ان‌ال‌پی و استراتژی موتسارت (قسمت اول)

موتسارت

داستان‌های زیادی در خصوص توانایی‌های موتسارت وجود دارد، با این حال، بر اساس اصول برنامه‌ریزی عصبی زبانی، توانایی‌های موتسارت چیزی مرموز یا جادو نبوده است، بلکه محصولی از توانایی شناختی توسعه‌یافته و کامل است که ممکن است افراد عادی نیز آن را بفهمند و تکرار کنند.
با استفاده از ابزارها و شگردهای مدل‌سازی، می‌توان بهره‌های جدید و عملی از شناخت استراتژی استثنایی موتسارت کسب کرد. (مقاله پیدا کردن استراتژی با ان‌ال‌پی) یکی از بهترین شناخت‌ها در خصوص نحوه‌ی عملکرد فرایند خلاقیت موتسارت، از نامه‌ی او در سال ۱۷۸۹ استخراج می‌شود. موتسارت در این نامه، استراتژی آهنگ‌سازی خود را با تاکید بر چهار فرایند آهنگ‌سازی به دقت توضیح داده است.
(وقتی کاملا خودم هستم، همان‌طور که بارها شده، کاملا تنها و با روحیه‌ی خوب، مثل زمان سفر با کالسکه یا پیاده‌روی بعد از غذا یا زمانی که نمی‌توانم بخوابم، در چنین لحظاتی است که ایده‌‌ی من بیشترین و بهترین جریان را پیدا میکند. نمی‌دانم کی و چگونه می‌آیند و نمی‌توانم مجبور کنم. آن خوشی‌های لذت‌بخش را به خاطر می‌سپارم و با آن‌ها آشنا می‌شوم و مانند این‌که کسی به من گفته باشد با خودم زمزمه میکنم)
موتسارت با توصیف حالت‌های فیزیولوژیکی و احساساتی شروع می‌کند که الهام‌های موسیقی او از آن‌ها سرچشمه می‌گیرد، با این بیان که «وقتی من- کاملا خودم هستم…» در سطح شخصیت، گفته می‌شود نشانه‌ای از نوعی هماهنگی و سازگاری درونی «کاملا خود بودن» است که در آن هیچ تعارض و ابهامی در خصوص کیستی فرد وجود ندارد. کاملا تنها بودن نشان می‌دهد که شخص هیچ ارتباط ضروری با دیگری ندارد، او آزاد است که ارتباطی قطع نشدنی با دنیای درون خود داشته باشد. همچنین موتسارت داشتن روحیه‌ی خوب را گوشزد می‌کند، بودن در حالتی مثبت.
بنابراین موتسارت سه وضعیت فیزیولوژی را شناسایی کرده است:

سپس با آوردن مثال‌هایی از قبیل مسافرت با کالسکه یا پیاده‌روی پس از غذای خوب، برخی وضعیت‌های فیزیکی را شناسایی می ‌کند که به نظر می‌رسد نوعی حرکت فیزیکی به کار گرفته می‌شود، موتسارت فقط نمی‌نشیند تا فکر کند نوعی به‌کارگیری حرکت در فرایند تفکرش وجود دارد.(مقاله شناسایی وضعیت روحی خود با ان‌ال‌پی)
موتسارت با این عبارت ادامه می‌دهد ( در چنین شرایطی است که ایده‌ی من بیشترین و بهترین جریان را دارد). بسیار مهم است که توجه شود او چنین نگفته است: در چنین لحظاتی بهترین موسیقی‌ام را می‌سازم.
واژه‌ی جریان نشان می‌دهد که ایده‌ها به طور طبیعی و بدون تلاش خودآگاهی به وجود می‌آیند. مانند این است که دستگاه عصبی خود را شبیه یک دستگاه موسیقی تصور می‌کند که خود را می‌نوازد و با تنظیم وضعیت روان‌شناختی و فیزیکی تمرکز کرده است تا سبب شود ایده‌های موسیقی به صورت خود به خودی و آزادانه به جوش آید.
موتسارت اشاره می‌کند: نمی‌دانم کی و چگونه می‌آید و نمی‌توانم مجبور کنم. این جمله به وضوح نشان می‌دهد که فرایند خلاقیت موتسارت به طور عمده ناخودآگاه است و به جای این‌که عملی مبتنی بر کنش متقابل باشد، فرایندی بسیار نظام‌مند است.
در حالت عادی، هر فعالیت آگاهانه‌ای که انجام می‌دهد، منجر به ظاهر شدن نت‌های موسیقی در ذهنش نمی‌شود، ولی فعالیت‌های آگاهانه‌ی موتسارت حالت دستگاه عصبی او را تنظیم می‌کند، به طوری که ایده‌های موسیقی آزاد شده یا به طور طبیعی جریان پیدا می‌کنند.
گردآوری: روناک روشنگر
گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

بررسی فرایند تفکر ارسطو در ان‌ال‌پی

ارسطو، پدر علم مدرن، به یقین یکی از موثرترین نوابغ در تمدن غرب است. محدوده‌ی تفکر ارسطو، گستره‌ی وسیعی از علوم را در بر می‌گیرد که شامل فیزیک، اخلاق، منطق، سیاست، زیست، شعر، کلام، متافیزیک و روانشناسی است. کشفیات و نقش ارسطو در هر کدام از این حوزه‌ها به قدری بنیادی بوده است که قرن‌ها نتیجه‌ی قطعی تلقی می‌شد.

به وضوح، ارسطو استراتژی بسیار ویژه‌ای در سازماندهی مشاهده‌ی دنیای پیرامونش داشته که توانسته است چنین شاهکار فلسفی شگفتی ایجاد کند. فرایندهای ذهنی ارسطو، او را قادر ساخته است تا عرصه های متفاوت زندگی را خلاقانه کشف کرده و اطلاعاتش را سودمندانه سازمان‌دهی کند، افلاطون از او به مغز یاد می‌کند. مجوز خروج تمدن غرب از عصر هایتاریک به رنسانس، کشف مجدد روش تفکر ارسطو بود. (مقاله استراتژی افراد را چگونه با ان‌ال‌پی پیدا کنیم (قسمت اول) )

از نقطه نظر ان‌ال‌پی ارسطو استراتژی موثر خصوصی برای مدل‌سازی داشته و در واقع مدل‌گرا بوده است. ارسطو به عرصه‌ی تجربه‌های اساسی انسان نگاه می کرد و مدل بسیار قدرتمندی از آن می‌ساخت. با وجود این که در زمینه‌ای حرفه‌ای نبود، ولی می توانست از جنبه‌های مختلفی به سطوح عمیق دانش مربوط به آن زمینه‌ی خاص برسد.

آنچه باید به آن توجه کرد، روش تفکر او در رابطه با تجربه‌هایش است. با بکارگیری روش‌های مدل‌سازی ان‌ا‌ل‌پی روی نوشته‌های ارسطو، میتوان نقشه‌ی عناصر ویژه‌ای از استراتژی ارسطو را به گونه‌ای استخراج کرد که معرفتی جدید و مخصوص به نبوغ موثر او و چگونگی استفاده از آن در زندگی امروز پیدا شود. در این بحث امکان شناسایی روندی وجود دارد که نوابغ به صورت ناخودآگاه از آن روند حسی در زمان تفکر استفاده می‌کنند. (مقاله ارسطو و حواس پنجگانه در ان‌ال‌پی)

یافتن اصول اولیه

شاید مهمترین بخش نبوغ ارسطو توانایی او در کشف الگوها و قوانین پایه در ارتباط با هر زمینه‌ی تجربی بوده که برای تحقیق انتخاب می‌کرده است. همان‌طور که در کتاب فیزیک خودش بیان می کند: در هر زمینه‌ای، وقتی موضوع تحقیقی دارای اصول، شرایط یا عناصری است، آشنایی با آنها دانشی است که گفته می‌شود دانشمندان به آن دانش دست پیدا کرده‌اند. تا زمانی که با شرایط اولیه یا فرض‌های اولیه چیزی آشنا نشده ایم، نباید فکر کنیم که آن را می شناسیم و تحلیل خود را از ساده‌ترین اجزای آن فراتر نبریم…

باید در مسیر پیشرفت از کلیات به جزئیات حرکت کرد، مانند بچه‌ای که در ابتدا به همه‌ی مردها پدر می‌گوید و به همه‌ی زنها مادر می گوید و پس از بزرگ شدن فرق آنها را تشخیص می‌دهد.

در زبان ان‌ال‌پی فرایندی که ارسطو از آن صحبت می کند «دسته‌بندی» خوانده می شود. به نظر می رسد استراتژی ارسطو برای شناسایی اصول اولیه حرکت از کل به جزء است که در آن قطعه‌ی بزرگ درک شده با عناصر حسی را در نظر می گیرد و به واسطه‌ی آنالیز به ساده‌ترین و کوچک ترین شکل مستقل آن می‌رسد. (قسمت دوم مقاله استراتژی افراد را چگونه با ان.ال.پی پیدا کنیم؟)

گرداآوری: روناک روشنگر
گروه آموزشی پژوهشی تا‌بیکران
منبع: مهارت‌های ذهنی؛ رابرت دیلتز

معرفت شناسی ان ال پی (قسمت دوم)

معرفت شناسی ان ال پی (قسمت دوم)

معرفت شناسی ان ال پی (قسمت دوم)



مقاله قسمت اول

گانتر استنت مولکول شناس ژنتیک می گوید که سرچشمه ی

بیشتر تقلاها در  برابر پذیرش تفکرات جدید حاصل تفاوت

نگرش های معرفت شناسی در ارتباط با حوادث دنیای درون و بیرون است.

استنت این فلسفه ی متعارض را مانند ماده گرایان در برابر آرمان گرایان می داند.

نقطه نظر ماده گرایان این است که دنیای واقعی بیرونی مستقل از ذهن انسان وجود دارد.

ذهن،انعکاسی از واقعیت است و بازنمودی ناقص از آن واقعیت تولید می کند.

از دیدگاه آرمان گرایان یا ساخت گرایان واقعیت با ذهن انسان ساخته می شود.

حوادث و روابط درک شده چیزی جز آنچه در تفکر انسان نقش بسته نیست.

دنیای بیرونی بازنمودی ناقص از قالب خالص تفکر است.

استنت اشاره می کند که در سال های اخیر گزینه ی سومی مطرح شده که

منشاء آن نظریه ی زیر ساخت و روساخت چامسکی در گرامر ترجمه است.

هم ماده گرایان و هم آرمان گرایان به این نکته پایبند هستند که تمام اطلاعات

گردآوری شده با حواس پنجگانه به ذهن انسان می رسد.(مقاله حواس پنج گانه)

نظر ماده گرایان این است که به واسطه ی این اطلاعات واقعیت در

ذهن نقش می بندد، در حالی که آرمان گرایان معتقدند به

واسطه ی این اطلاعات ، واقعیت را ذهن می سازد.

در فرایند پیش آگاهی که داده های اولیه ی تجربه، پله به پله تبدیل

به ساختار می شوند، لزوما بخشی از اطلاعات حذف می شود،

چون ساختارها یا تشخیص الگوها، چیزی جز انتخاب ویانگر اطلاعات نیست.

(مقاله حذف و تحریف و تعمیم)

بنابراین از آنجا که ذهن به اطلاعات کامل از دنیای بیرون دسترسی ندارد،

لذا نه می تواند آن را بسازد و نه می تواند آن را درست نشان دهد،

بلکه برای ذهن واقعیت مجموعه ای از تبدیل های ساختاری از

داده های ائلیه است که از دنیای واقعی گرفته شده است.

این فرایندهای تبدیل به صورت سلسله مراتب انجام می شود

که در آن ساختارهای قوی تر از ساختارهای ضعیف تر با انتخاب

ویرانگر از اطلاعات شکل می گیرند.

معرفت شناسی ان ال پی (قسمت دوم)

 

 

 

 

 

 

ساختارگرایان معتقدند، ذهن مانند تدوین کننده ای است

که اطلاعات اولیه ی دریافت شده را تغییر داده و مرتب می کند.

از چشم انداز ساختارگرایان، بسیاری از نظریه ها

اگر پلی به دانش متعارف نداشته باشد نارس هستند.

معرفت شناسی ا ن ا ل پی در مخالفت با

ماده گرایان و آرمان گرایان به مباحث ساختارگرایان بسیار نزدیک است.

ان ال پی  به جای اینکه فرایند حقیقی سازی واقعیت

را ارتباط میان ساختارهای ضعیف و وقوی بداند،

این فرایند را ارتباط میان زیر ساخت و روساخت می داند.

بنابراین از نظر  ان ال پی واقعیت ارتباط و تعامل میان

زیر ساخت ها و روساخت ها است.

نباید اینگونه فکر کرد که سرزمینی هست و برای آن نقشه ای

تهیه می شود، بلکه چندین سرزمین و نقشه وجود دارد و

سرزمین ها مدام بر اساس نقشه ای که مردم با آن تعامل دارند

در بخش های مختلف تغییر می کند.(مقاله نقشه نشان دهنده سرزمین نیست)

به همین دلیل است که ان ال پی روی مدلسازی و انعطاف

پذیری تاکید داشته و آن را هسته ی معرفت شناسی خود می داند.

هدف مدل ها بازتاب یا ساخت واقعیتی واحد نیست،

بلکه هدف آنها شبیه سازی برخی از جنبه های ممکن آنهاست.

در ان ال پی هیچ اهمیتی ندارد که به طور قطع مدلی

درست باشد، بلکه به دنبال مفید بودن آن مدل است.

مفید بودن مدل به میزان اثر بخشی آن در حرکت

به مرحله ی بعدی در توالی تبدیل هاست که رابط میان زیر ساخت و روساخت است.

به جای ساختن واقعیت، مدل ها مجموعه ای از توابع فراهم می کنند

که ابزار یا پلی برای ارتباط میان زیر ساخت و روساخت هستند.

این پل چیزی است که درک انسان از واقعیت را شکل می دهد و

امکان کسب تجربه از واقعیت و بیان آن را برای وی فراهم می کند.

 

گردآوری: روناک روشنگر

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

 

منبع:

مهارت های ذهنی؛ رابرت دیلتز

معرفت شناسی ان ال پی قسمت اول

ان ال پی

معرفت شناسی ان ال پی قسمت اول

معرفت شناسی ان ال پی قسمت اول


 

معرفت شناسی رشته ای است که ساختارها و فرایندهای

زیرین موجود در دانش فرد را بررسی می کند.

واژه ی معرفت شناسی از ریشه ی یونانی کلمه ی epi به معنای بالا یا رو، histanai به

معنای جا و مکان و logo به معنای علت و کلمه شکل گرفته است،

یعنی چیزی که انسان بالای علت ها قرار می دهد.

بنابراین معرفت شناسی نظام پایه ی فرض ها و تشخیص هایی

است که فرد دانش خود را از آنها تولید کرده و بر آنها استوار ساخته است.

مطابق تعریف گریگوری بیتسون:

معرفت شناسی تاریخ سرچشمه ی دانش است،

به عبارت دیگر چگونه می دانید چه می دانید؟

معرفت شناسی ان ال پی از این پیش فرض آغاز شد که

نقشه سرزمین نیست، یعنی ر فرد بر اساس نقشه ی ذهنی خود

به جهان حقیقت می بخشد.(مقاله پیش فرض اول ان ال پی)

 

 

 

 

 

 

 

ان ال پی آموزش می دهد که هیچ نقشه ای درست تر یا

واقعی تر از نقشه ی دیگر نیست، اما توانمندی انسان برای

اثر گذاری بیشتر و نفوذ در گستره ای وسیع تر از آنچه هست،

تابعی از داشتن نقشه ای است که بزرگترین محدوده ی اختیارات

را برای وی فراهم آورد.(مقاله واقعیت و ان ال پی)

بنابراین از نظر ان ال پی استاد کسی نیست که پاسخ درست

تمام سوال ها را بداند و راه حل درست دردست او باد، بلکه استاد

کسی است بتواند فریند یادگیری را به سمت حل مسئله و خلاقیت جهت

دهد تا نقشه ی جدیدی از دنیا شکل دهد که به پاسخ های

جدید و امکانات مفید منجر می شود.

هدف از رسالت استاد شدن در ان ال پی یادگیری نحوه ی مدل سازی به

کارگیری ابزارها و اصول مدل سازی برای پرورش انعطاف پذیری

در عمیق ترین سطح خویشتن است.

معرفت شناسی شامل بررسی پیش فرض های پنهان زیرین در مدل های

مختلف ساختار شخصیت است، یعنی آنچه انسان با دیگران به اشتراک

می گذارد همانند آنچه او را منحصر به فرد کرده است.

معرفت شناسی با نظام تشخیص و مهارت های فرد یا سازمان

برای دستیابی به ارزش ها و اهداف به کار می رود.

معرفت شناسی مفید باید به سوال هاییی مانند چگونه

بدانیم چیزی را می دانیم یا عملکرد مناسبی داریم؟

چگونه بدانیم دیگران چیزی را می دانند یا عملکرد مناسبی دارند؟

و با کدام ابزار می توان دانش و عملکرد مناسب را توسعه داد؟ پاسخ دهد.

معرفت شناسی همچنین به نظامی از ارزش ها و اهداف

با رویکردی مشخص مربوط می شود.

برای مثال، فلسفه ی ان ال پی این است که یادگیری موثر و تغییر

شامل هدف گذاری و تعیین محک ها و روال های بررسی محک ها

برای رسیدن به وضعیت مطلوب است.

بنابراین به منظور تغییر عملکردهای لازم در راه رسیدن به هدف،

مجموعه ی گسترده ای از استراتژی ها و

فعالیت ها مهیا شده است.(مقاله استراتژی در ان ال پی)

سوال بسیار مهم دیگر در ارتباط با معرفت شناسی شخص،

چگونه دانسته های آموخته شده یا کشف شده ی

فرد با دانش کنونی سازگار شده است؟

تا زمانی که تفکر جدید با دانش های کنونی فرد

سازگار باشد، کاربردی نخواهد داشت، هر چند تفکری گرانبها باشد.

در قسمت دوم با ما همراه باشید.

 

گردآوری: روناک روشنگر

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

سوالت دیزنی و سه جنبه ی خلاقیت با ان ال پی

خلاقیت با ان ال پی

سوالت دیزنی و سه جنبه ی خلاقیت با ان ال پی

سوالت دیزنی و سه جنبه ی خلاقیت با ان ال پی


توانایی والت دیزنی در ارتباط دادن خلاقیت نوآورانه ی خود با استراتژی های موفق تجارت و نیازهای روز،

به او امکان داد تا در زمینه سرگرمی، امپراطوری ای را تاسیس کند.

دیزنی توانایی ساخت سازمان موفق مبتنی بر خلاقیت را پایه گذاری کرد و فرایند تبدیل رویا به واقعیت ملموس را به نمایش گذاشت.

ابزارها و تکنیک های ان ال پی، تهیه ی نقشه ای روشن از استراتژی های تفکر موفق

افرادی با استعدادهای خاص مانند والت دیزنی را امکان پذیر کرده است. ( استراتژی و ان ا ل پی)

دیزنی ۳ چشم انداز متفاوت را تعریف می کند:

  • نظریه پرداز
  • واقع بین
  • منتقد

نگاه دیزنی چیزی را بیان می کند که معروف به توصیف دوگانه ی اتفاق است.

این توصیف دوگانه اطلاعاتی درباره ی اتفاق در اختیار قرار می دهد که از نگاه هر کسی به دور است.

دقیقا مانند تفاوت زاویه ی دید میان دو چشم که توصیفی دوگانه از دنیای پیرامون به انسان می دهد و امکان مشاهده عمق را فراهم می کند.

فرایند نظریه پردازی خلاق دیزنی، ابتدا با تخیل بصری اتفاق می افتد، اما شامل هم پوشانی و هماهنگی با احساس نیز می شود.

نظریه پرداز روی تصویر بزرگ با این ویژگی تمرکز دارد که هر چیزی امکان پذیر است.

واقع بین در چارچوب انگار که نظریه امکان پذیر است عمل می کند

و روی فرمول بندی مجموعه تخمین های موفق از فعالیت هایی تمرکز می کند که برای تبدیل تخیل به واقعیت لازم به واقعیت لازم هستند.

(رابرت دیلتز و ان ال پی)

خلاقیت با ان ال پی

 

فرایند ارزیابی انتقادی دیزنی، شامل مجزا کردن خویشتن از پروژه و نشستن در جایگاهی بسیار دورتر از نظریه پرداز در کنار تماشاگران یا مشتریان است.

منتقد به دنبال اجتناب از مشکلات و کسب اطمینان از کیفیت است که با به کارگیری منطقی لایه های مختلفی از معیارها و بررسی نحوه ی تبدیل تخیل به

واقعیت در سناریوهای مختلفی از چارچوب انگار عمل می کند.(خلاقیت و ان ال پی)


الگوی فرابرنامه

 

در سطحی کلی، فرایندهای شناختی مرتبط با دیزنی نظریه پرداز و واقع بین و منتقد

به چیزی در ان ال پی مربوط می شود که الگوهای فرابرنامه گفته می شود.( فرابرنامه ها)

همانند ابزارهای دیگر ان ال پی شخص می تواند بدون توجه به محتوا و زمینه از فرابرنامه ی یکسانی در مواجهه با مسائل مختلف استفاده کند.

برای نمونه، ممکن است شخصی در رویارویی با مشکلی به سمت چیزی گرایش پیدا کند یا از چیزی فرار کند، یا نسبت خاصی از این دو حالت، لذا فرد با میزان

متفاوتی از کنش و واکنش با مسئله روبه رو می شود.

فکر کنید چه می شد اگر هنگامی که تخیل می کنید یا طرحی می کشید یا چیزی تولید می کنید، گزینه های بیشتری برای انتخاب وجود داشته باشد.

به نظر شما برای فرایند نظریه پردازی چه نوع نشانه های رفتاری بسیار مهم هستند؟

ژست بدنتان چگونه است؟

آیا به اطراف حرکت می کنید؟

جهت گیری سر و چشم تان چگونه است؟

هنگامی که می خواهید ایده یا نظریه ای را به واقعیت تبدیل کنید، چگونه می شوید؟

چه نوع نشانه های رفتاری خاصی برای وضعیت واقع بینی شما بسیار مهم هستند؟

زمانی که به صورت انتقادی فکر می کنید و برنامه ی خود را ارزیابی می کنید، چگونه می شوید؟

چه نوع نشانه های رفتاری خاصی برای وضعیت انتقادی شما بسیار مهم هستند؟ (محصول خلاقیت استاد پاکذات)

 

گردآوری: روناک روشنگر

گروه اموزشی پژوهشی تا بیکران

 

منبع:

مهارت های ذهنی؛ رابرت دیلتز

مهارت ذهنی شرلوک هولمز با دیدگاه NlP

مهارت ذهنی شرلوک هملز با دیدگاه NlP

مهارت ذهنی شرلوک هولمز با دیدگاه NlP


مهارت ذهنی شرلوک هولمز با دیدگاه NlP ؛ هولمز تمام تلاش خود رادر چارچوب رسالتی پیوسته و متعالی صرف می کند

تا از آنچه در ظاهر پدیده های زندگی نمایان است، اصول عمیق تری کشف کند.

هولمز زندگی را نظامی به هم تندیده می داند که مانند زنجیری بزرگ هرگاه حلقه ی واحدی از آن میبنیم، طبیعت آن شناخته می شود.

ادعای هولمز مبنی بر این که جهشی از عضله، بیانی کوچک یا نگاهی با گوشه ی چشم،

می تواند شناختی از اعماق تفکر شخص ارائه کند، یعنی حتی در رفتارهای جزئی نیز نشانه هایی از طرز تفکر فرد وجود دارد.

در واقه هولمز ادعا می کند: این یک قضیه ذهنی است که چیزی کوچک به اندازه ی بی نهایت مهم است

و روش او اکتشاف با نگاه کردن به چیزهای کوچک است،

با این جمع بندی که برای مغزی کوچک هیچ چیز کوچک نیست.(نقش حافظه و تصور در ان ال پی)

 

 

توانایی هولمز در آگاهی از فرایندهای تفکر خودش فراشناخت خوانده می شود.

برخلاف خودآگاهی از خود، فراشناخت تصور خودی مجزا نیست

که در فرایند تحت مشاهده دخالت و قضاوت کند،

بلکه فراشناخت فقط شامل آگاهی از مراحل فرایند تفکر فرد است.

مزیت فراشناخت این است که با پی بردن به فرایند تفکر خود ،

می توان به طور دائم استراتژی تفکر خود را اعتبار سنجی کرده و تغییر داد.

مثلا اگرکسی بخواهد که برنامه ی کامپیوتر را توسعه دهد یا اشکال و خطایی از آن رفع کند

یا آن را به برنامه ی دیگری از انواع کامپیوترها تبدیل کند، بایستی قادر باشد دستوالعمل های برنامه را مشاهده و دنبال کند.

این طور نیست که هولمز گروهی از جزئیات را ببیند و از آن ها به نتیجه ای برسد،

بلکه او از میان روابط استخراج شده از ترکیب مشاهدات استنباط می کند.( نبوغ و ان ال پی)

به این ترتیب است که او فقط با نگاه کردن به پوست شخص استنباط نمی کند که در منطقه ی گرمسیر بوده است.

او به ارتباط میان رنگ پوست صورت و رنگ مچ دست فرد توجه می کند و تفسیر می کند که رنگ طبیعی پوست این نیست.

سپس از مقایسه ی آنها به این نتیجه می رسد که فرد در منطقه ی گرمسیر بوده است.

نتیجه گیری صرفا از مشاهده حاصل نمی شود، بلکه از دسته بندی تفسیرهایی حاصل می شود

که از ارتباط دادن مشاهده های مشخص به دست آمده اند.

ابتدا گروهی از تفسیرها از مشاهده جزئیات رفتار و محیط جمع آوری می شود، سپس با در نظر گرفتن این تفسیرها نتیجه گیری استخراج می شود.

در نظر هولمز مشاهده عمل ساده ی درک جزئیات نیست، بلکه فرایند استخراج تفسیر از درک مجموعه ای از جزئیات است.

هولمز مشاهدات را به هم مرتبط می کند تا استنباط هایی استخراج کند و تفسیرها را به هم مرتبط می کند تا نتیجه گیری کند.

این تفکر را تفکر همگرا می گویند، تفکری که در آن استنباط ها با یکدیگر متصل و همسو می شوند

و از کل به جزء حرکت می کنند تا نتیجه ی واحد تولید کنند.( از تفکر سنتی به تفکر نوآورانه)

 

گردآوری: روناک روشنگر

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

 

منبع: مهارتهای ذهنی؛ رابرت دیلتز

نبوغ و ان ال پی

نبوغ و ان ال پی و یادگیری الگوهای نبوغ با استفاده از ان ال پی

نبوغ و ان ال پی


نبوغ و ان ال پی و یادگیری الگوهای نبوغ با استفاده از ان ال پی

برای یافتن الگوهای نبوغ موارد زیر را بکار گیرید.

  • جمع آوری افرادی که نابغه شناخته شده اند.
  • مقایسه ی فرایندها و استراتژی های شناختی افراد و جست و جوی مشخصاتو ویژگی های مشترک میان آنها.(استراتژی و ان ال پی)

اگر چه تفاوت های زیادی میان افراد وجود دارد، برخی الگوهای مشترک را می توان در نظر گرفت.

  • داشتن توانایی کاملا پرورش یافته در مشاهده

تمام نوابغ توانایی بسیار خوبی در مشاهده داشته اند، به یقین از حواس دیگر نیز استفاده می کرده اند،

اما به ظاهر، مشاهده عنصر مرکزی هدایت کننده بوده است.

  • داشتن ارتباط های پرورش های فراوان در میان حواس

در حالی که تمرکز اصلی نوابغ روی دیدن است، معمولا به استفاده از تمام حواس و ایجاد اشتراک میان آنها تمایل دارند.( حواس و ان ال پی)

  • استفاده از چشم اندازهای چندگانه

یکی از ویژگی های مشترک افراد نابغه توانایی بررسی مسئله یا فرایند از چشم اندازهایی به غیر از چشم اندازهای

معمول و کشف چشم اندازهایی است که کسی دیگر آن را درک نکرده است.

 

  • توانایی بسیار توسعه یافته در حرکت میان دیدگاه های مختلف

نوابغ مضاف برتوانایی درک چشم اندازهای مختلف، قادرند دیدگاه های مختلفی نیز شناسایی کنند،

یعنی دیدگاه خود، دیدگاه شخص مقابل و دیدگاه شخص ناظر.

در واقع یکی از ویژگی های مشترک گزارش شده میان نوابغ، توانایی شناخت چیزی است که با آن کار می کنند، حتی اگر چیز جانداری نباشد.

 

  • توانایی حرکت به جلو وعقب در اندازه های مختلف و سطوح مختلف تفکر

تمام نوابغ ما قدر بودند میان چشم اندازهای وسیع تر و فعالیت های مشخص و عناصر لازم برای بازسازی دوباره تصویری بزرگ تر حرکت کنند.

 

  • حفظ حلقه ی بازخوردی میان تخیل و واقعیت

نوابغ قادر هستند میان اصول و مدلهای ذهنی و بیان مشخص ارتباط آن اصول با مدل های ذهنی حرکت کنند.

 

نبوغ و ان ال پی و یادگیری الگوهای نبوغ با استفاده از ان ال پی


آنها قادر بودند اصول و ویژگی های موجود در لایه های بالاتر موضوع را کشف کنند که مشغول آن هستند

و روابط ذهنی را به مثال های مشخصی تبدیل کنند.

 

  • متعادل سازی عملکردهی شناختی

نوابغ فقط نظریه پرداز نیستند، آنها مهارت و توانایی تبدیل نظریه به واقعیت و تفکر نقادانه در خصوص نظریه ی خود را نیز دارند.

 

  • پرسیدن سوالهای پایه ای

نوابغ روی سوال بیشتر از جواب تاکید می کنند.

آنها در مقابل سوالهای خود جسور و در برابر جوابهای خود فرومتن هستند.

 

  • استفاده از تمثیل و استعاره

نوابغ مدام از استعاره، تمثیل و تفکر غیر خطی استفاده می کنند.

به نظر می رسد استعاره و تمثثیل در مرکز تمام فعالیت های نوابغ قرار گرفته است.

 

  • داشتن هدفی فراتر از شخصیت

ویژگی مشترک میان نوابغ این است که آنها منشاء کارهای خود را چیزی دیگر یا برای خدمت به چیزی بزرگتر از خودشان درک می کنند.

آدم های مخترع و خلاق زیادی هستند که نابغه نبوده اند، شاید این ارتباط با چیزی بزرگتر است که

نوابغ را از بقیه ی کسانی که ابداع و اختراع داشته اند مجزا کرده است.

 

گردآوری: روناک روشنگر

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

 

منبع: مهارت های ذهنی؛ رابرت دیلتز

اهمیت ارتباط موثر

اهمیت ارتباط موثر

اهمیت ارتباط موثر

اهمیت ارتباط موثر


اهمیت ارتباط موثر- ارتباط موثر بین افراد

 


اهمیت ارتباط موثر ، افرادی که با هم در یک ارتباط موثر قرار دارند، به شکل های مختلفی با هم در تعامل اند.

با یکدیگر اختلاف فاز ندارند و حرف های یکدیگر را به خوبی درک می کنند.

حس تفاهم یعنی همگام بودن با یکدیگر، درست مانند دو نفری که با هم حرکات موزون انجام می دهند.

تفاهم عموما زمانی رخ می دهد که منافع دو نفر در جهت هم باشد، همدیگر را درک کنند و قبول داشته باشند

و به عقاید هم احترام بگذارند، حتی اگر در مغایرت با هم باشد.( قلب ارتباط موفق در ان ال پی)

اعتماد چیزی است که فقط به واسطه تجربه و زمان به دست می آید.

موفقیت از راه ارتباط موثر

معمولا در حرفه و کار، انجام شدن کارها در اولویت قرار دارد.

در بیشتر سازمان ها، متدهای تهدید و تطمیع هستند.

افراد در ازای پاداشی که دریافت می کنند کار می کنند.

تاثیرگذاری این متدها بدون ایجاد تفاهم است.

فقط افرادی که در اوج قدرت هستند از این روش ها استفاده می کنند، تا کارهایشان را پیش ببرند.

رهبران تجاری به این نتیجه رسیده اند که مدیریت از طریق تهدید ره به جایی نمی برد

و رمز انجام شدن درست کار، در یک رابطه خوب نهفته است.

توجه به ارتباط موثر

اگر چه حسن تفاهم، امری کاملا ضروری  برای روابط درست و ارتباطی کارآمد است،

اما در اغلب موارد، حس کنجکاوی انسان برانگیخته نمی شود که ببیند آیا به یک ارتباط موثر رسیده است یا خیر!

تفاهم حالت غیر ارادی و غریزی است، که بسیاری از مردم اصلا به آن فکر نمی کنند، واقعا شاید چیزی مانند نفس کشیدن باشد.

شما و یک ارتباط موثر

شاید توجه کرده باشید که با برخی افراد، راحت تر می توانید به یک ارتباط موثر برسید

و این در حالی است که در رابطه با بعضی دیگر، چنین حسی ندارید.

با فردی که با او در یک ارتباط موثر قرار دارید، راحت و بی دغدغه هستید،

وقتی حسن تفاهم برقرار است، شاید توجه کرده باشید که چقدر صریح و ساده مسائل را مورد بحث و مذاکره قرار می دهید،

به توافق می رسید و عمل می کنید.( ارتباط و ان ال پی)

برقراری ارتباط موثر بین دو فرد

در مسائل کاری، وقتی افراد در یک ارتباط موثر قرار داشته باشند،

پیشرفت امری حتمی است و خیلی هم راحت اتفاق می افتد.

شما اگر بخواهید، باز هم می توانید در محیط کاری با کسانی که وجه اشتراک زیادی با انها ندارید،

در یک ارتباط درست قرار بگیرید، حتی با آنهایی که به نظر می رسند.

به انتخاب خود می توانید به طور ارادی و آگاهانه رفتار کرده و اعمالی را که غیر ارادی انجام می دادید، با رفتارهای ارادی خود جایگزین سازید.

(معجون ارتباط و موثر استاد پاکذات)

 

چهار روش اصلی برقراری تفاهم از قرار زیر است:

 

  • گوش دادن و نگاه کردن: توجه دقیق به صحبت های طرف مقابل، سرعت و آهنگ صدای او و بالاخص زبان بدنش.
  • هماهنگی و آینه شدن: یافتن وجوه اشتراک و هماهنگی با طرف مقابل
  • همگام بودن: تداوم هماهنگی ها، قبول داشتن یکدیگر و احترام به هم.
  • رهبری: تشویق و ترغیب طرف مقابل به ایجاد تغییر در شیوه تفکر خود.

گردآوری: روناک روشنگر

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منبع:

ان ال پی برای همگان؛ لین کوپر