همنوایی کل نگری و خلاقیت از نگاهی دیگر

همنوایی کل نگری و خلاقیت از نگاهی دیگر

همنوایی کل نگری و خلاقیت از نگاهی دیگر

آقای دنیله.پینک همنوایی را اینگونه تعریف می کند؛ همنوایی ، توانایی کنار هم گذاردن قطعات است. این توانایی بیش از آنکه استعداد تحلیل باشد، استعداد ترکیب است؛ دیدن روابط بین رشته های ظاهرا نامربوط و همچنین تشخیص الگوهای کلی، بیش از ارائه ی پاسخ های خاص و اختراع چیزی جدید از طریق ترکیب عناصری که هیچ کس دیگری تصور نمی کرد که با هم جفت و جور شوند. همنوایی در عین حال مشخصه ی نیمکره راست مغز است، به معنای حقیقی اش و همچنین به  معنای استعاری اش.

تحقیقات عصب شناختی ای که از طریق ام آر آی کارکردی صورت گرفته، نشان می دهد که نیمکره ی راست به صورت همزمان زمینه ای و همنوا عمل می کند بدین معنی که : نه به صنوبری خاص بلکه به کل جنگل- نه به نوازنده ی باسون یا نوازنده ی اول ویلون بلکه به همه ی ارکستر- توجه دارد. همنوایی کل نگری و خلاقیت از نگاهی دیگر

تفکر همنوا توانایی ویژ ه ی آهنگسازها و رهبران ارکستر است، که شغل آنها دربرگیرنده گردآوری گروه متنوعی از نت ها، سازها و نوازندگان و تولید صدایی یک دست و دلچسپ است.

کارآفرینان و مخترعان مدت هاست که بر این توانایی متکی بوده اند. در این میان، دنیایی که مملو از اطلاعات ، گزینه های فردی و چیزهای معمولی است، در زندگی شخصی نیز به این استعداد ذاتی بهای بیشتری می دهد.

وفور گزینه ها و انگیزه ها می توانند چنان موثر باشند که آنهایی که توانایی دیدن تصویر کلی را دارند، مزیت تعیین کننده ای در جست و جوی سعادت داشته باشند. همنوایی کل نگری و خلاقیت از نگاهی دیگر

یکی از بهترین شیوه های درک و توسعه ی قابلیت همنوایی، یادگرفتن این است که چگونه نقاشی کنیم.

نقاشی به طور عمده مسئله ی رابطه ها است  و موقعی که ترکیب شوند، کل را خلق می کنند.

دیدن روابط 95050501

همنوایی هم مثل نقاشی به کلیت مساله مرتبط است. آدم هایی که مایل اند در عصر مفهومی کامیاب شوند، لازم است ارتباطات بین موضوعات متنوع ، و ظاهرا متفاوت را درک کنند.

باید بفهمند که چگونه عناصر به ظاهرا نامرتبط را برای خلق چیزی جدید به هم  پیوند دهند. و باید در قیاس زبر دست شوند.

به عبارت دیگر، فرصت های سرشاری برای سه گروه از مردم وجود دارد: مرزشکن، نوآفرین، و سازنده ی استعاره.

مرزشکن” 95050502

متداول ترین و شاید مهم ترین پیشوند عصر ما چیست؟ چند (چندتایی). مشاغل ما نیازمند عملکرد چندکاره است. جوامع ما چند فرهنگی اند. سرگرمی ما چندرسانه ای است. همنوایی کل نگری و خلاقیت از نگاهی دیگر

اگر در گذشته دانستن جزئیات یک حوزه، موفقیت ما را تضمین می کرد، امروزه بیشترین مزایا نصیب کسانی می شود که می توانند در حیطه هایی کاملا متفاوت با اعتماد به نفسی یکسان عمل کنند، مرزشکن ها در عرصه های چند گانه ای تخصص به دست می آورند، به زبان های متفاوتی حرف می زنند.

کاری که من می کنم تشخیص الگو است. تلاش می کنم قبل از دیگران الگو را تشخیص  دهم.  ” سیس پولارد”

خلاق ترین آدم هایی که در میان ما زندگی می کنند، روابطی را می بینند که بقیه هرگز متوجه نمی شوند، در دنیایی که کار دانش تخصصی می تواند به سرعت به کاری روال یافته تبدیل شود، چنین توانایی پرارزش شده است.

طراح کلمنت موک می گوید: ده سال بعدی مردم را ملزم می کند، که فرامرزی و در حوزه های جدیدی که کاملا متفاوت با حیطه ی تخصصی شان است، کار و تفکر کنند. همنوایی کل نگری و خلاقیت از نگاهی دیگر

آنها نه فقط باید از آن مرزها فراتر روند، بلکه لازم است فرصت ها را تشخیص دهند و بین آن ها ارتباط برقرار کنند.

چنین آدم های چند وجهی ای اغلب مسائلی را که متخصصان را سردرگم می کند، حل می کنند. نیکولاس نگروپونته از دانشگاه ام.آی. تی می گوید: بسیاری از بن بست های مهندسی را آدم هایی شکسته اند که به هیچ وجه مهندس نبوده اند، چون ژرف نگری مهم تر از ضریب هوش است.

توانایی به انجام رساندن جهش های بزرگ فکری وجه مشترک بانیان اندیشه های راهگشا بوده است. بطور معمول این توانایی، خاص آدم هایی با سوابق تحصیلی گسترده، اذهانی آشنا با چند رشته ی علمی، و طیف وسیعی از تجارب است.

مرزشکن ها انتخاب این یا آن را رد می کنند و به دنبال گزینه های چندگانه و راه حل های ترکیبی هستند.

نوآفرین” 95050503

کلید موفقیت، در پذیرش خطر پرداختن به افکار نامتعارف است. عرف، دشمن پیشرفت است. تا جایی که قدرت تشخیص تان بیش از لقمه ی حاضر و آماده است، ممکن است چیزی اختراع کنید. ” ترور بایلیس”

بعضی اوقات قدرتمندترین ایده ها به سادگی از ترکیب، دو ایده ی موجود به دست می ایند، که تا آن زمان کس دیگری به این فکر نیفتاده بود که ممکن است با هم یکی شوند. همنوایی کل نگری و خلاقیت از نگاهی دیگر

توانایی شکل دادن به این روابط که ناشی از الهام و نوآورانه است، کارکردی مربوط به سمت راست مغز ماست. دانشمندان عصب شناس شناختی دانشگاه درکسل در نورت وسترن، پی برده اند جرقه های فکری که پیش از لحظه “آها” در ذهن می زند با رگبار شدیدی از فعالیت های عصبی نیمکره راست مغز همراه است.

خوشبختانه به رغم اعتقادات بعضی ها، همه ی ما این استعداد نوآوری را داریم.  نوآوری شاخه ای از جادوی دست نیافتنی نیست: هرکس می تواند این کار را بکند. اکثر نوآوری ها و پیشرفت های مهم از بازترکیب ایده های موجود به شیوه ای جدید منشاء می گیرد.

سازنده ی استعاره”

استعاره خون حیات بخش همه ی هنرها است. “ تویلا تارپ

استعاره یعنی درک یک چیز ازمنظر چیز دیگر- عنصر مهم دیگری از همنوایی است. مایه کار شعرا و سایر این گونه آدم های پرتکلف، کلماتی ادیبانه که برای پوشاندن چیزهای عادی و ناخوشایند طراحی شده است. در واقع، استعاره نقشی محوری  در اندیشیدن دارد- چون آن طور که لیکاف می نویسد: فرایندهای فکری بشر عمدتا استعاری هستند.

در دنیای پیچیده، تسلط بر استعاره، بیش از هر زمانی در گذشته ارزشمند شده است. فقط ذهن انسان است که می تواند استعاری فکر کند و روابطی را ببیند که کامپیوترها، هرگز نمی توانند تشخیص دهند. همنوایی کل نگری و خلاقیت از نگاهی دیگر

شما هر چیزی که خلق می کنید بیانگر چیز دیگری است. یعنی همه چیزهایی که خلق می کنید با استعاره غنی شده است. در فرایند خلاقیت، ضریب استعاره، همان ارزشمندی ضریب هوش را دارد.

تفکر استعاری به این دلیل مهم است که به ما کمک می کند دیگران را بفهمیم. این یکی از دلایلی است که بازاریابان، تحقیقات کمی را با بررسی کیفی در مورد ذهن استعاری مشتریان شان تکمیل می کنند.

مهمترین نقش استعاره در سیراب کردن میل به معنا است. آسایشی که فراوانی به همراه  آورده، در نهایت اهمیت کمتری از استعاره هایی دارد که با آن زندگی می کنید. همنوایی کل نگری و خلاقیت از نگاهی دیگر

لیکاف می گوید: بخش عمده ای از درک خویش، جست و جوی استعاره های شخصی مناسبی است که به زندگیمان معنا می بخشد، هر چه استعاره را بهتر درک کنیم، خودمان را بیشتر درک می کنیم.

دیدن تصویر کلی

آنچه آهنگ سازها و رهبران ارکستردر طلب اش هستند، توانایی آراستن این روابط به صورت کلیتی است که شکوه اش فراتر از جمع اجزای آن باشد. بنابراین با استعداد ذاتی مفهوم بالای همنوایی همراه است. مرزشکن، نوآفرین، و سازنده ی استعاره کلیت اهمیت روابط را درک می کنند و توانایی پی بردن به روابط بین روابط است. این توانایی ، تفکر سیستمی، تفکر گشتالت و تفکر کل گرایانه نیز نامیده می شود.

چیزهایی ارزشمند تر شده که کامپیوترهای سریع و متخصصین خارجی ارزان قیمت به خوبی نمی توانند انجام دهند. یکپارچه کردن و تصور اینکه چگونه قطعات به هم متصل می شوند. همنوایی کل نگری و خلاقیت از نگاهی دیگر

این مسئله در میان کارآفرینان و سایر دست اندرکاران موفق کسب و کار به صورت فزاینده ای عیان تر می شود.

دیدن تصویر کلی سبب می شود در زندگی شخصی بین آنچه واقعا اهمیت دارد و آنچه صرفا آزاردهنده است تمایز قائل شویم.

این توانائی به درک زندگی شخصی به صورتی که طیف کاملی از فرصت های انسانی را دربربگیرد، برای طلب معنا ضروری است.

 

تخلیص: روناک روشنگر

برگرفته از کتاب ذهن کامل نو؛ دانیل ه.پینک

 

 

همنوایی کل نگری و خلاقیت از نگاهی دیگر