با قدرت اراده هیچ‌چیز غیر ممکن نیست

لورتا کلیبورن

لورتا کلیبورن فرد باانگیزه برای افرادی که احساس می‌کنند مشکلات مانع پیشرفت و موفقیت آنها شده است. در این مقاله دارن هاردی داستان زن با اراده «لورتا کلیبورن» را می‌گوید.

دارن هاردی از لورتا کلیبورن می‌گوید

صبح‌تان بخیر

آیا در روز پیش‌رو با مشکلات احتمالی سختی مواجه هستید؟ یا این هفته، یا این سه ماه، یا امسال یا در زندگی‌تان.

اگر این‌طور است، پس داستان این انسان جالب توجه باید تکانی را که ممکن است لازم دارید به شما بدهد.

«لورتا کلیبورن» در ۱۴ آگوست سال ۱۹۵۳ به‌دنیا آمد فرزند وسط در بین ۷ فرزند در خانواده‌ای تک والد فقیر بود.

اندکی کور به‌دنیا آمد. از نظر هوشی چالش‌هایی داشت. قادر نبود که تا سن ۴ سالگی راه برود یا صحبت کند تا ۱۳ سالگی پوشک می‌پوشید.

لورتا کلیبورن

لورتا کلیبورن به مدرسه می‌رود

وقتی «لورتا» ۶ساله بود مددکار اجتماعی پیشنهاد داد که در مؤسسه‌ای قرار گیرد. «لورتا» به‌یاد می‌آورد گفت: نمی‌دانستم که مؤسسه چیست… من فکر می‌کردم که به مدرسه‌ای خصوصی می‌روم هیجان زده بودم.

خانم «دوروتی» همسایه‌ی بغلمی‌مان برایم صندوقی پر از لباس‌های سفید به‌عنوان هدیه‌ي رفتن آورد.

من چیزی نمی‌دانستم اما چیزهایی به من می‌دادند که برادر و خواهرم نداشتند.

من به مدرسه‌ای خیالی می‌‌رفتم. پیژامه‌ها و چیزهای جدیدی داشتم. در زادگاه خود اذیت و مسخره می‌شدم. «لورتا» برای خارج شدن از آنجا هرکاری انجام می‌داد.

تصمیم مادر لورتا برخلاف عقیده‌ی مددکار

اما به مجرد رسیدن به مؤسسه و آماده شدن برای تحویل دادن «لورتا» مادرش «ریتا» برخلاف عقیده‌ی مددکار اجتماعی عمل کرد. به‌جای آن، او را در خانه کنار خودش نگه داشت.

زمانی‌که «لورتا» به کلاس دهم رسید سیستم مدرسه داشت جایگزینی برای آموزش در کلاس‌های درسی آزمایش می‌کرد. برنامه را «مدرسه به کار» می‌نامیدند. مدرسه قصدش این بود که از مدرسه بچه‌ها را با اتوبوس به کارگاهی ببرد تا کارهای عجیب انجام دهند.

دویدن زندگی لورتا را تغییر داد

«لورتا» از با اتوبوس رفتن متنفر بود پس به‌جای آن برای به سرکار رفتن می‌دوید.

دویدن هم‌چنین برای او راهی برای فراموشی مشکلات بود راهی برای دور شدن از همه‌چیز و تمام مشکل‌هایی که داشت.

این اشتیاق برای دویدن برای «لورتا» چیزی شد که زندگی‌اش را تغییر داد.

مادرش شروع به هر روز وادار کردن او برای دویدن کرد، به راهروی کلیسا می‌رفت و با گروه تمرین می‌کرد.

به مادرش التماس می‌کرد که اجازه دهد که دست بردارد اما او هدف این تمرین را نمی‌فهمید.

اصلاً نمی‌دانست که تمرین‌هایی که وادار به انجام دادن آن‌ها می‌شد تمرین‌های المپیک معلولان بودند.

پیشنهاد ویژه تیم ما خواندن مقاله درسی که دارن هاردی از پدرش آموخت 

زن قدرتمند به المپیک می‌رود

در بهار ۱۹۷۱ از او دعوت شد که به مدرسه‌ی متوسط‌ی مرکزی برای اولین بازی‌های المپیک معلولین عمرش برود.

برای اولین‌بار در زندگی‌اش مردم تشویقش می‌کردند.

به او خوش می‌گذشت. یک‌بار هم که شده در مرکز توجه بود.

چیزی که برادر و خواهرهایش و مردم در تلویزیون معمولاُ به‌دست می‌آوردند دیگران به‌دست می‌آوردند.

آن‌روز چیزی در قلب «لورتا» تغییر کرد. «لورتا» گفت: بالاخره به چیزی تعلق داشتم هیچ جایی در زمین هرگز مرا دوست نداشت. اما دیگر این‌طور نبود. من به المپیک معلولان تعلق داشتم.

در ۲۱ سال بعد «لورتا» از دویدن دست برنداشت صدها بار مسابقه داد، مدال‌های زیادی کسب کرد. «لورتا کلیبورن» در ماراتون ۲۷ روزه دوید در ماراتن «بوستون» دوبار دوید.

در اولین بار بین ۱۰۰زن برتر در ماراتن بود.

لورتا کلیبورن

اولین ورزشکار منتخب هیئت مدیره‌ی بین المللی المپیک معلولان

بعد از این‌که از او خواسته شد که در المپیک معلولان سخنرانی کند اولین ورزشکاری شد که برای هیئت مدیره‌ی بین المللی المپیک معلولان انتخاب شد. در تمام دنیا سخنرانی می‌کرد.

درس‌هایی را یاد می‌داد که در نتیجه‌ی مشکل دورانی کودکی و ناتوانی در زندگی‌اش یاد گرفت.

دویدن تنها بخش زندگی‌اش نیست او هم‌چنین کمربند مشکی درجه ۴ در کاراته دارد.

به ۴ زبان مختلف می‌تواند صحبت کند دو دکتری افتخاری هم دارد.

در سال ۲۰۱۲ از او دعوت شد که در رابطه با موضوع بی‌باکی و ناتوانی ذهنی در کنفرانس “TED” سخنرانی کند. هالیوود فیلمی از زندگی او به‌نام«داستان لورتا کلیبورن»ساخت در شبکه‌های تلویزیونی سراسر دنیا پخش شد.

هنوز برای خواندن و کارهای زیادی که به‌گونه‌ای نیاز به خوب بودن در مدرسه دارد چالش‌هایی دارد. اما در خوب کارکردن در زندگی مشکلی ندارد. «لورتا» به خاطر چیزهایی که مردم در جوانی به او گفتند به خودش شک کرد اما اکنون به افرادی مثل خودش توصیه می‌کند که فرصت را پیدا کنند و آن را بقاپند.

 

بهترین چیزی باشید که می‌توانید

بهترین چیزی باشید که می‌توانید هرگز اجازه ندهید که شخص دیگری به شما شک کند. حرفی درست‌تر از این زده نشده است.

«لورتا کلیبورن» سرمشقی برای همه‌ی ماست ایستاد و باغیرممکن مواجه شد.

اما با قدرت اراده احتمالات را شکست داد حتی وقتی که احتمالات و مردم علیه او بودند.

ممکن است همه‌ی ما با احتمالات سختی مثل «لورتا» مواجه نباشیم اما باز هم کمتر از آن را داریم. بااراده هیچ‌چیز غیرممکن نیست.

بنابراین امروز صبح آستین‌های‌تان را بالا بزنید با اطمینان باشید.

از اراده‌تان استفاده کنید بر هر مانع پیش روی‌تان که غیرممکن به‌نظر می‌رسند غلبه کنید.

هی اگر دوست، خانواده یا هم‌تیمی دارید که نیاز به یادآوری پتانسیل بزرگترش دارد این کلیپ را برای‌شان بفرستید.

چه شخص دیگری از نظر تاریخی یا کسی که شما شخصاً می‌شناسید وجود دارد که احتمالات را با اراده محض شکست داده است؟

آن را با ما به اشتراک بگذارید.

 

آهنگ‌های مثبت‌سری۴۴

آهنگ‌های مثبت سری۴۴

آهنگ‌های مثبت از خواننده ‌های خوب کشورمون هر هفته پنجشنبه‌ها در سایت قرار می‌گیرد تا مردم خوب و عزیز کشورمون از آنها استفاده کنن و پایان هفته خوبی را سپری کنند.

این رسالتی‌ست بر عهده سایت ما تا دلیل کوچکی برای شادی قلب بزرگ و مهربون مردم عزیز ایران باشیم.

در سری قبل آهنگ‌های مثبت‌سری۴۳ آهنگ‌هایی از خواننده‌های خوب  جهان Shahead Mostafar ، Stefano Guzzetti ، Arwen’s vigil قرار گرفت که امیدواریم دوست داشته باشید.

حالا برای پایان هفته خوب شما، آهنگ‌های مثبت سری ۴۴  را در زیر قرار می‌دهیم از خواننده‌ها و آهنگ‌های زیر با این تفاوت که این هفته آهنگ‌های جان جانانه براتون درنظر گرفتیم:

  1.  امین آوین – جانه جان
  2. هورا بند- جانه دل
  3. کیوان جم- عشق
  4. امید عامری- مهربونم
  5. امید صادقی- جانان

دانلود آهنگ‌های‌مثبت جان‌جانان آخر هفته:

 امین آوین – جانه جان

هورا بند- جانه دل

کیوان جم- عشق

امید عامری- مهربونم

امید صادقی- جانان

هفته آینده سورپرایزهای ویژه‌ای براتون داریم. ممنونم از همراهی و وفاداریتون.

شاد و پیروز باشید.

هرگز اجاره ندهید که کسی رویاهایتان را از شما بدزدد

رویا

رویا داشتن کار انسان‌های بزرگ است.

هیچ مقدار اختراع ماهرانه ای نمی تواند جای عنصر ضروری رویا را بگیرد.

«ادوارد هاپر»

نمی‌دانم که چه رویایی دارید.

اهمیتی نمی‌دهم که چقدر ناامید کننده بوده هنگامیکه شما در جهت رسیدن به رویایتان تلاش می‌کردید.

 

رویای ذهن ، امکان‌پذیر است

رویایی که در ذهن خود دارید، امکان پذیر است.

بعضی از شما از قبل می‌دانید که کار مشکلی‌ست.آسان نیست…

تغییر دادن زندگی، کارآسانی نیست. در روند برآوردن رویاهایتان متحمل ناامید‌ی‌های بسیاری خواهید شد. شکست‌های بسیاری، دردهای فراوانی، لحظه‌هایی خواهد آمد که به خود شک خواهید کرد؛ خدایا چرا، چرا برای من این اتفاق می‌افتد؟ من فقط در تلاش هستم که از فرزندان و مادرم مراقبت کنم. من سعی در دزدی از کسی را ندارم. چرا باید این اتفاق برای من بیفتد؟ روی صحبتم با آن افرادی است که لحظات سختی را تجربه می‌کنند. دست از رویاهایتان نکشید.

 

لحظات سخت آمده‌اند که بگذرند

لحظات سختی می‌آیند اما نیامده اند که بمانند! آنها آمده اند تا بگذرند.

بزرگی و عظمت، تصویر شگفت‌انگیز مبهم و دور از دسترسی نیست که تنها افراد خاصی در میان ما از آن بهره‌مند باشند بلکه چیزی‌ست که حقیقتا در درون همه ما وجود دارد.

بسیار مهم است که باور داشته باشید که شما منحصر به فرد هستید.

اغلب مردم خانواده‌ای تشکیل می‌دهند، درآمدی دارند و میمیرند. آنها از رشد کردن دست می‌کشند، از خودسازی دست می‌کشند، از ادامه دادن دست می‌کشند، از تلاش برای حرکت به جلو دست می‌کشند. افراد بسیاری هستند که علاقه به شکایت کردن دارند اما نمی‌خواهند هیچ‌کاری برای موقعیت خود انجام دهند.

 

بیشتر مردم به رویاهایشان نمی‌پردازند.

چرا مردم به رویا هایشان نمی‌رسند؟؟

دلیل اول نپرداختن به رویا

دلیل اول به خاطر ترس است. ترس از شکست! اگر کارها آنگونه نشود، چه؟

 

آیا مقالات قبلی ما رو در زمینه رویا خوانده اید؟

پیشنهاد ویژه ما برای ساختن رویا ، از نوع خوبش اینکه که حتما مقالات اریک توماس را در همین سایت مطالعه کنید.

 

تلاش کنید کسی که می‌خواهید باشید

دلیل دوم نپرداختن به رویا

و ترس از موفقیت عامل دیگر است. چه می‌شود اگر آنها انجامش دهند و من نه؟

آنها ریسک‌پذیر نیستند.

زمان زیادی را با مردم صرف می‌کنید. زمان زیادی صرف می‌کنید تا اینکه مردم از شما خوششان بیاید. شما دیگران را بیشتر از خودتان می‌شناسید.

برروی آنها مطالعه می‌کنید. چیزهای زیادی در مورد آنها می‌دانید. می‌خواهید مانند آنها وقت بگذرانید. می‌خواهید دقیقا مانند آنها شوید.

 اصلا می‌دانید؟ شما زمان زیادی را روی آن‌ها سرمایه‌گذاری کردید در حالیکه نمی‌دانید خودتان که هستید.

رویا

چالش بزرگ زمان برای خود

من شما را به چالش می‌کشم تا زمانی را صرف خودتان نمایید.

اگر می‌خواهید رویایتان محقق شود ضروری است که افراد بازنده را از زندگیتان حذف نمایید. اما افرادی که به سمت رویاهایشان در حرکت هستند، زندگی معنی و مفهوم خاصی برایشان دارد.

هنگامیکه شما تبدیل به فرد رویاپردازی می‌شوید کاری‌که انجام می‌دهید این است که شروع به جدا کردن خود از دیگران می‌کنید. شما شروع کرده‌اید تا ویژگی خاصی را داشته باشید. تا زمانی‌که شما پیرو دیگران هستید تا زمانی‌که  یک «مقلد» باشید، شما هرگز بهترین«مقلد» در دنیا نخواهید بود؛ اما بهترینی خواهید بود که می‌توانید باشید.

من شما را به چالش می‌کشم تا ارزش خود را دریابید.

همه این موضوع را نخواهند دید. همه به شما ملحق نخواهند شد. همه نگرش شما را نخواهند داشت.

ضروری است بدانید که شما فرد خاصی هستید.

ضروری است که خود را با مر دم هماهنگ کنید و آنها را به کار خود جذب کنید.

افرادی که تشنه موفقیت هستند. افرادی که توقف ناپذیر و جسور هستند.

افرادی که زندگی را همان‌طور که هست نمی‌پذیرند و افرادی که بیشتر می‌خواهند.

افرادی که با رویاهایشان زندگی می‌کنند، برنده هستند. آنها با رویاهایشان پیوند خورده‌اند.

افرادی که با رویاهایشان زندگی می‌کنند، افرادی هستند که می‌دانند اگر قرار است که اتفاقی بیفتد، به آنها بستگی دارد.

 

سرمایه گذاری روی خود

اگر می‌خواهید که موفق‌تر باشید، اگر می‌خواهید که کاری انجام دهید که قبلاً هرگز انجامش نداده‌اید؛ دومین چیزی‌که از شما می‌خواهم این است که روی خود سرمایه‌گذاری کنید.

عقیده دیگران درباره شما نباید تبدیل به واقعیت زندگی شما شود. شما نباید زندگی‌تان را به شکل یک قربانی بگذرانید.

حتی اگر با ناامیدی مواجه می‌شوید شما باید در درون خود به این موضوع ایمان داشته باشید که می‌توانم از عهده‌اش برآیم! حتی اگر دیگران این توانایی را در من نبینند من باید به خود ایمان داشته باشم!

این چیزی است که به آن ایمان دارم و حاضرم که برای آن بمیرم. ختم کلام!!

مهم نیست که تا چه اندازه بد است و یا چقدر بد می‌شود. من قصد دارم که انجامش دهم. می‌خواهم که عقیده‌ای را اراپه دهم و می‌خواهم ممکن شدنی‌ها را نمایش دهم.

شما می‌خواهید که به مرحله بعد بروید. می‌خواهم نماینده مجلس شوم. می‌خواهم مهندس شوم. می‌خواهم دکتر بشوم. به من گوش کنید. شما به این سطح نمی‌تونید برسید!!! شما نمی‌توانید به آن سطح اقتصادی که می‌خواهید برسید تا زمانی‌که شروع به سرمایه‌گذاری روی خود و افکارتان نکنید.

چالش به کتابخانه بروید

شما «کتاب» نمی‌خواید! من همه شما را به چالش می‌کشم که به کتابخانه بروید. می‌خواهم شهامت سرمایه‌گذاری بالایی داشته باشید. شجاعت تنها بودن را داشته باشید. شهامت صرف ساعت‌هایی برای شناختن خود را داشته باشید. هنگامیکه تبدیل به کسی می‌شوید که هستید، هنگامیکه تبدیل به فردی می‌شوید که خلق شدید که باشید شما به دنیا آمده‌اید که کسی باشید که خود آن را طراحی می‌کنید.

هنگامی‌که تنها می‌شوید کاری‌که انجام می‌دهید این است که شروع به جدا کردن خود از دیگران می‌کنید. من شما را به چالش می‌کشم تا خود را به مکانی برسانید که مردم شما را آزار ندهند. چرا؟ زیرا به شما مربوط نیست که چه چیزی آنها را خوشحال می‌کند، زیرا شما در تلاش هستید که شکوفا شوید. در تلاش هستید که به سطح بالاتری برسید. می‌خواهم که شما برروی ذهن و فکر خود کار کنید.

اگر هنوز درباره رویای خود حرف می‌زنید، اگر هنوز درباره اهداف خود صحبت می‌کنید و تاکنون هیچ‌کاری انجام نداده‌اید فقط اولین قدم را بردارید.

می‌توانید باعث افتخار والدین‌تان شوید، باعث افتخار مدرسه‌تان شوید. می‌توانی زندگی میلیون‌ها انسان را تحت تاثر قرار دهید و دیگر دنیا همانند قبل نخواهد بود، زیرا شما پا در این مسیر نهادید.

هرگز اجاره ندهید که کسی رویاهایتان را از شما بدزدد

آیا با «نه» و عدم پذیرش از سوی دیگران مواجه شده‌ایم و قرار ملاقاتی داشته‌ایم که هیچکس در آن حاضر نشد یا افرادی به شما می‌گویند: «روی من حساب کن» و هیچوقت انجامش نمی‌دهند.

چه می‌شود اگر ما دارای نگرشی باشیم که باعث آرامش ما می‌شود. هیچکسی به شما اعتقادی ندارد. شما دوباره و دوباره و دوباره شکست می‌خوردیپ، روشنایی از میان می‌رود اما شما هنوز به دنبال رویای خود هستید و هرروز آن را مرور می‌کنید. به خودتان بگویید که این پایان کار نیست! تا زمانیکه پیروز شوم!

شما می‌توانید رویا‌هایتان را زندگی کنید.

 

هرروزتان را  با مطالب مفید موفقیت در اینستاگرام آغاز کنید : Farshid.pakzat@

 

تلاش کنید کسی که می‌خواهید باشید

مهم‌ترین نکته اینجاست که می‌خوام یادداشتش کنید.

خوب گوش کنید. این مهمترین نکته‌ست.

اینکه بتونی در هر لحظه اون چیزی‌که هستی رو به خاطر چیزی که می‌خوای بشی فدا کنی.

«نکته اول ساختن رویا را از اینجا دانلود کنید»

نکته دوم ساختن رویا از زبان اریک توماس

این نکته‌ی دومه. خوب مطلب رو بگیرید.

اینکه بتونی، خوب گوش کن. توی هر لحظه‌ای….

بعضی از شما می‌تونید وقتی که دوشنبه شب  فوتبال نداره بی‌خیالش بشید. این راحته. ولی همین‌که فوتبال شروع می‌شه به دلایلی کاملاً جذب تلویزیون می‌شید.

برای بعضی از شما وقتی برنامه‌ی موردعلاقه‌تون شروع میشه می‌تونید وقتی تلویزیون نشونش نمیده بی‌خیالش بشید. ولی همین‌که برنامه‌تون شروع بشه، بوممممم…. میرید میشینید سرش.

از موبایلتون دست بکشید تا موفق بشید

بعضی‌هاتون اصلا تمرکز کردید که موبایل‌تون زنگ بخوره. اینطوری رفتار می‌کنید:«من باید جوابش بدم اگه جوابش ندم میمیرم.»

دارم بهتون می‌گم که بعضی از شماها فقط اگه از موبایلش دست بکشه موفق میشه. .ولی موبایل‌تون از موفقیت براتون مهمتره.

میخوام دوباره بگم. میخوام بعضی‌ها رو اذیت کنم. بعضی از شما باید موبایل‌تون رو بی‌خیال شید.چون اون زمانی که صرف موبایل‌تون می‌کنید میتونه روی موفقیت‌تون صرف بشه.

زمانی‌که می‌تونید استفاده کنید تا موفق بشید رو دارید روی موبایل‌تون استفاده کنید. و تنلفن‌تون هیچ چیزی به غیر از یه قبض براتون نداره.

بعضی‌ها بهتون گفتن که بدون موبایل نمی‌تونید زندگی کنید. دیگه نمیخوام سرت داد بزنم. باید یه چیزایی رو بی‌خیال شی. اصلا ببین چی میگم:

«باید بتونیم هر لحظه چیزی که هستیم رو فدای چیزی که قراره بشیم بکنیم.»

چالش موفقیت

من ریاضیم خوب نیست! آره درست میگی. چون هیچوقت نخوندیش.

من نوشتنم خوب نیست. چون هرگز تا حالا ننوشتی.

ولی شما رو به چالش می‌کشم که یه سال پشت سرهم درس انشا رو تا آخر برید…تا ببینم میتونید موفق بشید یا نه.

مرد میخوام که یه کلاس رو پشت سرهم بگیره.

مرد می‌خوام که حذف کردن کلاسها رو بذاره کنار. مثل آدم‌های لوسهمیشه می‌خواید تسلیم شید.

میخوام حذف کنم…. برای چی می‌خوای حذف کنی؟

از برده‌ها ممنونم که هرگز حذف نکردند و هرگز تسلیم نشدند.

مثلا بگن: میخوام دیگه تمومش کنم. من یه برده‌م و همیشه هم خواهم بود. پس تسلیم میشم.

خوب گوش کن: «برده‌ها گفتند ما زندگی می‌کنیم چون یه روزی ما میشیم ما».

ما همیشه قرار نیست برده باشیم. پس امروز ما اگرچه برده هستیم مثل آزاده‌ها کار نمی‌کنیم. ولی یه روزی بچه‌های ما آزاد خواهند بود.

اگر برده‌ها می‌گفتند که تسلیم میشیم، توی همون جابه‌جایی از آفریقا به آمریکا تو دریا مرده بودند. ولی بعضی از برده‌ها گفتند برامون مهم نیست. چه اتفاقی میفته و چه کارایی باید بکنیم.

چهارصدسال بردگی کشیدند و تونستند نجات پیدا کنند. بعد شما نمی‌تونید از ۱۸ سالگی به ۲۵ سالگی برسید. تحمل یه کلاس انشا رو ندارید.

همین‌جوری معلمهای خصوصی و کتاب و جزوه پشت سرهم می‌گیرید.

مردم ما هرگز تسلیم نمی‌شدند

مشکل اینجاست که شما هرگز درد نکشیدید شما نازک‌نارنجی هستید. اصلا کل نسلتون اینجوریه. توی هرچیزی تسلیم می‌شید. مردم ما هرگز تسلیم نمی‌شدند.

هریت تابمن(مبارز برده داری) نه تنها کار خودش رو انجام داد، بلکه برگشت و چند تا برده دیگه هم آورد.

گفت: میدونی چیه؟ من ماموریتم رو انجام دادم ولی پیاده میرم…

گوش کن، نه با اتوبوس ، گفت پیاده میرم تا جنوب چند نفر دیگه هم بیارم. بعد توی ۱۸ و ۲۵ سالگی تسلیم می‌شید.

نگاه کن! تو میتونی تسلیم شی بعد از اینکه گوش کن یه کیسه خواب میاری و منتظرشون میمونی…

منتظر اولین مربی میمونی تا بیاد تو. بعد از کیسه میای بیرون بهش میگی من کمک لازم دارم. بعد از این‌که این‌کار رو کردی میتونی تسلیم شی.

میتونی وقتی‌که به مهمونی ما اومدی تسلیم شی.

یه مهمونی گرفتم. همه بیام. غذا و همه چیز هم گرفتم.

وقتی اومدن اونجا بذار غذاشون تموم شه.

بعد بهشون بگو: خیلی خوب من گولتون زده میخوام یه مهمونی نوشتن بذارم.

نه جدی می‌گم. شما تسلیم میشید. قبل از اینکه حتی یه ذره تلاش کنید.

رویا

آخرین نکته ساختن رویا از زبان اریک توماس

گوش کن. درد موقتیه.ممکنه برای یه دقیقه، یه روز، یا یه سال طول بکشه اما آخرش تموم میشه. و یه چیز دیگه جاش رو می‌گیره.

اگه تسلیم بشم، تا آخر عمر درد باهام میمونه.

خوب گوش کنید. اینو می‌گم و میرم. من دوسال و نیم بی‌خانمان بودم. مشکل بیشتر شما اینه‌که درد نکشیدید. شماها لوس شدید.

شماها لوس هستید. بعضی‌هاتون لوس هستید. دیگه آخرشو بهتون بگم…

مادرم گفت: باید بری و بزرگ شی

پدر و مادرتون هرکاری رو براتون انجام دادن. هیچ‌کاری برای خودتون نکردید. شما لوس هستید. می‌خوام امشب واقعیت رو بگم. بعضی‌هاتون بچه های لوس و مسخره‌ای هستید.

هروقت تو دردسر افتادید یه نفر از خونواده‌ نجاتتون داده. هروقت کاری کردید که نباید می‌کردید، مردم بهم میگن: اریک مادرت خیلی بی‌رحم بوده.

آره درست میگی. آره مادرم منو انداخت بیرون، آره بی‌رحم بود.

ولی یه مرد از من ساخت. چون من رو انداخت بیرون و گفت: باید بری و بزرگ شی.

بعضی از شما هرگز یاد نگرفتید که بزرگ شید. برای همین توی هر سختی که قرار می‌گیرید تسلیم میشید و زنگ می‌زنید به مامانتون. شما رو به چالش می‌کشم یه خرده درد بکشید.

شما رو به چالش می‌کشم که خونه نرید.

یه نفر می‌گفت: من باید برم خونه، احساس بدی دارم.

رویا

مرد باش و انجامش بده

قرار نیست بمیری، آخر درد ، موفقیت میاد. قرار نیست بمیری، چون داری یه خرده درد می‌کشی.

اونجوری که خونه غذا می‌خورم، غذا نمی‌خورم. اینجاست که داری وارد مرحله بعد می‌شی. چون اگه همونجوری که خونه غذا می‌خوری، غذا بخوری… همین جوری دخنر و پسر باقی میمونی. الان وقتش شده که دیگه به مرد و زن تبدیل شید. پس نگران یه خرده درد نباش.

بزرگ‌ترین دارایی من بی‌خانمان بودنمه. درنتیجه می‌تونم کلی درد رو تحمل کنم. تنها زندگی ‌می‌کردم. خیلی از دردها هست که می‌تونم تحملشون کنم. خب، برم دیگه!

 

ببخشید من تا آخر امسال در دسترس نیستم

ما الان به یه جایی رسیدیم که میان‌ترم رو در پیش داریم.

داریم میریم جلو، روزهای شما، پول گرفتناتون.

نمی‌خوام بگم می‌خوایم تسلیم شیم.

ولی می‌گم که روزهاتون باید از بیرون به درونتون وارد شه.

باید هرچیزی که دارید رو روش بذارید.

تلویزیون و مهمونی و بازی رو تمومش کنید.

اگر نمره‌ی خوبی نگرفتید، کاری که باید بکنید اینکه درس بخونید.

موبایل رو بذار کنار.«ببخشید من تا آخر امسال در دسترس نیستم»

جدی میگم. «شماره درست رو گرفتی، ولی توی وقت اشتباهی به من زنگ زدی. سال دیگه بهم زنگ بزن.قراره سرم شلوغ بشه.» می‌خوایم که یه شمارش معکوس برای خودتون بذارید. و وقتی شمارش تموم شد به خودتون بگید: «این من واقعی‌ام.»

وقتی بی‌خانمان بودم می‌دونستم یه چیزی اشتباهه.

میدونستم بهترین خودم نبودم و یه روز به‌خودم گفتم:

«اریک توماس واقعی میشه لطفا از سرجات بلند شی؟»

اریک توماس واقعی بلند شو و یه‌کاری بکن.

درس نخوندن رو بذار کنار. از تسلیم شدن دست بردار. خوابیدن توی خیابونا رو بذار کنار. از بالا و پایین کردن کوچه‌ها دست بردار. و برو و مدرکت رو بگیر. از این‌که امتحان بدی دیگه نترس. نترس چون پدر و مادرت دانشگاه نرفتن تو هم نری.

از ترسیدن دست بردار و بهترین اریک توماسی باش که می‌تونی.

ولی گوش کنید به‌من: خیلی سخته…

۱۲ سال برام طول کشید که یه مدرک ۴ ساله رو بگیرم. ولی گرفتمش و میدونی چیه؟ روی مدرک تاریخ نداره!

وس اگه برای شما ۴ سال طول کشید و برای من ۱۲ سال هیچ جایی نشون داده نمی‌شه. ولی دقیقا همون‌جایی هستم که می‌خواستم باشم. چون من فهمیدم که باید با تمام وجودم برای امروز تلاش کنم.

نفس کشیدن و خواب و خوراکم باشه. و تا وقتی به اونجا نرسید، توی زندگی موفق نمی‌شید. ولی همین که به اونجا رسیدید بهتون قول می‌دم که دنیا برای شماست. پس سخت کار کنید و مطمئن باشید که هرچیزی که می‌خواید رو می‌تونید به‌‌دست بیارید.

 

Eric Thomas: instagram

ان‌ال‌پی و چهارچوب‌های ذهنی (قسمت سوم)

چارچوب ذهنی

چهارچوب ذهنی مبحث جدید درباره افراد جوربین و ناجوربین تمرکز کرده است که شما نیز با این جور افراد آشنا شوید. در مقاله‌های قبل (قسمت اول و قسمت دوم) در مورد ۳ چهارچوب مهم حالات جاذبه و دافعه، داخلی یا خارج بودن معیارها و حالت خودمحوری و دیگر محوری صحبت کردیم، در ادامه با سایر چهارچوب‌ها آشنا می‌شویم.

چهارچوب ذهنی جوربین و ناجوربین

چهارمین چهارچوب ذهنی مربوط به حالت جوربین و ناجوربین است.

این چهارچوب مربوط به نحوه درک و یادگیری اطلاعات است. بعضی‌ها در جهان پیرامون خود بیشتر به شباهت‌ها ( افراد جوربین ) توجه می‌کنند. به امور مختلف نظر می‌کنند و آنچه در آنها مشترک است می‌بینند. این افراد را جوربین می‌گوئیم.

دسته دیگر، افراد ناجوربین یا تفاوت بین هستند. این افراد، اشیاء جهان پیرامون خود را می‌بینند و به تفاوت‌های آنها توجه می‌کنند.

برای اینکه افراد جوربین و یا ناجوربین را تشخیص دهید، از آنها بپرسید که رابطه بین دو شیئی یا مفهوم معین چیست و بعد ببینید که ابتدا به شباهت‌ها توجه می‌کنند یا تفاوتها.

پنجمین چهارچوب ذهنی، نحوه مجاب‌شدن افراد است.

استراتژی مجاب‌کردن افراد شامل دو بخش است. برای اینکه دریابیم چه عوامل ثابتی همیشه موجب مجاب شدن فرد معینی می‌گردد، ابتدا باید بدانیم چه عواملی از مجاب شدن فرد جلوگیری می‌کند. دوم اینکه عامل یا محرک معینی که موجب مجاب‌شدن وی می‌شود چندبار باید تکرار شود.

برای کشف چهارچوب ذهنی فرد در زمینه مجاب‌شدن می‌توانید از وی سوال کنید: چگونه می‌دانید فرد دیگر برای انجام کاری مناسب و آن را خوب انجام می‌دهد:

  1. با مشاهده کار او
  2. از طریق اظهارنظرهای کتبی یا شفاهی دیگران
  3. از طریق همکاری با او

جواب ممکن است ترکیبی از این حالات باشد. برای کشف جنبه دوم می‌توانید بپرسید فرد موردنظر، چندبار باید شایستگی خود را نشان دهد که شما قانع شوید؟ به این نوع سوال چهارنوع جواب می‌توان داد:

  1. فوری(یکبار مشاهده کار خوب)
  2. چندبار(۲بار یا بیشتر)
  3. در طول یک دوره معین(چند هفته یا چندماه)
  4. بطور مداوم (یعنی باید همیشه کار خود را خوب انجام دهد)

ششمین چهارچوب ذهنی در زمینه امکانات در قبال اجبار

از شخصی سوال کنید که چرا در فلان شرکت استخدام شده، یا چرا اتومبیل یا خانه فعلی خود را خریده است. بعضی افراد در درجه اول در اثر اجبار به انجام کاری وادار می‌شوند تا در اثر میل و علاقه شخصی.

کاری را می‌کنند که باید بکنند، یعنی به طرف امکانات و کارهائی که می‌توان کرد جلب نمی‌شوند. در پی تجربیات گوناگونی که می‌توانند امکانات آن را فراهم سازند نیستند، بلکه زندگی را بصورت هر چی پیش آید خوش آید می‌گذرانند.

بعضی دیگر در جستجوی امکانات هستند، به دنبال علائق خود می‌روند و راههای تازه، مسیرهای نو و تجربیات جدیدی را امتحان می‌کنند، به راههای ناشناخته بیشتر علاقه دارند و دوستدار تحول ومترصد فرصت هستند.

هفتمین چهارچوب ذهنی، در مورد نحوه کار‌کردن افراد است

هر کسی برای کار کردن استراتژی خاصی دارد. بعضی از افراد، حتما باید به طور مستقل کار کنند. این افراد نمی‌توانند با دیگران همکاری نزدیک داشته باشند و چنانچه سرپرستی زیادی روی آنها اعمال شود کار کردن برایشان مشکل می‌شود و باید کار را خودشان بچرخانند.

بعضی دیگر به‌عنوان عضوی از گروه خوب کار می‌کنند. یعنی دارای استراتژی همکاری هستند و مایلند در هر کار، با دیگران مسئولیت مشترک داشته باشند. در عین حال دسته سومی وجود دارد که در عین علاقه به همکاری با دیگران، مایلند مسئولیت هر کاری را به تنهایی عهده‌دار شوند.

دانستن چهارچوب‌های ذهنی، امری مهم و مفید است، اما برای درک چهارچوب‌های ذهنی گوناگون باید حساسیت، آگاهی و قدرت تصور کافی داشت.

 گردآوری: روناک روشنگر

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منبع:

به سوی کامیابی؛ آنتونی رابینز

شش عادت شکرگزاری برای جذب فراوانی به زندگی‌تان از زبان جک کنفلید

جک کنفیلد

با شکرگزاری و قدردان بودن از زندگی معجزه واقعی شکرگزار بودن را می‌توانیم در زندگی مشاهده کنیم، در این مقاله شش عادت شکرگزاری رو برای شما قرار داده‌ایم که با مطالعه آن بتوانید به جذب فراوانی در زندگی کمک کنید.

سلام، جک کنفیلد هستم.

امروز می‌خواهم با شما شش عادت شکرگزاری را به اشتراک بگذارم که با آن می‌توانید فراوانی و خوشحالی بیشتری در زندگی‌تان جذب کنید.

می‌دانیم که شکرگزاری یکی از بالاترین حالت‌های احساسی است که می‌توانید حس کنید. وقتی شکرگزاری را ترویج می‌کنید قادر خواهید بود که شادی و رضایت را احساس کنید.

شکرگزار چه چیزهایی باشیم؟

اهمیتی ندارد که در زندگی‌تان چه چیزهایی دارید و چه چیزهایی ندارید. وقتی که شکرگزار چیزی هستید که از قبل دارید، به طور طبیعی چیزهای بیشتری جذب می‌کنید که می‌توانید به خاطر آن‌ها شکرگزار باشید.

متأسفانه افراد زیادی فکر می‌کنند که نگرش شکرگزاری همیشگی به کوشش زیادی نیاز دارد.

من فکر می‌کنم که به این خاطر است که ما به‌طور فرهنگی شرطی شده‌ایم که رو‌ی چیزی که نداریم تمرکز کنیم.

به‌جای اینکه شکرگزار چیز‌هایی باشیم که از قبل دریافت کرده‌ایم یا به دست آورده‌ایم، برای کمک به شما برای مبارزه با این شرطی شدن ، شش نصیحت ساده وجود دارد تا شکرگزاری را جزو کارهای روزانه‌ی طبیعی‌تان کنید.  تا بتوانید در طول عمرتان شادی و فراوانی بیشتری در زندگی‌تان جذب کنید.

شکرگزاری
شکرگزاری

شش عادت شکرگزاری

اولین عادت شکرگزاری ـ شکرگزاری

اولین نصیحتی که بیان می‌کنم این است که هر روز صبح ۷دقیقه زمان بگذارید تا در دفتر شکرگزاری‌تان هرچیزی را که در زندگی قدردانش‌ هستید بنویسید. این‌گونه شروع کردن روزتان، شما را برای پذیرا و قدردان بودن هرچیزی که در طول روز برایتان اتفاق می‌افتد، آماده می‌کند.

هم‌چنین به شما کمک می‌کند تا جو مثبتی را ترویج دهید که شما را به‌طور طبیعی برای افراد مثبت دیگر جذاب‌تر می‌کند، الهام‌بخش آن‌ها می‌شود تا بخواهند که به شما کمک کنند تا به اهداف‌تان برسید.

 

دومین عادت شکرگزاری ـ قدردانی

بعدی این است که تلاش هشیارانه‌ای انجام دهید تا هرروز حداقل قدردان ۳نفر باشید.

با اجازه دادن به افراد که بدانند که شما چقدر قدردان آن‌ها هستید حس قدردانی و ارزش‌شان را بیشتر می‌کنید.آن‌ها را تشویق می‌کنید که این انرژی مثبت را به دیگران بدهند.

در حالی‌که بیشتر افراد از قدردانی شفاهی لذت می‌برند. یادداشت‌های نوشته شده نیز خیلی خوب است. چون می‌توانند حفظ و دوباره خوانده شوند.

 

سومین عادت شکرگزاری ـ بازی شکرگزاری

سومین اصل یا استراتژی که می‌توانید استفاده کنید این است بازی شکرگزاری را انجام دهید.

هرروز زمان خاصی را تنظیم کنید تا به‌طور هشیارانه شکرگزار هرچیزی باشید که با آن مواجه می‌شوید. زمان ایده‌آل برای انجام این‌کار، زمان رفتن یا برگشتن از سرکار است.

قدردان افرادی که از آن‌ها عبور کردید باشید. راهی که رویش قدم برمی‌دارید یا رویش رانندگی می‌کنید. ماشین‌هایی که به شما اجازه می‌دهند که به مسیر متفاوتی بروید. تابلوهای خیابان که باعث می‌شوند که دانستن این‌که کجا می‌روید آسان‌تر شود.

بارانی که گیاهان و درختان را تغذیه می‌کند اکنون این برای ما خیلی بزرگ است و غیره. بنابراین در تمام وضعیت‌ها دنبال چیزهای خوب بگردید با وجود اینکه به‌طور معمول منفی می‌بینید.

همان‌طور که گفته‌اند: «پایان شب سیه سپید است»

به‌عنوان مثال وقتی همسرم چند سال پیش با ماشین تصادف کرد می‌توانست تصمیم بگیرد که خودش را سرزنش کند یا قضاوت خودش را زیر سوال ببرد.

به‌جای آن روی شکرگزاری تمرکز کرد که فقط از آسیب‌های کوچک رنج می‌برد به‌خاطر کمکی که از طرف سایر رانندگان در صحنه تصادف دریافت کرد.

 

چهارمین عادت شکرگزاری ـ نشان شکرگزاری

نصیحت چهارمی که بیان می‌کنم این است که باخود نشانی فیزیکی از شکرگزاری در جیب‌تان حمل کنید.چیزی مثل سنگی با شکل قلب، بلور یا سایز چیزهای کوچک که به‌عنوان یادآور عمل کند.

بنابراین هربار که دست در جیب‌تان می‌کنید به‌عنوان یادآور فیزیکی عمل می‌کند که شما را به تمرین کردن شکرگزاری برمی‌‌گرداند.

وقتی که ذهن‌تان ممکن است روی چیز‌های منفی منحرف شده باشد. هنگامی‌که در روز دست در جیب‌تان می‌کنید و آن نشان را حس می‌کنید از آن به‌عنوان یادآور استفاده کنید.

توقف کنید. نفس بکشید.

لحظه‌ای وقت بگذارید تا کاملاً حس شکرگزاری را تجربه کنید.

هرچه تلاش هشیارانه‌ی بیشتری برای به‌دنبال آن گشتن کنید توانایی پیداکردنش برای‌تان آسان‌تر می‌شود. تجربه‌تان هم قدرتمندتر می‌شود.

قدردان
قدردان

پنجمین عادت شکرگزاری – نعمت‌های ساده

بعدی به یاد داشته باشید که شکرگزار کوچک‌ترین نعمت‌ها باشید.

بهترین راه فعال کردن شکرگزاری تصدیق کردن موهبت‌هایی است که بیشتر افراد در شکرگزاری از آن‌ها ناموفق هستند.

اگر در یخچال‌تان غذا دارید، اگر در کمدتان لباس دارید، سقفی بالای سرتان است؛ چه باور داشته باشید یا نه، از ۷۰ درصد جمعیت دنیا بهترید!

اگر در روز ۳ وعده غذا می‌خورید، از یک میلیارد نفر در کره‌ی زمین بهترید که فقط روزی یک‌بار غذا می‌خورند.

تلفن دارید؟ ماشین چطور؟ که به شما اجازه می‌دهد که به سرکار بروید و در بیرون شهر سیاحت کنید. آیا خانواده‌تان سالم هستند؟ کامپیوتر و دسترسی به اینترنت دارید تا با دنیا در تماس باشید؟ تا به تحصیلات و کاری که انجام می‌دهید و برایش دستمزد می‌گیرید دسترسی داشته باشید. آب پاکیزه برای نوشیدن دارید؟ همه کس ندارد!

بنابراین این نعمت‌های ساده را جشن بگیرید.

این راحتی‌های روزانه موهبت‌هایی هستند که بیشتر افراد در دنیا حتی از آن لذت نمی‌برند. و متأسفانه ما در شکرگزاری برای آن‌ها ناموفق هستیم.

ششمین و آخرین عادت شکرگزاری ـ قدردان خودتان باشید

در نهایت قدردان خودتان باشید.

فراموش نکنید که قدردان ویژگی‌های مثبت و دست‌آوردهای خودتان باشید.

علاوه بر جشن گرفتن موفقیت‌های بزرگ‌تان، قدردان موفقیت‌های کوچک روزانه‌تان هم باشید.

ما همه به قدردانی نیاز داریم اما مهم‌ترین قدردانی، قدردانی است که از خودمان می‌کنیم.

یکی از راه‌های خیلی قدرتمند سپاس‌گزاری و قدردانی از خودتان به وسیله‌ی انجام دادن تمرین آینه است.

هرشب به مدت چند دقیقه با خودتان جلوی آینه صحبت کنید و بابت موفقیت‌های روز قدردان خودتان باشید.

تمرین کردن این عادت‌های قدردانی روزانه ممکن است در ابتدا طبیعی احساس نشود. ممکن است در قدردانی از چیزهایی که از قبل دارید ناراحت باشید.

با صادقانه تمرین کردن این شش عادت شکرگزاری روزانه شروع به تغییر ذهنیت‌تان می‌کنید. و ضمیر ناخودآگاه‌تان را شرطی می‌کنید تا باعث شود چیزهای دیگری اتفاق بیفتد که می‌توانید شکرگزار آن‌ها باشید.

قدردان لحظه‌های خود باشیم.
بیاید باهم به دیدن کلیپ بهترین ثروت بپردازیم.
اینستاگرام  آقای فرشید پاکذات

‌ان‌ال‌پی و چهار‌چوب‌های ذهنی (قسمت دوم)

ان ال پی و چهارچوب‌های ذهنی

‌ان‌ال‌پی و چهار‌چوب‌ های ذهنی  قسمت دوم مقاله قبل است که آن‌را تقدیم همراهان همیشگی سایت تابیکران می‌کنیم.

در قسمت اول متوجه شدیم یکی از چهار‌چوب‌ها مربوط به حالت دافعه و جاذبه است،به این معنی دسته‌ای از افرادبیشتربه سمت خوشی‌ها تمایل دارند و دسته‌ای دیگر بیشتر تمایل به فرار از رنج‌ها دارند.(قسمت اول)

دومین چهارچوب ذهنی مربوط به داخلی  یا خارجی بودن معیارها است.

از فردی بپرسید از کجا می‌داند که در فلان مورد کار خود را به خوبی انجام داده است. بعضی‌ها دلیلی می‌آورند که مربوط به خارج از وجود آنها است. مثلا رئیس آنها دستی به شانه‌شان زده و از کارشان تعریف کرده است و یا جایزه بزرگی برده‌اند.این معیار را خارجی می‌گویند.

معیار بعضی دیگر از درون سرچشمه می‌گیرد، آنها خودشان می‌دانند که کارشان خوب بوده است. این افراد اگر کاری انجام دهند وجوایز بزرگی بگیرند ولی خودشان در آن ویژگی خاصی نبینند، با هیچ معیار خارجی قانع نمی‌شوند و یا برعکس. این معیار را معیار درونی می‌گوئیم.

رهبران واقعی دارای چهارچوب مرجع درونی می‌باشند.رهبری که بخواهد قبل از اقدام به عمل مرتباً از اشخاص نظرخواهی کند رهبر نخواهد بود.

نکته حائز اهمیت این است که این چهارچوب‌های ذهنی در اثر مرور زمان تقویت می‌شوند. اگر کاری را بمدت پانزده سال انجام داده باشید در آن زمینه دارای چهارچوب مرجع قوی می‌شوید و بالعکس اگر در کاری تازه‌کار باشید در مورد اینکه چه چیزی در آن زمینه درست یا نادرست است معیار محکمی نخواهید داشت.

با این وجو حتی افراد راست دست در مواردی از دست چپ استفاده می‌کنند. در زمینه چهار‌چوب‌های ذهنی نیز همین‌طور است. انسان انعطاف‌پذیر است و می‌تواند تغییر کند. توجه داشته باشید که اکثر افراد نیز در حالات بینابین قرار دارند. یک رهبر واقعی نیز باید بتواند از اطلاعاتی که از خارج دریافت می‌کند به نحو موثر استفاده نماید والا کار رهبری به خود بزرگ‌بینی می‌انجامد.

 

ان ال پی و چهارچوب‌های ذهنی

 

سومین چهارچوب ذهنی مربوط به حالت خودمحوری یا دیگر محوری است

بعضی‌ها در روابط  خود با افراد درجه یک به این نکته توجه دارند که این رابطه چه منافعی برای شخص آنها در بر دارد. در اینجا نیز افراد غالباً در حالت بینابینی قرار دارند. اگر حالت خودمحوری در کسی شدید باشد کارش به خودشیفتگی و خودپرستی می‌کشد، و اگر حالت دیگر محوری شدید باشد، فدا می‌گردد.

در مشاغل خدماتی، نظیر هواپیمائی به افرادی نیاز است که خودمحور نباشند و نسبت به مراجعین و مشتریان با نرمش و توجه برخورد کنند. اما برای شغل حسابرسی به فردی احتیاج است که تا حدودی خود‌محور بوده تحت تاثیر دیگران واقع نشود.

به رفتار دیگران تا جائی که مقدور است توجه کنیم. به چیزهائی که می‌گویند دقت نمائیم، و مثالهایی که ضمن گفتگو می‌زنند و حرکات و رفتارهایی را که از خود نشان می‌دهند در نظر بگیریم. افراد چهارچوب‌های ذهنی خود را دائما ظاهر می‌سازند.

مطالعه گرایشهای آنها کار چندان دشواری نیست. برای تشخیص حالت خودمحوری یا دیگر محوری، ببینید تا چه حد به دیگران توجه می‌کنند. البته هر کسی ممکن است در مواقعی حالت خود محوری داشته باشد و گاهی هم این کار لازم است. اما حالت کلی شخص و اینکه آن حالت نتایج دلخواه به‌بار اورد دارای اهمیت است.

در قسمت‌های بعدی با سایر چهارچوب‌ها آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

گردآوری:: روناک روشنگر

گروه آموزشی پرورشی تا‌بیکران

 

آهنگ‌های مثبت سری۴۳

آهنگ‌های مثبت سری۴۳

در سری قبل آهنگ‌های مثبت سری۴۲ آهنگ‌هایی از خواننده‌های خوب کشورمون امین رفیعی، بهنام بانی، گروه حال، ماکان بند، روزبه نعمت اللهی قرار گرفت که امیدواریم دوست داشته باشید.

حالا برای پایان هفته خوب شما، آهنگ‌های مثبت سری ۴۳ را در زیر قرار می‌دهیم از خواننده‌ها و آهنگ‌های زیر:

۱) Like the Moon – shahead mostafar

۲)All The Places Of The World- stefano Guzzetti

۳)Haiku(Ensemble version)- stefano Guzzetti

۴)Welcome-Stefano Guzzetti

۵)The piano Guys-Arwen’s Vigil

 

دانلود موسیقی‌های آرام‌بخش

Like the Moon – shahead mostafar

All The Places Of The World- stefano Guzzetti

Haiku(Ensemble version)- stefano Guzzetti

Welcome-Stefano Guzzetti

The piano Guys-Arwen’s Vigil

 

پیج اینستاگرام ما :  Farshid.pakzat@