‌ان‌ال‌پی و چهار‌چوب‌های ذهنی (قسمت دوم)

ان ال پی و چهارچوب‌های ذهنی

‌ان‌ال‌پی و چهار‌چوب‌ های ذهنی  قسمت دوم مقاله قبل است که آن‌را تقدیم همراهان همیشگی سایت تابیکران می‌کنیم.

در قسمت اول متوجه شدیم یکی از چهار‌چوب‌ها مربوط به حالت دافعه و جاذبه است،به این معنی دسته‌ای از افرادبیشتربه سمت خوشی‌ها تمایل دارند و دسته‌ای دیگر بیشتر تمایل به فرار از رنج‌ها دارند.(قسمت اول)

دومین چهارچوب ذهنی مربوط به داخلی  یا خارجی بودن معیارها است.

از فردی بپرسید از کجا می‌داند که در فلان مورد کار خود را به خوبی انجام داده است. بعضی‌ها دلیلی می‌آورند که مربوط به خارج از وجود آنها است. مثلا رئیس آنها دستی به شانه‌شان زده و از کارشان تعریف کرده است و یا جایزه بزرگی برده‌اند.این معیار را خارجی می‌گویند.

معیار بعضی دیگر از درون سرچشمه می‌گیرد، آنها خودشان می‌دانند که کارشان خوب بوده است. این افراد اگر کاری انجام دهند وجوایز بزرگی بگیرند ولی خودشان در آن ویژگی خاصی نبینند، با هیچ معیار خارجی قانع نمی‌شوند و یا برعکس. این معیار را معیار درونی می‌گوئیم.

رهبران واقعی دارای چهارچوب مرجع درونی می‌باشند.رهبری که بخواهد قبل از اقدام به عمل مرتباً از اشخاص نظرخواهی کند رهبر نخواهد بود.

نکته حائز اهمیت این است که این چهارچوب‌های ذهنی در اثر مرور زمان تقویت می‌شوند. اگر کاری را بمدت پانزده سال انجام داده باشید در آن زمینه دارای چهارچوب مرجع قوی می‌شوید و بالعکس اگر در کاری تازه‌کار باشید در مورد اینکه چه چیزی در آن زمینه درست یا نادرست است معیار محکمی نخواهید داشت.

با این وجو حتی افراد راست دست در مواردی از دست چپ استفاده می‌کنند. در زمینه چهار‌چوب‌های ذهنی نیز همین‌طور است. انسان انعطاف‌پذیر است و می‌تواند تغییر کند. توجه داشته باشید که اکثر افراد نیز در حالات بینابین قرار دارند. یک رهبر واقعی نیز باید بتواند از اطلاعاتی که از خارج دریافت می‌کند به نحو موثر استفاده نماید والا کار رهبری به خود بزرگ‌بینی می‌انجامد.

 

ان ال پی و چهارچوب‌های ذهنی

 

سومین چهارچوب ذهنی مربوط به حالت خودمحوری یا دیگر محوری است

بعضی‌ها در روابط  خود با افراد درجه یک به این نکته توجه دارند که این رابطه چه منافعی برای شخص آنها در بر دارد. در اینجا نیز افراد غالباً در حالت بینابینی قرار دارند. اگر حالت خودمحوری در کسی شدید باشد کارش به خودشیفتگی و خودپرستی می‌کشد، و اگر حالت دیگر محوری شدید باشد، فدا می‌گردد.

در مشاغل خدماتی، نظیر هواپیمائی به افرادی نیاز است که خودمحور نباشند و نسبت به مراجعین و مشتریان با نرمش و توجه برخورد کنند. اما برای شغل حسابرسی به فردی احتیاج است که تا حدودی خود‌محور بوده تحت تاثیر دیگران واقع نشود.

به رفتار دیگران تا جائی که مقدور است توجه کنیم. به چیزهائی که می‌گویند دقت نمائیم، و مثالهایی که ضمن گفتگو می‌زنند و حرکات و رفتارهایی را که از خود نشان می‌دهند در نظر بگیریم. افراد چهارچوب‌های ذهنی خود را دائما ظاهر می‌سازند.

مطالعه گرایشهای آنها کار چندان دشواری نیست. برای تشخیص حالت خودمحوری یا دیگر محوری، ببینید تا چه حد به دیگران توجه می‌کنند. البته هر کسی ممکن است در مواقعی حالت خود محوری داشته باشد و گاهی هم این کار لازم است. اما حالت کلی شخص و اینکه آن حالت نتایج دلخواه به‌بار اورد دارای اهمیت است.

در قسمت‌های بعدی با سایر چهارچوب‌ها آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

گردآوری:: روناک روشنگر

گروه آموزشی پرورشی تا‌بیکران

 

کاربرد فنون ان ال پی

کاربرد فنون ان ال پی

کاربرد فنون ان ال پی

کاربرد فنون ان ال پی


 

می توانید از ان ال پی برای حل مشکلات فردی، اجتماعی و شغلی تان بهره ببرید; و در عین حال دیگران را نیز راهنمایی کنید.از آنجا که ان ال پی درباره بهترین الگوهاست،; می توانید آن را در هر شرایطی به کار ببرید; تا دریابید فردی کارش را خوب انجام می دهد.

وقتی نتیجه ای نو می خواهید، ابتدا باید وضعیت کنونی ارزش ها و باورها ی خود را به طور دقیق مشخص کنید.

سپس نتیجه ی مطلوب خود را بنویسید.

بعد مشخص کنید چه  موانعی را در این راه باید پشت سر بگذارید; و چه اقداماتی باید انجام دهید تا پیامد مطلوب خود را خلق کنید.

فنون NLP

شما برای موارد زیر می توانید از فنون ان ال پی استفاده کنید:

  • عوامل محرک:
    برای حرکت از وضعیت منفی و رسیدن به وضعیت مثبت از جمله افسردگی
  • تغییر باور:
    حل مجادله ی ناخودآگاهی که جلوی  دستیابی به پیامدی را می گیرد; و مواجه شدن با ترس ها و محدودیت ها
  • شیوه ی دیسنی:
    ایجاد تفکر خلاق و دیدگاه موفق
  • از دور نظاره کردن:
    درگیر شدن بیش از حد با موضوعی
  • سطوح منطقی:
    بررسی کردن تمام سطوح تغییرات وابسته به عصب شناسی
  • هماهنگ بودن:
    ایجاد رابطه ی دوستانه ی فردی یا کاری با کسی; به ویژه برای ارائه ی مطلب، جلسات، مذاکرات و فروش
  • تمرین ذهنی:
    تصور وضعیتی در آینده برای ایجاد تغییر یا تجسم تاثیر تغییری
  • الگوی متا:
    به چالش طلبیدن نحوه ی تفکر و حرکت از وضعیت گیرافتادگی
  • استعارات:
    رها کردن فکر و ایجاد وضعیتی تازه و تغییر در ناخودآگاه
  • الگوی میلتون:
    برای خلق حالت خلسه
  • پیامدها:
    واضح بودن اهداف و نحوه ی دستیابی به آنها
  •  فن ادغام بخش ها:
    از بین بردن تضادها در پیامدها
  • موقعیت های ادراکی:
    تغییر دادن دیدگاه درباره ی ارتباط با دیگران
  • روند فوبیا:
    برای برطرف کردن فوبیاهای مختلف
  • رابطه ی دوستانه:
    چه مواقعی از این فنون در مورد دیگران استفاده کنیم
  • چارچوب دوباره:
    برای تغییر دادن دیدگاه
  • الگوی زایشی:
    برای تغییر دادن عادت ها (تغییر باور های ذهنی را مطالعه کنید)
  • سد تغییر ارزش ها:
    برای حل تضادهای ناخودآگاهی که سد راه دستیابی به نتیجه می شوند.
کاربرد فنون ان ال پی
کاربرد فنون ان ال پی

کاربرد فنون ان ال پی برای خودتان

فنون ان ال پی را می توان برای ایجاد تغییردر سطوح گوناگون به کار برد.

روش های ساده نظیر چارچوب دوباره، موقعیت های ادراکی(جایگاه های ادراکی را مطالعه کنید) و تجسم آینده تفکر شما را متحول می کند; تا بتوانید موقعیتی را با دیدی متفاوت بنگرید.

ایجاد عامل محرک نیز به ایجاد تغییر سریع منجر خواهد شد،; چون در این حالت منابع بیشتری به عنوان منبع حرکت در اختیار خواهید داشت.

هرزگاهی باید ببیشتر از یک فن را مدنظر قرار دهید و استفاده کنید.

به طور مثال برای برطرف کردن عزت نفس پایین، ایجاد ارتباطات بهتر،; برای از دست دادن وزن یا برای کشف این علت که همیشه مقروض هستید،; باید به عمق مطلب پی ببرید و ترکیبی از فنون مختلف را بکار ببرید.

این فنون شامل تغییرات ارزش ها، باورها، راهکارها و استعارات است.

در پایان ممکن است بخواهید منابعی نو به دست آورید و مهارتی تازه کسب کنید،; اگر چنین است، سریع ترین راه این است که الگوی مناسبی بیابید و راهکارهایش را برای موفق شدن بیاموزید.

” ان ال پی را زندگی کنید تا زندگی را لذتبخش کنید”

گرداوری: روناک روشنگر

گروه اموزشی پژوهشی تا بیکران

متقاعد کردن دیگران با کمک NLP

متقاعد کردن دیگران

متقاعد کردن دیگران با کمک NLP

متقاعد کردن دیگران با کمک NLP


 

دو دیدگاه در مورد اینکه افراد چگونه در مورد چیزی متقاعد می شوند، وجود دارد.

اول اطلاعات از چه کانال(مقاله کانال ترجیحی را مطالعه کنید) وارد می شوند،; و دوم شخص چگونه اطلاعات خود را مدیریت می کند(سبک).

ابتدا به کانال می پردازیم:

یک فروشگاه را در نظر بگیرید، مشتری باید چه کار کند تا متقاعد شود که محصول ارزشمند و به صرفه است؟
(مقاله مشتری مداری را مطالعه کنید)

یا یک مدیر به چه شواهد و مدارکی نیاز دارد تا متقاعد شود; که کارمندی وظایف خود را به خوبی انجام می دهد؟

پاسخ این اغلب مربوط به کانال ترجیحی فرد است.

برخی افراد باید شواهد و مدارک را ببینند( دیداری)

برخی باید شواهد و مدارک را از دیگران بشنوند(شنیداری)

دسته بعد باید گزارشات را بخوانند(خوانشی)

دسته چهارم  نیز باید از محصول استفاده کرده و بعد آنرا ارزیابی کنند،; یا پیش از اینکه تصمیم بگیرند کارمندی از مهارت های لازم برخوردار است یا خیر، دوشادوش او کار کنند.

چگونه درمیابید که یک شخص در شغل خود خوب عمل می کند؟

یک شخص دیداری نیازمند آن است که نمونه ها را مشاهده کند.

اما یک شخص شنیداری باید با دیگران گفتگو کرده و اطلاعات را جمع آوری نماید.

یک شخص خوانشی باید گزارشات را خوانده و یا در مورد اشخاص توصیه نامه دهد.

یک شخص اهل عمل نیز باید حقیقتا کاری به همراه شخص دیگر انجام دهد تا متقاعد شود که او در کارش خوب است.

افراد چگونه امور جدید را به آسانی می آموزند.

یک فرد دیداری در صورتی کاری را به آسانی فرا می گیرد که به او نشان داده شود،; چگونه باید آن کار را انجام دهد.

یک شخص شنیداری نیز در صورتی به بهترین نحو ممکن درس می گیرد که به او گفته شود چکار کند.

یک شخص خوانشی نیز باید  دستوالعمل ها را بخواند.

در نهایت یک شخص اهل عمل زمانی بیشترین یادگیری را خواهد داشت; که خود سراغ آن کار برود و آن را انجام دهد; و در واقع خود آن را به صورت عملی تجربه کند.افراد چگونه باید اطلاعات را مدیریت کرده و چگونه باید اطلاعات را مدیریت کرده و چگونه آنها را ارائه دهند.

متقاعد کردن دیگران با کمک NLP

متقاعد کردن دیگران با کمک NLP

  • برخی افراد برای متقاعد شدن نیازمند آن هستند که شواهد و مدارک دو، سه یا چندین مرتبه به آنها نشان داده شود.

  • برخی دیگر نیز بواسطه ذکر چندین مورد و مثال متقاعد می شوند.
  • تعدادی نیز به اطلاعات خاصی نیاز ندارند، آنها از برخی حقایق مطلع شده، بقیه مسائل را تصور کرده و در نهایت، به سرعت تصمیم می گیرند.
    آنها اغلب بعد از دریافت حداقل اطلاعات به سرعت نتیجه گیری می کنند.
    به این مورد الگوی خودکار گفته می شود.

از سوی دیگر برخی هرگز متقاعد نمی شوند،; آنها تنها در یک مورد یا در شرایط خاص متقاعد می شوند،; که به این مورد نیز الگوی سازگار می گویند.

بر این اساس مجبور می شوید فردا نیز دوباره تمام تلاش خود را کرده تا بتوانید; آنها را متقاعد سازید، چرا که فردا روز دیگری است و شرایط تغییر کرده است.
این دسته از افراد نیازمند آن هستند که در همه مواقع متقاعد شوند.

  •  مورد آخر اینکه، برخی افراد باید شواهد و مدارک را با گذشت زمان در طول روزها و هفته ها به دست آورند،; بعد متقاعد می شوند.

“ان ال پی را زندگی کنید تا زندگی را لذتبخش کنید”

گردآوری: روناک روشنگرگروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منبع:برنامه ریز عصببی کلامی ان ال پی؛ جوزف اکانر و جان سیمور

تجربه آینده با NLP

تجربه آینده با NLP

تجربه آینده با NLP

تجربه آینده با NLP


 

تجربه کردن پیشاپیش یک حادثه در ان ال پی ، کاربرد فراوان دارد.

با علم و معرفت جدیدی که پیدا کرده اید در خیال به آینده قدم می گذارید; و پیشاپیش در موقعیتی که خوشایند شماست قرار می گیرید.

مثلا برای تغییر تاریخچه زندگی از بیمار می خواهیم خود را در آینده با مشکل مورد نظر مجسم کند.

می خواهید بدانید آیا نشانه ای برای قرار گرفتن مجدد در حالت منفی وجود دارد یا نه.

اگر جواب مثبت بود به این نتیجه می رسید که اقدامات قبلی کافی نبوده،; باید اقدامات دیگری صورت دهید.

اینگونه موثر بودن اقدامات خود را تست می کنید، تا حد امکان به موقعیت مسئله ساز نزدیک می شوید و تقریبا در شرایط آن قرار می گیرید.

اما واقعی ترین آزمونی که می تواند موفقیت شما را اندازه بگیرد،; قرار گرفتن به طور حقیقی در شرایط مسئله ساز است.

مانند اینکه آموزش در کلاس درس صورت می گیرد و تصمیم در اتاق هیات مدیره گرفته می شود،; اما آزمون در دنیای واقعی به عمل می آید.

روش پیشنهادی تجربه آینده، تمرین ذهنی است.

تمرین ذهنی تمرین در خیال و تصور است; و از آنجایی که جسم و ذهن یک نظام را شکل می دهند،; این تمرین جسم را برای قرار گرفتن در موقعیت های واقعی آماده می سازد.

اگر به مغز درباره موفقیت، تصاویر مثبت قدرتمند بدهید، آن را برای دستیابی به این موفقیت آماده می سازید و در این شرایط امکان موفقیت به مقدار زیاد افزایش می یابد.

وقتی انتظار وقوع حادثه ای را داشته باشید، امکان اتفاق آن را بیشتر می کنید.

پیش بینی روند آتی و تمرین ذهنی می تواند ما را در شرایطی قرار دهد; که از تجربیات روزانه خود درس بیاموزیم و رفتارهای جدیدی را به نمایش بگذاریم.

تجربه آینده با NLP

تمرین برای واکنش ها و رفتارهای صحیح

می توانید همه شب قبل از خواب مراحل زیر را از ذهن خود بگذرانید:

وقتی حوادث آن روز را مرور می کنید،; کاری را که به خوبی انجام داده اید و موردی را که آنقدرها خوب ظاهر نشدید را انتخاب کنید.

هر دو صحنه را مجددا در ذهنتان زنده کنید.

صداها را دوباره بشنوید، حادثه را از نو تجربه کنید و بعد از صحنه آنها خارج شوید و از خود بپرسید:

  • چگونه می توانستم طور دیگری رفتار کنم؟
  • در این تجربه ها چه انتخابهای دیگری وجود داشت؟
  • چگونه می شد حتی تجربه ای خوشایند از این باشد؟

احتمالا به این نتیجه می رسید که در تجربه های نه چندان خوشایند; می توانستید انتخابهای دیگری داشته باشید.

اکنون بار دیگر تجربه های مورد اشاره را به طور کامل در ذهن خود زنده کنید، این بار در نقشی متفاوت ظاهر شوید.

حالا با این نقش متفاوت چه احساسی دارید؟

چگونه به نظر می رسد؟

احساسات خود را وارسی کنید.

با این تمرین می توانید اگر بار دیگر تجربه نه چندان خوشایند تکرار شد،; به جای آن اقدامهای نه چندان خوشایند گذشته، انتخابهای جدیدی را که قبلا آنها را در ذهن خود تمرین کرده اید به اجرا بگذارید.

می توانید از این روش برای ایجاد رفتارهای کاملا جدید; و یا برای تغییر دادن و بهبود بخشیدن به رفتارهای موجود استفاده کنید.

” ان ال پی را زندگی کنید تا زندگی را لذتبخش کنید”

گردآوری: روناک روشنگر
گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران
منبع:
برنامه ریزی عصبی کلامی؛ جوزف اکونور و جان سیمور

ارتباط و ان ال پی

ارتباط و ان ال پی

ارتباط و ان ال پی

ارتباط و ان ال پی


ارتباط مفهومی چند بعدی است که به انواع تبادل با دیگران اطلاق می شود.

صحبتهای خودمانی، مجاب کردن، آموزش دادن و مذاکره کردن.

اما ارتباط چه معنایی دارد؟

کلمه ارتباط یک اسم “ایستا” است.

اما در اصل یک سیکل و یا یک فضای ارتباطی است که دست کم دو طرف دارد.

ارتباط برقرار کردن با یک مجسمه مومی بی مفهوم است.

وقتی با کسی ارتباط برقرار می کنید، واکنش او را درک می کنید; و با توجه به پاسخ دریافتی با احساسات یا اندیشه خود واکنش نشان می دهید.

شما با کلمات، کیفیت صدا و با جسم خود با دیگران ارتباط برقرار می کنید.

گاه حتی بدون یک کلمه حرف، پیامی را مخابره می کنید.

بنابراین ارتباط پیامی است که از شخصی به شخص دیگر منتقل می شود.

اما از کجا بدانید که پیام شما، آنگونه که مورد نظر شماست دریافت می شود؟

ارتباط به مراتب وسیع تر از کلماتی است که ما از آن حرف می زنیم.

کلام در نهایت جزئی کوچک از ابزار و تجلی انسان است.

ارتباط و ان ال پی
ارتباط و ان ال پی
پژوهش های به عمل آمده نشان می دهند:

هنگام سخنرانی، ۵۵% تاثیری که سخنران روی حاضرین می گذارد از طریق زبان بدن یعنی حالت بدن، ژستها و تماس چشمی، و ۳۷% ناشی از لحن صداست و در این میان محتوای کلام تنها ۷% موثر است.

به جای مطلب و محتوای کلام طرز بیان است که تفاوت را ایجاد می کند.

اگر کلمات محتوای پیام باشند در این صورت حالات بدن، ژست ها، قیافه ها; و لحن صدا زمینه ای هستند که در آن پیام قرار می گیرد تا به اتفاق معنای ارتباط را شکل بدهند.

بنابراین تضمینی وجود ندارد که مخاطب شما معنای کلام شما درک کند.

هدف، تیزحسی و انعطاف پذیری نقش تعیین کننده ای دارند.

برای هر ارتباطی هدفی وجود دارد، شما متوجه پاسخ هایی که متقابلا دریافت می کنید می شوید; و آنقدر در عمل یا گفتارتان تجدید نظر می کنید تا به پاسخ مورد نظر خود دست یابید.

برای برقراری یک ارتباط موثر باید به این نکته توجه داشته باشید که:

“معنای ارتباط پاسخی است که دریافت می کنید”.

ما پیوسته برای تاثیر گذاردن بر دیگران از مهارتهای ارتباطی استفاده می کنیم،; مهارتهای موثر گاه سلطه جویی و زرنگ بازی دیده می شود.

این امر مطمئنا در مورد ان ال پی که درایت، انتخاب و بوم شناسی در سطح عملی را رعایت می کند، صدق نمی کند.

ان ال پی توانایی پاسخ دادن موثر به دیگران; و درک الگو های آنها از جهان و احترام گذاشتن به آنهاست.

در فضای ارتباط عمل شما روی مخاطب شما اثر می گذارد و عمل مخاطب نیز متقابلا روی شما تاثیر می گذارد.

در فضای ارتباط مسئول رفتار خود هستید، شما به هر صورت بر دیگران اثر می گذارید،; تنها انتخابی که دارید این است که میان تاثیرگذاری خودآگاه و ناخودآگاه بر دیگران تصمیم بگیرید.

تنها سوالی که مطرح است این است که می توانید در حد مطلوب روی دیگران اثر بگذارید؟

آیا تاثیری که بر دیگران می گذارید منطبق با ارزش های شماست؟

شیوه های ان ال پی بی طرف هستند.

شاید بتوان گفت که از این حیث به اتومبیل شباهت دارند; که رانندگی با آن به مهارت و خواسته راننده پشت فرمان بستگی دارد.


 

” ان ال پی را زندگی کنید، تا زندگی را لذتبخش کنید”

گردآوری: روناک روشنگر
گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منبع؛ برنامه ریزی عصبی کلامی؛ جوزف اکونور و جان سیمور

احساسات و NLP – قسمت اول

احساسات و NLP

احساسات و NLP – قسمت اول

احساسات و NLP – قسمت اول


 

برای اینکه بر احساسات خود احاطه پیدا کنیم،; باید بدانیم که احساسات و عواطف کدامند و چگونه عمل می کنند.

حالت عاطفی کدام است؟

آیا شما به اتفاق شخص دیگری حادثه ای را شاهد بوده اید; که بعدا به این نتیجه برسید او تجربه ای کاملا متفاوت از شما داشته است؟

چگونه ممکن است شما و دیگران در یک مکان بوده باشید; و یک حادثه واحد را دیده باشید،

اما هر کدام از این حادثه برداشت متفاوتی به دست آورده باشید؟

تفاوت ناشی از حالات احساسی وعاطفی است که در آن لحظه به سر می برید.

عشق، خشم، اعتماد، هراس و کنجکاوی همه حالات احساسی هستند.

ما در تمامی دقایق روز در این احساسات قرار می گیریم و از آن خارج می شویم.

حالت احساسی را می توان جمع کل همه فرایندهای عصبی دانست; که در یک شخص در زمان معین بروز می کند.

روش ساده تری برای که به این موضوع فکر کنیم این است; که حالات احساسی، آن روحیه ای است که در هر لحظه در شرایط آن قرار دارید.

همه ما حالات منفی را از قبیل افسردگی، هراس و خشم تجربه کرده ایم،

بر عکس همه ما دقایق سرشاری داشته ایم، اعتماد و اطمینان داشته ایم، خوشبین بوده ایم، شاد و مصمم بوده ایم.

رفتار انسان با حالت او در رابطه است.

هر کار عالی که تاکنون انجام داده اید یا شاهد آن بوده اید،; نتیجه حالت احساسی و عاطفی شما در آن لحظه خاص بوده است.

احساسات و NLP
احساسات و NLP – قسمت اول

سرچشمه احساسات

احساس ما در بسیاری از لحظات ناشی از حوادث بیرون از ماست.

اتفاقی در جهان می افتد و ما در واکنش به آن حالت احساسی خود را تغییر می دهیم.

در واقع اغلب ما به طور کامل نمی دانیم که احساساتمان از لحظه ای تا لحظه دیگر چگونه حالت می گیرد.

فیزیولوژی

یکی از روش های تاثیرگذاری بر حالت احساسی خود، به طرز استفاده از بدنمان بستگی دارد.

تغییرات در حالت بدن، تنفس کردن، تنش عضلانی و حالت های چهره، همگی روی احساست و رفتار ما تاثیر می گذارند.

اگر از بدنتان به طرز دیگری استفاده کنید، تجربه متفاوتی از زنده بودن خود پیدا می کنید.

ایست

در هر جایی که هستید پاهایتان را محکم روی زمین قرار بدهید،; شانه هایتان را به عقب بکشید، تبسمی احمقانه بر چهره خود نقش ببندید و بعد نفس عمیقی بکشید.

حالا سعی کنید بدون اینکه حالت جسمی خود را تغییر دهید به آن موقعیت ناخوشایند بیندیشید.

در این صورت یا احساس شما درباره آن موقعیت ناخوشایند تغییر کرده است; و یا دیگر نمی توانید مانند قبل به آن صحنه بیندیشید.

تنش عضلانی، آرامش، تنفس و حالت بدن همگی روی حالت احساسی ما تاثیر می گذارند.

اگر بدن شما سخت و گرفته باشد،; مواد شیمیایی متفاوتی را در مقایسه با زمانی که در حالت آرام و راحت هستید،; تولید می کند و به همین دلیل اندیشه های مفاوتی به ذهن شما خطور می کنند.

نمودهای درونی

عامل مهم دیگری که روی احساسات ما تاثیر می گذارند،; تصاویری است که آن را در تصور خود جان می بخشیم و حرف هایی است که با خود می زنیم.

ما به این تصاویر و این صداها نمودهای درونی می گوییم.

اینها نمودهای واقعیت هستند اما لزوما خود واقعیت نمی باشند.

نمودهای درونی شما از ولقعیت برای شما شکل منحصر به فرد دارند.

اینها شکلی هستند که شما دنیا را تصور و ادراک می کنید.

اینها نقشه شما از جهان هستند، اما مانند هر نقشه دیگر کامل نیستند و پر از تعمیم و حذف و تحریف و خطا هستند.


 

گردآوری: روناک روشنگر
گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

 

احساسات و NLP

استراتژی افراد را چگونه با ان ال پی پیدا کنیم؟

استراتژی افراد

استراتژی افراد را چگونه با ان ال پی پیدا کنیم؟ قسمت اول

استراتژی افراد را چگونه با ان ال پی پیدا کنیم؟ قسمت اول


 

آیا تا به حال شاهد کار یک قفل ساز خبره بوده اید؟

کارش شبیه سحر و جادوست!

با قفلی بازی می کند، چیزهایی را می شنود که شما نمی شنوید،; چیزهایی را می بیند که شما نمی بینید، چیزهایی را حس می کند که شما حس نمی کنید; و به طریقی موفق می شود تا به رمز گاو صندوق پی ببرد.

کسانی که در ارتباطات خبره اند به همین طریق عمل می کنند.

شما می توانید از ترتیبات ذهنی اشخاص آگاه شوید،; می توانید رمز دریچه ذهن او یا خود را همانند طرز عمل یک قفل ساز بگشایید.

باید به دنبال مسائلی باشید که تا به حال نبوده اید، به صداهایی گوش دهید که تا به حال نشنیده اید،; چیزهایی را حس کنید که تا به حال حس نکرده اید; و سوالاتی را بپرسید که تا به حال به ذهنتان خطور نکرده است.

اگر این کار را با ظرافت و دقت انجام دهید، می توانید در هر شرایطی به راهکار دیگران پی ببرید.

شما می توانید یاد بگیرید چه گونه آن چه را که دقیقا در نظر دیگران است; به آنان عرضه کنید و می توانید به آنها بیاموزید چگونه همین کار را در مورد خودشان نیز انجام دهند.

راه پی بردن به استراتژی  دیگران این است که بدانید دیگران شما را از استراتژی های شان مطلع می کنند.

شش استراتژی ایجاد عادت های خوب ” را مطالعه کنید.

آنها با لغات یا با حرکات بدن، شما را آگاه می کنند.

استراتژی افراد
استراتژی افراد
حتی با نگاههایشان، این کار را می کنند.

شما می توانید همان گونه که نقشه یا کتابی را می خوانید، استراتژی های دیگران را نیز بخوانید.

به خاطر داشته باشید که استراتژی فقط ترتیب خاصی از تصورات است; که می تواند بصری، لمسی چشایی یا بویایی باشد که در نهایت نتیجه خاصی به وجود می آورد.

فقط باید کاری کنید که اشخاص استراتژی های خود را تجربه کنند; و آن گاه باید دقت کنید تا متوجه شوید در مورد آن استراتژی ها چه عکس العمل هایی نشان می دهند.

پیش از آنکه بتوانید به استراتژی ها پی ببرید، باید بدانید به دنبال چه هستید; و بفهمید شخص در لحظات معین از کدام سیستم عصبی اش استفاده می کند.

در ضمن دانستن این نکته مهم است که افراد، دارای گرایش های مشترکی هستند که می توان با پی بردن به آنها به نتایج بهتری دست یافت.

بعنوان مثال، افراد به بخش های خاصی از سیستم عصبی شان; مانند بصری، سمعی یا لامسه گرایش بیشتری دارند.(مقاله کانال ترجیحی را مطالعه کنید)

در همه افراد این سه حالت وجود دارد ولی در اکثر آنها یکی از این حالات قوی تر است.

هنگامی که به فراگیری استراتژی افراد می پردازید،; باید از کانال ترجیحی آنها مطلع شوید تا بتوانید پیام هایتان را به گونه ای به آنها دهید که بتوانند درک کنند.

شما با دیدن افراد و گوش دادن به حرف های شان می توانید بلافاصله به سیستم ذهنی شان پی ببرید; و علم ان ال پی نشانه های مشخص تری از آن چه در ذهن فرد می گذرد به ما ارائه می دهد.
چشم دریچه روح است.

شما می توانید فقط با مشاهده چشمان یک شخص بلافاصله پی ببرید از کدام سیستم ذهنی بصری، سمعی یا لمسی استفاده می کند; (مقاله چشم خوانی را مطالعه کنید)

قسمت دوم این مقاله را مطالعه کنید 

پیدا کردن استراتژی افراد با کمک ان ال پی  – قسمت دوم

 

گردآوری: روناک روشنگر

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

استراتژی افراد را چگونه با ان ال پی پیدا کنیم؟

NLP و خلسه

NLP و خلسه

NLP و خلسه
NLP و خلسه


خلسه پدیده ای است که انسانها از قرن هجدهم با آن آشنا شدند.

بنیان گذار آن فردی بود به نام فرانتس مسمر، خلسه یا هیپنوتیسم حالتی طبیعی است که در آن توجه شما کاملا روی چیزی متمرکز شده است.

به این شکل وارد حالت خلسه می شوید.

در حالت خلسه، تمرکز شما روی افکار و احساسات درونی است تا رویدادهای دنیای بیرون.

خلسه راهی است مطمئن و در دسترس برای دستیابی به ناخودآگاه شما!

ذهن ناخودآگاه شما عبارت است از افکار، احساسات و تجربیاتی که در حالت عادی از آنها آگاهی ندارید.

اریکسون می گوید که بیماران او به این دلیل مشکل داشتند که با ذهن ناخودآگاهشان غریبه بودند.

او می گوید که سلامت روان یعنی ایجاد صمیمیت میان ذهن آگاه و ذهن ناخودآگاه.

او با بردن بیماران به خلسه این صمیمیت را به وجود می آورد.

به این شکل ذهن ناخودآگاه بیماران در رفتارها و نوع فکر کردن آنها تغییراتی ایجاد می کرد.

در حالت رویا گونه ی خلسه، ذهن کاملا استراحت می کند.

هنگامی که ذهن ناخوداگاه بیشتر در دسترس قرار می گیرد،; بیمار ساده تر می تواند تغییراتی مثل رها کردن ترس های کهنه، ترک سیگار یا سایر تغییرات مثبت را در رفتارهایش ایجاد کند.

خلسه و NLP ” را مطالعه کنید.

احساس راحتی با خلسه

کلمات قدرتمند و اثرگذارند.

آنها خاطرات و احساسات و تجسم های متفاوت را با هم مخلوط و آنها را به عمل تبدیل می کنند.

با شنیدن کلمه ی خلسه ذهن شما چه چیزهایی را برایتان تداعی می کند؟

اگر تاکنون خلسه را تجربه کرده باشید، حالتی خوشایند و آرام را به خاطر می آورید.

اگر تجربه ای از خلسه نداشته باشید ممکن است در این مورد کنجکاو باشید یا حتی از آن بترسید.

واقعیت این است که خلسه هنگامی رخ می دهد که شما اجازه بدهید.

اگر شما در میان گروه بزرگی از افرادی باشید که علاقمندند و وارد حالت خلسه شوند،; اما دوست نداشته باشید این کار را انجام دهید، هرگز وارد حالت خلسه نمی شوید.

فراموش نکنید که فقط شما قدرت کنترل افکار، اعمال و کلامتان را دارید.

در مورد خلسه لطفا از حرفه ای بودن درمانگر خود مطمئن شوید.

برخلاف آنچه خیلی ها گمان می کنند، هر کس در حالت خلسه کنترل کامل خود را در اختیار دارد.

فردی که شما را به خلسه می برد فقط به شما کمک می کند; و اگر شما هنگام خلسه دوست نداشته باشید کاری را انجام دهید، می توانید این کار را انجام ندهید.

NLP و خلسه
NLP و خلسه

تجربه ی خلسه روزانه

در طول روز همه ی ما تجربه های مختلفی از خلسه داریم و به شکل طبیعی چندین بار وارد خلسه و از آن خارج می شویم.

انسان ها شیوه ی بسیار جالبی برای محافظت در مقابل حجم زیادی اطلاعات دارند.

خلسه ها به شما کمک می کنند استراحت کنید; و در زمان این استراحت ها برای کارهای بعدی تان برنامه ریزی کنید.

رویا دیدن روزانه، ذهن شما را به روی ایده های جدید باز می کند.

همچنین خلسه های روزانه قوای خلاقانه ی شما را به شکل طبیعی به کار می اندازد.

در این خلسه ها میان ایده های جدید رابطه هایی کشف و برای مشکلات تان راه حل هایی بکر پیدا می کنید.

مشکل زمانی رخ می دهد که دائما نگران هستید و در مقابل رویدادهای بیرونی واکنش های سالمی نشان نمی دهید.

در این مواقع احتمالا کمک هایی از منابع بیرونی می تواند یاری تان دهد.

گاهی رها کردن مشکلات موجب می شود پس از یک روز به راه حل های جالبی برسیم.

وقتی اجازه می دهید ذهن آگاهتان به استراحت بپردازد، ذهن ناخودآگاهتان اجازه پیدا می کند تا به پردازش و جست جوی اطلاعات بپردازد; و به این ترتیب مغزتان به شکلی مثبت درگیر حل مشکل می شود.

بنابراین دفعه ی بعد که درگیر مشکلی شدید، هنگام رفتن به رختخواب از ذهن ناخودآگاهتان بخواهید به شما در یافتن راه حل کمک کند و سپس دقت کنید که پس از بیدار شدن چه راه حل هایی به ذهن تان می رسد.

“ان ال پی را زندگی کنید تا زندگی را لذتبخش کنید”

دوست عزیز ، برای حمایت از ما و استفاده دیگران، از طریق دکمه های اشتراک گزاری پایین مقاله ، این مطلب را به اشتراک بگذارید.

گردآوری: روناک روشنگر
گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منبع:
برنامه ریزی عصبی کلامی؛ رومیلا ردی و کیت برتون