تربیت جنسی فرزند ۲

تربیت جنسی فرزند 1

تربیت جنسی فرزند ۲

درمطلب  تربیت جنسی فرزند ۱  لزوم صحبت و توجه به کنجکاوی های جنسی فرزندان ، متناسب با سنّ کودکان و میزان رشد شناختی آنها ، به والدین محترم یادآوری شد . تربیت جنسی فرزند ۲
در ادامه به نکات حائز اهمیت در پاسخگویی به سؤالات جنسی کودکان و همچنین شیوه ی صحیح برخورد با کنجکاوی ها و بازی های جنسی کودکان خواهیم پرداخت .    تربیت جنسی فرزند ۲
مهم ترین آموزگاران بچّه ها ، والدین هستند . نه ما و نه کودکان ما ، هیچ گاه نباید از دانستن خجالت بکشیم ، زیرا همه ی ما حق داریم بدانیم ، فقط باید سعی کنیم عبارات را در خور فهم کودکان ساده کنیم .
والدین باید ترس های خود را کنار بگذارند و مطمئن باشند که این به نفع بچّه هاست ، اگر اطلاعات جنسی خود را از بزرگسالانی که به آنان علاقه دارند ، دریافت کنند . بچه ها به هر حال کنجکاوی خود را ارضاء خواهند کرد و اطلاعات لازم را از منابعی مانند دوستان ، نشریات و …به دست خواهند آورد . از این رو والدین باید آموزش جنسی کودکان را برای اطمینان از رشد سالم آنها تا بلوغ کامل ، رهبری کنند .
وقتی می خواهید با کودکان درباره ی جنسیت صحبت کنید ، واژه های خصوصی و سرّی را برای آنها بازگو کنید . در سنین پائین به کودک بگوئید : همه ی ما به تنهایی به دستشوئی می رویم و در را می بندیم ، چون خصوصی است . همینطور اعضای بدن ما خصوصی است و همه باید از لباس استفاده کنند .
کودکان در دوره ی پیش از دبستان باید مفهوم فضای خصوصی را هنگام تعویض لباس و رفتن به توالت بدانند . همچنین پسران باید بدانند که “اندام تناسلی “و “باسن ” آنان جزء اعضای خصوصی و دختران “اندام تناسلی ” “باسن “و “سینه ها “جزء اعضای خصوصی است و هیچ کس حق نگاه کردن ، دست زدن یا انجام کاری با این قسمت ها که کودک را عصبانی و نگران کند ، ندارد .
به کودکان تأکید کنید که خودشان هم نباید اعضای خصوصی شان را به کسی نشان دهند .

در موارد طرح سؤالات از طرف کودکان :

به هر یک از سؤالات فرزندتان بطور خلاصه جواب دهید. تربیت جنسی فرزند ۲
اطلاعات بیش از حد و توضیحات اضافی به فرزندتان ندهید ، اجازه دهید سؤالات و علایق فرزندتان ، سمت و سوی بحث را تعیین کند .
پاسخ هایی مستقیم با عباراتی دقیق ، اما ساده با توجه به سن کودک ، بدهید . از طرح پاسخ های مبهم و نادرست خودداری کنید و از کلمات قلمبه ، سلمبه استفاده نکنید .
سؤالات جنسی کودکان را با صبر و حوصله جواب دهید و به کودکان خود بخصوص با بزرگتر شدن آنها ، بفهمانید که شما پدر و مادر ی هستید که می توانند از شما سؤال کنند ، زیرا در غیر این صورت ، کودکان منابع دیگری برای ارضاء نیاز های اطلاعاتی و کنجکاوی های خود جستجو خواهند کرد .
پاسخ سؤالات جنسی کودک را به آینده واگذار نکنید و به آنها پیام های گیج کننده و مبهم ندهید ، خجالت خود را در این زمینه کنترل کنید و دچار اضطراب و تشویش نشوید .« هر وقت بزرگ شدی ، خودت
می فهمی » ، « این مسائل مربوط به بزرگتر هاست » ، « این حرف ها زشت هستند » ، « اگر از این حرف ها بزنی دهانت زخم می شود » این ها پاسخ هایی هستند که به هیچ وجه کمکی به کودک نمی کنند .
شرم و حیا در این هنگام تا حدودی طبیعی است .
اطلاعات در مورد جنسیت ، مانند هر موضوع دیگری نیاز به بیان مکرر دارد ، یک بار گفتن کافی نیست .

تربیت جنسی فرزند 2

بازی های جنسی

آیا بازی های جنسی کودکان طبیعی است ؟ برخورد والدین باید چگونه باشد ؟
کودکان در حدود سن ۲،۳ تا ۶ سالگی به بدن و جنسیت خود و جنس مخالف حساس می شوند و متوجه
تفاوت های جنسی می شوند . از روی کنجکاوی علاقه دارند بدن همدیگر و خصوصاً جنس مخالف را بازرسی ، کشف و مشاهده کنند . علی رغم مراقبت و مواظبت والدین ، کودکان به بهانه های مختلف و دور از چشم والدین با انجام دادن بازی های مختلف مثل دکتر و مریض ، دکتر و پرستار ، عروس و داماد و … به معاینه و کاوش بدن همدیگر می پردازند . تربیت جنسی فرزند ۲
در این باری ها کودکان با بچه های هم سن و سال خود و معمولاً از جنس مخالف بازی می کنند ، بازی با توافق طرفین و در کمال آرامش و بدون ترس و اضطراب انجام می شود و از قبل برنامه ریزی نشده است.  تربیت جنسی فرزند ۲
والدین در مواجهه با کودکانشان که عریان و یا نیمه عریان در حال بازی و کاوش همدیگر هستند ، دچار ترس و دلهره و گاه سردرگمی می شوند . برخی که فکر می کنند کودکشان در حال انجام فعالیت جنسی است ، متوسل به خشونت می شوند و شدیداً کودک را تنبیه می کنند . برخی دیگر که نمی دانند باید دخالت کنند یا نه ، مستأصل و وحشت زده به مشاوران و متخصصان روانپزشکی مراجعه می کنند . اکثر والدین از آن می ترسند که نکند کودکشان در بزرگسالی ، دچار انحراف اخلاقی و مشکلات جنسی شود .
انجام دادن این بازی ها در این سنین طبیعی است و کودکان از روی کنجکاوی و بدون هیچ گونه احساس جنسی ، این بازی ها را انجام می دهند . والدین باید با حفظ آرامش و خونسردی ، به صورت غیر مستقیم به کودکان نشان دهند که نباید این گونه بازی ها را انجام دهند .
با سرزنش ، کودکان احساس شرمندگی ، خجالت زدگی و احساس گناه می کنند و سعی در انجام این بازی ها بصورت مخفیانه می کنند .
با تنبیه و خشونت ، کودکان کنجکاو تر و به انجام دادن این بازی ها حریص تر می شوند .
وقتی والدین پسر و دختر شان را نیمه برهنه و عریان در حال بازی می بینند ، با هیجان زدگی و عصبانیت نباید به آنها بگویند : “چه کار دارید می کنید ؟ خجالت بکشید ! بدوید بروید لباسهایتان را بپوشید .”
بلکه به صورت غیر مستقیم باید به آنها گفت : “بچه ها فکر نمی کنید بدون لباس سردتان می شود ، بروید لباستان را بپوشید .” و در فرصت مقتضی ، بدون پند و نصیحت و اندرز های کسل کننده و بدون تهدید های بی اثر و در اولین فرصتی که با کودک تنها شدند ، خیلی صریح و رک و پوست کنده به انها گفت : “من دیدم لباسهایتان را در آورده بودید ، بچه ها اصلاً اجازه ندارند جلوی فرد دیگری لباسهایشان را در بیاورند ، این کار قدغن است ، و با اشاره به قسمت های تناسلی شان باید به آنها گفت : هیچ کس اجازه ندارد بدنت را ببیند و به این قسمت ها دست بزند مگر در مواردی توسط پزشک و پدر و مادر . ”
والدین باید با رفتار های خنثی و غیر مستقیم ، محدودیت هایی را برای رفتارهای جنسی کودکان در نظر بگیرند و با دخالت ، نظارت و تذکر ، این بازی ها محدود و کاهش یابند . توصیه می شود کودکان را به مدت طولانی ، تنها و یا با دیگر همسالان شان تنها نگذارند و در زمان ها و به بهانه های مختلف به صورت غیر مستقیم ، به اتاق کودکان سرک بکشند و سراغ آنها را بگیرند . تربیت جنسی فرزند ۲
اگر دیدید بچه ها باز هم به دکتر بازی و سایر بازی های جنسی نامبرده علاقه نشان می دهد ، شاید نشان این است که کنجکاوی هایشان هنوز ارضا نشده است ، بنشینید و اطلاعات اساسی را با فرزند خود مرور کنید ، با او درباره ی شکل بدن و نام یکی یکی اعضای مختلف بدن صحبت کنید و اندام های جنسی را لابلای اندام های غیر جنسی نام ببرید . تربیت جنسی فرزند ۲

دقّت کنید :  تربیت جنسی فرزند ۲

از برچسب زدن به فعالیت های جنسی طبیعی کودک خودداری کنید .
ذکر عباراتی چون : کثیف است ، دست تو پاک نخواهد شد و … سخت گرفتن در آداب توالت ، موجب شکل گرفتن رفتارهای وسواسی و اضطرابی در نزد بچه ها می گردد .
استفاده از اسامی متعدد و شوخی های مختلف در مورد رفتارهای جنسی طبیعی کودکان و ناحیه تناسلی آنها ، موجب عدم آشنایی کودک با رعایت حدود و قوانین گردیده و تکرار شوخی ها و گفته های بزرگسالان موجب برخورد متناقض با وی می شود که برای کودک قابل فهم نیست .
والدین باید مراقب روابط زناشوئی خود باشند ، بچه ها ممکن است به طور نا خواسته شاهد این روابط در والدینشان شوند .
کنترل صحنه های تلویزیون ، ماهواره ، فیلم ها یا کلیپ های محرک ، قویاً توصیه می شود .
در مورد الگو های رفتاری و پیام های دریافتی از تلویزیون و ماهواره از سنین بسیار پائین ، حساسیت نشان دهید ، درباره ی دیدن برخی تصاویر تلویزیونی ، طرز لباس پوشیدن ، شوخی ها و ارتباطات تجدید نظر کنید ، زیرا بچه های کوچک ، زیاد تقلید می کنند و هر آنچه که از سوی بزرگتر ها می بینند ، انجام می دهند ، حتی اگر پی به اهمیت آنچه که تقلید می کنند ، نبرده باشند .
لازم است بر روی استفاده از اینترنت و کامپیوتر نظارت داشته باشید .
در مورد سؤالات و رفتارهای جنسی کودکان به تنبیه متوسل نشوید و از تحقیر و سرزنش کودکان خودداری نمائید ، زیرا این کار نتیجه ای معکوس خواهد داشت و منجر به پنهان کاری و احساس گناه و خجالت افراطی می گردد . اگر موضوعات جنسی ، تابو شمرده و پرسش های کودک با خشونت رد شود ، شرم و ناراحتی زیاده از حد در کودک ایجاد شده و موجب تداخل در شکل گیری عزت نفس جنسی ، در آینده برای او می شود.

منابع
www.koodakonline.com
www.bacce.blogfa.com
www.parsine.com
www.fa.parsiteb.com
www.taamolnews.ir

تربیت جنسی فرزند ۲

تربیت جنسی فرزند ۱

تربیت جنسی فرزند 1

تربیت جنسی فرزند ۱

آشنایی والدین با مراحل رشد جنسی کودکان و چگونگی برخورد مناسب و سازنده با نیازها و ویژگی های روانشناختی و زیست شناختی آنان ، می تواند سلامتی جنسی کودکان را در مراحل بعدی تأمین کند . تربیت جنسی فرزند ۱

941218

رشد هویت جنسی در کودکان

زمانی که کودک از خود درکی به عنوان دختر یا پسر بودن پیدا می کند و به آن درک ، اعتقاد راسخ دارد ، هویت جنسی او شکل گرفته است . تربیت جنسی فرزند ۱
درک کودکان از نوع جنسیت خود از حدود سن ۱۸ ماهگی آغاز می گردد و معمولاً تا سنین ۲-۴ سالگی تثبیت می شود . دو سوم کودکان، جنسیت خود را بین سنین ۳-۷ سالگی بر اساس مسائلی چون نوع لباس پوشیدن و … می فهمند و معمولاً دختران هویت جنسی خود را در سنین کمتری نسبت به پسران کسب می کنند. با اینکه عوامل فرهنگی اجتماعی نیز در شکل گیری آن دخیل هستند اما قسمت عمده ی کسب هویت جنسیتی درونی و ذاتی است. تربیت جنسی فرزند ۱
در طی این دوره کودک در مورد اندام جنسی کنجکاوی می کند، اگر این کنجکاوی طبیعی تلقی شود و با آن با صداقت و مناسب با سنّ کودک برخورد شود، کودک شگفتی دنیا را پذیرفته و در نقشی که دارد ، احساس رضایت خواهد کرد.

کنجکاوی های جنسی کودکان تربیت جنسی فرزند ۱

کنجکاوی کودکان در زمینه ی مسائل جنسی، جزء مواردی محسوب می شود که والدین در برخورد با آن احساس گیجی و سر درگمی می کنند .مهمترین عامل سردرگمی های والدین ، دیدگاه آنها نسبت به بچه ها در مورد مسائل جنسی می باشد . اما پدر و مادر ها باید بدانند که زمانی که کودکان هویت خود را در دنیای خارج کشف می کنند، ابتدا نسبت به تمامی اعضای بدن خود و سپس اعضای خصوصی بدن جنس مخالف خود نیز، به طور طبیعی کنجکاو می شوند. این کنجکاوی جنسی در کودکان، طبیعی است .
کودکان از دست زدن و یا نگاه کردن به آلت جنسی خود یا کودک دیگر، برای ارضا احساس جنسی خود استفاده نمی کنند بلکه، آنها فقط می خواهند کنجکاوی های خود را در این زمینه ارضا کنند. هر گونه برخورد نسنجیده ای با این مسئله سبب گیجی کودک می گردد و موجبات احساس گناه و افسردگی وی را فراهم می سازد .

بچه ها از سر کنجکاوی، بازی های جنسی هم می کنند و این امر نیز طبیعی است . این جور رفتارها با قصد و غرض جنسی صورت نمی گیرد و یا به روابط جنسی منجر نمی شود . نمونه هایی از این کنجکاوی ها و بازی های جنسی شامل : دست زدن به آلت جنسی ، دکتر بازی ، لخت شدن ، خود ارضایی و… هستند . تربیت جنسی فرزند ۱
کودکان همچون بزرگسالان به این موضوع نمی نگرند. آنها باور های خاص خود را در این زمینه دارند، در این میان ابتدا بایستی آگاهی های والدین در این زمینه بیشتر شود تا بتوانند رفتار های مناسب را در سنین مختلف پیش گیرند .
ارتباط برقرار کردن والدین با فرزندان خود در مورد مسائل جنسی از جمله وظایف تربیتی ایشان است که شایسته است در حفظ این رابطه کوشید . برخورد شدید و خشن پدر و مادر در این زمینه ، پیامد های نا مطلوبی را به ارمغان خواهد آورد ، زیرا موضوعی روانشناختی را تبدیل به موضوعی اخلاقی کرده و کودک را حساس تر نموده و باعث تثبیت عمل مورد نظر در وی می شود .

موقعیت و زمان مناسب

آموزش های زودرس ، شتابزده و ناشیانه مسائل جنسی به کودکان ، همان اندازه آسیب زا خواهد بود که اگر این آموزشها با تأخیر، پنهان سازی و یا نادیده گرفتن همراه باشد . اگر والدین به پرسش ها و کنجکاوی های کودکان واکنش های مناسب ، طبیعی و متناسب با ظرفیت و ادراک شناختی آنها ( به دور از مخفی کاری و سرکوب ) داشته باشند، خطر منحرف شدن ذهن کودکان نسبت به مسائل جنسی کاهش می یابد، چرا که کنجکاوی کودک در ابتدا صرفاً جنبه ی شناختی دارد، اما اگر برخورد والدین با سرکوب و ممنوعیت همراه شود، ممکن است این کنجکاوی معمولی و شناختی، جنبه ی جنسی پیدا کرده و نهایتاً زمینه های انحراف اخلاقی را در آنها به دنبال داشته باشد .

تربیت جنسی فرزند 1 تربیت جنسی فرزند 1
صحبت کردن درباره ی جنسیت برای اغلب والدین کار دشواری است. والدین یا نگران زیاد گفتن هستند و یا کم گفتن ، و یا نگران گیج کردن بچه های خود. بسیاری از والدین هم فکر می کنند که اگر درباره ی مسائل جنسی به کودکان خود چیزی بگویند ، افکار جنسی را در ذهن های کوچک آنها پرورش می دهند و با این کار بچه ها را به تجربه ی جنسی تشویق می کنند.
به عنوان مثال وقتی می بینید کودک شما با کودکی دیگر در حال کنجکاوی های جنسی می باشند ، آرامش خود را حفظ نمائید ، بجای اینکه سر بچه ها داد بکشید و آنها را سرزنش کنید ، از موقعیت به وجود آمده برای راهنمایی آنها و تعیین حد و مرز ها استفاده نموده و مثلاً بگوئید : هر دوی شما لباس هایتان را بپوشید، بدن شما خصوصی است و نباید جلوی کسی لباستان را در بیاورید .
مسئولیت شما این است که حرف بزنید و اجازه ندهید که ناراحتی خودتان یا سکوت فرزندتان مانع از باز کردن باب گفتگو شود .
در شماره ی دوم همین موضوع ، به بیان اصول صحیح صحبت با کودکان در این زمینه و همچنین برخورد های مناسب با انواع بازی های جنسی و کنجکاوی های آنان خواهیم پرداخت .
منابع
www.koodakonline.com
www.parsine.com
www.bacce.blogfa.com
www.fa.parsiteb.com
www.taamolnews.ir

 

تربیت جنسی فرزند ۱

وابستگی کودک به اسباب بازی و اشیا

وابستگی کودک به اسباب بازی یا اشیا

وابستگی کودک به اسباب بازی و اشیا

کودک از لحظه تولد ، خود و مادرش را به صورت یک واحد جدایی ناپذیر تصور می کند . به همین دلیل به مادر می چسبد ، زیرا تنها مادر است که دنیا را در اختیار او قرار می دهد . اما از حدود ۹ ماهگی با رشد عقل ، کودک پی می برد که مادرش با او یکی نیست و هر دو ، دو انسان جدا از همند ، و این کشف بزرگ او را دچار اضطراب می کند . برخی کودکان آن آرامش و یکی بودن گذشته را در یکی از وسایل یا اسباب بازی های خود پیدا می کنند ، مثل عروسک ، پتو ، حوله ، پستانک و … وابستگی کودک به اسباب بازی و اشیا

وابستگی کودک به اسباب بازی و اشیا
و گاهی چنان وابسته ی این وسایل می شود که همه جا آنها را با خود می برند ، حتی به مهمانی،و تحمل جدایی چند ساعته از آنها را ندارند تا مادر آنها را شسته و خشک نماید .
این رفتار کودک ناشی از کم کاری والدین نیست و تقریباً رفتاری طبیعی به شمار می رود . با این حال رعایت نکاتی در این زمینه برای شما پدر و مادر مسئول ، می تواند بسیار راهگشا باشد تا با برخورد مناسب ، از تشدید آن جلوگیری به عمل آورید ؛

اجازه دسترسی

به کودک اجازه دهید اسباب بازی محبوبش کنارش باشد . تا وقتی که این وسیله در روند رشد و پیشرفت او اختلال ایجاد نکرده ، هیچ عیبی ندارد که بگذارید همیشه کنار فرزندتان باشد .
کودک همان قدر که به پتو و عروسک محبوبش وابسته است ، به بوی آن هم وابسته است ، اما لازم است چند وقت یکبار ، آن شئ را بشوئید تا باکتری ها و جرم هایی که از تماس شئ با زمین و اطراف روی آن نشسته ، پاک شوند ، به خصوص پس از بیماری کودک ، چون از دوباره بیمار شدن او جلوگیری می کند .

اسباب بازی مقدس

به اسباب بازی مورد علاقه ی او احترام بگذارید . این وسیله برای کودک مقدس است .

ایمنی

از بی خطر بودن و ایمنی وسیله ی محبوب کودک ، مطمئن شوید .
اجازه دهید خود کودک تصمیم بگیرد ، کی وسیله ی مورد علاقه اش را می خواهد و خودش تعیین کند چه موقع نیاز به آرامش دارد و چه موقع ندارد .
مواظب باشید این اسباب بازی گم نشود و یا جایگزینی برای آن داشته باشید .

وابستگی کودک به اسباب بازی و اشیا

بهتر است به مالکیت کودک احترام گذاشته شود و اجازه داده شود که از طریقی که راحت است با اضطرابش کنار بیاید . درخواست ما از اینکه وسیله را همراه خودش نیاورد ، مانند این است که از ما بخواهند دستمان را در منزل بگذاریم و به مهمانی برویم .
یکی از وظایف اصلی پدر و مادر کمک به کودک و آماده سازی او برای ورود به اجتماع است که با از بین بردن ترس ها و وابستگی های بیش از حد او امکان پذیر می شود . این به عهده ی والدین است که به کودک بیاموزند وابستگی اش را از اطرافیان و اشیای پیرامونش به عنوان نمونه اسباب بازی هایش کم کند و وسایلی را که دیگر نیاز ندارد ، کنار بگذارد و کم کم استقلال خود را به دست آورد . این گونه است که کودکانی با اعتماد به نفس و مستقل و مسئولیت پذیر پرورش می دهید .
برای کم کردن وابستگی کودک ، ابتدا بهتر است که علت جذابیت آن شئ را برای کودک خود متوجه شوید ، تا با جایگزین های مناسب تر،  این وابستگی را کاهش دهید . برای یافتن علت باید تلاش کنید و دقت نظر کافی داشته باشید .وابستگی کودک به اسباب بازی و اشیا

بعضی کودکان نمی توانند بگویند که چرا یک اسباب بازی خاص یا شئی خاص برایشان جذاب است ، شاید کودک شما تنها عاشق احساسی باشد که هنگام لمس آن ، میان انگشتانش پیدا می کند .
احتمالاً گاهی این وابستگی کودک باعث آزار شما شده است همان گونه که مواقعی هم باعث نجاتتان شده است مثلاً در شرایطی جدید در هر صورت اگر واقعاً قصد دارید کودکتان را بخاطر خودش یا به دلیل احساس نا رضایتی که در شما ایجاد می کنند، از آن وسایل جدا کنید ، حتماً به دنبال زمان مناسب آن باشید .
هرگز کودک را مجبور به کنار گذاشتن وسیله ی مورد علاقه اش نکنید ، زیرا منجر به بدتر شدن اوضاع میشود.
کودک شما آن را به عنوان بخشی از شما و خانه ، با خودش به دنیای بزرگ و ترسناک بیرون می برد و همین به او آرامش می بخشد . داشتن آن وسیله باعث می شود او احساس امنیت بیشتری کند . چنین کودکانی اغلب ماجراجو تر و اجتماعی تر هستند .
پذیرفتن نیاز آنها به این اشیاء و بزرگ نکردن مسئله ، نه تنها باعث می شود که کودک از وابستگی اش کمتر خجالت بکشد ، بلکه به او می فهماند که شما نیازش را به جایگزینی برای مادر ، در زمان عدم حضورتان ، درک می کنید .
یکی از روشها در کاهش وابستگی ، انتخاب جایگزین است ، برای جایگزینی شئ مورد نظر توجه داشته باشید که پذیرش کودک بسیار مهم است . این کودک است که باید جایگزین را بپذیرد و با آن ارتباط برقرار کند . البته دقت و توجه به سن و سال کودک در این قضیه بسیار کمک کننده و مهم خواهد بود . گاهی می توان با خود کودک به خرید رفته و جایگزین انتخابی خودش را تهیه کرد .
گاهی تمام یا بخشی از جذابیت یک پتو یا اسباب بازی خاص برای کودک ، بوی آن می باشد . می توانید یک نمونه ی نو ، درست شبیه مال خود او تهیه کنید و به مدت ۱ هفته یا بیشتر در تختش قرار دهید ، با این کار وسیله ی جدید هم بوی آشنای مورد علاقه ی کودک را به خودش می گیرد ، و پذیرش آن برای کودک راحتتر می شود .  وابستگی کودک به اسباب بازی و اشیا
یکی دیگر از راههایی که می توانید کودکتان را از آن شئ خاص ، جدا کنید ، این است که محدودیت هایی را برای او در نظر بگیرید ، به این شکل که زمان و مکان هایی که کودک می تواند آن اسباب بازی یا شئ را با خود همراه داشته باشد ، محدود نمائید . البته باید به او اطمینان دهید ، زمانی که اسباب بازی را به همراه ندارد. وابستگی کودک به اسباب بازی و اشیا
آن وسیله ( اسباب بازی ، پتو ، پستانک و …) سرجایش است و تا برگشت کودک به منزل سرجای همیشگی اش
باقی می ماند . در هر صورت باید اعتماد و اطمینان کودک را جلب نمائید .
شستن پتو یا عروسک پارچه ای مورد علاقه ی کودک ، روش مناسبی برای کاهش وابستگی کودک به آنها ست زیرا اغلب با از بین رفتن بوی خاص آن ، کودک دیگر مثل قبل به داشتن آن احساس نیاز نمی کند .

وابستگی کودک به اسباب بازی یا اشیا
قدرت ادراک و فهم کودک را جدی بگیرید ، می توانید به سادگی برایش توضیح دهید که پتو های کوچک برای بچه های کوچک هستند و اگر او بتواند آنرا به خواهر یا برادر کوچکتر یا شاید یک دوست خانوادگی که بچه ای کوچک دارد ، هدیه بدهد ، چقدر عالی میشد . اغلب کودکان از تعویض پتویشان با چیز دیگر و دادن آن به عنوان هدیه ، خوشحال می شوند . اما باید بسیار احتیاط کرد و رضایت کودک را حتماً مد نظر قرار داد . تهیّه ی هدیه ای کوچک به عنوان پاداش ، می تواند به چنین کودکی کمک کند تا راحت تر با این مسئله کنار بیاید. وابستگی کودک به اسباب بازی و اشیا
می توان با عکس گرفتن از شئ مورد علاقه ی کودک و همراه داشتن این عکس با کودک بجای اسباب بازی ، پتو ، … از نگرانی او کاسته و در او احساس بهتری ایجاد کرد .
والدین با شناخت روحیات کودک و یافتن علت محبوبیت شئ مورد نظر برای کودک ، بهتر می توانند شرایطی را فراهم نمایند که این وابستگی کمتر شود . هرچند معمولاً کمتر توصیه می شود که کودک را از این نوع وابستگی جدا کرد ، مگر در شرایطی که ایمنی و سلامت کودک تهدید شود . با این حال اگر اصرار به رفع وابستگی دارید ، باید به دقت همه ی جوانب را در نظر داشته باشید .

منابع
www.pichak.net
www.farzand.net
www.mkhodarahmi.persianblog.ir

وابستگی کودک به اسباب بازی و اشیا

لطفاً بدون هماهنگی وارد نشوید !

تربیت فرزند

لطفاً بدون هماهنگی وارد نشوید !

والدینی هستند که در زمان عدم حضور فرزندشان ، مدام توی اتاقش سرک می کشند ؛

مدام کیف مدرسه اش را زیر و رو می کنند ؛

جیب لباس هایش را وارسی می کنند ؛

لای دفتر چه ها ؛

کشوی میز تحریرش و …

این در حالی است که وقتی خودش هست ، کسی جرأت این کارها را ندارد . با اینکه اکثر مواقع چیزی پیدا نکرده اند ، اما همچنان وظیفه ی نظارتی خود را با این گونه رفتارها انجام می دهند .

بیشتر ما حریم هر چیزی را محترم می دانیم مگر حریم خصوصی بچّه هایمان را .

وقتی در خانه ی همسایه مان باز است ، و مسافر کنار دستی مان کیفش را باز می کند یا مشغول نوشتن پیامک با تلفن همراهش است ، از اینکه چشم و گوش تیز کنیم و سر از کار و حرف هایش در بیاوریم ، حتی اگر خیلی کنجکاو شده با شیم ، از این کار ابا می کنیم . اما وقتی طرف مقابل ما نه یک دوست ، همسایه ، یا فردی غریبه، بلکه فرزندمان می شود ، مرز ها را ندیده می گیریم و نسبت به وجود حریمی امن برای آنها بی تفاوت میشویم

ولی این حق همه ی انسان ها ست ، حتی اگر خیلی کوچک و مجبور به اطاعت از ما باشند .

مگر کودکان هم حریم خصوصی دارند ؟ ؟؟  

بچّه ها هم مانند بزرگتر ها به حریم خصوصی ، مالکیت وسایل ، مکانی برای تنهائی خود و پول تو جیبی نیاز دارند . ولی در بیشتر مواقع ، ما متوجه چنین مسائلی نیستیم و سعی می کنیم بجای آنها تصمیم بگیریم .

وقتی فرزند متوجه می شود که ما به عنوان بزرگتر و والدینش به حریم خصوصی او احترام گذاشته ایم ، او نیز به حریم ما احترام گذاشته و با این کار می توانیم احساس قدرت و اهمیت داشتن را در او بپرورانیم ، همچنین کودک می تواند ویژگی های منحصر به فرد خودش را شناسایی کند و آنها را توسعه دهد .

تربیت فرزند

برای هر شخصی که تا کنون به دنیا آمده است ، از جمله فرزندان شما حریمی در نظر گرفته شده است که در این حریم می توانند آزادانه کندوکاو کنند ، خود را بیشتر کشف کنند ، مرتکب خطا شوند و از آن درس بیاموزند و در این فضا راحت باشند . در واقع کودکان به چنین حریمی از آن خود نیاز دارند ، برای تبدیل شدن به بزرگسالانی مستقل در آینده.

و این نیاز را والدین باید با در نظر گرفتن فضایی کافی برای این مهم ، در اختیار آنها قرار دهند .

در اینجا منظور ما این است که برای هر یک از فرزندان خود قلمروئی قائل شوید که شامل فضایی فیزیکی و عاطفی است . اگر فرزندان فضایی نداشته باشند که در آن با علایق و نفرت های خود آشنا شوند و دست به آزمون و خطا بزنند ، زندگی آنها به صورت عاریتی پیش می رود . البته این بدان معنی نیست که هر کودکی در خانه به یک اتاق مجزا نیاز دارد ، زیرا فقط درصدی از خانواده ها می توانند چنین امکانی را برای فرزندان خود فراهم کنند .

اگر حریم خصوصی کودک را لبه ی تیغ بدانیم ، بیراه نیست ؛ مرزی چنان باریک که راه رفتن روی آن مهارت زیادی نیاز دارد و نادیده گرفتنش سبب بروز مشکل خواهد شد . پدر و مادر ها عهده دار تربیت کودک و شکوفا کردن استعدادهای او هستند و باید نظارتی دائمی بر او داشته باشند و سلامت اخلاق و روانش را تأمین کنند ، در مقابل فرزند هم حقوقی دارد و حریمی ، که کسی نباید آن را تهدید کند . حقوقی همچون اینکه :

او نیز مانند ما به زمان هایی برای تنها بودن نیاز دارد ، تا با خود خلوت کند ، با خودش فکر کند و با تفکرات خود خیال پردازی نماید .

بدون رضایت و نظر فرزندان ، وسایل و اشیا ی مربوط به او را دور نریزید و نفروشید .

حتماً با اجازه ی خود او به وسایل و دارائی هایش دست بزنید .

در صورت امکان جایی را برای تنهایی های کودک در نظر بگیرید که بداند متعلق به خود اوست .

 

شما پیش قدم شوید

باید حریم عاطفی آنها را محترم بشمارید ، اگر اتاق یا بخشی از یک اتاق یا قسمتی از فضای منزل را در اختیار آنها به عنوان حریم خصوصی می گذارید ، دیگر نگهداری ، زیر و رو کردن ، نظافت ، سامان دهی و… به عهده ی خود اوست . یعنی برای ورود به آن باید از کودک اجازه بگیرید .

شاید این موضوع عجیب باشد ، اما شما دوست دارید ، آنها همینطور به شما احترام بگذارند ، پس اگر خود با پیش قدمی ، الگویی برای فرزندتان نشده باشید ، نمی توانید چنین توقعی از او داشته باشید .

اگر آماده اید که نگرانی خود را فرو بنشانید و حریم بیشتری برای فرزند خود در نظر بگیرید ، به چند روش عملی برای این کار توجّه کنید :

۱-خلوت و حریم خصوصی او را محترم بشمارید .

در زدن و اجازه گرفتن را تمرین کنید تا بصورت عادت در آید . اگر به شما « نه » گفت ، نگران بسته بودن درب اتاقش نباشید ، به او بگوئید بعداً میایید .

۲- به سلیقه و میل او احترام بگذارید .

اگر فضایی ( اتاق ) را به آنها اختصاص داده اید ، بگذارید مطابق میل خود آن را نگهدارند . به آن ها بگوئید که سالی دو بار به دلایل بهداشتی کل خانه باید تمیز شود که شامل اتاق آنها نیز می شود . در فاصله ی این دو برنامه اجازه دهید ، اتاق مال خودشان باشد . نظم و چیدمان فضا در حیطه ی اختیارات آنهاست .

۳-نگرانی های خود را به او منتقل نکنید .

نگرانی خود را در مورد لزوم دانستن احساس های کودک ، به او منتقل نکنید . جویای احساسات او شوید و به او نشان دهید که مایلید کمک کنید تا احساسات خود را ابراز کند ، اماا در این زمینه اصرار نورزید .

۴-به انتخاب هایش احترام بگذارید .

متناسب با سن کودک به او پول تو جیبی دهید و بگذارید هر طور دوست دارد آن را خرج کند . اگر قرار باشد ما به آنها بگوئیم ، با پول خود چه کار کند دیگر این پول ، مال آنها نیست . اما پیش قدم شوید و درباره ی راههای مختلف صرف کردن پول ( بخشیدن ، پس انداز ، خرج کردن ) با آنان صحبت کنید .

۵-اجازه دهید تقلّا و تلاش کند .

اگر همیشه بلافاصله سؤالات فرزندتان را پاسخ دهید و به او بگوئید برای حل مشکلاتش چه کار کند ، فرصت رشد ، مهارت کشف و نوآوری را از او می گیرید . اجازه دهید فرزندتان مخالفت خود را ابراز کند و یاد بگیرد که برای استدلال خود ارزش و احترام قائل شود .

 

فرزندان ما نیاز دارند که ما فردیت آنها را محترم بشماریم . هر چند ممکن است به رسمیت شناختن حریم خصوصی فرزندانمان در عمل برایمان دشوار باشد ، اما باید بدانیم که برقراری یک ارتباط محترمانه ی دو سویه همواره با پیش قدمی والدین آغاز می شود . ما نمی توانیم منتظر بمانیم تا فرزندانمان به ما و خودشان احترام بگذارند .

در مورد حریم خصوصی نیز همان طور که آنان نمی توانند تعیین کنند که ما چگونه از قلمرو خود استفاده کنیم ما نیز نمی توانیم برای آنها تصمیم بگیریم که چگونه از حریم خود استفاده کنند ، این قضیه متعلق به آنهاست و یک امتیاز نیست بلکه یک حق است .

باید به فرزندان خود آموزش دهیم که برای خود ارزش و احترام قائل شوند و این مهم را صرفاً با کلمات

نمی توان انجام داد ، بلکه در درجه ی اول با عمل و در رفتار به او باید نشان داده شود .

همچنین در حفظ حریم خصوصی کودکان به جنسیت آنها کاری نداشته باشید ، پسر ها هم به اندازه ی دختران نیاز به حریم شخصی دارند ، از برهنه کردن آنها به بهانه ی عوض کردن پوشک ، بردن به حمام و دستشویی ، آب بازی و … در مقابل دیگران جداً خودداری کنید . زیرا به شدت او را خجالت زده کرده و شخصیتش را خورد می کنید ، تا حدی که این عدم توجه و رفتار اشتباه زمینه ساز مشکلاتی از قبیل انحراف جنسی ، بلوغ زودرس ، سرخوردگی ناشی از تمسخر سایرین و… خواهد شد .

بیائید از همان کودکی احترام گذاشتن به حریم خصوصی را به کودکانمان یاد بدهیم و این آموزش زمانی در آنها نهادینه می شود که ما خود نیز به حریم شخصی دیگران از جمله فرزندان مان ، احترام بگذاریم .

دکتر حسن پاشا شریفی روانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه ، توضیح می دهد : در روش برخورد با فرزندان باید یاد بگیریم که بجای ورود به حریم خصوصی بچه ها ، آنان را طوری بار بیاوریم که به ما اعتماد داشته باشند و احساس یگانگی و دوستی کنند و به همین خاطر چیزی را از ما پنهان نکنند . با اینحال ممکن است بنا به عللی ، بچه ها برخی مسائل را نخواهند با پدر و مادرشان در میان بگذارند ، در این شرایط نیز والدین باید متوجه باشند که به صورت غیر مستقیم با بچه ها گفتگو کرده و نظرات راهنمایی گونه شان را به آنها منتقل نمایند .

 

 

منابع

www.koodakonline.com

www.gyrusclinic.com

https://khbartar.blog.ir

گرد آوری : مریم ایراندوست

 

شناخت رفتارهای خطرناک کودکان

پرخاشگر

شناخت رفتارهای خطرناک کودکان

دنیای رنگارنگ و شاد کودکان لبریز از لحظات بسیار خوش آیندی برای والدین است . حرکات و رفتار کودک نشان دهنده ی احساس او و نیاز هایش می باشد . توجه و دقت به رفتارهای کودک برای شناخت او و دنیایش بسیار کمک کننده و از وظایف والدین است . لیکن گاهی در این میان والدین شاهد برخی رفتار های جدید و البته نا خوشایندی از سوی کودکان می شوند ، رفتارهایی همچون جیغ زدن ، پرت کردن اشیاء ، کندن مو های خود ، پرخاشگری ، حبس کردن نفس و ….

کودک با انجام این کارها ، معمولاً هدف خاصی را دنبال می کند ، این هدف ممکن است به دست آوردن چیزی، اجتناب از کاری ، نارضایتی از وضعیتی و یا جلب توجه باشد . چنانچه با برخورد مناسب و حساب شده این رفتارها کنترل نشود ، موجب تکرار و حتی تبدیل شدن به عادت های کودکان می شوند که البته زمینه ساز شکل گیری رفتارهای بدتر و حتی بزهکاری در نوجوانی و جوانی خواهند بود . یعنی آنچه به سوء رفتار نیز تعبیر می شود .

آشنا کردن والدین با این رفتارها و کمک به شناخت نوع رفتار و علل بروز آن ، اولین گام در جهت آموزش برخورد مناسب با سوء رفتار کودک است . گاهی کودک به علت مخالفت های والدین در برابر خواسته هایش و یا محرومیت ها و محدودیت هایی که در جهت تربیت وی انجام می گیرند ، با نشان دادن این رفتارها به نوعی اعتراض و عدم رضایت خود را از شرایط پیش آمده اعلام می کند . که ممکن است در برخی موارد رفتارهایی خطرناک باشند و منجر به آسیب های جسمی به کودک شوند ، این شرایط مداخله ی فوری والدین را می طلبد.

تأکید بر این نکته ضروری است که برخورد نا مناسب با این مشکلات می تواند موجب تداوم و پیچیده تر شدن آنها شود . همه ی کودکان در مسیر رشد خود کم و بیش دچار مشکلات رفتاری و هیجانی خواهند شد ، که احساس و آرامش آنها را تحت الشعاع قرار می دهند و همچنین والدین را دچار سردر گمی ، غمگینی و درماندگی خواهد کرد . با آموزش مهارت های فرزند پروری و اصول ارتباط مناسب و صحیح با کودک و برخورد اصولی با رفتارهای نا مناسب او ، تأثیرات سوء این رفتارها بر روند رشد و شخصیت کودک به حداقل خواهد رسید .

 

پرخاشگری

مداخله ی والدین در این شرایط با ۲ هدف صورت می گیرد :

۱-به منظور حفاظت از کودک

۲-برخورد مناسب با این سوء رفتار

اقدامات زیر در جهت تحقق این اهداف هستند ؛

*متوقف کردن رفتار به صورت آنی

در این شرایط رفتار کودک را متوقف کنید ، لازم است سریعاً وارد عمل شده و کودک را در حال انجام رفتار خطرناک متوقف نمائید . زمانی که ایمنی کودک به خطر افتاده باشد ، باید سریعاً دست به اقدام بزنید . پس کودک را مختصر اما جدّی سرزنش کرده و سوء رفتار را نام ببرید . مثلاً بگویید : نه ! هرگز نباید ( نام رفتار خطرناک ) را انجام دهی .

*اجرای محرومیت زمانمند

پس از متوقف نمودن رفتار ، بلا فاصله کودک باید در محرومیت زمانمند قرار گیرد ، بدون صحبت و بگو مگو .

*پس از اتمام زمان محرومیت ، وقت آن رسیده که با کودک در مورد رفتار پرخاشگرانه یا خطرناکش گفتگو کنید . به او بگویید که رفتارش به چه علت غیر قابل قبول است . با توجه به سن کودک از او بخواهید که شرایط را توصیف کند و جایگزین های مناسبی برای رفتار خود در نظر بگیرد .

*در نظر گرفتن پیامد متناسب

یک پیامد منطقی یا جریمه ی رفتاری متناسب برای او در نظر بگیرید . مثلاً اگر از اسباب بازی اش برای رفتار خطرناکش استفاده می کند ، این اسباب بازی را برای مدتی توقیف نمائید .

در ادامه به برخی از این رفتارهای شایع و شیوه ی برخورد صحیح با آنها اشاره می شود :

« قشقرق »

یکی از شایع ترین رفتارها در بین کودکان است . طیف آن از نق زدن و گریه کردن تا گاز گرفتن و پا کوبیدن روی زمین تشکیل می شود . کودکان به شدت توجه طلب هستند ، حتی اگر این توجه به شکل دعوا و جنجال والدین با کودکان باشد . باید به رفتارهای مطلوب او توجه زیادی شود تا این حس توجه طلبی کودک آرام شود

رفتارهای مطلوب و مناسب او را تشویق کنید هرچند این رفتار ها بسیار کوچک باشند . این گونه او می آموزد که با رفتارهای مثبت و مطلوب ، توجه بیشتر و بهتری را دریافت می کند .

در هنگام خستگی و گرسنگی نیز معمولاً کودکان چنین رفتارهای ناخوشایندی نشان می دهند ، پس مطمئن شوید که کودک خواب و غذای کافی دریافت نموده است یا خیر ؟

مهم ترین و مؤثرترین برخورد این است که قشقرق را نادیده بگیرید ، بی توجهی باعث کم رنگ شدن و کاهش این رفتار می شود . زیرا همان گونه که عنوان شد ، علّت عمده ی این رفتارها ، جلب توجه است که اگر کودک به این هدف یعنی توجه ، نرسد ، دست از رفتار خود بر می دارد . با این حال اگر کودک می تواند سخن بگوید ، به او کمک کنید تا احساسش را بشناسد و در قالب کلمات بیان نماید .

« کوبیدن سر به زمین و کندن مو های سر »

در این هنگام به سرعت و بدون دعوا و جنجال او را بگیرید و مانع آسیب رساندن او به خودش شوید .

« نگه داشتن تنفس »

در عین حال که باید کمترین توجه به کودک شود ، با این وجود کودک در میدان دید والدین باشد ، تا در صورت لزوم معاینه ی جسمی انجام گیرد .

« پرخاشگری »

پرخاشگری نیز شامل مجموعه رفتارهایی است که کودکان در شرایط نا مطلوب بروز می دهند ؛ همچون جیغ کشیدن و فریاد زدن ، برخورد فیزیکی و کتک کاری و…

آموزش رفتارهای جایگزین به کودک بسیار حائز اهمیت می باشد ، به طور مثال : ” وقتی عصبانی هستی ، یک نفس عمیق بکش ، بعد بیا با من صحبت کن . ”

همچنین تشویق کودک زمانی که در برخورد با موقعیت ها رفتار غیر پرخاشگرانه انجام داد .

محروم سازی موقت بلافاصله بعد از پرخاشگری ، در کنترل این گونه رفتارها مؤثر خواهد بود .

« دروغگویی »

کودکان دو نوع دروغگویی دارند :

۱-گفتن داستان هایی که از تصورات آنها منشأ می گیرند و حقیقت ندارند .

۲-برای به دست آوردن چیزی یا اجتناب از کاری

برای مقابله و کنترل این رفتار ، والدین باید چنین عمل نمایند :

الگوی راست گویی برای کودک باشند .

راست گویی او را تشویق کنند .

آرامش خود را در هنگام دروغگویی کودک حفظ کرده و اجازه ندهند کودک با دروغگویی، به آنچه می خواهد

دست یابد.

محروم سازی موقتی و متناسب با نوع رفتار و گرفتن امتیازات ، نیز اقدامی مناسب از سوی والدین می باشد .

 

والدین باید با تمام سعی خود ، اجازه ندهند که این رفتارها ی سوء ، تبدیل به عادات کودک شوند ، زیرا

مشکلات فراوانی را برای کودک و والدین به وجود خواهند آورد . این کودکان رفتار هایی از خود نشان می دهند

که تأثیر منفی بر اطرافیانشان می گذارد و واکنش های اشتباه این افراد به رفتار آنها نیز ، متقابلاً به کودکان

برمی گردد . آشنایی والدین با این دسته اختلالات به تشخیص زود هنگام و جلوگیری از ادامه و تکرار رفتار ،

می انجامد .

منابع

www.koodakonline.com

www.vu.iaubc.ir

گردآورنده : مریم ایراندوست

شناخت رفتارهای خطرناک کودکان

شناخت رفتارهای خطرناک کودکان اهداف شناخت کودک

شادی حق مسلم همه ی کودکان است

موفقیت تایکران

شادی حق مسلم همه ی کودکان است

شما مادر مهربان و پدر فداکار

شما مربّی و آموزگار دلسوز،

شما پرستار و پزشک حاذق،

شمائی که به نوعی با کودکان در ارتباط هستید؛

این نوشتار به شما برای برقراری ارتباط مؤثر با آنها و شناخت دنیای رنگین و زیبایشان بسیار کمک کننده خواهد بود.

 

پرورش کودک ، تنها توجّه به نیاز های اولیّه ی جسمی همچون غذا ،پوشاک و سرپناهی امن نیست ؛بلکه کودکان علاوه بر این موارد و محبّت و بهره مندی از آموزش مناسب ، نیاز مهّم دیگری هم دارند که شاید کمتر شناخته شده و مورد توجّه قرار گرفته باشد:

نیاز به شادی

این نیاز به اندازه ای مهّم و تأثیرگذار است در روند رشد و شخصیت سازی آنها که عده ای از روانشناسان و فعّالان حوزه کودک ،از آن به عنوان «حق» نام می برند و آن را زیر مجموعه ی حقوق اصلی کودک قرار می دهند.

کودکان شاد از سلامت جسمی و روحی بیشتری برخوردارند ،در آینده انسانهای موفق تری خواهند بود.کودکانی که شادی جزئی از زندگی آنها باشد،اعتماد به نفس بالاتری داشته و در مقابله با مشکلات ،قدرت انعطاف پذیری و تصمیم گیری قوی تری دارند.

 

 

کودک خوشحال

در این زمینه می پردازیم به سؤالاتی که ممکن است مطرح شود:

۱-اساساً شاد کردن کودکان به چه معنا ست؟

۲-آیا کودکان ذاتاً شاد به دنیا می آیند؟

۳-چگونه کودکان را شاد سازیم؟

در این مقاله سعی می شود که به این پرسشها پاسخ داده شود و شما را در مسیر

لذت بخش شاد کردن کودکانتان همراهی می نماید.

در پاسخ به پرسش اول؛عده ای شاد کردن کودکان را به معنای دادن هدایای گرانبها و بردن به مراکز خرید بزرگ و صرف زمان در شهربازی های آنچنانی می دانند و عده ای هم بیشتر اندیشیده اند و بهره مندی کودک از مهر و محبت و امنیت را نیز مدّ نظر قرار می دهند. اما دوستان من ، شاد کردن کودکان اصلاً نیازی به هزینه های گزاف ندارد.

اساساً شاد کردن کودکان به معنی ایجاد احساس شادی و لذّت درونی در آنهاست.

احساسی عمیق با اثری بلند مدت، که در رفتار های کودک نشان داده می شود.

در مورد پرسش دوم ، باید بگویم که دانشمندان تا کنون هیچ ژنی را به عنوان ژن شادی کشف و معرّفی نکرده اند،با این حال عده ای از ایشان معتقدند که کودکان ذاتاً شاد به دنیا می آیند؛هرچند این نظریه مخالفان خود را دارد،و این محیط و خانواده هستند که این شادی را تحت تأثیر خود قرار می دهند.

اکنون به مسئله ی اصلی چگونگی ایجاد این شادی در بچّه ها که در پرسش سوم مطرح شده است ،می پردازیم.

کودکان در دنیای خود ،همگی شاد و با نشاط هستند و راههای ایجاد شادی را به خوبی می شناسند، اما هدف این است که ما نیز بر حسب وظیفه ای که به عنوان پدر ، مادر ،مربی ، پرستار و… در ارتباط با آنها داریم ،تا چه میزان در ایجاد این لحظات و احساسات سهیم هستیم؟

خبر خوش این است که این کار بسیار ساده و البته لذت بخش و مؤثر در تعالی روح و روان شما و فرزند دلبند تان است،شما با یک لبخند می توانید وارد دنیای شاد کودکان شده و با صرف وقت و زمان ،در ایجاد و گسترش این دنیا سهیم باشید.

البته متذکر می شوم که این زمان باید در انحصار کودکتان باشد ، لطفاً در این اوقات از قید مقام ها و درجات شغلی و اجتماعی خود خارج شوید و تمام انرژی ،توجّه و احساستان را همراه نمائید. مهم نیست که این زمان صرف کدام بازی یا فعالیت مورد علاقه کودک می شود ،مهم همراهی شما با هم است.

شاید این لحظات صرف خوردن و لیسیدن یک بستنی شکلاتی قیفی شود؛شاید دیدن یک کارتون بی سر وته از نظر شما ؛ شاید دویدن ؛قایم موشک ؛…هر چه باشد زیباست ، لذت بخش است ،تأثیر گذار است؛ اگر و تنها اگر ، شما با تمام وجود صرف کودکتان شوید.

پس با کودکتان ، کودک شوید , با او از ته دل بخندید و شادی کنید.

هر چه زمان های شادی بخش بیشتری را با آنها سپری نمائید و لحظات شادتری را با هم خلق کنید ،در آینده نوجوانان و جوانان سالم تر ،خوشحال تر و موفق تری را مشاهده خواهید کرد. زیرا شادی تأثیر روحی و جسمی فوق العاده ای بر انسان می گذارد.

تجربه ی لحظات شاد خود را به یاد آورید ،انرژی مضاعفی را که در آن شرایط در درونتان حس می کنید و تأثیر این انرژی بر عملکرد شما ، همگی دلایل اثبات اثر گذاری شادی خواهند بود.

دنیای زیبا و شاد آینده را ، کودکان شاد امروز می سازند.کودکان همچون بزرگسالان حقوق مسلمی دارند که باید مورد توجه همگان قرار گیرد، حقوقی چون امنیت ، محبّت و البته شادی.

 

منابع

www.hidoctor.ir/tag/خوشحالی و شادی کودکان

samiraeslamieh.blogfa.com

شادی حق مسلم همه ی کودکان است

درباره ی کودکان خجالتی بیشتر بدانیم

خجالتی

 درباره ی کودکان خجالتی بیشتر بدانیم

شاید مادرانی را دیده اید که به بچّه های گوشه گیری که تربیت کرده اند ، افتخار می کنند .

اگر شما هم فکر می کنید که این ادب کودکان را می رساند ، باید بگویم که این کمرویی است .

بیشتر کودکان در شرایط مختلف قدری احساس خجالت و کمرویی می کنند ، اما کودکانی که این احساس را در تمام اوقات زندگی شان دارند ، در معرض عوارض بلند مدت آن همچون تأثیر منفی بر رشد اجتماعی ، افت آموزش و یادگیری ، کاهش اعتماد به نفس و … قرار می گیرند .

کمرویی و خجالت یکی از مشکلات رفتاری کودکان می باشد که ظاهراً آزار دهنده نیست ، اما استمرار یک اختلال رفتاری است که مانعی برای شکوفایی قابلیتها ،خلاقیت و ایفای مسئولیت های کودک می شود.

 

خجالت و کمرویی ، نوعی اختلال رفتاری محسوب می شود که باید به زودی تشخیص داده شده و رفع شود ، زیرا تأثیرات عمیق و ماندگار منفی در آینده ی فردی و اجتماعی کودک دارد . این حالت موجب آزار کودک شده و کم کم اعتماد به نفس او را کاهش داده و مشکلات رفتاری دیگری را به همراه خواهد آورد .

 

اما به چه علّت یا عللی کودکان کمرو و خجالتی می شوند ؟

آیا این دسته از کودکان با همین ویژگی به دنیا می آیند ؟

کمرویی یک صفت و ویژگی ارثی یا ژنتیکی نیست .

یعنی سندرم کمرویی و استعداد برخی کودکان در ابتلا به آن ، به معنای ارثی بودن کمرویی مثل رنگ چشم و پوست نیست . بدیهی است که کودکان خجالتی ، عموماً متعلق به والدینی هستند که خودشان هم خجالتی بوده اند ، ولی این بدان معنی نیست که این قبیل کودکان ، کمرویی را از طریق ژن های ناقل ، از والدین خود به ارث برده اند ، بلکه به این معناست که کمرویی را از آنها یاد گرفته اند .

خجالتی بودن و کمرویی در کودکان رفتاری است اکتسابی ، و محیط در ایجاد و شدت آن عامل بسیار مهمی است . با این حال تحقیقات روانشناسی کودکان ، مجموعه ای از عوامل را در این زمینه در نظر می گیرند :

-الگوگیری از خانواده

کمرویی کودک در خانه ای که پدر و مادر کمرو هستند ، تقویت می شود . طبیعی است اگر بزرگتر ها ، از حضور در اجتماعات ، صحبت کردن و برخورد با دیگران بیم داشته باشند ، کودکان نیز به همین منوال تربیت می شوند ، آنها رفتار های نزدیکانشان را الگو برداری می کنند .

-مقایسه کودک با سایر کودکان

والدینی که دائم رفتار و حرکات کودکشان را با مقیاس سایر کودکان می سنجند و دائماً او را با دوستانش مقایسه می کنند ، نا خواسته زمینه ی خجالتی بودن کودک را مساعد می کنند مخصوصاً اگر این مقایسه با بچّه هایی باشد که کودک ، قدرت هم گامی با آنان را نداشته باشد .

مقایسه ی کودکان حتی با برادر و خواهر هایشان هم آسیب رسان است .

-توقع بیش از حد از کودک

والدین سخت گیر که توقعات زیاد و گاه نا بجایی از فرزندان خود دارند ، آگاه باشند که نتیجه این رفتار ، کاهش اعتماد به نفس کودک و بروز کمرویی است . این کودکان تصور می کنند ، مدام زیر ذره بین هستند و تمام اعمال و حرف هایی که می زنند به دقّت و موشکافانه مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.

-ترس

در اغلب موارد تشخیص علّت ترس کودک ، آسان نیست ولی ترس کودک در هر زمینه ای که باشد (چه نگرانی از شکست یا مورد قضاوت قرار گرفتن یا … ) در ایجاد و شدت کمرویی او بی تأثیر نیست . همچنین والدین حمایتگر با رفتار های افراطی خود ، ترس حضور در موقعیت های جدید را در دل فرزندانشان ایجاد خواهند کرد .

-تجربه های منفی گذشته

کودکانی که چندین شکست پی در پی را تجربه کرده اند ، ممکن است ، انزوا و دوری از جمع را برگزینند . آنهایی که از سوی اعضای خانواده و دوستان مورد انتقاد و سرزنش و تمسخر قرار می گیرند ، دچار نوعی عدم برقراری ارتباط و کمرویی می شوند .

-روابط اجتماعی

-کودکانی که ارتباطات خانوادگی کمی دارند ، از حضور در اجتماع امتناع می ورزند . همچنین نگرانی و مراقبت بیش از حد مادر ، موجب می شود که کودک از بازی با دوستان ، محروم شود و دامنه ی ارتباطات اجتماعی او کاهش یابد . اگر کودک احساس عدم امنیت و آرامش در ارتباطاتش داشته باشد ، به سرعت گوشه گیری و انزوا را انتخاب خواهد کرد .

-کمبودها

کمبود های کودک چه در حیطه ی توانائی های فردی اش باشند مانند انواع معلولیت ها و کم توانائی ها و چه در زمینه ی خانوادگی مانند عدم حضور یکی از والدین ( به علت مرگ ، طلاق، … ) ، اعتیاد والدین ، فقر ، نا هنجاری های رفتاری اعضای خانواده و … از مهم ترین

دلایل خجالتی شدن کودکان می باشد .

SHY2

مهم ترین اقدام در جهت درمان کمرویی و کمک به کودکان خجالتی ، این است که ، ابتدا از وجود این خصیصه در کودک خود مطمئن شوید ، که لازمه ی آن شناخت علائم این اختلال است

زیرا ، کودکان گاهی در برخورد با نا شناخته ها ، محتاطانه عمل می کنند که این مسئله نباید با کمرویی اشتباه گرفته شود .

بارز ترین نشانه ی کمرویی کودک ، دوری گزیدن از جمع و بی علاقگی نسبت به برقراری ارتباط با دیگران به ویژه افراد و دوستان جدید ، است .این کودکان ، دوستان زیادی زیادی نداشته و تعداد همبازی هایشان اندک است . احساس اضطراب در سطوح خفیف تا شدید را تجربه می کنند و از فعالیت های گروهی گریزانند .علائم جسمی نظیر لکنت زبان ، داشتن نگاه گریزان و رو به پائین ، عبوس بودن و کمتر لبخند زدن در این کودکان به وضوح دیده می شود . همچنین در سنین پائین تر ، مکیدن انگشت هم قابل مشاهده است .

 

 

چگونه با کودکان خجالتی برخورد کنیم ؟

خجالتی

اساس درمان کمرویی ، تغییر در شیوه ی زندگی کودک و رفتار با اوست . و این میسر نمی شود مگر در سایه ی تغییر در شیوه ی تفکر ، باورها و نظام ارزشی والدین .

خجالت در کودکان موضوعی است که باید به کمک پدر و مادر حل شود ، زیرا ادامه ی این رفتار در آینده ی کودک تأثیرات منفی زیادی بر جای خواهد گذاشت ، مشکلاتی از قبیل بیکاری ، اعتیاد ، سوء رفتارهای اجتماعی ، … در ارتباط مستقیم با اختلالات دوران کودکی هستند .

با شناخت علل این رفتار در کودکان می توان به او کمک کرد ، بدون اینکه خودش متوجه شود ، کمتر احساس خجالت کند . در این زمینه همانطور که تأکید شد ، نقش والدین به عنوان مدد رسان ، بسیار پر رنگ است.

اولین گام در مسیر درمان ، پذیرش کودک خجالتی است. کودک خود را آنطور که هست بپذیرید، نه آن طور که دوست داشتید و انتظار داشتید ، باشد .

اطمینان داشته باشید با نثار عشقتان به او وصبر ، او می تواند خود را باور کند و بر ترس هایش غلبه نماید . مواردی که در ادامه یاد آور می شویم ، در این جهت بسیار کمک کننده هستند .

الگو های خوبی باشید

کودکان از والدین خود الگو می گیرند ، پس لازم است طوری رفتار نمائید که موجب تقویت کمرویی در کودک نشوید .

صحبت کردن با کودک

بچّه ها معمولاً احساسات خود را نمی شناسند ، از هر فرصتی برای صحبت کردن درباره ی احساساتش استقبال کنید . صحبت کردن در مورد موقعیت ها ، امکان ارزیابی شرایط جدید را به فرزندتان می دهد . مثلاً بگوئید : ” فکر می کنی ، چه اتفاقی می افتد اگر با آن پسر بچه بازی کنی ؟ ”

تقویت توانائی های فردی

تا می توانید اعتماد به نفس کودک را به طرق مختلف تقویت کنید . آموزش مهارت های متناسب با سن کودک ، در تقویت روحیّه و اعتماد به نفس و انگیزه او بسیار اهمیت دارد .

تشویق

هر موفقیتی را که در موقعیت های اجتماعی کسب می کند ، تشویق کنید . برای او ارزش قائل شوید و هر پیشرفت کوچک او را تحسین نمائید .

برچسب نزنید

خجالتی بودن کودک را امری غیر طبیعی و مهم جلوه ندهید و به زبان ساده ، بزرگش نکنید . از انگ زدن به کودک بپرهیزید ،در حضور خودش از گفتن جملاتی شبیه ” او را ببخشید ، کمی خجالتی است . ” خودداری کنید . از کمرویی او در جمع حرفی به میان نیاورید . کودکان خجالتی بیش از قضاوت های منفی ، به قضاوت های مثبت محتاج اند .

آمادگی از قبل

پیش از آنکه فرزند تان را به جمع دیگران ببرید ، برایش توضیح دهید تا خود را آماده کند و دچار اضطراب نشود .از او در محیط های نا آشنا ، حمایت کنید و با مهربانی و آرامش او را به جمع دیگران به ویژه کودکان ببرید . البته به هیچ عنوان او را مجبور به برقراری ارتباط نکنید .

حامی خجالت او نباشید

ثبت نام نکردن کودک در کلاس ورزش به این بهانه که او خجالتی است ، موضوع را بد تر می کند باید با برقراری روابط مناسب با دیگران ، ارتباط صحیح را به بیاموزید و اجازه ندهید ، کمرویی کودکتان ، شما را نیز منزوی کند . مسئولیت هایی به او بسپارید تا او را با جامعه ی پیرامونش مرتبط کند ، مثل خرید برخی مایحتاج خانه .

بازی با کودک

از بازی با او غافل نشوید . بازی با کودکان ، آموزش غیر مستقیم بسیار مؤثری خواهد بود . صمیمی شدن با کودک سبب می شود به مرور اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند .

تجربیات جدید را ملموس کنید

به عنوان مثال ، قبل از شروع مدارس می توانید با کودک خود به محوطه ی مدرسه بروید و زمانی را با هم در کلاسها و محوطه بگذرانید ، تا ترس و هیجان او کمتر شود .

در مورد کودکان خردسال ، در محیط های جدید کنارش باشید و با مشارکت در بازی کودکان ، فضای ارتباط بچه ها را گرم و صمیمی نمائید . یا زمانی که کودک از ارتباط با دیگر کودکان واهمه دارد ، مکالمه را با کودک دیگر آغاز کنید و وقتی که یخ رابطه باز شد ، کودک خجالتی خود را وارد صحبت نمائید .

نمایش

با کودک خود نمایش بازی کنید . گفتن و انجام دادن کارهایی که برای او سخت به نظر می رسد ، را با هم تمرین کنید .کمکش کنید تا کار هایی را در زمانی که اعضای خانواده و دوستان و فامیل دور هم جمع هستند ، انجام دهد ، به گونه ای او را مشارکت دهید .

 

با دانستن این نکات و تلاش برای رعایت آنها ، می توانید کودک را از آسیب های این اختلال محفوظ بدارید . خجالتی بودن کودک حتی اگر رفتاری ذاتی باشد ، قرار نیست در طول زندگی او ادامه یابد و بصورت مانعی درونی ، همواره او را از دستیابی به موفقیت هایش باز دارد .

بلکه با حمایت شما والدین در شناخت علل و ریشه های این اختلال و همراهی با کودک در برطرف نمودن آثار فردی و اجتماعی این مسئله ، موجب بهبودی و جایگزین کردن رفتار های صحیح در فرزندتان شوید . با آموزش مهارت های اجتماعی که شامل آموزش های جسارت ورزی ، افزایش اعتماد به نفس و مهارت های ارتباطی می شود ، انگیزه لازم جهت برقراری روابط مؤثر در جهت رشد و بالندگی و پیشرفت های آینده ی او ، به خوبی فراهم می شود .

در پایان ، همواره می توانید با مراجعه به متخصصین روانشناس بالینی کودکان ، از توصیه های مشاوره ای ایشان بهره مند گردید.

 

منابع

www.beytoote.com/baby/psychology-baby/shy -children.htm|

www.webgardha.com

www.hidoctor.ir/14733- با کودکان خجالتی خود چه کنیمhtm|

www.mramani1.biogfa.com

www.topteach.blogfa.com

www.dralirezashokrgozar.blogfa.com

www.akairan .com/koodak/raftari.23470.htm|

گرد آوری

مریم ایراندوست

درباره ی کودکان خجالتی بیشتر بدانیم تشویق تقویت کودک فرزند بچه تربیت

 

خود تصمیم گیری در کودکان

تربیت فرزند

خود تصمیم گیری در کودکان

زندگی انسانها نتیجه انتخاب ها و نحوه ی تصمیم گیری آنهاست.

همه ی ما روزانه در معرض انتخاب های بی شماری هستیم و مجبور به اتخاذ تصمیم های کوچک و بزرگ.

تصمیم گیری یک مهارت است.کودکان تجربه ی تصمیم گیری را در خانواده کسب می کنند و خانواده بر این فرایند تأثیر می گذارد.این فرایند با تولد آغاز می شود،کودکان دوست داشتن و دوست نداشتن های خود را از زمان تولد نشان می دهند، آنها قادرند انواع بو ها را انتخاب یا رد کنند، پستانک را بپذیرند یا پس بزنند.

آموزش نحوه انتخاب و اتخاذ تصمیمات مناسب به کودکان در کسب “استقلال و خود کنترلی ه self control))” آنها مؤثر است.

صادقانه پاسخ دهید ،چقدر به کودکانتان فرصت تصمیم گیری می دهید؟

آیا از آن دست پدر و مادرانی هستید که همیشه بجای فرزندانتان تصمیم گیری و انتخاب می کنید؟

آیا گمان می کنید هر آنچه به ذهن البته با تجربه ی شما می رسد ، لزوماً به صلاح فرزندتان است؟

آیا کودک شما نباید هیچ وقت اشتباه و خطایی از او سر بزند؟

به یاد داشته باشید برخوردهایی از این دست ، کودک شما را فردی متزلزل با قدرت تصمیم گیری بسیار پائین ، بار خواهد آورد. تصمیم گیری بخشی از فرایند رشد است، اگر برایتان قدرت تصمیم گیری فرزندتان اهمیت دارد ، اگر به تأثیر تصمیم گیری های درست در زندگی واقفید ، از همین امروز با کمک به فرزندتان و احترام به تصمیم های او و لو به ظاهر نادرست ، او را در این فرایند همراهی کنید.

child

تجربه از طریق تصمیم گیری های خوب و بد به دست می آید و این فرایند کودکان خام و بی تجربه را به بزرگسالانی مسئول و مستقل تبدیل می نماید.

باید به کودکان اجازه داده شود که تصمیمات مختلفی در مورد موضوعات متفاوت بگیرند ، تا بدانند که در هر لحظه از زندگی باید تصمیمات مهمّی بگیرند .عمده مسائل و مشکلاتی که کودکان روزانه بر اساس سن و شرایطشان با آنها روبرو می شوند ، از مشکلات تحصیلی گرفته تا مسائل هم سن و سالان ، مشکلات ورزشی ، انجام تکالیف و وظایف ، یا حتی تصمیم گیری در خصوص اینکه چه چیزی بپوشند را شامل می شود و اگر آموزش صحیح در مورد تصمیم گیری و تجربه ی تصمیم گیری ، نداشته باشند ،چه بسا متوجه حق انتخاب هایی که در حل مشکلات دارند ، نشوند و بدون فکر کردن به انتخاب های شتابزده و نسنجیده اقدام نمایند.

با راهنمایی های آموزنده ، حق انتخاب های سازنده و شرایط منطقی ، می توانید قدرت تصمیم گیری را در فرزندانتان افزایش دهید، ابتدا با انتخاب هایی ساده نظیر غذای مورد علاقه ، لباس مورد نظر، رنگ توپ ،…کودک شما کم کم با مقوله ی تصمیم گیری آشنا می گردد.

به کودک خود در تصمیم گیری کمک کنید

در ابتدای آماده سازی کودک برای تصمیم گیری ممکن است مقاومت هایی از سوی کودک مشاهده شود که بسیار طبیعی است . مخصوصاً در مورد کودکان کم سن و سال تر ، که نقش شما و همراهی تان در این مرحله ، حائز اهمیت است.

در صورتی که کودک بتواند در مواردی که ضرری برای او ندارد ، تصمیم گیری را تمرین کند سریعتر و شادمانه تر یاد خواهد گرفت ، که چگونه تصمیم بگیرد. بطور مثال ، اکر دو جور شیرینی یا شکلات داشته باشید ، این سؤال که ” کدام یک را می خواهی اوّل بخوری ؟ ” می تواند سؤال مناسبی باشد ، که او راجع به آن فکر کند بدون نگرانی از دست دادن شکلات دیگر.

کودک شما باید یاد بگیرد ، در مورد کارهایی که باید انجام دهد ، فکر کند و همین انتخاب های ساده نظیر اینکه “با چه کسی در حیاط خانه بازی کنم ؟ ” ، پایه تصمیم های مهم تری که قرار است در آینده بگیرد ، را طرح ریزی می کند.

به او خاطر نشان کنید که سؤال کردن و کمک خواستن در مواقع تصمیم گیری ، بلا مانع است ، اما در عین حال این خود اوست که باید بر اساس علایق و عقایدش تصمیم بگیرد. ما باید به فرزندان خود آموزش دهیم که چگونه نیاز های خود و تصمیم مورد نظرشان را تشخیص دهند و قادر باشند تا از میان چند گزینه ، معقول ترین را انتخاب کنند.

برای مثال، بچّه ای که دوستش اسباب بازی او را گرفته ، ممکن است تنها راهی که برای پس گرفتن اسباب بازی به نظرش برسد ، این باشد که به او حمله کند و با زدن ، اسباب بازی اش را پس بگیرد. او به هیچ وجه نمی داند که می تواند چه انتخاب های دیگری هم داشته باشد.کمک به بچّه ها در فراگیری و آموزش تصمیم گیری و تشخیص انتخاب ها به آنها کمک می کند تا از اینکه قادرند تصمیمات سالم و درست برای خودشان بگیرند ، اطمینان حاصل کنند.

با کودک درباره ی شرایط گوناگون و موقعیت های مختلف مثل سردی ، گرمی یا بارانی بودن هوا در هنگام بیرون رفتن از منزل ،صحبت کنید و به وی اجاره دهید که قبل از تصمیم گیری ، فکر کند. این روش به کودک کمک می کند ، بداند ،چرا یک انتخاب نسبت به انتخاب های دیگر ، برتری دارد.

البته شما نمی توانید دست کودک را برای انتخاب کاملاً باز بگذارید ، زیرا او ممکن است تصمیماتی بگیرد که برای سلامتی اش مضر باشد ،( مثلاً تصمیم بگیرد که فقط یک بار در هفته دندان هایش را مسواک کند ) بهترین راهی که امکان تمرین برای تصمیم گیری را در محدوده ی انتخاب های مطمئن و ایمن را برای کودک فراهم می کند ، این است که گزینه های در دسترس او به دقّت انتخاب و محدود شده باشند. ( او می تواند انتخاب کند که دندان هایش را قبل از داستان شب ، یا پس از آن بشوید.)

تعداد و انواع تصمیمات کودکان را با محدودیت های منطقی مشخص نمائید ، مثلاً اجازه دهید که او خوراکی مورد نظر خود را از بین دو ، سه نمونه از تنقلات سالمی که شما پیشنهاد کرده اید ، انتخاب کند .

تصمیم گیری های خوب کودک را تحسین کنید و اجازه دهید که بداند ، چرا آن تصمیم از نظر شما درست بوده است . باید از توانائی های کودک خود پشتیبانی کنید و او را به خاطر تصمیم گیری هایش تشویق نمائید . این گونه باعث بالا رفتن اعتماد به نفس و اطمینان در کودکتان

می شوید . جملاتی مانند : ” انتخابت برای خوردن نان و پنیر برای صبحانه ، واقعاً عالیه ” و یا

” پوشیدن این بلوز ، دقیقاً مناسب این هوا بود .” اطمینان خاطر دوباره ای در ذهنشان بیدار

می سازد که ، آری آنها هم قادر به تصمیم گیری درست هستند .

تا می توانید در این فرایند کودکتان را تشویق کنید و از توانائی او برای تصمیم گیری تمجید نمائید . وقتی کودک تصمیمش را بیان می کند ، از جایگاه یک منتقد خارج شوید ، و به نقاط مثبت انتخاب او نگاه کنید ، حتی اگر این تصمیم از دیدگاه شما اشتباه است ، با رعایت موارد ایمنی و سلامت کودک ، اجازه دهید با عواقب آن مواجه شود.

به او کمک کنید تا در پی سؤال کردن و جمع آوری اطلاعات باشد ، بگذارید تصمیماتی گرفته شود و اشتباهاتی رخ دهد ، امّا در کنار کودکتان حضور داشته باشید تا در فهم نتایج تصمیمش او را حمایت نمائید و نقاط ضعف و قدرت هر انتخاب را بررسی کند.نباید تصمیم گیری های کودک را محدود کنید مثلاً فقط در مورد غذا ، یا اسباب بازی ، یا لباس … بلکه تا جائی که می توانید گزینه ها را افزایش دهید ، با این کار در واقع اعتماد به نفس و حس کنجکاوی را در کودک ارتقا می دهید. همچنین به آنها فرصت دهید تا پیامد ها و عواقب طبیعی تصمیمشان را تجربه کنند. این امر می تواند یک استراتژی تربیتی مؤثر باشد ، که مهارت های حل مسئله را به آنها می آموزد

به هر جهت مهم است که هیچ جای نگرانی به لحاظ امنیت و سلامتی برای فرزندتان وجود نداشته باشد.

همواره با دقّت نظر به تصمیم کودک گوش فرا دهید و روی انتخاب هایش تأمل داشته باشید. بگذارید او نیز حس کند که نظرات و تصمیماتش برای شما حائز اهمیت است. به این ترتیب شما قدرت تصمیم گیری کودک را در اعتماد به نفس او می تنید و نهالی از توانائی اتخاذ تصمیم درست ، در وجود او می نشانید که در بزرگسالی درختی تناور خواهد شد و از آن میوه های تصمیمات درست ، هوشمندانه و دقیق به بار خواهد آمد.

 

 

منابع

www.Salamatnews.com

www.tafakorateman.mihanblog.com/post/1071

www.niksalehi.com

www.Bartarinha.ir

خود تصمیم گیری در کودکان