هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت ۲

هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت ۲

یکی از راههایی که به از بین رفتن مشکلات کمک شایانی می کند، استفاده از این هرم برای ریشه یابی است. هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت ۲
برتراند راسل معتقد است، تفکرات و تجربه‌های انسان در سطح‌های مختلف روان‌شناختی طبقه‌بندی و ذخیره می‌شوند. این سطح‌ها مستقل از یکدیگر هستند و در هر سطح منطق مجزایی دارند،‌ افراد مختلف، محیط پیرامون خود را با سطوح مختلف روان‌شناختی درک می‌کنند. رابرت دیلتز بیان می‌کند زمانی تعارض به وجود می‌آید که انسان‌ها با سطح‌های متفاوت روا‌ن‌شناختی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند؛ زیرا در چارچوب منطق متفاوتی نسبت به یکدیگر قرار می‌گیرند.
تحقیقات بسیار وسیعی در زمینه عوامل موثر بر انحرافات اجتماعی انجام شده است و هر کدام علت این پدیده ناهنجار اجتماعی را دلایل ویژه‌ای ذکر کرده‌اند.
از آنجا که ان‌ال‌پی مبتنی بر گشتالت درمانی است، هرم تفکر و تجربه‌های انسان را با نگاه سیستمی بررسی و اجزاء آن را تعریف کرده است. لذا ریشه بد کارکردی سیستم را در تک ‌تک اجزای آن جستجو می‌کند. هرم دیلتز علاوه براینکه تمام نظریات جامعه شناختی انحراف را تبیین می‌کند، نکات ضعف و کاستی آنها را نیز نشان می‌دهد. هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت ۲

9412066
توجه سیستماتیک ان‌ال‌پی به موضوعات فردی و اجتماعی موجب می‌شود ابعاد مختلف مشکل از جهت اجتماعی و فردی، بررسی و شناسایی شود، زیرا ان‌ال‌پی معتقد است برای هر پدیده‌ای ساختاری وجود دارد و برای هر ساختاری می‌توان فراساختاری پیدا کرد. هرم دیلتز فراساختار تفکر و تجربه انسان در ارتباط با خود و محیط بیرون بوده و اجزای آن دربرگیرنده ساختارهای روانی و اجتماعی است.
مثلا: ممکن است کلمه ای را اشتباه بنویسم، که به این صورت میتوان عمل کرد:
می توان آن را به محیط ربط داد: سرو صدا حواس مرا پرت کرد
می توان آن را به رفتار ربط داد: این کلمه را اشتباه گرفتم
می توان آن را به توانایی ربط داد: من نمی توانم خوب املاء بنویسم.
می توان آن را به باور ربط داد: من در نوشتن استعداد ندارم.
می توان ان را به هویت ربط داد: من خنگ و کودن هستم.
از روی نحوه نگرش و کلماتی که شخص در بیان مشکلات استفاده می کند می توان تشخیص داد که مشکل در کدام سطح است.
برای مثال وقتی منتقدی طرحی را زیر سؤال می‌برد، بسیار مهم است که با چه سؤالی شروع می‌کند. اگر با سؤال “چگونه؟” شروع کند در واقع نحوه اجرای طرح را زیر سؤال برده و طراح می‌تواند به طور کامل پاسخ دهد؛ ولی اگر منتقد از سؤال “چرا؟” استفاده کند ، باورها و ارزش‌های طراح را زیر سؤال می‌برد که موجب درگیری و اختلاف خواهد شد، زیرا کاری که مربوط به سطح توانمندی است با معیارهای سطح ارزش‌ها و باورها سنجیده شده و چنین سنجشی از نظر برتراند راسل اشتباه منطقی دارد. هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت ۲

یکی از راههایی که به از بین رفتن مشکلات کمک شایانی می کند، استفاده از این هرم برای ریشه یابی است.
برتراند راسل معتقد است، تفکرات و تجربه‌های انسان در سطح‌های مختلف روان‌شناختی طبقه‌بندی و ذخیره می‌شوند. این سطح‌ها مستقل از یکدیگر هستند و در هر سطح منطق مجزایی دارند،‌ افراد مختلف، محیط پیرامون خود را با سطوح مختلف روان‌شناختی درک می‌کنند. رابرت دیلتز بیان می‌کند زمانی تعارض به وجود می‌آید که انسان‌ها با سطح‌های متفاوت روا‌ن‌شناختی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند؛ زیرا در چارچوب منطق متفاوتی نسبت به یکدیگر قرار می‌گیرند.
تحقیقات بسیار وسیعی در زمینه عوامل موثر بر انحرافات اجتماعی انجام شده است و هر کدام علت این پدیده ناهنجار اجتماعی را دلایل ویژه‌ای ذکر کرده‌اند.
از آنجا که ان‌ال‌پی مبتنی بر گشتالت درمانی است، هرم تفکر و تجربه‌های انسان را با نگاه سیستمی بررسی و اجزاء آن را تعریف کرده است. لذا ریشه بد کارکردی سیستم را در تک ‌تک اجزای آن جستجو می‌کند. هرم دیلتز علاوه براینکه تمام نظریات جامعه شناختی انحراف را تبیین می‌کند، نکات ضعف و کاستی آنها را نیز نشان می‌دهد. هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت ۲
توجه سیستماتیک ان‌ال‌پی به موضوعات فردی و اجتماعی موجب می‌شود ابعاد مختلف مشکل از جهت اجتماعی و فردی، بررسی و شناسایی شود، زیرا ان‌ال‌پی معتقد است برای هر پدیده‌ای ساختاری وجود دارد و برای هر ساختاری می‌توان فراساختاری پیدا کرد. هرم دیلتز فراساختار تفکر و تجربه انسان در ارتباط با خود و محیط بیرون بوده و اجزای آن دربرگیرنده ساختارهای روانی و اجتماعی است. هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت ۲

مثلا: ممکن است کلمه ای را اشتباه بنویسم، که به این صورت میتوان عمل کرد:

می توان آن را به محیط ربط داد: سرو صدا حواس مرا پرت کرد
می توان آن را به رفتار ربط داد: این کلمه را اشتباه گرفتم
می توان آن را به توانایی ربط داد: من نمی توانم خوب املاء بنویسم.
می توان آن را به باور ربط داد: من در نوشتن استعداد ندارم.
می توان ان را به هویت ربط داد: من خنگ و کودن هستم.

از روی نحوه نگرش و کلماتی که شخص در بیان مشکلات استفاده می کند می توان تشخیص داد که مشکل در کدام سطح است.
برای مثال وقتی منتقدی طرحی را زیر سؤال می‌برد، بسیار مهم است که با چه سؤالی شروع می‌کند. اگر با سؤال “چگونه؟” شروع کند در واقع نحوه اجرای طرح را زیر سؤال برده و طراح می‌تواند به طور کامل پاسخ دهد؛ ولی اگر منتقد از سؤال “چرا؟” استفاده کند ، باورها و ارزش‌های طراح را زیر سؤال می‌برد که موجب درگیری و اختلاف خواهد شد، زیرا کاری که مربوط به سطح توانمندی است با معیارهای سطح ارزش‌ها و باورها سنجیده شده و چنین سنجشی از نظر برتراند راسل اشتباه منطقی دارد.

9412067

در این نظریه رابرت دیلتز بیان می‌کند، در ساختار تفکر و تجربه‌های هر فردی یکی از این سطوح منطق غالب است و فرد در صحبت کردن آن را نشان می‌دهد. به عنوان مثال برخی به محیط حساسیت نشان می‌دهند و اهمیت بیش از اندازه‌ای به چیدمان محیط و موقعیت آن قائل هستند؛ حتی در برخی موارد شخصیت افراد را با محیط زندگی و کار آنها می‌سنجند. این افراد بیشتر از محیط تاثیر می‌گیرند و دغدغه اصلی آنها محیط است. ریشه مشکلات را در محیط جستجو می‌کنند و کمتر متوجه خود هستند. به قول ارسطو به دنبال دلایل ظاهری مسائل هستند. هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت ۲
بعضی‌ها به رفتار اهمیت می‌دهند. کوچکترین حرکتی از چشم آنها دور نیست و مقیاس رفتار صحیح و رفتار غلط را برای هر چیزی استفاده می‌کنند. رفتار فروشنده در نظر آنها از قیمت و جنس کالا مهم‌تر است. به قول ارسطو به دنبال دلایل پیشین مسائل هستند.
افرادی که به توانمندی اهمیت می‌دهند و سطح غالب تفکر آنها توانمندی است، به دنبال ریشة اصلی مشکلات و کشف راه‌ حل مناسب هستند، معتقند برای هر چیزی راه‌ حلی وجود دارد. بسیاری مواقع این افراد کارها را از راه غیر معمول حل می‌کنند؛ خلاقیت و نوآوری و یافتن ابزارهای کلیدی در این افراد دیده میشود. به قول ارسطو به دنبال دلایل سازندة مسائل هستند.
افرادی که سطح تفکر غالب آنها باورها و ارزش‌ها است، به دنبال دلایل غایی ارسطو هستند. انشتین معتقد است، تفکر، علمی در سطح رفتار و توانمندی است یا به قول ارسطو به علت‌های پیشین و سازنده توجه دارد و تفکر دینی در سطح ارزش‌ها و آینده پدیده‌ها است و به قول ارسطو به علت‌های غایی می‌پردازند. بنابراین مقایسه علم با دین از نظر منطقی غلط است و ذاتاً این دو تفکر وجه اشتراکی باهم ندارند و لذا تداخلی نیز وجود ندارد. در برخی موارد چشم‌انداز اشتباه نسبت به مسائل بین این دو تفکر تداخل نشان می‌دهد.
اگر می خواهید در خود و یا دیگران تغییر ایجاد کنید، قبل از هر کاری به جمع آوری اطلاعات بپردازید. باید اجزاء ظاهری مسئله را بررسی کرد و نشانه های ناراحتی شخص را تشخیص داد. هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت ۲
جالب است که بدانید یکی از محرک های توسعه ی این مدل، آموزش معجزه بیان به مردم بوده است، زیرا بعضی عبارت ها درک آن برای مردم سخت تر از عبارت های دیگر است. هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت ۲

  • اشیای پیرامون شما خطرناک هستند.
  • عملکرد شما در آن زمینه خاص، خطرناک است.
  • ناتوانی شما در قضاوت موثر خطرناک است.
  • باورهاو ارزش های مهم شما خطرناک است.
  • شما آدم خطرناکی هستید.

در کل قضاوتی که در هر عبارت وجود دارد، خطرناک بودن است. هر کسی ناخودآگاه احساس می کند عبارت ها رفته رفته از نظر فضا و محدوده بزرگتر شده و حسش به آن ها قوی تر و قوی تر می شود. عبارت دوم با عبارت آخر تفاوت اساسی دارد.
یکی از شگردهای متداول و موثر معجزه ی بیان ، دسته بندی مجدد تجربه ها با انتقال آن ها از یک سطح به سطح دیگر است، مانند جداسازی شخصیت فرد از توانمندی ها و رفتارش. هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت ۲
می توان در باور به اینکه من شکست خوردم ، پاسخ داد که تو فقط نتوانستی تمام عناصر موفقیت را شناسایی کرده و مهارت کسب کنی. هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت ۲

هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت 2

شخصیت ما به یک هولوگرام شباهت دارد. هر بخشی از هولوگرام تصویری کلی را در اختیار شما میگذارد.
میتوانید تغییر جزئی در یکی از سطوح انجام دهید و متوجه تغییرات دیگر شوید. تغییر در سطح پایین لزوما تغییر در سطوح بالاتر ایجاد نمی کند. اما تغییر در سطوح بالا، سطح های پایین تر را تحت تاثیر قرار می دهد.
می توانید زندگی خود را روی یک خط زمانی تصور کنید که از گذشته های دور تا آینده های دور امتداد دارد و ببینید که هویت،رفتار،باور، توانایی و محیط چگونه با شرایط زندگی شما و حوادث احتمالی آینده ارتباط پیدا می کند. هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت ۲
هرگاه سطوح مختلف با یکدیگر همسو باشند،همه چیز به خوبی پیش میرود و فرد یا سازمان می تواند به خوبی کارکند.

هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت 2

اگر می خواهید تغییری که ایجاد می کنید، خواه شخصی یا سازمانی، مفید باشد باید آن را به نحوی انجام دهید که تمام سطوح در یک راستا باشند. مثلا اگر کاری که انجام می دهید با ارزش های شما در تناقض باشد باعث ایجاد حس نارضایتی می شود که حتی شاید خودتان از دلیل ناراحتیتان باخبر نباشید ولی در این زمان با توجه به احساس خود و ریشه یابی علل آن و بررسی سطوح منطقی میتوانید دلیل را یافته و تغییرات کارآمد را ایجاد کنید.
مثلا کسی که ارزش او خانواده و در کنار خانواده بودن است و شغلش با رفتن به ماموریتهای زیاد خارج از شهر یا کشور باشد مسلما احساس خوب و رضایت خاطر کامل ندارد.
در بعضی موارد هم احساس شخص با منطق او در تناقض است،مثلا شخص از کمک به دیگران احساس خوبی دارد و برای ترفیع مقام و گرفتن حقوق بیشتر، باید در مواردی حقوق دیگران را نادیده بگیرد.
باید بررسی کرد که تغییری که در یک سطح ایجاد می شود،چه تاثیری بر سطوح دیگر می گذارد و چه تغییرات دیگری باید صورت گیرد تا سطوح با هم همسو شوند، و می توانید راههای دیگری پیدا کنید که شما را به هدفتان برساند و در عین حال با ارزش هایتان هماهنگی داشته باشد.
این تصمیم گیری ها که ابعاد مهم زندگی انسان را تحت تاثیر قرار می دهد، در صورتی که با تردید همراه باشند به راحتی انجام نمی گیرند.هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت ۲

هرم دیلتز توانایی بسیاری قدرتمندی در تبیین نظریه‌های مختلف جامعه‌شناختی دارد و ضمن این کار ابعاد مختلف نظریه‌ها را نیز نشان می‌دهد. علاوه بر این هرم دیلتز فرایند حل مشکل را نیز نشان می‌دهد. رابرت دیلتز در این نظریه بیان می‌کند که تغییرات از سطوح بالا به سطوح پایین قوی‌تر و سریع‌تر انجام می‌گیرد، لذا برای مثال اگر به دنبال تغییر رفتاری خاص در فرد هستیم باید به جای تغییر محیط فرد به دنبال تغییر توانمندی یا ارزش‌های فرد باشیم زیرا تغییر محیط بسیار کندتر از توانمندی روی رفتار اثرگذار خواهد بود. هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت ۲
شبیه خون فرهنگی به دنبال تغییر ارزش‌ها و هنجارهای جامعه است (یعنی سطح چهارم از هرم دیلتز) با تغییر این سطح چه اتفاقی خواهد افتاد؟ چنین تغییری در هرم دیتلز باعث می‌شود سطح‌های پایین‌تر به سرعت تغییر کنند یعنی توانمندی‌ها، رفتار و محیط ناگزیر تغییر خواهند کرد و به مرور زمان در سطوح بالای هرم یعنی شخصیت و هدف زندگی مردم نیز نفوذ خواهد کرد. یعنی با عوض‌ شدن ارزش‌ها، حتی قوانین جامعه و تعریف جرم نیز عوض خواهد شد همانطور که دورکیم می گوید. «نمی‌توان گفت عملی به این علت که جنایتکارانه است، جریحه‌دار کننده وجدان جمعی است. بلکه بر عکس است یعنی عملی که وجدان جمعی را جریحه‌دار می‌کند، جنایتکارانه تلقی می‌شود. ما اعمال را به علت جرم بودن محکوم نمی‌کنیم، بلکه چون ما آن را محکوم می‌کنیم، جرم هستند.

یکی از کاربردهای روان‌شناختی هرم دیلتز برنامه‌ریزی برای رسیدن به هدف است به عبارتی وقتی شخص می‌تواند به هدف برسد که محیط مناسب برای هدف را آماده کند، رفتارهایی را انجام دهد که لازمه رسیدن به هدف است،‌ توانمندی‌هایی کسب کند و پرورش دهد که برای هدف مفید است، ارزش‌ها و باورهای مورد نیاز هدف را توسعه دهد و در نهایت شخصیت دستیابی به هدف را داشته باشد با فراهم شدن این وضعیت هدف در دسترس است و البته باید بداند برای چه به دنبال این هدف است تا بتواند از آنچه به دست آورده است صیانت کند. رابرت دیلتز تکنیک‌های نهادینه سازی این زنجیره را تحت عنوان هم‌سو سازی لایه‌های روان‌شناختی ارائه کرده است.
منابع:
– جادوی بیان رابرت دیلتز؛ پویا امامی کردکنی
– برنامه ریزی عصبی – کلامی نوشته : جوزف اوکونور و جان سیمور

www. sleightofmouth.ir

 

هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت ۲

یک دیدگاه برای “هرم عصبی منطقی دیلتز قسمت ۲”

  1. ممنون
    خیلی مطالب مفید و کاربردی ارائه می دهید
    مطالبی که در سایت های دیگه وجود نداره
    در مورد ان ال پی خیلی قوی کار کرده اید
    بهتوت تبریک میگم

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.