ان‌ال‌پی و چهارچوب‌های ذهنی (قسمت سوم)

چارچوب ذهنی

چهارچوب ذهنی مبحث جدید درباره افراد جوربین و ناجوربین تمرکز کرده است که شما نیز با این جور افراد آشنا شوید. در مقاله‌های قبل (قسمت اول و قسمت دوم) در مورد ۳ چهارچوب مهم حالات جاذبه و دافعه، داخلی یا خارج بودن معیارها و حالت خودمحوری و دیگر محوری صحبت کردیم، در ادامه با سایر چهارچوب‌ها آشنا می‌شویم.

چهارچوب ذهنی جوربین و ناجوربین

چهارمین چهارچوب ذهنی مربوط به حالت جوربین و ناجوربین است.

این چهارچوب مربوط به نحوه درک و یادگیری اطلاعات است. بعضی‌ها در جهان پیرامون خود بیشتر به شباهت‌ها ( افراد جوربین ) توجه می‌کنند. به امور مختلف نظر می‌کنند و آنچه در آنها مشترک است می‌بینند. این افراد را جوربین می‌گوئیم.

دسته دیگر، افراد ناجوربین یا تفاوت بین هستند. این افراد، اشیاء جهان پیرامون خود را می‌بینند و به تفاوت‌های آنها توجه می‌کنند.

برای اینکه افراد جوربین و یا ناجوربین را تشخیص دهید، از آنها بپرسید که رابطه بین دو شیئی یا مفهوم معین چیست و بعد ببینید که ابتدا به شباهت‌ها توجه می‌کنند یا تفاوتها.

پنجمین چهارچوب ذهنی، نحوه مجاب‌شدن افراد است.

استراتژی مجاب‌کردن افراد شامل دو بخش است. برای اینکه دریابیم چه عوامل ثابتی همیشه موجب مجاب شدن فرد معینی می‌گردد، ابتدا باید بدانیم چه عواملی از مجاب شدن فرد جلوگیری می‌کند. دوم اینکه عامل یا محرک معینی که موجب مجاب‌شدن وی می‌شود چندبار باید تکرار شود.

برای کشف چهارچوب ذهنی فرد در زمینه مجاب‌شدن می‌توانید از وی سوال کنید: چگونه می‌دانید فرد دیگر برای انجام کاری مناسب و آن را خوب انجام می‌دهد:

  1. با مشاهده کار او
  2. از طریق اظهارنظرهای کتبی یا شفاهی دیگران
  3. از طریق همکاری با او

جواب ممکن است ترکیبی از این حالات باشد. برای کشف جنبه دوم می‌توانید بپرسید فرد موردنظر، چندبار باید شایستگی خود را نشان دهد که شما قانع شوید؟ به این نوع سوال چهارنوع جواب می‌توان داد:

  1. فوری(یکبار مشاهده کار خوب)
  2. چندبار(۲بار یا بیشتر)
  3. در طول یک دوره معین(چند هفته یا چندماه)
  4. بطور مداوم (یعنی باید همیشه کار خود را خوب انجام دهد)

ششمین چهارچوب ذهنی در زمینه امکانات در قبال اجبار

از شخصی سوال کنید که چرا در فلان شرکت استخدام شده، یا چرا اتومبیل یا خانه فعلی خود را خریده است. بعضی افراد در درجه اول در اثر اجبار به انجام کاری وادار می‌شوند تا در اثر میل و علاقه شخصی.

کاری را می‌کنند که باید بکنند، یعنی به طرف امکانات و کارهائی که می‌توان کرد جلب نمی‌شوند. در پی تجربیات گوناگونی که می‌توانند امکانات آن را فراهم سازند نیستند، بلکه زندگی را بصورت هر چی پیش آید خوش آید می‌گذرانند.

بعضی دیگر در جستجوی امکانات هستند، به دنبال علائق خود می‌روند و راههای تازه، مسیرهای نو و تجربیات جدیدی را امتحان می‌کنند، به راههای ناشناخته بیشتر علاقه دارند و دوستدار تحول ومترصد فرصت هستند.

هفتمین چهارچوب ذهنی، در مورد نحوه کار‌کردن افراد است

هر کسی برای کار کردن استراتژی خاصی دارد. بعضی از افراد، حتما باید به طور مستقل کار کنند. این افراد نمی‌توانند با دیگران همکاری نزدیک داشته باشند و چنانچه سرپرستی زیادی روی آنها اعمال شود کار کردن برایشان مشکل می‌شود و باید کار را خودشان بچرخانند.

بعضی دیگر به‌عنوان عضوی از گروه خوب کار می‌کنند. یعنی دارای استراتژی همکاری هستند و مایلند در هر کار، با دیگران مسئولیت مشترک داشته باشند. در عین حال دسته سومی وجود دارد که در عین علاقه به همکاری با دیگران، مایلند مسئولیت هر کاری را به تنهایی عهده‌دار شوند.

دانستن چهارچوب‌های ذهنی، امری مهم و مفید است، اما برای درک چهارچوب‌های ذهنی گوناگون باید حساسیت، آگاهی و قدرت تصور کافی داشت.

 گردآوری: روناک روشنگر

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منبع:

به سوی کامیابی؛ آنتونی رابینز

‌ان‌ال‌پی و چهار‌چوب‌های ذهنی (قسمت دوم)

ان ال پی و چهارچوب‌های ذهنی

‌ان‌ال‌پی و چهار‌چوب‌ های ذهنی  قسمت دوم مقاله قبل است که آن‌را تقدیم همراهان همیشگی سایت تابیکران می‌کنیم.

در قسمت اول متوجه شدیم یکی از چهار‌چوب‌ها مربوط به حالت دافعه و جاذبه است،به این معنی دسته‌ای از افرادبیشتربه سمت خوشی‌ها تمایل دارند و دسته‌ای دیگر بیشتر تمایل به فرار از رنج‌ها دارند.(قسمت اول)

دومین چهارچوب ذهنی مربوط به داخلی  یا خارجی بودن معیارها است.

از فردی بپرسید از کجا می‌داند که در فلان مورد کار خود را به خوبی انجام داده است. بعضی‌ها دلیلی می‌آورند که مربوط به خارج از وجود آنها است. مثلا رئیس آنها دستی به شانه‌شان زده و از کارشان تعریف کرده است و یا جایزه بزرگی برده‌اند.این معیار را خارجی می‌گویند.

معیار بعضی دیگر از درون سرچشمه می‌گیرد، آنها خودشان می‌دانند که کارشان خوب بوده است. این افراد اگر کاری انجام دهند وجوایز بزرگی بگیرند ولی خودشان در آن ویژگی خاصی نبینند، با هیچ معیار خارجی قانع نمی‌شوند و یا برعکس. این معیار را معیار درونی می‌گوئیم.

رهبران واقعی دارای چهارچوب مرجع درونی می‌باشند.رهبری که بخواهد قبل از اقدام به عمل مرتباً از اشخاص نظرخواهی کند رهبر نخواهد بود.

نکته حائز اهمیت این است که این چهارچوب‌های ذهنی در اثر مرور زمان تقویت می‌شوند. اگر کاری را بمدت پانزده سال انجام داده باشید در آن زمینه دارای چهارچوب مرجع قوی می‌شوید و بالعکس اگر در کاری تازه‌کار باشید در مورد اینکه چه چیزی در آن زمینه درست یا نادرست است معیار محکمی نخواهید داشت.

با این وجو حتی افراد راست دست در مواردی از دست چپ استفاده می‌کنند. در زمینه چهار‌چوب‌های ذهنی نیز همین‌طور است. انسان انعطاف‌پذیر است و می‌تواند تغییر کند. توجه داشته باشید که اکثر افراد نیز در حالات بینابین قرار دارند. یک رهبر واقعی نیز باید بتواند از اطلاعاتی که از خارج دریافت می‌کند به نحو موثر استفاده نماید والا کار رهبری به خود بزرگ‌بینی می‌انجامد.

 

ان ال پی و چهارچوب‌های ذهنی

 

سومین چهارچوب ذهنی مربوط به حالت خودمحوری یا دیگر محوری است

بعضی‌ها در روابط  خود با افراد درجه یک به این نکته توجه دارند که این رابطه چه منافعی برای شخص آنها در بر دارد. در اینجا نیز افراد غالباً در حالت بینابینی قرار دارند. اگر حالت خودمحوری در کسی شدید باشد کارش به خودشیفتگی و خودپرستی می‌کشد، و اگر حالت دیگر محوری شدید باشد، فدا می‌گردد.

در مشاغل خدماتی، نظیر هواپیمائی به افرادی نیاز است که خودمحور نباشند و نسبت به مراجعین و مشتریان با نرمش و توجه برخورد کنند. اما برای شغل حسابرسی به فردی احتیاج است که تا حدودی خود‌محور بوده تحت تاثیر دیگران واقع نشود.

به رفتار دیگران تا جائی که مقدور است توجه کنیم. به چیزهائی که می‌گویند دقت نمائیم، و مثالهایی که ضمن گفتگو می‌زنند و حرکات و رفتارهایی را که از خود نشان می‌دهند در نظر بگیریم. افراد چهارچوب‌های ذهنی خود را دائما ظاهر می‌سازند.

مطالعه گرایشهای آنها کار چندان دشواری نیست. برای تشخیص حالت خودمحوری یا دیگر محوری، ببینید تا چه حد به دیگران توجه می‌کنند. البته هر کسی ممکن است در مواقعی حالت خود محوری داشته باشد و گاهی هم این کار لازم است. اما حالت کلی شخص و اینکه آن حالت نتایج دلخواه به‌بار اورد دارای اهمیت است.

در قسمت‌های بعدی با سایر چهارچوب‌ها آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

گردآوری:: روناک روشنگر

گروه آموزشی پرورشی تا‌بیکران

 

ان‌ال‌پی و چهار‌چوب‌های ذهنی(قسمت اول)

ان‌ال‌پی و چهار‌چوب‌های ذهنی(قسمت اول)

چگونه می‌توان با زبان خودِ اشخاص با آنها سخن بگوئیم؟

چگونه می‌توان به بهترین شکل با دیگران ارتباط برقرار کرد؟

اگر در جمعی سخن بگوئید، از تفاوت های زیادی که در عکس‌العمل‌های افراد می‌بینید، حیرت می‌کنید.

چرا عکس العمل افراد، در برابر پیام واحد تا این اندازه متفاوت است؟ چرا یک نفر لیوان را نیمه‌پر میبیند و دیگری نیمه خالی؟

برناردشاو چه می‌گوید؟

مطلب برناردشاو درست است. اگر با هر فرد از راهش وارد شوید هر کاری می‌توانید بکنید. برای ایجاد ارتباط و مجاب کردن افراد، کلید‌هایی وجود دارد که باید آنها را دانست.

چهارچوب ذهنی چیست؟

رمز ارتباط و مذاکره  در چهارچوب‌های ذهنی است. چهار‌چوب‌های ذهنی، می‌گویند که فرد اطلاعات را چگونه در ذهن خود تحلیل می‌کند. چهار‌چوب‌های ذهنی الگوهای نیرومند درونی هستند که به تشکیل تصورات درونی کمک کرده و رفتارهای فرد را هدایت می‌کنند. چهار‌چوب‌های ذهنی برنامه‌هایی هستند که در ذهن ما وجود دارند و سبب می‌شوند که به بعضی از مطالب توجه کنیم و به بعضی دیگر توجه نکنیم. چون ذهن نمی‌تواند در آن واحد به مطالب متعدد توجه کند لذا به انتخاب می‌پردازد و بعضی از مطالب را محو و کمرنگ می‌سازد و یا آنها را به صورتی کلی در نظر می‌آورد.

مغز ما اطلاعات را طوری تحلیل می‌کند که به طرز کار کامپیوتر بسیار شبیه است. مغز انبوهی از اطلاعات را دریافت و طوری آنها را سازمان می‌دهد که برای شخص معنی‌دار می‌شود. نقش چهار‌چوب‌های ذهنی در مغز شبیه نرم‌افزار است. بر اساس این چهارچوب‌ها است که بعضی امور را جالب و بعضی دیگر را احمقانه می‌بینیم و یا چیزهایی را مبارک و چیزهایی را شوم در نظر می‌گیریم.انسانها الگوهایی برای رفتار و همچنین الگوهایی برای سازمان دادن به تجربیات حسی که مولد رفتارند دارند.تنها از طریق درک این الگوهاست که می‌توان پیامی را به ذهن کسی منتقل کرد. گرچه شرایط و اوضاع و احوال همیشه متغیر است، اما ساختار ذهنی افراد برای درک امور و تنظیم افکار ثابت می‌باشد.

شناخت چهارچوب‎های ذهنی افراد مختلف

  1.  اولین چهارچوب ذهنی مربوط به حالت دافعه و جاذبه است. همه افراد به لذت‌ها و خوشی‌ها مایل و از دردها و رنجها فراری هستند. حالت جذب و دفع مانند سایر چهارچوب‌ها مطلق نیستند. هر کسی به بعضی چیزها جلب می‌شود و از اموری دوری می‌جوید. در مقابل یک محرک واحد، عکس‌العمل افراد یکسان نیست، اما معمولا در هر کسی یک حالت غالب است و به یک نوع برنامه خاص گرایش دارد.مثلا بعضی پرجنب و جوش، کنجکاو و اهل ریسک هستند. این افراد ممکن است به امور هیجان آور جلب شوند. افراد دیگری ممکن است محتاط، ملاحظه‌کار و علاقمند به حفظ وضع موجود باشند و جهان را محیطی مخاطره‌آمیز بدانند. گرایش این افراد بیشتر به این است که از امور مضر و نامطلوب دوری کنند، تا به امور مهیج جلب گردند. برای اینکه بدانید افراد جزو کدام دسته‌اند از آنها بپرسید که میل دارند روابط آنها، خانه آنها، شغل آنها یا اتومبیل آنها چگونه باشد، ببینید چیزهایی را که می‌خواهند نام می‌برند یا چیزهایی را که نمی‌خواهند.
    برای شناخت سایر چهارچوب‌ها در قسمت‌های بعدی با ما همراه باشید.

« آیا مقاله ان ال پی و استرس مطالعه کردید؟»

گردآوری: روناک روشنگرگروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

حل مسئله به صورت نظام‌مند

حل مسئله به‌صورت نظام‌مند

برخی از ویژگی‌های مرتبط به نبوغ به گونه‌ای است که در میان همه نوابغ در طول تاریخ مشترک است.(مقاله نبوغ و ان ال پی) یکی‌از این ویژگی‌ها، توانائی پرداختن به مسئله به صورت نظام‌مند و منطقی است. هدف از این شیوه بسیار کارامد، تا حد امکان دور نگه داشتن هیجانات از شیوه حل مسئله است. این شیوه سبب می‌شود حل کننده مسئله، نگاهی عینی‌تر به مسئله داشته باشد و گام  به گام به سمت حل آن برود.

شیوه نظام‌مند حل مسئله دارای ۹ گام است.

  1. همیشه راه حلی منطقی وجود دارد

در گام نخست، باید فرض را بر این بگذارید که برای هر مسئله، مانع یا هدف، راه حلی منطقی وجود دارد. دیدگاهی که در ابتدا نسبت به مسئله دارید می‌تواند نقش مهم و تعیین‌کننده‌ای در بروز یا عدم بروز خلاقیتتان داشته باشد.

یکی از ویژگی‌هایی که باید به عنوان فرد خلاق در خود پرورش دهید، این است که در فرایند حل خلاق مسئله تا حد امکان درونتان را آرام کرده و هیجانات را از خود دور کنید.

  1. استفاده از زبان مثبت

به جای اینکه مورد پیش‌آمده را مشکل بنامید، باید از واژه موقعیت جدید استفاده کنید. واژه مشکل با خود حسی منفی را به همراه می‌آورد که موجب افزایش هیجانات در مغز می‌شود که منجر به کاهش خلاقیت خواهد شد. حتی بهتر است از واژه چالش استفاده کرد. در این میان شاید واژه فرصت طلب بهترین انتخاب ممکن است که فرصت‌هایی را که تا آن موقع قادر به مشاهده آن نبودید را ببینید.

  1. تعریف دقیق و شفاف

گام سوم این است که موقعیت را به شکلی دقیق و شفاف تعریف کنید. موقعیت پیش‌آمده  چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟

در بسیاری از اوقات می‌بینیم که وقتی مسئله‌ای به خوبی تعریف می‌شود، امکان حل آن هم خیلی سریع فراهم خواهد شد.

  1. تشخیص موقعیت

در گام چهارم باید به این پرسش پاسخ دهید که دلایل احتمالی این وضعیت چیست؟

در بسیاری از موارد خواهید دید که عامل ایجاد کننده مسئله، رویدادی منحصر به فرد است که تنها یک بار روی داده است و نیازی به تغییر گسترده در فعالیت‌ها و عملیات شرکت و سازمان وجود ندارد.

  1. تعیین راه‌حل‌های ممکن

گام پنجم، پاسخ‌دهی به این پرسش است که راه‌حل‌های ممکن چیست؟ در هنگام بررسی و تحلیل برای یافتن راه‌حل‌های ممکن، باید تلاش خود را بر یافتن تعداد بیشتری راه حل ممکن قرار دهید.

  1. تصمیم‌‍‌‌گیری

تصمیم‌گیری نیز گام ششم در این فرایند است. در بسیاری از موارد اگر بتوانید پنج گام قبلی را به شیوه‌ای منطقی و به دور از هیجانات به انجام رسانید، خواهید دید که راه‌حل نهایی به شکلی کاملا منطقی و البته خودبه‌خودی برایتان آشکار خواهد شد.

  1. تعیین فرد مسئول

گام هفتم این است که مسئولیتی مشخص را به فردی خاص بسپارید. فرد مسئول کاری که باید انجام شود و نیز مهلت انجام آن را تعیین کنید. همچنین معیاری برای تعیین موفقیت اجرای راه‌حل تعیین کنید

  1. تعیین مهلت و آغاز کار

تصمیمی که فاقد مهلت است، ارزش اجرایی ندارد. همه افراد باید بر سر زمان‌بندی اجرای راه‌حل و نیز زمان‌ ارزیابی میزان موفقیت اجرای آن به توافق برسند.

  1. گام آخر بلافاصله دست به کار شدن است.

راه حل را بلافاصله به کار گیرید. اگر این مرحله به انجام نرسد، همه مراحل پیشین تنها در حد یک حرف باقی می‌مانند و ارزشی نخواهند داشت.

«آیا مقاله رشد و توسعه فردی را خوانده‌اید؟»

گردآوری: روناک روشنگر

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منبع:

خلاقیت و حل مسئله؛ برایان تریسی

معرفت‌شناسی اینشتین با ان‌ال‌پی (قسمت سوم)

اینشتین

با توجه به قسمت‌های اول و دوم متوجه شدیم که اینشتین معتقد است، در حالی که محتوای علم و دین متفاوت است، شکل آنها یکسان است.
در تئوری سیستم‌ها، اصلی معروف به قانون ضرورت تنوع وجود دارد که مفهوم‌های عمیقی برای علم و اخلاق دارد. طبق قانون ضرورت تنوع، خردمندی و اخلاق و اکولوژی از یک نقشه‌ی درست و صحیح درباره جهان حاصل نمی‌شوند، برای این که بشر توانایی تولید فقط یک نقشه درست از جهان ندارد، بلکه هدف تولید غنی‌ترین نقشه‌ی ممکن استف به طوری که با نظام طبیعت و اکولوژی وجودی و دنیایی که بشر در آن زندگی می‌کند، سازگار باشد.

اکولوژی

در ان‌ال‌پی اکولوژی مفهومی عمیق‌تر از اخلاقیات دارد. ممکن است چیزیکه برای فردی یا از نقطه‌نظر خاصی اخلاقی محسوب می‌شود برای فردی دیگر یا از دیدگاهی متفاوت، غیراخلاقی و حتی خطرناک باشد. تلاش اکولوژی تولید استراتژی و نقشه‌ای وسیع و غنی است تا بتواند اجزای بیشتر و متغیرهای پویاتری در این نظام ردیابی کند که رفتاری سازگار با این اکولوژی داشته باشند.

بشردوستی اینشتین

عبارت اینشتین در ارتباط با “امنیت و آسایش و رشد آزادانه‌ی استعدادها”، عنصر مهم دیگری از معرفت‌شناسی اینشتین را نشان می‌دهد. او بشر دوست بزرگی شناخته شده بود. همچنین به خاطر دستاوردهایش فردی فروتن و متواضع شناخته شده بود. به رغم شهرت و اعتبارش در جایگاه یک نخبه، هرگز رفتاری خودخواهانه یا برتری جویانه از او گزارش نشد. اینشتین قادر بود خود را جای آدم‌های کنار خود بگذارد و از چشم آن‌ها جایگاه بشریت خود را ببیند.

اصول اساسی در ان ال پی

یکی از اصول اساسی در ان‌ال‌پی این است که هرکس برای خود مدلی منحصر به فرد از جهان دارد و مدل هیچ‌کسی معتبرتر یا بهتر از مدل‌های دیگر نیست. این مدل‌ها نقشه‌ی ذهنی درونی از سرزمین بیرون است.از آن جا که به طور مستقیم با جهان بیرون تعامل وجود ندارد، بلکه با جهانی که ساخته‌ی شناخت و حواس است تعامل انجام می‌شود، واقعیت هرگز مستقیما درک نمی‌شود، بلکه فقط برداشتی از آن درک می‌شود

در نظر اینشتین، تصورات و کنجکاوی و خلاقیت فردی ابزارهای اولیه‌ی تکامل و دستیابی به اهداف است. خلاقیت و تصور به احتمال قوی از ویژگی‌های اصلی نبوغ است. تصورات فرد را به جایی می‌برند که امکان دسترسی حسی به آن وجود ندارد. هدف ان‌ال‌پی تایید نیت مثبت مردم و تلاش برای توسعه و غنی‌سازی نقشه‌ی ذهنی آنها از جهان است. این روش سبب می‌شود، مردم برای رسیدن به نیت مثبت خود گزینه‌های زیادی پیش روی داشته باشند.

ماموریت انسان‌ها

مانند ان‌ال‌پی اینشتین معتقد است که ماموریت ما آزاد کردن خود از زندانی است که محدودیت‌های مدل ذهنی‌مان از جهان ساخته است و این کار با توسعه‌ی مدل مفهومی از جهان انجام می‌شود. اینشتین ادعا می‌کند برای رهایی از زندان جهل خود، باید دایره‌ی محبت را گسترش داد.

برای انجام دادن این کار، به ابزار و فناوری‌های جدیدی نیاز است و فقط به سادگی داشتن نیت مثبت و آرزوی خوب نیست. برای گسترش دادن دایره‌ی محبت، باید دیگاه خود را نسبت به جهان گسترش داد. مدل ذهنی از جهان با مفرضات و پیش‌فرض‌هایی ساخته می‌شود که در ناخودآگاه وجود دارد و مانند واقعیت درک می‌شوند.
در مقالات بعدی با استراتژی اینشتین آشنا خواهید شد. با ما همراه باشید.

گردآوری: روناک روشنگر
گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منبع:
مهارت‌های ذهنی؛ رابرت دیلتز

آیا تفاوت‌ها دو نفر را کامل و مجذوب یکدیگر می‌کند؟

ازدواج موفق

برای فردی اجتماعی، با‌نشاط و برون‌گرا، امری غیر‌عادی نیست که فردی اهل تفکر، خوددار و درون‌گرا را جذب کند. افراد سست شاید به دنبال فردی قوی و آرام باشند تا به آن‌ها احساس امنیت و ثبات بدهد. افراد با‌ثبات و خوددار،دوست دارند شریک زندگی‌شان گرم و دوست‌داشتنی و سرگرم‌کننده باشد تا بتوانند سختی‌های زندگی را با او جبران کنند.

این تفاوت‌ها گاهی باعث تفاوت در نحوه‌ی زندگی فرد می‌شود. همان‌طور که دوست‌ها و عاشق‌ها برای مدت کوتاهی با هم به خوبی به سر می‌برند و در واقع مکمل یکدیگر هستند، تمایل دارند که بی‌کفایتی و نیازهای خودشان را هم از بین ببرند. اما اگر با هم ازدواج کنند، تفاوت‌های آن‌ها با هم برخورد می‌کند و تفاوت‌های اساسی بین آن دو نمایان می‌شود. ظاهر و جذابیت زن آزاردهنده می‌شود و رفتار جدی و قابل پیش‌بینی مرد باعث بیزاری. مرد کناره‌گیری می‌کند و زن احساس می‌کند که پس زده شده است. زن خشمگینانه سعی می‌کند دوباره موقعیت قبلی‌اش را به دست بیاورد، اما مرد بیشتر کناره‌گیری و انتقاد می‌کند. همان‌طور که کشمکش بر سر قدرت بیشتر می‌شود، هر دوی آن‌ها از راه‌هایی استفاده می‌کنند که صمیمیت راستینی که هر کدام آرزویش را داشتند، از بین می‌رود. این اتفاق ناخوشایند براساس تجربه‌های روان‌شناسی و همچنین مشاهدات بالینی من به دست آمده است.

عمر کوتاه جذابیت تضادها

تضادها برای زمان کوتاهی ممکن است دو نفر را جذب و شیفته‌ی یکدیگر کند. روابط طولانی اغلب زمانی شکل می‌گیرد که شباهت برعدم شباهت غلبه کند.
زوج‌های بی‌شماری وجود دارند که خانم وسواسی بوده و باعث شده است که شوهرش به مواد نشئه‌آور رو بیاورد، یا مرد وسواس بوده و باعث مشکلات عصبی در همسرش شده است. ازدواج موفق ناشی از شباهت‌ها است، نه تفاوت‌ها.
زوج فوق‌العاده‌ای را دیدم که هر دوی آن‌ها به شدت وسواسی بودند و شانه به شانه‌ی یکدیگر همه جای خانه را برق می‌انداختند، مثل دستگیره‌ی درها، کف اتاق و دیوارها و تعمیرات جزئی را هم انجام می‌دادند. در حالی که مردم دیگر از گردش، قایق‌رانی، رفتن به ساحل و بازی تنیس لذت می‌بردند، این زوج ترجیح می‌دادند به کارهای خانه برسند. اگر آنها مثل هم نبودند، مشکلات بزرگی برای‌شان به وجود می‌آمد.
وقتی افرادی به دیدگاه‌های متضاد و سلیقه‌های مختلف زمان زیادی را با هم سپری کنند، برخورد بین آن‌ها اجتناب ناپذیر است.

ازدواج شاد

در ازدواجی شاد باید تشابهات اساسی بیشتر از اختلافات باشد. مشکلات عظیمی بر اساس فلسفه‌های متفاوت تربیت کودک به وجود می‌اید و بسیاری از طلاق‌ها به همین دلیل رخ می‌دهد. اگر مردم سلیقه‌های متفاوتی در مورد ساعات فراغت و سرگرمی داشته باشند، مشکلاتی به وجود خواهد آمد. و وقتی تفاوت‌های زیادی در ارزش‌ها وجود داشته باشد بروز دعوا و کشمکش قطعی است.
این باور که تفاوت‌ها باعث زندگی مشترک خوب می‌شود به احتمال زیاد برگرفته از این موضوع است که بعضی از تفاوت‌ها می‌تواند سازنده، محرک، هیجان برانگیز و جذاب باشد. این مساله که تضادها باعث ازدواج موفق میشوند، نادیده گرفتن واقعیت تفاوت‌های جزئی است.
تفاوت‌های جزئی می‌تواند روابط را بهتر کند اما تفاوت‌های اساسی باعث نابودی روابط می‌شود.

(پکیج ازدواج موفق استاد پاکذات)

گردآوری: روناک روشنگر
گروه اموزشی پژوهشی تا بیکران

منبع:
۲۳ باور مخرب در ازدواج؛ آرنولد لازاروس

کتاب صوتی: جرأت درخواست کردن خواسته های بزرگ را از خداوند داشته باشید

تفکر بهتر زندگی بهتر

امروز روز میلاد توست.

خداوند در کتاب مقدس می‌فرمایند‍: تو فرزند من هستی و امروز روز میلاد توست چه چیزی از من می خواهی فقط نام ببر.

توجه کنید که خداوند چقدر بزرگ می‌اندیشد گاهی اوقات ما برای افزایش ۳دلاری حق الزحمه‌مون دعا می‌کنیم ما برای دریافت ترفی شغلی‌مون دعا می‌کنیم ما برای پرداخت قبض و بدهی‌هامون دعا می‌کنیم این چه معنایی میده که امروز روز میلاد توست!

تو در روز تولدت پیش از هر زمان دیگه‌ای به خودت حق میدی که چیزی بیش از میزان معمول رو درخواست کنی معمولا تو نمی‌خوایی که فردی به خاطر تو از کار خودش باز بمونه اما در روز تولدت خودت می‌اندیشی باشه ولی امروز اون خواسته خودم رو درخواست می‌کنم امروز درخواست یک لباس نو یا ست چوب‌های بازی گلف می‌کنم.

 

با گذشت زمان و بالاتر رفتن سن ممکنه که هیجان ما در روز تولدمون کمی تقلیل یابد اما گذشته و زمانی رو که کودک بودی رو به خاطر بیاور تو می‌دونستی که امروز روز ویژه توست تو جرأت خواستن آنچه را که می‌خواستی داشتی.

چند وقت پیش پسر بچه‌ای در راهروی بیرونی کلیسا نزد من آمد او ۵ساله هست و من همیشه او را در کلیسا می‌بینم اون دوان دوان نزد من آمد با هیجان فریاد زد! امروز روز تولد منه، من اون رو محکم در آغوش کشیدم‌ و گفتم تولدت مبارک

هنوز ۵قدم دور نشده بود که دوباره اومد و پای منو گرفت‌ و باز گفت امروز روز تولد منه با خودم گفتم بله می‌دونم همین ۵ ثانیه پیش همین جمله رو به من گفتی دوباره مثل همون بار اول او را در آغوش کشیدم و همون صحبت‌ها رو کردیم و تا خواستم که برم باز همون اتفاق برای چند بار دیگه هم تکرار شد برای هفت‌مین بار او آمد و پای من رو گرفت این بار به جای اینکه به من بگه که روز تولدش او به بالا نگاه کرد و گفت برای هدیه تولدم چه چیزی می‌خواهی به من بدی؟ دلیل اینکه او مرتب برمی‌گشت این بود که خودش رو محق می‌دونست که هدیه‌ای دریافت کنه

او می‌دونست که امروز روز مخصوص اوست.خداوند می‌فرماید: وقتی که تو دعا می‌کنی طوری رفتار کن که امروز روز تولد توست. با پرویی نزد من بیا از من اون چیزی رو که واقعا می‌خواهی رو درخواست کن خجالت نکش پا پس نکش رویاهات رو به من بگو باورهای قلبی‌ت رو به من بگو از همون چیزهای مخفی که خودم در قلبت نهادم درخواست کن.

وقتی که پسرمون جاناتان کوچیک بود او شخصیت‌های کارتونی ابر قهرمانان رو خیلی دوست داشت او هرگز چیز زیادی رو از ما درخواست نمی‌کرد.

اما در روز تولد ۶ سالگیش گفت بابا! من واقعا عروسک اون ابر قهرمان جدید رو که در تلویزیون دیدم رو می‌خوام.

ما با ماشین به نزدیک مغازه اسباب بازی فروش رفتیم اما عروسک اون ابر قهرمان تماما فروخته شده بود. به فروشگاه بعدی رفتیم و اون‌ها اون عروسک رو نداشتند و یکی دیگه و یکی دیگه و یکی دیگه و….

در شرایط معمول در این مرحله من دیگه از ادامه جست‌وجو کردن دست می‌کشیدم.

اما، روز تولد پسرم بود.من نمی‌خواستم که اون رو ناامید کنم بالاخره ما تونستیم مغازه‌ای رو که ۱ساعت با ماشین از ما فاصله داشت رو پیدا کنیم که اون عروسک خاص رو داشت ما برای خریدن عروسک یک شخصیت کارتونی ۱۴ دلاری نصف روز وقت گذاشتیم.

اما من به عنوان پدر اصلا برام مهم نبود که کارو زندگی خودم رو در اون روز خاص کنار بگذارم می‌دونید که به عنوان والدین شما حاضرید هر کاری برای فرزندان‌تون انجام بدید مخصوصا در روز تولدشون.

تصورش رو بکنید که پدر آسمانی شما چقدر از این هم بیشتر مشتاق که خواسته‌های شما را محقق کنه از او تحقق رویاهاتون رو بخواهید از او درخواست کنید که فرزندتون به راه راست برگرده از او شفا یافتن رو درخواست کنید.

نگران نباشید شما خداوند رو به زحمت نخواهید انداخت .

خب چون خداوند کارهای بزرگتری از رسیدگی به خواسته‌های من برای انجام دادن داره.

نه! شما بزرگترین کار خداوند هستید شما با ارزش‌ترین داشته او هستید همان‌طور که من کل شهر رو گشتم که عروسک اون شخصیت کارتونی رو که پسرم آرزوش را داشت در روز تولدش به اون بدم خداوند زمین و زمان را بهم خواهد دوخت تا سرنوشتی را که او برای شما در نظر گرفته به واقعیت برسونه جرأت کنید که بزرگ در خواست کنید.

معرفت شناسی اینشتین در ان‌ال‌پی (قسمت دوم)

معرفت شناسی اینشتین

مشاهده قسمت اول

ان‌ال‌پی از مطالعات گسترده‌ی مردمان موثر در زمینه‌های مختلف سه مشخصه به دست آورده که افراد موفق و خلاق را از دیگران متمایز می‌کند که با تعریف جیمز منطبق است:

  1. هدف ثابتی دارند که فعالیت آنها را هدایت می‌کند.
  2. بازخورد حسی نزدیکی دارند که با توجه به فعالیت انجام شده، پیشرفت حاصل برای رسیدن به هدف را اندازه‌گیری می‌کنند.
  3. در رفتار خود انعطاف دارند، به طوری که میتوانند فعالیتشان را به راحتی و با بیبشترین تاثیر، برای رسیدنه هدف خود تغییر دهند.

همان طور که «ویلیام جیمز» می‌گوید: در تمام عصرها، فردی که اراده‌ی او از اهداف دور دستش نشات گرفته، دارای عمیق‌ترین بینش است.

مطابق مدل تات، ارزش‌ها و باورها فرایندهای تست برنامه‌ی زندگی هستند، دانش و فعالیت‌های فنی، عملیات‌هایی هستند که برای رسیدن به اهداف سطوح بالاتر به کار می‌رود.

اینشتین می‌گوید که فعالیت دین (باورها و ارزش‌ها) و علم (دانش و توانمندی‌های تکنیکی) در دو سطح کاملا متفاوتی قرار دارند و بنابراین نمی‌توانند با یکدیگر تداخلی داشته باشند، مگر این که به اشتباه یا به دلیل آشفتگی این دو سطح با یکدیگر ادغام شود. اگر کسی بتواند این دو سطح مختلف را درک کند، به هر حال این دو فرایند برخلاف آن که با هم تداخل داشته باشند، تقویت کننده‌ی همدیگر هستند.

طبق گفته‌های اینشتین، این حس روحانی از رسالت و هدف است (و به مکانیزم چیستی ارتباطی ندارد) که منبع انرژی و انگیزه برای توسعه‌ی ابزارها باید در اختیار اهداف عمیق و رسالت دین قرار گیرد که این تمدن از آن‌ها سرچشمه گرفته است.

اینشتین ارتباط بین علم و دین را با این عبارت با ظرافت جمع بسته است:

«علم بدون دین کور است، دین بدون علم لنگ»

اینشتین معتقد است، در حالی که محتوای علم و دین متفاوت است، شکل آنها یکسان است. واقعیت‌ها و علوم تجربی با مکانیک رفتار و محیط انسان ارتباط دارند.

قضایا و دستورهای اخلاقی با باورها و ارزش‌ها و شخصیت انسان ارتباط دارند. اگر چه این دو دغدغه در سطوح مختلفی قرار دارند، فرایند‌های ذهنی که توانمندی فرد در استفاده از این قابلیت‌ها را تعیین می‌کنند، در همان سطح مربوط قرار می‌گیرند.

روشی که فرد روابط اخلاقی را درک کرده و به کار می‌گیرد، شبیه روشی است که فرد دیگری روابط علمی را درک کرده و به کار می‌گیرد. هدف از شروع علم و اخلاق دسترسی به نظامی هماهنگ بین رفتار و تجربه‌های حسی است و چنین نظامی آخرین آزمایش موفقیت آن‌ها خواهدبود.

دغدغه‌ی اساسی علم و اخلاق، این است که چگونه می‌توان فرایند‌هایی مانند تغییر، تنوع‌طلبی، گوناگونی و نامعلومی را با ارزش‌هایی مانند ثبات و همگرایی در رفتار متعادل ساخت. پاسخ این سوال را جایگاه انعطاف‌پذیری تعیین می‌کند. مثلا اگر کسی در زمینه‌ی سخنرانی یا انگیزه‌دادن به مردم یا رهبری، شایسته شناخته شده است، لذا این زمینه‌ها ثابت‌های اوست. جایی که به انعطاف‌پذیری نیاز دارند، سازگاری با انگیزه‌های مختلف مردم در محیط‌های مختلف است.

در ادامه مقاله در قسمت سوم با ما همراه باشید.

گردآوری: روناک روشنگر

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منبع: مهارت‌های ذهنی۲؛ رابرت دیلتز