هنگامی که کاری برایت اهمیت دارد، حتی اگر احتمال موفق شدنت در آن بسیار پایین باشد، باز هم آن را انجام می‌دهی.

– ایلان ماسک

– این سومین شکست متوالی بود درسته؟

– به این فکر کردی باید یه جور قال قضیه رو بکنی؟

+ هیچ‌وقت

– چرا نه؟

+ هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شم. فقط وقتی دست می‌کشم که مرده باشم.

هشت هفته بعد، ماسک، ریسک یک پرتاپ دیگر را هم به جان خرید و این بار،  همه چیز خوب پیش رفت. اگر پرتاپ چهارم موفق نمی‌بود ما منابع کافی برای پرواز پنجم نداشتیم.

ویژگی‌های کارآفرین‌های موفق

کار آفرین‌های موفق از هر قشر و سلیقه‌ای می‌توانند باشند. این ویژگی‌هایی که توضیح می‌دهم خیلی مهم‌اند. یک کار آفرین باید نسبت به کیفیت کار یا محصولی که ارائه میده حساس باشه. در هر زمینه‌ای که فعالیت می‌کنه باید شدیدا به کارش علاقه‌مند باشه. حتی اگه در زمینه‌ای که هستید بهترین‌ید باز هم امکان شکست وجود داره. پس خیلی مهمه کاری که انجام می‌دی رو دوست داشته باشی. اگر به کارت علاقه‌مند نیستی، بدون که زندگی خیلی کوتاهه.

وقتی من و برادرم در حال شروع کردن اولین شرکت‌مون بودیم، به جای یه آپارتمان یه دفتر کوچیک اجاره کردیم و روی زمین می‌خوابیدیم و فقط یک کامپیوتر داشتیم به همین دلیل وب‌سایتمون در طول روز فعالیت می‌کرد و در شب هم مشغول توسعه‌اش بودیم. هفت روز هفته رو ۲۴ ساعت کار می‌کردیم، همین طوری ادامه دادیم تا بالاخره انجامش دادیم.

تو ۹۰ میلیارد معافیت مالیاتی به شرکت‌های انرژی تجدید پذیر دادی بابت انرژی خورشیدی و باد! این پولیه که بابت پنجاه سال معافیت مالیاتی به این شرکت‌ها داده می‌شه. یکی از دوستام می‌گفت: این بازی بازنده و برنده نبود، بلکه همش باخت بود.

من ۲۴ ساعته در دسترسم. برام اهمیتی نداره. می‌خواید ساعت ۳ نصف شب زنگ بزنید.

آن‌ها بالاخره موفق شدند.

تونستیم اصل پولی رو که وام گرفته بودیم و سودش رو هم با خوش حسابی بپردازیم. در نهایت این وام برای هر پرداخت‌کننده‌ی مالیات بیشتر از ۲۰ میلیون دلار سود آوری داشت. به شدت کار می‌کردیم هر هفته چیزی در حدود ۸۰ تا ۱۰۰ ساعت رو کار می‌کردیم. اگر بقیه ۸۰ ساعت در هفته کار می‌کنند ما باید هر هفته تا ۱۰۰ ساعت کار کنیم تا کاری که اونا در یک‌سال تموم می‌کنند رو در ۴ ماه تموم کنیم.

انسان‌ها به طور غریزی به آرزو‌هاشون فکر می‌کنند و کار آفرینان باید بدونند به جای نشستن و فکر کردن به آرزوهاشون باید به طور واقع بینانه فکر کنند و دست به کار بشند. محصول یا خدمتی که ارائه می‌دید باید خیلی از رقباتون بهتر باشه. کمی بهتر بودن دردی رو درمان نمی‌کنه. در نظر گرفتن این نکات احتمال موفقیت‌تون رو می‌بره بالا.

من در کاری که می‌کنم به امید و اشتیاق و این چیزا اهمیتی نمی‌دم، در واقع اصلا هدفمو به چیزایی مثل انگیزه و اشتیاق و امید گره نمی‌زنم. بدون اینکه اهمیت بدم چه نتیجه‌ای می‌گیرم، هر چه که در توانم دارم رو ارائه می‌کنم. کارهایی که تا الان انجام دادیم شانس موفقیت خیلی کمی داشتند ولی بالاخره اونا هم موفق شدند.

تاسیس یک شرکت مثل بچه‌دار شدن می‌مونه، همونطور که بچه رو نمی‌شه بدون غذا بزرگ کرد، کسب‌و‌کار رو هم نمی‌شه بدون مراقبت ول کرد.

– حتی اگر به خاطرش همه چیز رو از دست بدی؟

+ بله

یادم می‌یاد یک‌شنبه قبل از کریسمس سال ۲۰۰۸ بیدار شدم و به خودم گفتم هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم به جایی برسم که دچار حمله‌ی عصبی بشم و فکر می‌کردم دیگه نمی‌تونم از این جلوتر برم. خیلی‌ها با من حرف زدند که تاسیس شرکت موشک‌های فضایی رو بزارم کنار تو شرایط خیلی بدی گیر افتاده بودم.

یکی از دوستانم یه سری ویدیو از انفجار راکت‌ها جمع کرده بود و مجبورم کرد نگاشون کنم.این کار رو کرد چون نمی‌خواست دار و ندارمو از دست بدم و در آخر هر چه داشتم رو سرمایه‌گذاری کردم و حتی از دوستانم پول می‌گرفتم تا قرض‌هامو پرداخت کنم.

هدف نهایی ایلان ماسک

هدف نهایی ما ساخت یه شهر روی مریخه. و این امکان رو برای آدم‌ها فراهم کنیم که امکان زندگی در چند سیاره رو داشته باشن و در حقیقت بتونیم یه تمدن انسانی فضایی درست کنیم. من نمی‌گم حتما موفق می‌شیم، دارم می‌گم حداقلش اینه که تمام تلاشم رو می‌کنم.

– سومین شکست پیاپیت بود درسته؟

– فکر نمی‌کنی که باید دیگه قال قضیه رو بکنیم؟

+ هرگز. هرگز تسلیم نمی‌شم.

از طرف ناسا با ما تماس گرفتند و گفتند برامون یه قرارداد یک‌ونیم میلیارد دلاری در نظر گرفتند. اگه تو یه مسیر به انگیزه و اشتیاق نیاز دارید اصلا سراغش نرید. فکر می‌کنم ذهن انسان به‌طور ذاتی رویا پردازیه. اینکه تمدن انسانی در سایر سیارات برقرار بشه برای من یعنی آینده و اینه که به من انگیره می‌ده.

اگر می‌خواید صبح از خواب بپرید باید انگیزه‌های حقیقی این شکلی داشته باشید.

زندگی فقط حل مسئله نیست. این نیست که حتما یه چیزی پیدا کنید بهتون انگیزه بده تا بتونید به امید اون زندگی کنید. این هدف که بتونیم زندگی در فضا رو امکان‌پذیر کنیم واعقیتش تا اینجاش که خیلی سخت بوده. رسیدن به این هدف راه مشخصی داره. مهمه این مسیر رو به پایان برسونیم حتی اگه خطراتی هم در راه باشه.

حتی اگه امکان شکست وجود داشته باشه و آمار و ارقام بگه که ما نمی‌تونیم باز هم ارزش امتحان کردن رو داره

برای اینکه آینده رو بسازیم باید یه کارهایی رو انجام بدیم

خودروی ایلان ماسک

شرکت SpaceX پنج هزار کارمند داره که همه کارها رو با جدیت دنبال می‌کنند و موقعیتی که به دست میاریم فقط حاصل تلاش شخص من نیست. تیم فوق‌العاده‌ای داریم.

۲۰ ثانیه شروع معکوس …

احتراق انجام شد

فکر می‌کنم داریم وارد عصری تازه از علوم فضایی می‌شیم که خیلی هیجان‌انگیز خواهد بود. کاری که در شرکت SpaceX داریم انجام می‌دیم اینه که محدودیت‌ها رو کنار بذاریم و تمدن انسانی رو گسترش بدیم.

برنامه‌مون این بود که سه تا موشک پرتاپ کنیم. هر سه پرتاپ هم ناموفق بود و به همون اندازه هم منابع داشتیم. تصمیم گرفتیم یه بار دیگه شانسمون رو امتحان کنیم و این بار به نتیجه رسیدیم.

به هرحال شرکت موفق می‌شه و من امیدوارم که این اتفاق بیفته. امیدوارم این دفعه رو موفق بشیم

۳ – ۲ – ۱ – ۰

تمام موتورها در حال کار کردنند. پرتاپ با موفقیت انجام شد. ۳۲ دقیقه گذشته است. آپولو ۱۱ با موفقیت پرتاپ شد.

به نظرم مهمه که انسان‌ها بتونن در چند سیاره زندگی کنند. فکر می‌کنم اکثر مردم آینده‌ای رو که در اون بشر بتونه به فضا سفر کنه به آینده‌ای که انسان‌ها تا زمان انقراض در زمین محصور بمونن ترجیح میدن. به همین خاطر هم بود که SpaceX را تاسیس کردم.

هدفم اینه که با فراهم آوردن شرایطی که در اون اکثر مردم بتونن به سفرهای فضایی برن، تغییر بزرگی در زندگی بشر به وجود بیاریم. وقتی یه کاری برات اهمیت داره حتی اگه احتمال موفق شدنت که باشه، انجامش بده. میدونی که تعدادی از شخصیت‌های معروف آمریکایی دوست ندارن این اتفاق بیفته. با اینکه برای این اشخاص احترام زیادی قائلم، قبول کردن نظرشون برام خیلی سخته. امیدوارم یه روزی بیان و ببینند که چقدر سخت کار می‌کنیم و فکر می‌کنم اگر این کار را انجام دهند نظرشان درباره‌مان تغییر می‌کند.

جیم ران: معیار زندگی‌تان را تعیین کنید

جیم ران

«اِ. جِیمز رآن»، معروف به جیم رآن (Jim Rohn) کارآفرین، نویسنده و سخنران انگیزشی آمریکایی است. کارهای او تاثیر مستقیمی بر آفرینش و گسترش افراد دیگری که در صنعت رشد شخصی فعالیت داشتند، از قبیل آنتونی رابینز، مارک ویکتُر هَنسِن، برایان تریسی و جَک کَنفیلد داشت. در ادامه سخنان جیم ران را می‌توانید به صورت ویدیو (با زیرنویس فارسی) ببینید و یا فقط ترجمه گفته‌های‌شان را اینجا بخوانید:

چرا حالا نه؟ این زمان خوبی است. هنگامی که قرن ۲۰ به پایان رسیده است و وارد قرن ۲۱ام شده‌ایم چه زمان خوبی برای هدف گذاری، کار کردن روی خودتان و کار کردن روی مهارت‌های‌تان است، چه زمان خوبی است برای این که به تمام توانایی‌های‌تان دست یابید، چه زمان خوبی برای شروع کردن فرآیند توسعه‌ی شخصی رشد کردن، تغییر کردن، توسعه دادن، داشتن برنامه‌ای خوب برای پول‌تان و زندگی‌تان و آینده‌تان است.

چرا حالا نه؟ از حالا به بعد هیچ فرصتی نباید هدر برود، با دقت به من گوش دهید، خیلی با دقت به من گوش دهید. باید چیزی را که می‌گویم بشنوید این مهم است، یک روز ۸۶۴۰۰ ثانیه است اگر از تمام آن ثانیه‌ها استفاده کنید زندگی دلخواه خود را خواهید ساخت، چیزی را که می‌خواهید داشته باشید خواهید داشت، چیزی که می‌خواهید باشید خواهید شد، می‌توانید بیش از آن چه که دارید داشته باشید، زیرا می‌توانید بیش از آنچه که هستید، شوید.

اگر همان طور که هستید بمانید همیشه همان چیز قبل را خواهید داشت ولی اگر مایل باشید که تغییراتی انجام دهید ۵ سال بعدی زندگی‌تان با ۵ سال قبل کاملا متفاوت خواهد بود. اگر تغییر نکنید به احتمال زیاد ۵ سال بعد زندگی‌تان مثل ۵ سال قبل خواهد بود، برای تغییر چیزها باید خودتان تغییر کنید، برای بهتر شدن چیز‌ها باید خودتان بهتر شوید، چیزی که اتفاق می‌افتد آینده‌تان را تعیین نمی‌کند بلکه کاری که در رابطه با اتفاقی که می‌افتد انجام می‌دهید، تعیین کننده است جهت مقصد را تعیین می‌کند.

Jim-rohn

تمام کاری که باید انجام دهید این است که تغییر کمی در جهت ایجاد کنید تا در عرض ۲،۳ یا ۵ سال به مقصدی جدید برسید. اگر که می‌خواهید آینده برای‌تان تغییر کند باید خودتان تغییر کنید، اگر تغییر نکنید ۶ سال بعدی زندگی‌تان مثل ۶ سال قبل خواهد بود، هنوز از صورتحساب‌های‌تان عقب خواهید بود هنوز از قول‌های‌تان عقب‌خواهید بود، هیچ فرصتی دوباره هدر نمی‌رود هیچ فرصتی دوباره نباید از دست برود اگر یکی از ما بتواند انجامش دهد همه‌ی ما می‌توانیم انجامش دهیم.

چرا حالا نه؟

سوال آخر من این است: چرا حالا نه؟ بنابراین دوست‌دارم با چند کلمه از «جیم» صحبتم را به پایان برسانم. یکی از آن‌ها این است: کم‌تر از بهترین‌تان کار نکنید همیشه بهترین کاری را که می‌توانید انجام دهید طوری که درباره‌تان بگویند که شما هر کاری می‌توانستید با آن چه داشتید کردید، از تمام توان ذهن قلب، روح، تماس و توانایی‌تان استفاده کردید، زندگی‌تان نباید قابل قبول باشد، زندگی‌تان باید به یادماندنی باشد، جامعه شما را ترغیب می‌کند که به چیزی خیلی کم‌تر دست یابید اما شما باید به دنبال بیش‌تر بروید، اثر خودتان را به جای بگذارید، آن قدر کارتان را خوب انجام دهید که دستاورد‌های شما معیاری برای آیندگان باشد.

به هدفی والا دست یابید به دنبال چیزی فراتر از آنچه فکر می‌کنید می‌توانید انجام دهید بروید چرا که نه؟ بیشتر از این‌که بر روی شغل‌تان سرمایه گذاری کنید بر روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید کمی قوی‌تر باشید کمی عاقل‌تر شوید سرزندگی، تلاش و سهم‌تان را افزایش دهید تمام توان‌تان را در کاری که انجام می‌دهید بگذارید. توان، اشتیاق، قلب و روح‌تان را توسعه دهید سپس به ما هشدار می‌دهد بگذارید دیگران زندگی‌های کوچک را هدایت کنند اما شما نه!

بگذارید دیگران به خاطر آسیب‌های کوچک گریه کنند اما شما نه! بگذارید دیگران سر چیزهای بی‌اهمیت بحث کنند اما شما نه! گفت: در کارهای با اهمیت سهیم باشید هر چه چالش بزرگ‌تر، فرصت بیشتر است دوم این است: در انتهای زندگی‌تان بگذارید که درباره‌تان بگویند که من در مبارزه‌ی خوبی بودم برای فرزندانم جنگیدم برای سلامتی‌ام جنگیدم برای حفاظت از شرکتم جنگیدم برای چیزی که درست بود جنگیدم گفت اگر چیزی با ارزش را می‌خواهید باید برای به دست آوردنش بجنگید.

دریافت ویدیوی انگیزشی جیم ران

آهنگ مثبت سری ۲۲

آهنگ مثبت سری ۲۲

آهنگ مثبت سری ۲۲

آهنگ مثبت سری ۲۲

با در خواست شما کاربران عزیز سایت تا بیکران بخش آهنگ های مثبت هر هفته آپدیت می شود.


 

معجزه

اردلان طعمه

دانلود

 


برقص

محمد حسینی

دانلود


 

ای عاشقان

محمد زندوکیل

دانلود


 

تو جون منی

صادق مهدوی

دانلود


 

عشقم باش

روزبه نعمت الهی

دانلود


 

[us_blog columns=”3″ items=”6″ pagination=”ajax” categories=”positive-track” layout=”cards” show_date=”1″ show_author=”” show_categories=”” show_tags=”1″ show_comments=”1″ show_read_more=”1″ content_type=”none”][

۴ راز پنج درصد افراد موفق جامعه

۴ راز پنج

۴ راز پنج درصد افراد موفق جامعه

۴ راز پنج درصد افراد موفق جامعه


 

سلام من رابین شارما هستم.

نویسنده کتاب “رهبری که هیچ عنوانی نداشت”

به این ویدئو خوش آمدید.

این یکی از ویدئوهای هیجان انگیز است.

بسیار تکنیکی و بسیار با ارزش، مثل همیشه

من مستقیما به سراغ این ایده ها می روم که بسیار موفق شوید.

طرز فکرتان را عوض کنید و نه تنها در زمینه کاری خودتان استاد شوید،

بلکه بهترین فردی که که تا به حال در رشته ی خودتان بوده، باشید.

تصور کنید که آن استاندارد شماست.

یعنی شما دقیقا می خواهید بی تردید قهرمان در رشته ی خودتان باشید.

بهترین فردی که تا به حال وجود داشته است.

شما می خواهید در کاری که انجام می دهید تبدیل به “پیکاسو” شوید.

آنقدر خوب شوید که دیگران نتوانند شما را نادیده بگیریند.

شما می خواهید تاریخ ساز شوید.

نه با کاری که می کنید، بلکه با زندگیتان

تعدادی ایده وجود دارد که می تواند به شما کمک کند.

من به سراغ اولین آن ها می روم.

بهانه هایتان را به نصف کاهش دهید.

و کاری را که انجام می دهید دو برابر کنید.

شما می توانید بهانه تراشی کنید یا می توانید جهان را تغییر دهید.

ولی نمی توانید هردوی آن ها را با هم انجام دهید.

این را اینگونه بیان می کنم:

اگر به دنبال بهانه هایتان باشید، آن ها را پیدا خواهید کرد.

من آن را اینگونه بیان می کنم،

با احترام عمیقی که همیشه قائل هستم.

بهانه هایتان چیزی بیشتر از یک مشت دروغ نیستند

که ترس های به شما فروخته است.

هرچه بیشتر بهانه هایتان را مرور کنید

بیشتر بر ضمیر ناخودآگاهتان تاثیر می گذارید.

که سپس آن، باورهای اصلی تان را تشکیل می دهد.

و سپس عملکرد شما را کنترل می کند.

اگر بگویید من برای اینکه در سطح جهانی باشم و درآمدم را دو برابر کنم به اندازه کافی باهوش نیستم.

آنگاه این باور، با توجه به روانشناسی…..

برای مشاهده کلیپ روی عکس زیر کلیک کنید.

 

دانلود رایگان با حجم ۲۰.۲۲ مگابایت

دانلود رایگان با حجم    ۱۰.۳۰ مگابایت

 

[us_iconbox icon=”fa-battery-full” title=”همه کلیپ های انگیزشی” title_size=”20PX” link=”url:http%3A%2F%2Ftabikaran.com%2Fsendclip%2F|title:%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%BE%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%B4%DB%8C|target:%20_blank|”][/us_iconbox]