ان‌ال‌پی و چهارچوب‌های ذهنی (قسمت سوم)

چهارچوب ذهنی مبحث جدید درباره افراد جوربین و ناجوربین تمرکز کرده است که شما نیز با این جور افراد آشنا شوید. در مقاله‌های قبل (قسمت اول و قسمت دوم) در مورد ۳ چهارچوب مهم حالات جاذبه و دافعه، داخلی یا خارج بودن معیارها و حالت خودمحوری و دیگر محوری صحبت کردیم، در ادامه با سایر چهارچوب‌ها آشنا می‌شویم.

چهارچوب ذهنی جوربین و ناجوربین

چهارمین چهارچوب ذهنی مربوط به حالت جوربین و ناجوربین است.

این چهارچوب مربوط به نحوه درک و یادگیری اطلاعات است. بعضی‌ها در جهان پیرامون خود بیشتر به شباهت‌ها ( افراد جوربین ) توجه می‌کنند. به امور مختلف نظر می‌کنند و آنچه در آنها مشترک است می‌بینند. این افراد را جوربین می‌گوئیم.

دسته دیگر، افراد ناجوربین یا تفاوت بین هستند. این افراد، اشیاء جهان پیرامون خود را می‌بینند و به تفاوت‌های آنها توجه می‌کنند.

برای اینکه افراد جوربین و یا ناجوربین را تشخیص دهید، از آنها بپرسید که رابطه بین دو شیئی یا مفهوم معین چیست و بعد ببینید که ابتدا به شباهت‌ها توجه می‌کنند یا تفاوتها.

پنجمین چهارچوب ذهنی، نحوه مجاب‌شدن افراد است.

استراتژی مجاب‌کردن افراد شامل دو بخش است. برای اینکه دریابیم چه عوامل ثابتی همیشه موجب مجاب شدن فرد معینی می‌گردد، ابتدا باید بدانیم چه عواملی از مجاب شدن فرد جلوگیری می‌کند. دوم اینکه عامل یا محرک معینی که موجب مجاب‌شدن وی می‌شود چندبار باید تکرار شود.

برای کشف چهارچوب ذهنی فرد در زمینه مجاب‌شدن می‌توانید از وی سوال کنید: چگونه می‌دانید فرد دیگر برای انجام کاری مناسب و آن را خوب انجام می‌دهد:

  1. با مشاهده کار او
  2. از طریق اظهارنظرهای کتبی یا شفاهی دیگران
  3. از طریق همکاری با او

جواب ممکن است ترکیبی از این حالات باشد. برای کشف جنبه دوم می‌توانید بپرسید فرد موردنظر، چندبار باید شایستگی خود را نشان دهد که شما قانع شوید؟ به این نوع سوال چهارنوع جواب می‌توان داد:

  1. فوری(یکبار مشاهده کار خوب)
  2. چندبار(2بار یا بیشتر)
  3. در طول یک دوره معین(چند هفته یا چندماه)
  4. بطور مداوم (یعنی باید همیشه کار خود را خوب انجام دهد)

ششمین چهارچوب ذهنی در زمینه امکانات در قبال اجبار

از شخصی سوال کنید که چرا در فلان شرکت استخدام شده، یا چرا اتومبیل یا خانه فعلی خود را خریده است. بعضی افراد در درجه اول در اثر اجبار به انجام کاری وادار می‌شوند تا در اثر میل و علاقه شخصی.

کاری را می‌کنند که باید بکنند، یعنی به طرف امکانات و کارهائی که می‌توان کرد جلب نمی‌شوند. در پی تجربیات گوناگونی که می‌توانند امکانات آن را فراهم سازند نیستند، بلکه زندگی را بصورت هر چی پیش آید خوش آید می‌گذرانند.

بعضی دیگر در جستجوی امکانات هستند، به دنبال علائق خود می‌روند و راههای تازه، مسیرهای نو و تجربیات جدیدی را امتحان می‌کنند، به راههای ناشناخته بیشتر علاقه دارند و دوستدار تحول ومترصد فرصت هستند.

هفتمین چهارچوب ذهنی، در مورد نحوه کار‌کردن افراد است

هر کسی برای کار کردن استراتژی خاصی دارد. بعضی از افراد، حتما باید به طور مستقل کار کنند. این افراد نمی‌توانند با دیگران همکاری نزدیک داشته باشند و چنانچه سرپرستی زیادی روی آنها اعمال شود کار کردن برایشان مشکل می‌شود و باید کار را خودشان بچرخانند.

بعضی دیگر به‌عنوان عضوی از گروه خوب کار می‌کنند. یعنی دارای استراتژی همکاری هستند و مایلند در هر کار، با دیگران مسئولیت مشترک داشته باشند. در عین حال دسته سومی وجود دارد که در عین علاقه به همکاری با دیگران، مایلند مسئولیت هر کاری را به تنهایی عهده‌دار شوند.

دانستن چهارچوب‌های ذهنی، امری مهم و مفید است، اما برای درک چهارچوب‌های ذهنی گوناگون باید حساسیت، آگاهی و قدرت تصور کافی داشت.

 گردآوری: روناک روشنگر

گروه آموزشی پژوهشی تا بیکران

منبع:

به سوی کامیابی؛ آنتونی رابینز