وقتی زندگی سخت می‌شود٬ ناامید نشوید

امروز می‌خواهم با شما درباره«حفظ ایمان در میانه‌ی مسیر»حرف بزنم.

ایمان داشتن در آغاز کار آسان است. مثل وقتی که فرزندتان به دنیا آمده یا با آن دختر زیبا ازدواج کرده یا کسب‌و‌کارتان را شروع کرده‌اید. اولش هیجان‌انگیز است و انرژی زیاد دارید.

ایمان داشتن در پایان کار هم آسان است٬ وقتیکه پایان خوش را می‌بینید. وقتی پیروز شده‌اید و به رویایتان دست یافته‌اید. حفظ ایمان قلبی در آغاز و پایان کار سخت نیست. چالش واقعی و سخت٬ حفظ ایمان در میانه راه است.

حفظ ایمان در میانه‌ی مسیر

وقتی تحقق هدف بیش از آنچه فکر می‌کنید طول می‌کشد٬ وقتی سختی می‌کشید٬ وقتی جواب آزمایش پزشکی خوب نیست. وقتی بچه زیبایی که آنقدر دوستش داشتید و کار بدی نمی‌کرد حالا نوجوان شده و آن‌قدر اذیتتان کرده که می‌گویید این بچه نیست و می‌خواهید از او آزمایش دی‌ان‌ای بگیرید٬ اشتباه ما همین است که در وسط راه ناامید می‌شویم.

می‌گویید : «خدایا می‌دانم که این بچه را تو به من بخشیده‌ای٬اماالان همین بچه روزگارم را سیاه کرده! خدایا تو به من همسردادی٬ اما الان باهم مشکل داریم. خدایا تو به من لطف کردی و کمکم کردی که این‌کار را پیدا کنم٬ اما الان من هیچ پولی برای راه‌انداختن آن ندارم».

بیشتر مردم با ناامیدی در طول مسیر٬ این مبارزه را می‌بازند.اما خدا هیچ‌وقت به ما قول نداد که بدون مانع و سختی و مسائلی که درکشان نمی‌کنیم به هدف برسیم. وقتی با امتحان‌های الهی مواجه می‌شوید نگران نشوید٬ یعنی از اینکه کسی به شما بدی کرده عصبانی نشوید؛از اینکه کسب و کارتان خوابیده نگران نشوید.

برنامه ریزی خدا

خداوند همچنان مراقب شماست و هیچ اتفاقی نمی‌تواند برنامه‌ای که او برایتان ریخته را خراب کند. خدا ننشسته سرش را بخاراند و بگوید: «ای بابا! من هم شوکه شدم! من نمی‌دانستم قرار است چنین اتفاقی برای تو بیفتد!»

خداوند همچنان می‌خواهد برنامه‌اش را برای شما اجرا کند. می‌دانم که می‌توانید در آغاز و پایان راه با ایمان باشید. اما می‌پرسم که آیا در میانه راه ایمانتان را حفظ می‌کنید؟ وقتی که اوضاع طبق میل شما پیش نمی‌رود٬ وقتی به‌نظر می‌رسد که دارید پسرفت می‌کنید هرصدایی (از درون و بیرون) به شما می‌گوید تسلیم شوید. می‌گوید که لابد از اول اشتباه کرده‌ای وگرنه نباید دچار این مشکلات می‌شدی. این دروغ‌ها را باور نکنید. همه این‌ها بخشی از روند تحقیق خواسته‌های شما هستند.

نکته اینجاست که خدا وقتی رویایی را در قلب شما می‌نهد قولِ آن را می‌دهد و پایان را نشانتان می‌دهد٬ اما طول مسیر را نه. اگر سختی‌های طول مسیر را نشانمان می‌داد احتمالاً خیلی وقت‌ها منصرف می‌شدیم. می‌خواهم بگویم که خداوند همه جزئیات را به ما نمی‌گوید. شاید در طول مسیر با موانع سختی مواجه شویم٬ شاید نتوانیم درکشان کنیم و به نظرمان بی‌معنا بیایند. اینجاست که باید ایمان ما محکم بماند.

ایمانتون را حفظ کنید

آیا می‌خواهید ناامید و ادامه راه منصرف شوید؟ یا اینکه می‌خواهید مثل حضرت مریم رفتار کنید و بگویید:«خدایا تو نگفته بودی که این مردم با من بد می‌کنند. نگفته بودی که قرار است با این سختی‌ها مواجه شوم. اما خداوندا من میدانم که تو همچنان مراقب منی و هیچ چیز برای تو غیرمنتظره نیست و این بخشی از مسیر من است.پس من ناامید نخواهم‌شد و رویاهایم را رها نخواهم کرد». پس بگویید:

من هم مثل حضرت مریم ایمانم را حفظ می‌کنم.

این همان کاری است که حضرت یوسف کرد. خدا به او رویای بزرگی و سروری داد و اینکه برادرانش در برابر او خضوع می‌کنند. خدا پایان را به او نشان داد و ایمان را در قلب او کاشت اما سختی‌های طول مسیر را به او نشان نداد. سال‌ها بعد وقتی یوسف در مصر به مقام و منصب رسید٬ رویای او به واقعیت پیوست. یوسف می‌توانست بگوید:«خدایا٬ تو به من وعده سروری دادی اما نگفتی که در میانه این راه مرا به بردگی می‌فروشند. به من نگفته بودی که متهمم می‌کنند و مرا بی‌گناه به زندان می‌اندازند».

اگر حضرت یوسف امروز اینجا بود و به ما می‌گفت:«در میانه راه ناامید و تسلیم نشوید٬ وقتی زندگی سخت می‌شود تسلیم نشوید.»

می‌دانید که خدا رویایی در قلبتان نهاده است.خدا به شما وعده داده که سلامتی‌تان را باز می‌یابید و خانواده‌تان دوباره دور هم جمع می‌شوند. مرد یا زن رویاهایتان را ملاقات خواهید کرد٬ اما بر سر راه هر هدفی موانعی وجود دارد که باعث می‌شود فکر کنیم راه را اشتباه آمده ایم؛ مثل حضرت یوسف باشید٬ ایمانتان را حفظ کنید٬ نهایت تلاشتان را بکنید.

خدا شما را این همه راه نیاورده که رهایتان کند. او شمارا ناامید نکرده و هرگز نخواهد کرد.

بنابراین در طول مسیر هرگز ناامید نشوید.