ارسال مطالب و مشاهده مطالب تا بیکرانی ها

ارسال مطالب و مشاهده مطالب ارسالی

ارسال مطلب

 

سلام دوستان عزیز

 

در این صفحه می توانید مطلب انگیزشی خود را در قسمت نظرات وارد کنید.

و همچنین می توانید مطالب ارسالی دیگر دوستان را مشاهده کنید.

 

 

39 Replies to “ارسال مطالب و مشاهده مطالب تا بیکرانی ها”

  1. برای اینکه ( حال خوب) را احساس کنید چه اتفاقی باید بیفتد؟ آیا باید کسی شما رادر آغوش بگیرد و بگوید که تا چه اندازه قابل احترام هستید؟ آیا باید یک میلیون دلار پول بدست آورید؟ به ورزش خاصی بپردازید ؟ رئیستان از شما تقدیر کند؟ اتومبیل معینی را سوار شوید؟ به مهمانیهای معینی بروید؟ به حد اعلای روشنفکری برسید؟ یافقط ناظر غروب آفتاب باشید؟ حقیقت آنست که برای احساس خوشی به هیچ عامل خارجی نیاز نیست. می توانید هم اکنون اگر بخواهید احساس خوشی کنید! تازه اگر همه آن اتفاقات بیفتد چه کسی باید خوشحالتان کند؟ خودتان!

    آنتونی رابینز

  2. این شعر تقدیم به تمام متولدین دهه های چهل و پنجاه و شصت که اکنون خودساخته ترین پدران و مادران این سرزمین هستند

    راستی ما شعر باران داشتیم.
    توی‌ جنگلهای گیلان داشتیم.

    گردش یک روز دیرین داشتیم،
    شعر زیبایی ز گلچین داشتیم

    راستی آن دفتر کاهی کجاست؟
    عکس حوض آب پر ماهی کجاست؟

    روز‌های خیس پر باران کجاست؟
    مایه سر سبزی بستان کجاست؟

    باز آیا ریز علی ها زنده اند؟
    در حوادث جامه از تن کنده اند؟

    کاش حالا‌ خاله کوکب زنده بود،
    عطر نانش خانه را آکنده بود.

    ای معلم خاطر و یادت به خیر.
    یاد درس آب بابایت به خیر.

    شمع نور افشان‌ یاد کودکان،
    نامتان در لوح جان شد جاودان

    هر‌کجا هستید ، هستی نوش تان
    ‌ کامیابی گرمی آغوشتان…

    هم کلاسی های سال کودکم
    دسته‌گلهایی ‌ز یاس و میخکم،

    باز از دل می کنم یاد شما،
    یاد قلب ساده شاد شما،

    باز باید یاد یک دیگر کنیم،
    تا به یادی، شاد، يکدیگر‌کنیم.

    آدمی سر زنده از یاد است ، یاد.
    رمز عمر آدمیزاد است یاد.

    شادتان می‌خواهم‌ و شادم کنید،
    همکلاسي های من یادم کنید…..

    شروع پاییز مبارک

  3. آیا ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ …؟

    ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺳﺖ…
    ﺑﺎﯾﺪ ﻃﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ ﺷﻮﺩ،
    ” ﺁﯾﺎ ﺗﻮ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ؟
    ” ﺯﯾﺮﺍ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﯾﮏ ﺷﺨﺺ ﻧﯿﺴﺖ .
    ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ .

    ﻣﺮﮐﺰﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﯾﺎ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯽ ﺑﮕﻮﯾﯽ، ” ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻣﺮﮐﺰ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ “.

    ﻭﻟﯽ ﭘﺪﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻏﯿﺮﺷﺨﺼﯽ ﺍﺳﺖ .

    ﯾﮏ ﭘﺪﯾﺪﻩ ﯼ ﻏﯿﺮﺷﺨﺼﯽ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؟

    ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ﻭﺭﺯﯼ، ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ –
    ﺍﮔﺮ ﯾﮏ ﻗﺪﻡ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺑﺮﺩﺍﺭﯼ، ﮐﺎﺋﻨﺎﺕﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﯾﮏ ﻗﺪﻡ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ؛

    ((ﻻﺋﻮﺗﺰﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ:
    ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ .))

    ﯾﮏ ﺯﻥ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ، ﻫﺮﮔﺰ ﮐﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ .
    ﻣﺮﺩ ﺍﺳﺖﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻭﺩ ﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﻨﺪ .

    ﻣﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﻭ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻋﺸﻖ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺗﺮﻏﯿﺐ ﮐﻨﺪ .

    ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ – ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ .
    ﺍﯾﻦ ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻋﺸﻖ ﮐﻨﯽ؛
    ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﮐﻨﯽ،
    ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﺍﺑﻄﻪﺭﺍ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﻨﯽ ﻭ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ –
    ﺑﻪ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﯼ ﺑﯽﻧﻬﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺍﺭﺿﺎﺀ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

    ﺩﺭﺳﺖﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﺯﻥ: ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺮﻏﯿﺐ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﻭ ﺑﻄﻮﺭ ﻋﻈﯿﻤﯽ ﺑﺎﺭﺵ ﻣﯽﮐﻨﺪ .

    ﻫﯿﭻ ﻣﺮﺩﯼ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﺪ .
    ﻣﺮﺩ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏﻋﺎﺷﻖ ﻧﺎﺗﻤﺎﻡ ﺍﺳﺖ

    ﻫﺮﮔﺰ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﺵ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻧﯿﺴﺖ .

    ﯾﮏ ﺯﻥﮐﺎﻣﻼٌ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ، ﻋﺸﻖ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺍﺳﺖ،
    ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ .

    ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺁﻏﺎﺯﮐﻨﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ؛
    ﻫﺮﮔﺰ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺗﻌﻘﯿﺐ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ.
    ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺩﺭﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ –
    ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ –
    ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺑﮑﻮﺑﯽ .
    ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺑﺰﻧﯽ ﺩﺭﺧﻮﺍﻫﯽ ﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺩﺭﻧﮓ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺖ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .

    ﻭﻟﯽ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻧﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ .
    ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ؛
    ﺍﻭ ﺧﺸﻦ ﻧﯿﺴﺖ .
    ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻫﻢ ﺧﺸﻦ ﻧﯿﺴﺖ .
    پس ﺳﻮﺍﻝ ﺭﺍ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻧﭙﺮﺱ …
    ﻧﭙﺮﺱ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ؟
    ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﻫﯽ ﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻋﺸﻘﯽ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺨﺸﯿﺪ،
    ﻋﺸﻖ ﺗﻮﺭﺍ ﺑﺎ ﭘﺎﺳﺨﯽ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺑﺮﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ .
    ﻭﻟﯽ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﻫﺮﮔﺰ ﺁﻏﺎﺯﮐﻨﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ؛
    ﺻﺒﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
    ﻭ ﺍﯾﻦ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺻﺒﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؛
    ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻋﺸﻖ ﺍﺯﺑﯿﻦ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ .
    ﺫﻫﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥﭼﻨﯿﻦ ﻋﻤﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ:
    ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﺪ،
    ” ﺁﯾﺎ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ؟
    ” ﺯﻥ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﺪ، ” ﺁﯾﺎ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ؟ ”
    ﻣﺮﺩ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﺪ، ” ﺁﯾﺎ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ؟
    “ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ:
    ” ﺁﯾﺎ ﭘﺪﺭ ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﺁﯾﺎ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ؟
    ” ﻭ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ
    ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ؟
    آنهایی که ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯽ کنند،
    ﺩﺭ ﺟﻬﺘﯽ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ کنند .
    هرگز ﺩﺭﯼ ﻧﺨﻮﺍهند ﯾﺎﻓﺖ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺁﺯﺭﺩﮔﯽﺧﻮﺍهند ﮐﺮﺩ،
    ﺯﯾﺮﺍ ﺑﺎ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺧﻮﺍهند ﮐﺮﺩ .
    ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﭙﺮﺳﯽ:
    ” ﺁﯾﺎ ﺯﻧﻢ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ؟ ” ،
    ” ﺁﯾﺎ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ؟ ” ،
    ” ﺁﯾﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﻢ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ؟ ” ”
    ﺁﯾﺎ ﭘﺪﺭﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ؟ ” ،
    ” ﺁﯾﺎ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ؟ ”
    ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ –
    ﺁﯾﺎ ﺗﻮ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ﻭﺭﺯﯼ؟
    ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﺁﻥ ﺭﺍﺯ:
    ﺍﮔﺮ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﯽ، ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
    ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺧﻮﺩﺵ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯﺩ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﭘﺎﺳﺦ
    ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
    ﻋﺸﻖ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﯽ ﺛﻤﺮ ﺑﺎﺷﺪ …
    ﺷﮑﻮﻓﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ …!

    1. سلام شیدا خانم
      تو تنهایی و با دقت متن را خوندم جدا لذت بردم و نکته قشنگ و بجایی بود باید از شروع کرد و نه از دیگران
      مرسی ممنون امیدوارم همیشهخ در ارامش باشید

  4. خوشحالی از تو شروع می شود،
    نه از رابطه هایت،
    نه کارت،
    نه از پول
    خوشحالی از خود تو شروع می شود.

  5. فكر كردن كار مشكلی است.
    برای همین بیشتر مردم قضاوت می‌كنند.

    کارل گوستاو یونگ

  6. آدم سالم کیست؟

    روان شناسی در جواب اين سوال میگوید :

    آدم سالم ، آدميه كه با خودش و با آدمهاى اطرافش در حال جنگ و ستيز نيست، نتيجتاً حضورش به آدم انرژى ميده!

    بيشتر از اينكه انتقادگر باشه، مشوقه!
    بيشتر از اينكه منفى باشه، مثبته!
    بيشتر از اينكه متكبر باشه، متواضعه!
    بيشتر از اينكه بخواد خودنمايى كنه، دوست داره در يك فضاى اشتراكى، ديگرانو ببينه و همينطور خودش ديده بشه!

    با آدم سالم، شما بهترين بخش وجودتون دیده میشه

    آدم سالم زيباييهارو ميبينه و به زبون مياره!
    آدم سالم خوش خلق هست، مزاح و طنز خوبى داره!
    آدم سالم همونى هست كه ميبينى، فى البداهه است!
    خلاقيت داره، برخوردش محترمانه است، ميتونيد به او اعتماد كنيد، احساس امنيت كنيد!
    آدم سالم كنترل نياز نداره، تحسین نیاز نداره، هر روز به یک رنگ در نمیاد

    آدم سالم با مجموعه رفتارهاش به شما احساسى رو ميده كه در حقيقت شما خودت رو مثبت تر و بهتر از انچه که هستی ببینی و وقتی که این آدم سالم کنارت نباشه دیگران حقیقت واقعی شما رو درک میکنند که پش توانایی های آدم سالم شما هم بزرگ دیده شده بودی!

    این آدمها را در گوشه ای از زندگی حفظ کنید?

  7. .:
    ‍ انسان سه راه دارد:

    راه اول ازاندیشه میگذرد
    این والاترین راه است

    راه دوم از تقلید میگذرد
    این آسانترین راه است

    راه سوم از تجربه میگذرد
    این تلخ ترین راه است
    با سلام وعرض ادب
    ارسالی از نیما جواهریان از سورشجان شهرکرد

  8. به عشق خودم

    امروز به عشقِ خودم از خواب بیدار شدم
    به عشقِ خودم ورزش کردم
    با نهایتِ عشق خودم برای خودم چای ریختم
    خودم با خودم چای نوشیدم
    به عشقِ خودم نشستم سرِ کار
    به عشقِ خودم ساعت‌ها کار کردم و نوشتم
    به عشقِ خودم خرید رفتم
    به عشقِ خودم برای خودم لباس خریدم و …

    آدم باید در درجه‌ی اول به عشقِ خودش زندگی کند
    اصلاً باید هر روز صبح روی درِ یخچال خودش برای خودش یادداشت بنویسد
    خودش به خودش بگوید:
    “عزیزم بیدار شدی صبحانه بخور
    فلان غذا برایت ضرر دارد نخور
    فلان کارت را حتمن انجام بده
    راسِ فلان ساعت قرصت را بخور
    بخاطرِ فلان اتفاق حرص و جوش نخور و …”.

    ما وقتی تنهاییم فکر می‌کنیم هیچ‌کس نیست
    اما همیشه وقتِ تنهایی یک‌نفر هست که او را نمی‌بینیم و آن هم کسی نیست جز “خودمان”.

    او ما را همیشه می‌بیند
    همیشه کنارمان است
    در بهترین شرایط و بدترین شرایط رفیقِ‌مان است.

    خودمان گاهی اوقات کنارِ خودمان می‌ایستد و ضربه خوردن‌مان را نگاه می‌کند و دلسوزانه اشک می‌ریزد
    ولی ما گاهی اوقات خودمان هوای خودمان را نداریم
    خودمان بدترین ضربه‌ها را به خودمان می‌زنیم بدونِ اینکه حواسِ‌مان باشد.

    خودِمان خودمان را فراموش می‌کنیم
    خودمان خودمان را در یک اتاق حبس می‌کنیم
    می‌رویم و مدت‌ها نمی‌آییم.

    باید هوای خودمان را داشته باشیم
    گاهی اوقات خودمان را بغل کنیم و دلجویی کنیم

    آدم‌های زیادی در این زندگی می‌آیند و می‌روند
    ولی آن‌کس که تا آخرین حدِ ممکن می‌ماند خودمان است.

    نمی‌گویم که دیگران را فراموش کنیم و فقط و فقط برای خودمان زندگی کنیم
    به قولِ روباه در شازده کوچولو “یک نفر به تنهایی هیچ‌چیز نمی‌داند”
    ولی به خودمان خیانت نکنیم
    خودمان را ببینیم
    قبل از اینکه کسی را دوست داشته باشیم خودمان را دوست داشته باشیم .

    آدم اگر به عشقِ خودش نتواند زندگی کند
    به عشقِ دیگران براحتی و بی‌ارزشیِ هر چه تمام می‌تواند بمیرد.

  9. کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم
    من زنده ام و زندگی
    ارزش رفتن دارد
    آن قدر می روم تا صدای پاشنه هایم
    گوش ناامیدی را کر کند
    خوب میدانم که گاه کفشها،
    پاهایم را میزند، میفشرد و به درد میاورد
    امامن همچنان خواهم رفت
    زیرا زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد
    ماندن در کار نیست
    گذشته های دردناک را رها میکنم و به آینده نامعلوم
    نمی اندیشم
    ولی این را میدانم؛
    گذشته با آینده یکسان نیست
    زندگی نه ماندن است نه رسیدن
    زندگی به سادگی رفتن است
    به همین راحتی،
    زندگی چقدر آسان است…
    زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد،،،
    ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ…
    ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼ؛
    ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ …
    ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻧﺞ ﺑﺒﺮﯼ؛
    ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﺭﻧﺞ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ …
    ﮐﻠﯿﺪ ﻟﺬﺕ ﻭ ﺭﻧﺞ ﺩﺳﺖ ﺗﻮﺳﺖ
    قصد داشتم دست اتفاق را بگيرم؟؟ تا نيفتد ! اما امروز فهميدم که اتفاق خواهد افتاد
    اين ما هستيم که نبايد با او بيفتيم …!

  10. ۱۰ جمله انگیزشی
    که باید هر روز به خودتان بگویید :
    ۱٫امروز باید انجامش بدم
    شما باید کاری را که خیلی وقت است از انجام دادن آن طفره می رفتید را امروز انجام دهید… شما باید قورباغه زشت را قورت دهید.

    ۲٫راه حل خارج از گزینه های ممکن است
    این جمله، دلیلی محکم دارد. تفکر خلاقیت گرا، باعث موفقیت اکثر افراد موفق دنیا شده. شما اگر بتوانید به راه حل های خلاق در زندگی تان استفاده کنید، همیشه یک قدم از دیگران جلوتر خواهید بود.

    ۳٫امروز ،روز من است
    چرا امروز؟ هر روز ۲۴ ساعت است، این ۲۴ ساعت برای همه یکسان است، چه شما، چه من و حتی بیل گیتس نیز در یک روز ۲۴ ساعت دارد. زمان همه مان مساوی است، اما آیا همه مان به بهترین شکل از آن استفاده میکنیم؟

    ۴٫این نیز بگذرد
    در سخت ترین شرایط و پدیدار شدن مشکلات در زندگی، همیشه یادتان باشد : همه ی آنها گذرا هستند… هیچکدام از آنها نیامده اند تا ابد بماند.

    ۵٫اطراف من باهوش ترین افراد وجود دارند که به من کمک میکنند به خواسته ام برسم
    مدیر هستید، این جمله کمک بزرگی به شما خواهد کرد که از حداکثر پتانسیل تیم کاری تان استفاده کنید.

    ۶٫سخت تلاش کن، جواب همین نزدیکی هاست
    استرس و اضطراب معمولا از عدم وجود جواب صحیح برای سوال آتشین ناشی میشود. روزتان را با این طرزفکر شروع کنید که به پاسخ سوال تان خیلی نزدیک شدید

    ۷٫من تنها فرد حاضر با استعداد و نبوغ مورد نیاز هستم
    گاهی اوقات ما خودمان و داشته هایمان را دست کم میگیریم… بهتر است یادمان باشد خداوند فقط ما را به همین شکلی که هستیم آفریده، ما خاص آفریده شده ایم، مانند ما نه وجود داشته، نه وجود دارد و نه وجود خواهد داشت.

    ۸٫حتی اگر شکست بخورم، یک قدم به خواسته ام نزدیک تر خواهم شد
    این جمله به شما کمک میکند از شکست خوردن نترسید… اولین و بزرگترین ترس از شروع کاری، ترس از شکست خوردن است ! پس به کمک این جمله، بر ترس از شکست غلبه کنید.

    ۹٫هر روز یک فرصت است
    زمانی که مشغول به بازی های موبایل هستید یا زمانتان را صرف تماشای تلوزیون میکنید، یادتان باشد. دیگر هیچوقت این روز را نخواهید داشت… روزهایی که گذشتند تکرار نخواهد شد.

    ۱۰٫هیچ چیز نمیتواند جلوی مرا بگیرد
    جمله آخر و مهم ترین جمله ای که به شما کمک میکند روزانه انرژی کافی برای حل مشکلات و رد شدن از سخت ترین شرایط زندگی برای رسیدن به خواسته تان را بدست آورید.

  11. هدف های بزرگ، مانند دويدن هستند،برای رسيدن به هدف های بزرگ،بايد تلاش های كوچك را جدی گرفت.برای دويدن، ابتدا بايد راه رفت،سپس قدم ها را تند كرد و بعد دويدن را رقم زد.دويدنِ ناگهانی و بدون مقدمه، هر كسی را از نفس می اندازد.

  12. هر چه در زندگی بیشتر شاد باشی؛  درهای موفقیت بیشتری به رویت باز می شود.  و موهبت های بیشتری نصیبت می شود… 
     فقط خودت مسئول زندگی ات هستی.  وقتی فرکانس ذهن خود را بر شادی و امید تنظیم کنی؛  نیرومندترین انرژی کائنات هم قادر نیست آن را از تو پس بگیرد…

  13. Meisam Ghasemi:وقتی توی کسب و کارت موفق نشدی با اینکه کلی تجربه داشتی و به قول معروف کاربلد کسب و کار خودت بودی، هیچ اشکالی نداره بشین بررسی کن ببین کجای کار ایراد داشته که باید بیشتر روش کار کنی
    شکست اصلا به معنی توقف نیست! شکست یعنی بشین فکر کن کجای کار ایراد داشت؟ به چه چیزی باید توجه میکردی که نکردی؟ آیا شناخت خوبی نسبت به حریف و رقیبت داشتی؟ آیا به مهارت خاصی احتیاج داری؟ فن و تکنیک چطور؟ فن و تکنیک داری که تو شرایط خاص بتونی حریفت رو ضربه فنی کنی و نتیجه رو تغییر بدی یا نه؟
    پس باید خودتو آماده کنی برای دفعه ی بعد یعنی باید دوباره شروع کنی تلاش کنی تا بتونی دفعه ی بعد
    قوی تر عمل کنی و به نتیجه ای که میخوای دست پیدا کنی
    وقتی همه ی تلاشت رو کردی بقیه اش رو بسپار به خدا هر نتیجه ای گرفتی خیری توش هست
    تو تلاشت رو بکن نتیجه هر چیزی شد شک نکن به نفع تو بوده
    فقط سعی کن
    تجربه های تلخ و شیرین هر مسابقه ای رو در مسابقات بعدی لحاظ کنی
    این یه اصلِ: انقدر شکست بخور تا شکست نخوردن رو یاد بگیری
    پس شکست تلخ نیست، آخر دنیا هم نیست
    همیشه باید در حال رشد بود همیشه میتونی بهتر از قبل باشی اگه مدال نگرفتی، تلاش کنی برنامه بریزی انرژی بزاری تا دفعه بعد حتما مدال بگیری
    اگه مدال گرفتی سعی کنی مدال خوش رنگ تری بگیری
    و اگه اول شدی میتونی رکورد خودت رو بزنی

  14. چرا کتاب‌خوان‌ها بهترین آدم‌هایی هستند که می‌توان عاشق‌شان شد؟
    چندی پیش، مقاله‌ای در مجله تایم منتشر شد که نویسنده‌اش ادعا می‌کرد، آنچه «مطالعه عمیق» نامیده می‌شود به‌زودی از بین خواهد رفت؛ چرا که میزان مطالعه عمیق میان آدم‌ها کمتر شده و این روزها دیگر آدم‌ها سرسری کتاب می‌خوانند و با وجود مطالب خلاصه شده اینترنتی تعداد خواننده‌های کتاب‌ها روز به روز تقلیل پیدا می‌کند.
    نکته وحشتناک ماجرا این جاست که مطالعات ثابت کرده، کتاب‌خوان‌ها در قیاس با افراد عادی آدم‌های خوب‌تر و باهوش‌تری هستند و شاید تنها آدم‌هایی روی این کره خاکی باشند که ارزش عاشق شدن را داشته باشند.
    بر اساس مطالعاتی که روان‌شناسان در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ انجام داده‌اند، کسانی که رمان می‌خوانند میان انسان‌ها بیشترین قدرت همدلی با دیگران را دارند و قابلیتی دارند با عنوان «تئوری ذهن» که در کنار آنچه خود به آن اعتقاد دارند، می‌توانند عقاید، نظر و علائق دیگری دیگری را مدنظر قرار دهند و درباره آن قضاوت کنند.
    آن‌ها می‌توانند بدون این که عقاید دیگران را رد کنند یا از عقیده خودشان دست بردارند، از شنیدن عقاید دیگران لذت ببرند.
    تعجبی هم ندارد که کتاب‌خوان‌ها آدم‌های بهتری باشند. کتاب خواندن تجربه کردن زندگی دیگران با چشم غیرواقعی است. یاد گرفتن این نکته که چه طور بدون این که خودت در ماجرایی دخیل باشی، بتوانی دنیا را در چارچوب دیگری ببینی.
    کتاب‌خوان‌ها به روح هزاران آدم و خرد جمعی همه این آدم‌ها دسترسی دارند. آن‌ها چیزهایی دیده‌اند که غیر کتاب‌خوان‌ها امکان ندارد از آن سر دربیاورند و مرگ انسان‌هایی را تجربه کرده‌اند که شما هرگز آن‌ها را نمی‌شناسید.
    آن‌ها یاد گرفته‌اند که زن بودن چیست و مرد بودن یعنی چه. فهمیده‌اند که تماشای رنج دیگران یعنی چه. کتاب‌خوان‌ها بسیار از سن‌شان عاقل‌ترند.
    تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۰ ثابت کرده که هر چه‌قدر بیشتر برای کودکان کتاب بخوانیم، «تئوری ذهن» در آن‌ها قوی‌تر می‌شود و در نهایت باعث می‌شود این بچه‌ها واقعا عاقل‌تر شوند، با محیط‌شان بیشتر انطباق پیدا کنند و قدرت درک‌شان بالاتر برود.
    تجربه‌های قهرمان‌های داستان‌ها تبدیل به تجربه‌های خود خواننده‌ها می‌شود. هر درد و رنجی که شخصیت داستان می‌کشد، تبدیل به باری می‌شود که خواننده باید تحمل کند. خواننده‌های کتاب‌ها هزاران بار زندگی می‌کنند و از هر کدام از این تجربه‌ها چیزی یاد می‌گیرند.
    اگر دنبال کسی هستید که شما را تکمیل کند و فضای خالی قلب‌تان را پر کند، می‌توانید این کتاب‌خوان‌ها را در کافی‌شاپ‌ها، پارک‌ها و متروها پیدا کنید. چند دقیقه که صحبت کنید، آن‌ها را به جا خواهید آورد.
    کتاب‌خوان‌ها با شما حرف نمی‌زنند، با شما رابطه برقرار می‌کنند
    آن‌ها در نامه‌ها یا مسج‌هایشان انگار برای‌تان شعر می‌نویسند. صرفا به سوالات‌تان جواب نمی‌دهند یا بیانیه صادر نمی‌کنند، بلکه با عمیق‌ترین فکرها و تئوری‌ها پاسخ شما را می‌دهند. شما را با دانش بالای کلمات و ایده‌هایشان مسحور خواهند کرد.
    تحقیقات دیگری در دانشگاه برکلی نشان داده، کتاب خواندن برای کودکان باعث می‌شود آن‌ها کلماتی را یاد بگیرند که هرگز در مدرسه به آن‌ها یاد نمی‌دهند.
    به خودتان لطف کنید و با کسی قرار بگذارید که می‌داند چه‌طور از زبان‌اش استفاده کند.
    آن‌ها فقط شما را نمی‌فهمند، درک‌تان می‌کنند
    آدم‌ها فقط باید عاشق کسی شوند که بتواند روح‌شان را ببیند. این آدم باید کسی باشد که به روح شما نفوذ می‌کند و به بخش‌هایی از روح شما دسترسی پیدا می‌کند که هیچ‌کس دیگر قبلا کشف‌اش نکرده است.بهترین کاری که خواندن داستان‌ها با آدم‌ها می‌کنند این است که کامل نبودن شخصیت‌ها باعث می‌شود ذهن شما سعی کند از ذهن دیگران سردربیاورد. این جور آدم‌ها توانایی همدلی پیدا می‌کنند. ممکن است همیشه با شما موافق نباشند، اما سعی می‌کنند ماجراها را از زاویه دید شما ببینند.آن‌ها نه‌تنها باهوش‌اند که عاقل هم هستندباهوش بودن همیشه هم خوشایند نیست، اما عاقل بودن آدم‌ها را تحریک می‌کند. همیشه مقاومت در برابر آدم‌هایی که می‌شود چیزی ازشان یاد گرفت کمی سخت است. عاشق یک آدم کتاب‌خوان شدن نه‌تنها کیفیت گفت‌وگو را بالا می‌برد، بلکه باعث می‌شود سطح گفت‌وگو بالا برود.بر اساس تحقیقات، کتاب‌خوان‌ها به دلیل دایره وسیع واژگان‌شان و مهارت‌های حافظه، آدم‌های باهوش‌تری هستند. ذهن آن‌ها در قیاس با آدمی معمولی که کتاب نمی‌خواند توانایی درک بالاتری دارد و راحت‌تر و به‌شکل موثرتری می‌توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند.قرار و مدار گذاشتن با آدم اهل کتاب به قرار گذاشتن با هزاران نفر می‌ماند. انگار که تجربه‌ای را که او با خواندن زندگی همه این آدم‌ها به دنااست آورده در اختیار شما قرار دهد، انگار با یک کاشف قرار گذاشته باشید.

  15. راهکارهایی برای تقویت خوش‌بینی
    آینده‌ای روشن و مثبت برای خود ترسیم کنید
    وقتی هرازگاهی رویاهای طولانی‌مدت خودتان را در ذهن تجسم کنید، طرزتفکرتان مثبت خواهد ماند. این مسئله مخصوصاً وقتی اتفاقی منفی برایتان رخ می‌دهد اهمیت بسیار زیادی دارد.
    خواب را فراموش کنید
    وقتی با اولین صدای زنگ ساعت صبح از خواب بیدار شوید، روزتان در جهت مثبت آغاز خواهد شد. همچنین با سریعتر بیدار شدن، در طول روز کمتر خواب‌آلود خواهید ماند. خستگی یکی از عوامل ایجاد منفی‌بافی است.
    عمیق‌تر نفس بکشید و زیاد آب بخورید
    وقتی اکسیژن بیشتری به مغزتان برسد روشن‌تر فکر خواهید کرد. بیشتر آدم‌ها تنفس‌های بسیار ضعیف و سطحی می‌کشند که به هیچ دردشان نخواهد خورد. از طرف دیگر، تنفس عمیق به ارتقای افکار مثبتتان کمک خواهد کرد.

    نوشیدن آب پاکیزه و خنک هم درست مثل تنفس عمیق جریانی از انرژی مثبت را وارد بدنتان خواهد کرد.
    از چیزهای ناراحت‌کننده دوری کنید
    داروهای ضدافسردگی قاتل مثبت‌اندیشی هستند. هرچیزی از الکل تا افراد منفی تمایل شما به موفق شدن را کاهش می‌دهند. منظورمان این نیست که ارتباطتان را با دوستان یا خانواده‌تان قطع کنید. اما لازم است که هر زمان خودتان را نزدیک به چیزی که روحیه و خوش‌بینی‌تان را کدر می‌کند یافتید، آن محل را ترک کنید.
    مدیتیشن
    نسل‌ها و فرهنگ‌های مختلف مدیتیشن را تایید کرده‌اند. با ۱۵ دقیقه در روز مدیتیشن، مثبت‌گرایی و انرژی در شما جریان پیدا خواهد کرد. البته مدیتیشن موضوعی بسیار عظیم است که نیاز به تمرین بسیار دارد اما برای شروع کافی است به یک اتاق تاریک بروید، صاف بنشینید  و ذهنتان را پاک کنید. چشم‌هایتان را نیمه‌باز بگذارید و فقط روی تنفستان تمرکز کنید. حتماً ساعتتان را برای ۲۰-۱۵ دقیقه بعد کوک کنید زیرا اگر اینکار را نکنید یکدفعه متوجه می‌شوید که ساعت‌ها به همان حال نشسته‌اید.

    کمی برای خودتان وقت بگذارید
    در یک کلاس یوگا شرکت کنید، بازی کامپیوتری انجام دهید، یک کتاب داستان بخوانید یا در هر فعالیت دیگری که به شما لذت می‌دهد و باعث می‌شود چند ساعتی از دنیای اطرافتان فاصله بگیرید، شرکت کنید. خیلی خوب است که این زمان شخصی به ورزش کردن بگذرد.
    اخبار را فراموش کنید
    اخبار محلی و کشوری بدترین فعالیتی است که می‌توانید در جهت مثبت‌تر شدن انجام دهید. سازمان‌های اخبار مردم را در دنیایی از ترس و ناامنی اسیر می‌کنند – دقیقاً چیزی که اصلاً به آن نیاز ندارید. فکر می‌کنید اشتباه می‌کنیم؟ خوب بگویید فهمیدن اینکه دختر کوچکی را دیروز در محلتان کشته‌اند چه فایده‌ای برایتان دارد؟ آیا مغز و روانتان را بر هم نمی‌زند؟ شما خودتان به اندازه کافی مشکل دارید پس اخبار را فراموش کنید.
    خلاصه اینکه، منفی‌ها را فراموش کنید و اطرافتان را با هر چیز مثبتی که می‌توانید پر کنید. موفقیت شما بعنوان یک سرمایه‌گذار کاملاً با خوش‌بینی و مثبت‌اندیشی شما در ارتباط است. پس تا جایی که می‌توانید مثبت باشید و مثبت فکر کنید. موفق باشید!

  16. آینده روشن مافی:
    به موضوعات خوب فکر کنیم
    مردم به‌طور طبیعی به نتایج منفی فکر می‌کنند،نه مثبت…

    اغلب نتایج منفی نصیب افراد بدبین می‌شود

    از طرف دیگر، برای مردم مثبت‌اندیش، اتفاقات خوب پی‌درپی رخ می‌دهد
    پیام این است که:

    بر هر چیزی تمرکز کنید، مقدار بیشتری از آن‌را به‌دست می‌آورید.
    اگر موضوعات خوشایند را تجسم کنید، اتفاق خواهند افتاد

    البته همین موضوع درمورد موارد ناخوشایند نیز صدق می‌کند…
    پس
    به موضوعات خوب فکر کنیم

  17. کوچکترین اتفاقها نشانه اند
    هشیار باش
    پیامشان را بگیر…..
    ‌ ?❤️❤️

  18. ?
    در دانشگاه Mit مطالعاتی انجام شده که طی آن متوجه شدند

    اگر شما به خودتان فقط یک بار بگویید
    ” فلان کار را نمیتوانم انجام دهم ”
    باید یک نفر دیگر به شما هفده مرتبه بگوید که شما میتوانید آن کار را انجام دهید
    تا اثر همان یک دفعه را خنثی کند!

    نتیجه : قدرت نفوذ کلام شما برای خودتان هفده مرتبه از قدرت کلام دیگران نسبت به شما قویتر است
    پس مثبت فکر کنید!

    آهسته با خود صحبت کردن را “واگویه” می نامند; واگویه ها اثرات عمیقی بر روی فرد گوینده آنها دارند

    مراقب واگویه های خود باشید،
    شما بهترین هستید شک نکنید.?♥♥♥

  19. ﻫﺮ ﮐﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ دهانت ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ، ﺑﺎﻭﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ. ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ: ﻣﻦ ﺁﺩﻡ ﺯﺭﻧﮕﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ‏، ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺣﮑﻢ ﻣﺤﮑﻮﻣﯿﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﻣﻨﻔﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯾﺖ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﮐﻨﺪ. ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮔﻔﺖ ﻭ ﮔﻮﯼ ﺫﻫﻨﯽ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﺍﺭﯼ، ﮐﻼﻡ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻮﺿﻊ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﺎﺷﺪ، ﭼﻮﻥ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ، ﭼﻨﺪﺑﺮﺍﺑﺮﺵ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ. ﺍﻭﻝ ﺫﻫﻨﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﮐﻦ ﻭ ﺑﺒﯿﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺧﻮﺩﮔﻮﯾﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﻣﺜﺒﺖ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻣﻨﻔﯽ. ﭼﻮﻥﺯﯾﺮﺑﻨﺎﯼ ﻫﺴﺘﯽ، ﺗﻔﮑﺮ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﻋﺎﻟﯽ ﻭ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﭘﯿﺶﺑﯿﺎﯾﺪ، ﻧﮕﺮﺵ ﻭ ﺫﻫﻨﯿﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺪﻩ ﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﻮﺩ ﺩﺭﺻﺪ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ زندگیت ﺑﻪ ﻧﻮﻉ ﻧﮕﺮﺵ ﺗﻮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑستگی داردو ده درصد آن به وقایع بیرونی وابسته است.

  20. زن جوانی در جاده رانندگی می کرد برف کنار جاده نشسته بود و هوا سرد بود. ناگهان لاستیک ماشین پنچر شد و زن ناچار شد از ماشین پیاده شود تا از رانندگان دیگر کمک بگیرد.
    حدود ﭼﻬﻞ ﻭ ﭘﻨﺞ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺍﻱ ﻣﻲ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﻮﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ .
    ﺯﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﮐﻤﮏ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ .
    ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻫﺎ ﻳﮑﻲ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺭﺩ ﻣﻲ ﺷﺪﻧﺪ .
    ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﭘﺎﻟﺘﻮﻱ ﮐﺮﻣﻲ ﺍﺻﻼ ﺗﻮﻱ ﺑﺮﻑﻫﺎ ﺩﻳﺪﻩ ﻧﻤﻲ ﺷﺪ .
    ﺑﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﻳﺶ ﺣﺴﺎﺑﻲ ﺑﺮﻑﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ .
    ﺷﺎﻟﺶ ﺭﺍ ﻣﺤﮑﻢ ﺗﺮ ﺩﻭﺭ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﭘﻴﭽﻴﺪ ﻭ ﮐﻼﻩ ﭘﺸﻤﻲﺍﺵ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺭﻭﻱ ﮔﻮﺵ ﻫﺎﻳﺶ ﮐﺸﻴﺪ .
    بالاخره ﻳﮏ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻗﺪﻳﻤﻲ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻧﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ .
    ﺯﻥ ، ﮐﻤﻲ ﺗﺮﺳﻴﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺮ ﺧﻮﺩﺵﻣﺴﻠﻂ ﺷﺪ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺟﻠﻮ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﺸﮑﻠﺶ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﻴﺪ .
    ﺯﻥ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ، ﭘﻨﭽﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﮐﺴﻲ ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺍﻭ ﻧﻴﺎﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
    ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﺮﻣﺎﻱ ﺁﺯﺍﺭ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻭ ﺗﺎ ﺍﻭ ﭘﻨﭽﺮﮔﻴﺮﻱ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ ﺯﻥ ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﻤﺎﻧﺪ .
    ﺍﻭ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﺸﮑﺮ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍی کمکش ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
    ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺗﻖ ﺗﻖ ﺑﻪ ﺷﻴﺸﻪ ﺯﺩ و اشاره کرد که لاستیک درست شد.
    ﺯﻥ ﭘﻮﻟﻲ ﭼﻨﺪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭘﻮﻝ ﭘﻨﭽﺮﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺭﺍ ، ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎﺷﻴﻦﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺍﺯ ﻭﻱ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﺮﺩ ، ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺶ ﮔﺮﻓﺖ.
    ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ، ﺑﺎ ﺍﺩﺏ ، ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﺿﺎﻱ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ :
    ” ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ، ﺳﻌﻲ ﮐﻨﻴﺪ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﮐﺴﻲ ﻧﺒﺎﺷﻴﺪ ﮐﻪ ﮐﻤﮏ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ . ”
    ﺍﺯ ﻫﻢ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﻲ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﻃﺮﻑﺍﻭﻟﻴﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ .
    ﺍﺯ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻏﺬﺍﻱ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻳﮑﻲ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻧﻲ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﻫﺎﻱ ﺁﺧﺮ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻲ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ گارسونی ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺶ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﻪ ﻣﻴﻞ ﺩﺍﺭﺩ .
    ﺯﻥ ، ﻏﺬﺍﻳﻲ ۸۰ ﺩﻻﺭﻱ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺩﺍﺩ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩ ، ﻳﮏ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺻﺪ ﺩﻻﺭﻱ ﺑﻪ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﺍﺩ .
    ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﻴﺴﺖ ﺩﻻﺭ باقی مانده ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪ .
    ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺧﺒﺮﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻥ ﻧﺒﻮﺩ . ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ، ﺭﻭﻱ ﻳﮏ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﻱ ﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺘﻲ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻲ ﺷﺪ .
    ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ .
    ﺩﺭ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺑﻴﺴﺖ ﺩﻻﺭ ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﻱ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺩﻻﺭ ﺯﻳﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﻭﻱ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﭼﺎﺭ ﻣﺸﮑﻞ ﻧﺸﻮﺩ .
    ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ : ” ﺳﻌﻲ ﮐﻦﺁﺧﺮﻳﻦ ﻧﻔﺮﻱ ﻧﺒﺎﺷﻲ ﮐﻪ ﮐﻤﮏ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ . ”
    ﺷﺐ ﮐﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ، ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺤﺰﻭﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﭘﻮﻝ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ ﻧﺰﺩﻳﮏ ﺯﻣﺎﻥ ﺯﺍﻳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺁﻫﻲ ﺩﺭ ﺑﺴﺎﻁ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ .
    ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﺎﺟﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﮐﺮﺩ : ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻱ ﺯﻧﻲ ﺑﺎ ﭘﺎﻟﺘﻮﻱ ﮐﺮﻡ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻪ ﻣﺒﻠﻎ ﮐﺎﻓﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ .
    ﻗﻄﺮﻩ ﻱ ﺍﺷﮑﻲ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻪ ﻱ ﭼﺸﻢ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﻓﺮﻭ ﺭﻳﺨﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺯﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﺿﺎﻱ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
    ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﯼ ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻥ ﺩﺳﺘﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ …

    گاهی دلم می‌سوزد که چقدر می‌توانیم مهربان باشیم و نیستیم !
    چقدر می‌توانیم باگذشت باشیم و نیستیم !
    گاهی دلم می‌سوزد که چقدر می‌توانیم کنار هم باشیم و از هم فاصله می‌گیریم !

  21. بیا زندگی کنیم!
    کمی فراتر از مفهوم این واژه های دم دست
    کمی فراتر از روزمرگی ها
    کمی فراتر از دچار شدن به توالی شب و روز
    کمی فراتر از حساب دخل و خرج جیب هایمان

    بیا زندگی کنیم!
    چقدر خوبه که می تونیم هنوزلبخند بزنيم
    چقدر خوبه که سالمیم
    چقدر خوبه که می تونیم هنوز آبی آسمون رو ببينيم

    چقدر خوبه که میتونیم عاشق باشیم .فارغ از اضطراب فرداها … همین لحظه
    چقدر خوبه که میتونیم با حرفامون نوشته هامون نگاهمون به بقیه انرژی مثبت بدیم

    چقدر خوبه که امروز هم زنده ام و هدف عالی برای زندگیم و شخصیتم دارم

    خدایاسپاسگزارم

  22. @zehnemovafagh

    ⭕️➕ ﺍﺯ بزرگی ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﮐﻨﺎﺭ ﺩﺭﻳﺎ، ﻣﺮﻏﺎﺑﻲ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻡ ﮐﻪ ﭘﺎﻳﺶ ﺷﮑﺴﺘﻪ. ﭘﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺧﻞ ﮔِﻞ ﻫﺎﯼ ﺭﺱ ﻣﺎﻟﻴﺪ، ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪ ﻭ ﭘﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﺳﻤﺖ ﻧﻮﺭ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﮔﺮﻓﺖ ﺗﺎ ﮔﻞ ﺧﺸﮏ ﺷﻭد. ﺍﻳﻨﻄﻮﺭﯼ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﮔﭻ ﮔﺮﻓﺖ. ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻧﯿﺮﻭﯾﯽ ﻣﺎﻓﻮﻕ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﯾﻦ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺭﺍ ﺩﺍﺩﻩ. ﺣﺎﻻ ﺍﺳﻢ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺮﻭ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺧﺪﺍ ﯾﺎ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭ

  23. آینده روشن مافی:
    ﺍیﮐﻪمیپرسیﻧﺸﺎﻥﻋﺸﻖﭼﻴﺴﺖ
    ﻋﺸﻖﭼﻴﺰیﺟﺰ ﻇﻬـﻮﺭ ﻣﻬﺮﻧﻴﺴﺖ

    ﻋﺸﻖ یعنـی‌مشـکلـی آســاﻥ کـنــی
    ﺩﺭﺩی ﺍﺯ ﺩﺭﻣﺎﻧﺪﻩای ﺩﺭﻣــﺎﻥ کـنــی

    ﺩﺭ ﻣﻴـــاﻥ ﺍﻳـــن ﻫﻤــــﻪ ﻏﻮﻏـا ﻭ ﺷـﺮ
    ﻋـشـق ﻳﻌـنـی ﮐـاﻫـــﺶ ﺭﻧــﺞ ﺑـــﺸــﺮ

    ﻋﺸﻖ یعنیﮔﻞﺑﻪ ﺟﺎی ﺧﺎﺭ ﺑـﺎﺵ
    ﭘـُـل ﺑﻪ جای ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﻳوﺍﺭ ﺑـاﺵ

    ﻋﺸﻖ یعنیﺗﺸﻨﻪایﺧﻮﺩ ﻧﻴﺰ ﺍﮔـر
    ﻭﺍﮔـــذﺍﺭے آﺏ ﺭﺍ ، ﺑــﺮ ﺗــﺸــﻨــﻪ ﺗـــﺮ

    ﻋﺸﻖیعنی ﺩﺷﺖﮔـل ﮐﺎﺭی ﺷـﺪﻩ
    ﺩﺭ ﮐﻮﻳﺮیﭼﺸﻤـهﺍی ﺟــاﺭی ﺷــﺪﻩ

    ﻋﺸﻖﻳﻌﻨـی تُـرﺵ ﺭﺍ ﺷﻴﺮﻳﻦ کنی
    ﻋﺸﻖیعـنی ﻧـﻴﺶ ﺭﺍ نوﺷﻴﻦ کنی

    ﻫﺮ کجا ﻋﺸﻖ آﻳـﺪ ﻭ ﺳﺎﮐـن ﺷﻮﺩ
    ﻫﺮ ﭼﻪ ناﻣﻤﮑﻦ ﺑﻮﺩ ، ﻣﻤﮑﻦ ﺷﻮﺩ
    …مولانا…

  24. همه اتفاقات خوب، برای انسانهای مثبت اندیش می افتد!

    انسانهایی که زیبا فکر می کنند،
    با دیگران با محبت رفتار می کنند،
    شکرگزار هستند،
    خودشان را دوست دارند،
    و به زندگی لبخند می زنند…

    انسانهایی که حتی در بدترین شرایط و رویدادها، سعی میکنند جنبه مثبت قضایا را پیدا کنند و ببینند…

    انسانهایی که با جنس زندگی و عشق هماهنگ هستند و همیشه، در هر مکانی بذر امید و شادی می پاشند…

    اینگونه افراد مغناطیس عشق هستند
    و مغناطیس عشق، جاذبه ای قوی دارد
    و هر چیز زیبایی را به سمت خودش جذب می کند …

  25. اگرتغییرنكنیم_نابودمیشویم
    باید تغییراتی را در نوع نگاهمان به وجود آوریم.

    کليدهاي اين تغيير عبارتند از:

    كلید اول: خواستن

    كلید دوم: خالی كردن ذهن از تعصب ها

    كلید سوم: داشتن باور مثبت نسبت به خود

    كلید چهارم: دست به عمل زدن

    به یاد داشته باشیم كه عظمت زندگی به علم نیست به عمل است.

    افكارت رازيباكن
    زندگي به اندازه فكرهاي تو زيبا مي شود.

  26. داستان نصوح، مردی ک در حمام زنانه کارمی کرد:
    نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اندامی زنانه داشت او مردی شهوتران بود با سوء استفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار مى کرد و کسى از وضع او خبر نداشت او از این راه هم امرارمعاش می کرد هم ارضای شهوت.

    گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار توبه اش را می شکست.

    او دلاک و کیسه کش حمام زنانه بود. آوازه تمیزکارى و زرنگى او به گوش همه رسیده و زنان و دختران و رجال دولت و اعیان و اشراف دوست داشتند که وى آنها را دلاکى کند و از او قبلاً وقت مى گرفتند تا روزى در کاخ شاه صحبت از او به میان آمد. دختر شاه به حمام رفت و مشغول استحمام شد.

    از قضا گوهر گرانبهاى دختر پادشاه در آن حمام مفقود گشت ، از این حادثه دختر پادشاه در غضب شد و دستور داد که همه کارگران را تفتیش کنند تا شاید آن گوهر ارزنده پیدا شود.

    کارگران را یکى بعد از دیگرى گشتند تا اینکه نوبت به نصوح رسید او از ترس رسوایى ، حاضر نـشد که وى را تفتیش ‍ کنند، لذا به هر طرفى که مى رفتند تا دستگیرش کنند، او به طرف دیگر فرار مى کرد و…

    این عمل او سوء ظن دزدى را در مورد او تقویت مى کرد و لذا مأمورین براى دستگیرى او بیشتر سعى مى کردند. نصوح هم تنها راه نجات را در این دید که خود را در میان خزینه حمام پنهان کند، ناچار به داخل خزینه رفته و همین که دید مأمورین براى گرفتن او به خزینه آمدند و دیگر کارش از کار گذشته و الان است که رسوا شود به خداى تعالى متوجه شد و از روى اخلاص توبه کرد در حالی که بدنش مثل بید می‌لرزید با تمام وجود و با دلی شکسته گفت: خداوندا گرچه بارها توبه‌ام بشکستم، اما تو را به مقام ستاری ات این بار نیز فعل قبیحم بپوشان تا زین پس گرد هیچ گناهی نگردم و از خدا خواست که از این غم و رسوایى نجاتش دهد.

    نصوح از ته دل توبه واقعی نمود ناگهان از بیرون حمام آوازى بلند شد که دست از این بیچاره بردارید که گوهر پیدا شد. پس از او دست برداشتند و نصوح خسته و نالان شکر خدا به جا آورده و از خدمت دختر شاه مرخص ‍ شد و به خانه خود رفت.

    او عنایت پرودگار را مشاهده کرد. این بود که بر توبه اش ثابت قدم ماند و فوراً از آن کار کناره گرفت.

    چند روزی از غیبت او در حمام سپری نشده بود که دختر شاه او را به کار در حمام زنانه دعوت کرد، ولی نصوح جواب داد که دستم علیل شده و قادر به دلاکی و مشت و مال نیستم، و دیگر هم نرفت. هر مقدار مالى که از راه گناه کسب کرده بود در راه خدا به فقرا داد و چون زنان شهر از او دست بردار نبودند، دیگر نمى توانست در آن شهر بماند و از طرفى نمى توانست راز خودش را به کسى اظهار کند، ناچار از شهر خارج و در کوهى که در چند فرسنگی آن شهر بود، سکونت اختیار نمود و به عبادت خدا مشغول گردید.

    شبی در خواب دید که کسی به او می گوید:”ای نصوح! تو چگونه توبه کرده اى و حال آنکه گوشت و پوست تو از فعل حرام روئیده شده است؟ تو باید چنان توبه کنى که گوشتهاى حرام از بدنت بریزد.» همین که از خواب بیدار شد با خودش قرار گذاشت که سنگ هاى سنگین حمل کند تا گوشت هاى حرام تنش را آب کند.

    نصوح این برنامه را مرتب عمل مى کرد تا در یکى از روزها همانطورى که مشغول به کار بود، چشمش به میشى افتاد که در آن کوه چرا می کرد. از این امر به فکر فرو رفت که این میش از کجا آمده و از کیست؟

    عاقبت با خود اندیشید که این میش قطعاً از شبانى فرار کرده و به اینجا آمده است، بایستى من از آن نگهدارى کنم تا صاحبش پیدا شود . لذا آن میش را گرفت و نگهدارى نمود خلاصه میش زاد ولد کرد و نصوح از شیر آن بهره مند مى شد تا سرانجام کاروانى که راه را گم کرده بود و مردمش از تشنگى مشرف به هلاکت بودند عبورشان به آنجا افتاد، همین که نصوح را دیدند از او آب خواستند و او به جاى آب به آنها شیر مى داد به طورى که همگى سیر شده و راه شهر را از او پرسیدند.

    وى راهى نزدیک را به آنها نشان داده و آنها موقع حرکت هر کدام به نصوح احسانى کردند و او در آنجا قلعه اى بنا کرده و چاه آبى حفر نمود و کم کم در آنجا منازلى ساخته و شهرکى بنا نمود و مردم از هر جا به آنجا آمده و در آن محل سکونت اختیار کردند، همگى به چشم بزرگى به او مى نگریستند.

    رفته رفته، آوازه خوبى و حسن تدبیر او به گوش پادشاه آن عصر رسید که پدر آن دختر بود. از شنیدن این خبر مشتاق دیدار او شده، دستور داد تا وى را از طرف او به دربار دعوت کنند. همین که دعوت شاه به نصوح رسید، نپذیرفت و گفت: من کارى و نیازى به دربار شاه ندارم و از رفتن نزد سلطان عذر خواست.

    مامورین چون این سخن را به شاه رساندند  شاه بسیار تعجب کرد و اظهار داشت حال که او نزد ما نمی آید ما مى رویم او را ببینیم.پس با درباریانش به سوى نصوح حرکت کرد، همین که به آن محل رسید به عزرائیل امر شد که جان پادشاه را بگیرد، پس پادشاه در آنجا سکته کرد و نصوح چون خبردار شد که شاه براى ملاقات و

    دیدار او آمده بود، در مراسم تشییع او شرکت و آنجا ماند تا او را به خاک سپردند و چون پادشاه پسرى نداشت، ارکان دولت مصلحت دیدند که نصوح را به تخت سلطنت بنشانند.

    چنان کردند و نصوح چون به پادشاهى رسید، بساط عدالت را در تمام قلمرو مملکتش گسترانیده و بعد با همان دختر پادشاه که ذکرش رفت، ازدواج کرد و چون شب زفاف و عروسى رسید، در بارگاهش ‍ نشسته بود که ناگهان شخصى بر او وارد شد و گفت چند سال قبل، میش من گم شده بود و اکنون آن را نزد تو یافته ام، مالم را به من برگردان.

    نصوح گفت : درست است و دستور داد تا میش را به او بدهند، گفت چون میش مرا نگهبانى کرده اى هرچه از منافع آن استفاده کرده اى، بر تو حلال ولى باید آنچه مانده با من نصف کنى.

    گفت: درست است و دستور داد تا تمام اموال منقول و غیر منقول را با او نصف کنند.آن شخص گفت: بدان اى نصوح، نه من شبانم و نه آن میش است بلکه ما دو فرشته براى آزمایش تو آمده ایم. تمام این ملک و نعمت اجر توبه راستین و صادقانه ات بود که بر تو حلال و گوارا باد، و از نظر غایب شدند…

    داستان کار کردن در حمام زنانه 

  27. ?انگیزشی?

    اگه مثبت فکر نکنیم چی می شه؟ یک آزمایش ساده، همین آلان هرجا که نشستین پای راستتون رو از زمین بلند کنین و در جهت عقربه های ساعت بچرخونین. حالا با دست راستتون تو هوا حرف “ع” رو بنویسین. دیدین، جهت حرکت پاتون عوض شد ! می دونید چرا؟ چون وقتی می خواهید حرف “ع” رو بنویسین، ذهن شما در جهت خلاف عقربه های ساعت حرکت می کنه. به همین دلیل پاتون ناخودآگاه جهتشو عوض می کنه تا با ذهنتون هماهنگ عمل کنه. اینو گفتم که یادتون باشه وقتی دارین منفی فکر می کنین، بدونین که ناخوداگاهتون بر علیه شما می شه و شروع می کنه به رفتار منفی حتی اگه شما نخواسته باشین! اندیشه هایتان را روی فرکانس شادی تنظیم کنید تا بهشت را در روی زمین تجربه کنید.
    ✍مارسی شيموف

  28. موسيقي زندگي را درست بنوازيد!
    چگونه پايه‌هاي زندگي مشترك‌تان را محكم سازيد! همان‌طور كه همه شما مي‌دانيد براي كسب موفقيت و رسيدن به هدف‌هاي زندگي بايد تلاش كرد. كسي كه مي‌خواهد پيانو بنوازد، نمي‌تواند براي اولين بار پشت پيانو بنشيند و آهنگ‌هاي بتهوون و موتزارت را بنوازد.
    چنين فردي ابتدا بايد استاد بگيرد و با راهنمايي‌هاي او گام به گام جلو برود تا به تدريج بتواند نت‌هاي موسيقي را از روي نوشته بخواند و آن‌ها را به صورت قطعه‌هاي زيبا بنوازد.
    بعد از ديدن آموزش‌هاي لازم، اين بستگي به فرد دارد كه چه قدر در آن زمينه كوشش كند تا به مهارت‌هاي لازم دست يابد. شايد نياز باشد او سال‌ها تمرين و ممارست كند تا بتواند پيانو را با نرمي و آرامش كامل بنوازد. بنابراين يك شخص مبتدي هرگز نمي‌تواند ادعا كند كه در موسيقي پيشرفت كرده و ديگر نيازي به تمرين آن ندارد.
    موفقيت در ازدواج نيز به همين صورت است. براي موفقيت در زندگي زناشويي طرفين بايد مهارت‌هاي لازم را فرا بگيرند و آن‌ها را مرتب تمرين كنند. اغلب اوقات ما بدون آگاهي و به طور كاملا نسنجيده، با طرف مقابل خود برخورد مي‌كنيم و وقتي مي‌بينيم مسايل به خوبي پيش نمي‌رود ادعا مي‌كنيم با هم اختلاف داريم و گاهي ادامه زندگي را غيرممكن مي‌دانيم.
    كساني كه در زندگي به مشكلي برخورد مي‌كنند و فكر مي‌كنند به آخر خط رسيده‌اند حتي حاضر نيستند تكنيك‌هاي جديدي را امتحان كنند و يا براي بهبود وضع زندگي‌شان تغيير روش بدهند. متاسفانه افراد مجرد نيز تمايلي به فراگيري مهارت‌هاي لازم در زمينه ازدواج ندارند. بنابراين جاي تعجب نيست كه اين افراد در آينده نه چندان دور با مشكلات بسياري در زندگي زناشويي خود مواجه شوند.
    سعي كنيد در هر سن و سالي كه هستيد در سمينارها و كلاس مربوط به ازدواج شركت كنيد و اجازه ندهيد مشكلات زندگي بر شما چيره شود. بعد از ديدن آموزش‌هاي لازم، آن‌ها را در زندگي‌تان تمام و كمال اجرا كرده، تا به مرور زمان به انجام آن عادت كنيد. اگر هم در زندگي مشترك‌تان هيچ مشكلي نداريد باز هم دست روي دست نگذاريد و هر روز كار تازه‌اي انجام دهيد. در ضمن به موارد بسيار مهم زير با دقت توجه كنيد و هرگز آن‌ها را فراموش نكنيد:
    ۱- ازدواج يك كار تيمي است.
    ازدواج مانند يك بازي تيمي است و تمام جوانب بايد از ديد دو طرف در نظر گرفته شود. اغلب مي‌شنويم زن يا شوهر مرتب از ديگري گله و شكايت مي‌كند. به عنوان مثال مي‌گويد: “اگر او اين كار را مي‌كرد، يا اگر او مرا درك مي‌كرد زندگي مشترك‌مان به اين‌جا نمي‌رسيد.” بهتر است بدانيد مسايل و مشكلاتي كه در زندگي مشترك رخ مي‌دهد، به هيچ وجه يك طرفه نيست. به ندرت پيش مي‌آيد كه بتوان تمام تقصيرها را تنها به گردن يك نفر انداخت. هرگز انتظار نداشته باشيد تنها همسرتان به فكر زندگي‌تان باشد و شما دست به هيچ اقدامي نزنيد. باور كنيد با اين وضع به هيچ‌گونه تغيير مثبت و يا پيشرفتي در زندگي مشترك‌تان دست نمي‌يابيد مگر آن‌كه هر دوي شما در اين مسير تلاش كرده و به فكر بهبود روابط‌تان باشيد. بنابراين ابتدا شما پيش‌قدم شويد تا همسرتان نيز به طور ناخودآگاه در اين راه قدم بردارد و هر چه سريع‌تر زندگي‌تان به سمت تكامل و پيشرفت سوق پيدا كند.
    ۲- همسر رويايي او باشيد.
    حتما به خاطر داريد پيش از آن‌كه ازدواج كنيد و تشكيل خانواده دهيد درباره همسر آينده‌تان تصوراتي داشتيد. پيش خود فكر مي‌كرديد چه خوب مي‌شد اگر همسرم اين خصوصيات رفتاري و يا ظاهري را داشت، حتما در اين صورت خوشبخت‌ترين فرد روي زمين بودم. احتمالا در آن زمان در مورد نحوه برخورد با يكديگر و روابط‌تان فكر مي‌كرديد و بهترين‌ها را در فكر مي‌پرورانديد. مطمئنا همسرتان نيز به همين صورت فكر مي‌كرد.

    يكي از بزرگ‌ترين اشتباهات اغلب افراد متاهل اين است كه بعد از ازدواج كمتر به فكر زندگي مشترك‌شان هستند و به تدريج رابطه‌شان سرد مي‌شود و ديگر از رفتارهاي جذاب و دوست‌داشتني دوران نامزدي خبري نيست. حتما دوران نامزدي خود را به خاطر داريد. در آن دوران نهايت سعي خود را مي‌كرديد تا براي او بهترين باشيد. مودب، مهربان، جذاب، دوست‌داشتني، گرم و صميمي و … بوديد. لباس‌هاي مورد علاقه او را مي‌پوشيديد. كارهاي كه او دوست نداشت، انجام نمي‌داديد و خلاصه براي او ارزش زيادي قايل بوديد. اكنون نيز بايد مانند آن دوران باشيد و تمام آن كارها را براي جلب رضايت او انجام دهيد. مطمئن باشيد شريك زندگي‌تان همواره در آرزوي همسر روياي‌اش است. پس بهتر است اين رويا را شما براي او به واقعيت تبديل كنيد.

    ۳- از او تعريف كنيد.
    در هر شرايطي از همسرتان تعريف كنيد، چه در حضور او و چه در غيابش. با اين عمل شما دست روي نقاط مثبت او مي‌گذاريد و به طور ناخودآگاه او را تشويق به كارهاي مورد علاقه‌تان خواهيد كرد. حتي براي كوچك‌ترين كارهايي كه او انجام مي‌دهد تشكر كنيد. به عنوان مثال اگر همسرتان هر شب آشغال‌ها را بيرون مي‌برد و يا به باغچه منزل رسيدگي مي‌كند از او قدرداني كنيد. از دست‌پخت و يا زيبايي همسرتان جلوي ديگران تعريف كنيد. از هوش، خلاقيت، خوش‌تيپي و قدرت شوهرتان جلوي دوستان تمجيد كنيد. با اين برخورد شما باعث مي‌شويد كه ارتباطي گرم و صميمي بين شما ايجاد شده و روز به روز به يكديگر نزديك‌تر شويد.
    بنابراين براي رسيدن به چنين شرايطي بايد خودتان بخواهيد و پيش‌قدم شويد. هرگز اين كار را به عهده همسرتان نگذاريد. شما دست به كار شويد تا نتيجه مثبت آن را خيلي سريع ببينيد.
    موفقيت در زندگي زناشويي به تمرين و تلاش فراوان نياز دارد. براي داشتن يك زندگي شيرين و به ياد ماندني از هيچ تلاشي دريغ نكنيد. يقين داشته باشيد كه هرگز نمي‌توانيد يك شبه به يك زندگي ايده‌آل و مطلوب دست يابيد. از اين لحظه به بعد، گذشته را رها كنيد و مانند يك زوج خوشبخت زندگي كنيد.
    منبع:مجله موفقیت-مهتاب عليمرادي

  29. شما در طبیعتی زندگی می کنید که خدا آفریده است پس در هر طبیعتی هم باید قانون آنجا رارعایت کنید :
    قانون اول ;قانون خلا یا خالی شدن ؛
    هر چه انسان ازخشم، کینه ،حسد ،دروغ و….
    تهی باشد بیشتر ذهنش جذب موهبت های الهی می شود.

    ۲) قانون بارش ;
    فوران کردن و بی مضایقه بخشیدن،بارش مهر و عشق

    ۳) قانون نظم ;
    همیشه بی نظمی برکت رااز بین می برد واز ما می گیرد.

    ۴) قانون پاکی;
    پاکی جذب پاکی می شود پس خودتان را پاک کنید و این پاکی منحصر به پاکی جسم نیست بلکه پاکی ذهن ،دل و زبان واندیشه می باشد.

    ۵) قانون سحر خیزی;
    انرژی هستی از اول صبح هرچه به روز نزدیکتر میشود کمتر میشود اوج انرژی ها اول صبح است.

    ۶) قانون جماعت;
    یعنی با هم بودن ،جمع انرژی اش از مجموع اجزا بیشتر است.

    ۷) قانون هماهنگی;
    موفقیت یعنی پیشبرد تمامی جنبه های زندگی به صورت هماهنگ.

    ۸) قانون تنوع:
    هرچند وقت یکباروسایل خانه را جابه جا کنیم لباسهای رنگارنگ بپوشیم. از یک رنگ خاص نباید همیشه استفاده کرد چون جمود و خستگی میآورد.

    ۹) قانون عشق:
    اگر کسی رفتار بدی دارد بیایید برایش عاشقانه دعا کنید. خوش رفتاری وسپاس نعمت موجب دوام نعمت است.

  30. چند نفری که در جستجوی آرامش و رضایت درون بودند ،
    نزد یک استاد رفتند و از او پرسیدند:

    استاد شما همیشه یک لبخند روی لبت است و به نظر ما خیلی ارام و خشنود به نظر میرسی، لطفا به ما بگو که راز خشنودی شما چیست؟

    استاد گفت: بسیار ساده !

    من زمانی که دراز میکشم ، دراز میکشم.
    زمانی که راه میروم ، راه میروم.
    زمانی که غذا میخورم ، غذا میخورم.

    ان چند نفر عصبانی شدند و فکر کردند که استاد آنها را جدی نگرفته است. به او گفتند که تمام این کارها را ما هم انجام میدهیم, پس چرا خشنود نیستیم و آرامش نداریم؟
    استاد به آنها گفت:

    زیرا زمانی که شما دراز میکشید به این فکر میکنید که باید بلند شوید ،
    زمانی که بلند شدید به این فکر میکنید که باید کجا بروید ،
    زمانی که دارید میروید به این فکر میکنید که چه غذایی بخورید.

    فکر شما همیشه در جای دیگر است و نه در آنجایی که شما هستید !

    زمان حال ، تقاطع گذشته و آینده است و شما در این تقاطع نیستید بلکه در گذشته و یا آینده هستید
    به این علت است که از لحظه هاتان ، لذت واقعی نمیبرید
    زیرا
    همیشه در جای دیگر سیر میکنید و حس میکنید زندگی نکرده اید و یا نمی کنید…

  31. شعرﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺍﺯ ﭘﺎﺑﻠﻮ ﻧﺮﻭﺩﺍ
    ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ
    ﺗﺮﺟﻤﻪ : ﺍﺣﻤﺪ ﺷﺎﻣﻠﻮ

    ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﻣﯽﻛﻨﯽ
    ﺍﮔﺮ ﺳﻔﺮ ﻧﻜﻨﯽ ،
    ﺍﮔﺮ ﻛﺘﺎﺑﯽ ﻧﺨﻮﺍﻧﯽ ،
    ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺍﺻﻮﺍﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﻮﺵ ﻧﺪﻫﯽ ،
    ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﻗﺪﺭﺩﺍﻧﯽ ﻧﻜﻨﯽ.

    ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﻣﯽﻛﻨﯽ
    ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺑﺎﻭﺭﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﻜﺸﯽ،
    ﻭﻗﺘﯽ ﻧﮕﺬﺍﺭﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻛﻤﮏ ﻛﻨﻨﺪ.

    ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﻣﯽﻛﻨﯽ
    ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺩﻩ ﻋﺎﺩﺍﺕ ﺧﻮﺩ ﺷﻮﯼ،
    ﺍﮔﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺭﺍﻩ ﺗﻜﺮﺍﺭﯼ ﺑﺮﻭﯼ،
    ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﻣﺮّﮔﯽ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺪﻫﯽ،
    ﺍﮔﺮ ﺭﻧﮕﻬﺎﯼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺑﻪ ﺗﻦ ﻧﻜﻨﯽ،
    ﯾﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺻﺤﺒﺖ ﻧﻜﻨﯽ.

    ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﻣﯿﻜﻨﯽ
    ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺷﻮﺭ ﻭ ﺣﺮﺍﺭﺕ،
    ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺳﺮﻛﺶ،
    ﻭ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﻛﻪ
    ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﺧﺸﺶ ﻭﺍﻣﯽﺩﺍﺭﻧﺪ،
    ﻭ ﺿﺮﺑﺎﻥ ﻗﻠﺒﺖ ﺭﺍ ﺗﻨﺪﺗﺮ ﻣﯽﻛﻨﻨﺪ،
    ﺩﻭﺭﯼ ﻛﻨﯽ.

    ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﻣﯽﻛﻨﯽ
    ﺍﮔﺮ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﻛﻪ
    ﺑﺎ ﺷﻐﻠﺖ ﯾﺎ ﻋﺸﻘﺖ ﺷﺎﺩ ﻧﯿﺴﺘﯽ،
    ﺁﻥ ﺭﺍ
    ﻋﻮﺽ ﻧﻜﻨﯽ،
    ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻄﻤﺌﻦ ﺧﻄﺮ ﻧﻜﻨﯽ،
    ﺍﮔﺮ ﻭﺭﺍﯼ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎ ﻧﺮﻭﯼ،
    ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﺪﻫﯽ،
    ﻛﻪ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ
    ﻭﺭﺍﯼ ﻣﺼﻠﺤﺖﺍﻧﺪﯾﺸﯽ ﺑﺮﻭﯼ.
    ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﻣﯽﻛﻨﯽ

    *ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺁﻏﺎﺯ ﻛﻦ!
    ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﺨﺎﻃﺮﻩ ﻛﻦ !
    ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻛﺎﺭﯼ ﻛﻦ !
    ﻧﮕﺬﺍﺭ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺑﻤﯿﺮﯼ !
    ﺷﺎﺩﯼ و عشق ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ نکن…

  32. قانون ۱۵دقیقه:

    این قانون به قدرت تغییرات کوچک اشاره دارد!

    ساموئل اسمایلز ،مولف کتاب اخلاق و اعتماد به نفس، براین اعتقادست که تکرار کارهای کوچک نه تنها شخصیت انسان را می سازد بلکه شخصیت ملت ها را تعیین می کند.

    ۱-اگر روزی ۱۵ دقیقه را صرف خودسازی کنید در پایان یک سال، تغییر ایجاد شده در خویش را به خوبی احساس خواهید کرد.
    ۲-اگر روزی ۱۵ دقیقه از کارهای بی اهمیت خویش بکاهید، ظرف چندسال موفقیت نصیبتان خواهد شد.
    ۳-اگر روزی ۱۵دقیقه رابه فراگیری زبان اختصاص دهیداز هفته ای یک بار کلاس زبان رفتن بهتر است.
    ۴-اگر روزی ۱۵دقیقه را به پیاده روی سریع اختصاص دهید از هفته ای چند بار به باشگاه ورزشی رفتن، نتیجه ی بهتری خواهید گرفت.
    ۵-اگر روزی ۱۵ دقیقه مطالعه وسلول های خاکستری خویش را درگیر کنید؛ به پیشرفت های عظیم یادگیری دست خواهید یافت.

    زیبایی روش یا قانون ۱۵ دقیقه در این است که آن قدر کوتاهست که هیچ وقت به بهانه ی این که وقت نداریدآن را به تاخیر نمی اندازید.

    جالبتر اینکه، کشور ژاپن امروزه موفقیت خود را مدیون این قانون می داند !

  33. ♏️ داستـان کـوتاه انگیـزشی ?

    ?یک دانشجو برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا همراه با خانواده اش عازم استرالیا شد. در آنجا پسر کوچکشان را در یک مدرسه استرالیایی ثبت نام کردند تا  او هم ادامه تحصیلش را در سیستم آموزش این کشور تجربه کند.

    ?روز اوّل که پسر از مدرسه برگشت، پدر از او پرسید: پسرم تعریف کن ببینم امروز در مدرسه چی یاد گرفتی؟

    ?پسر جواب داد: امروز درباره خطرات سیگار کشیدن به ما گفتند، خانم معلّم برایمان یک کتاب قصّه خواند ویک کاردستی هم درست کردیم.

    پدر پرسید: ریاضی و علوم نخواندید؟ پسر گفت: نه

    ?روز دوّم دوباره وقتی پسر از مدرسه برگشت پدر سؤال خودش را تکرار کرد. پسر جواب داد: امروز نصف روز را ورزش کردیم، یاد گرفتیم که چطور اعتماد به نفسمان را از دست ندهیم، و زنگ آخر هم به کتابخانه رفتیم و به ما یاد دادند که از کتاب های آنجا چطور استفاده کنیم.

    ?بعد از چندین روز که پسر می رفت و می آمد و تعریف می کرد، پدر کم کم نگران شد چرا که می دید در مدرسه پسرش وقت کمی در  هفته صرف ریاضی، فیزیک، علوم، و چیزهایی که از نظر او درس درست و حسابی بودند می شود. از آنجایی که پدر نگران بود که پسرش در این دروس ضعیف رشد کند به پسرش گفت:

    ?پسرم از این به بعد دوشنبه ها مدرسه نرو تا در خانه خودم با تو ریاضی و فیزیک کار کنم.

    ?بنابراین پسر دوشنبه ها  مدرسه نمی رفت. دوشنبه اوّل از مدرسه زنگ زدند که چرا پسرتان نیامده. گفتند مریض است. دوشنبه دوّم هم زنگ زدند باز یک بهانه ای آوردند. بعد از مدّتی مدیر مدرسه مشکوک شد و پدر را به مدرسه فراخواند تا با او صحبت کند.

    ?وقتی پدر به مدرسه رفت باز سعی کرد بهانه بیاورد امّا مدیر زیر بار نمی رفت. بالاخره به ناچار حقیقت ماجرا را تعریف کرد. گفت که نگران پیشرفت تحصیلی پسرش بوده و از این تعجّب می کند که چرا در مدارس استرالیا اینقدر کم درس درست و حسابی می خوانند.

    ?مدیر پس از شنیدن حرف های پدر کمی سکوت کرد
    وسپس جواب داد
    ✳️ما هم ۵۰ سال پیش مثل شما فکر میکردیم❗️

  34. فريدون مشيري

    به كسي كينه نگيريد
    دل بي كينه قشنگ است
    به همه مهر بورزيد
    به خدا مهر قشنگ است
    دست هر رهگذري را بفشاريد به گرمي
    بوسه هم حس قشنگي است
    بوسه بر دست پدر
    بوسه بر گونه مادر
    لحظه حادثه بوسه قشنگ است
    بفشاريد به آغوش عزيزان
    پدر و مادر و فرزند
    به خدا گرمي آغوش قشنگ است
    نزنيد سنگ به گنجشك
    پرگنجشك قشنگ است
    پرپروانه ببوسيد
    پر پروانه قشنگ است
    نسترن را بشناسيد
    ياس را لمس كنيد
    به خدا لاله قشنگ است
    همه جا مست بخنديد
    همه جا عشق بورزيد
    سينه با عشق قشنگ است
    بشناسيدخدا
    هر كجا ياد خدا هست
    هركجا نام خدا هست
    سقف آن خانه قشنگ است

  35. آرامش در ۶۰ قدمی – دکتر رضا پورحسین

    گام۱: فهرستی از موفقیت هایی را که تا کنون نصیبتان شده تهیه کنید.
    گام۲: هر چند وقت یک بار به طبیعت بروید و در محیطی سبز و سرشار از آرامش قدم بزنید.
    گام۳:وان حمام را پر از آب گرم و صابون کنید ، داخل وان بنشینید و تمام تنش ها را با تنفس عمیق و استراحت از خود دور کنید(البته صرفه جویی فراموش نشود!!)
    گام۴: هر روز به جملاتی از این قبیل فکر کنید.
    � تا زمانی که خودتان نخواهید ، هیچ کس نمی تواند تحقیرتان کند.
    � روزی شخصی فحش و ناسزا میداد ، فردبه وی گفت:از تو به خاطر این هدیه عالی تشکر میکنم! اما متاسفم که نمی توانم هدیه ات را بپذیرم ، راستی اگر کسی به من هدیه ای دهد و من هدیه را قبول نکنم به چه کسی تعلق خواهد داشت؟
    � خواه فکر کنید کاری را میتوانید انجام دهید ، خواه فکر کنید که از انجام کاری ناتوان هستید ، همیشه حق با شماست.
    � عشق از آن جهت در ما به ودیعه گذاشته شده که آن را به دیگران ببخشیم.
    � قلمرو خداوند درون ما انسانهاست.
    � هر کاری را که دوست داری انجام بده پول خود به دنبال آن می آید.
    � به دنبال رستگاری و سعادت خود باش.
    � از صمیم قلب خودت را دوست داشته باش.
    گام۵: در تعطیلات آخر هفته ، فقط به تفریح و استراحت بپردازید.
    گام۶: تلاش کنید همیشه مثبت بیندیشید.
    گام۷: به خاطر داشته باشید که هر گاه در کاری سرگردان می مانید ، در حال آموختن نکته ای جدید هستید.
    گام۸: تا آنجا که لازم است خودتان را به مبارزه بطلبید ، نه بیش از اندازه.
    گام۹: در هفته یک شب تلویزیون خود را خاموش نگه دارید تا مغزتان استراحت کند.
    گام۱۰: برای خودتان کارت تبریک بخرید.
    گام۱۱: هر چند وقت یک بار به یک مکان مقدس بروید و با خدا راز و نیاز کنید.
    گام۱۲: هر چند وقت یک بار بیرون از خانه غذا بخورید.
    گام۱۳: با کسی که از صمیم قلب دوستش دارید تلفنی صحبت کنید.
    گام۱۴: خود را در آیینه نگاه کنیدو از دیدن زیبایی هایتان لذت ببرید و خدا را به خاطر این نعمت شکر گذار باشید.
    گام۱۵: اهداف خود را بنویسید و با آنها زندگی کنید.
    گام۱۶: در هدف گذاری واقع بین باشید.
    گام۱۷: وسواس را از زندگی خود حذف کنید ، در این صورت هیچ کاری نمی توانید انجام دهید.
    گام۱۸: برای خود تعهد مشخص کنید و به آن وفادار باشید و تا می توانید برای آن حرکت و تلاش کنید ولو آن که نتیجه دلخواه شما نباشد.
    گام۱۹: همیشه لبخند بزنید.
    گام۲۰: تاخیر در انجام کاری بهتر از انجام ندادن آن است.
    گام۲۱: هنر سوال کردن را بیاموزید.
    گام۲۲: برای خودتان یک مشاور برگزینید و از راهنمایی های او استفاده کنید.
    گام۲۳: شرقی ها اعتقاد دارند که آب جاری منبع انرژی های مثبت است و ضروری در زندگی است.پس هر چند روز یک بار زیر دوش بروید و بگذارید جریان آب تمام عضلات را ماساژ بدهد.
    گام۲۴: ده بار تنفس عمیق بکشید.
    گام۲۵: هنگام راه رفتن و نشستن سرتان را بالا بگیرید و قوز نکنید.
    گام۲۶: گاهی اوقات تند تند راه بروید.
    گام۲۷: وقتی در کاری موفق می شوید،با خریدن یک هدیه برای خودتان موفقیتتان را جشن بگیرید.
    گام۲۸: استفاده از فرصت ها را بشناسید.
    گام۲۹: برای خودتان گل بخرید.
    گام۳۰: هر وقت احساس تنش کردید ، به موسیقی مورد علاقه تان گوش دهید.
    گام۳۱: تکرار عبارات تاکیدی را فراموش نکنید.برخی عبارات تاکیدی مهم در زیر آمده است.
    � هر روز هر قدمی که بر می دارم بهتر و بهتر می شوم.
    � من این وضعیت را به عشق الهی می رسانم و به بهبود آن اعتماد کامل دارم.
    � نعمت های کائنات بی شمار هستند از این رو همواره احساس وفور نعمت کرده و می دانم به تمام خواسته های بر حق خود می رسم.
    � من کسانی را که در حقم بدی کرده اند می بخشم و آزاد می شوم.
    � من مسئول تمام اتفاقاتی هستم که برایم می افتد.
    � من آرام هستم و می گذارم تا همه اتفاقات خوب و شگفت انگیز برایم رخ دهند.
    � امروز، کنترل زندگی خود را در دست می گیرم.
    � اهمیت ندارد که چه اتفاقی رخ می دهد، نور درونم از من حمایت می کند.
    � من عاشق زندگی هستم و زندگی نیز عشقش را نثار من خواهد کرد.
    با هر دم و بازدم خدا را شکر میکنم.
    گام۳۲: به هر آهنگی که دوست دارید گوش دهید.
    گام۳۳: نعمت سلامتی خود را قدر بدانید.
    گام۳۴: هنر نه گفتن را بیاموزید.
    گام۳۵: هنگامی که کودکان بازی می کنند در آنها دقیق شوید.
    گام۳۶: هر چند وقت یکبار خانه تکانی کنید.
    گام۳۷: آمدن بهار را جشن بگیرید.
    گام۳۸: کارهایی را که باید در طول روز انجام دهید مرور کنید.
    گام۳۹: هر روز، به بازنگری کارهای همان روز بپردازید.
    گام۴۰: از کسانی که شما را مورد ستایش قرار می دهند، تشکر کنید.
    گام۴۱: خودتان را مورد تحسین و ستایش قرار دهید.
    گام۴۲: سعی کنید روزهای تعطیل کمی بیشتر استراحت کنید و بخوابید.
    گام۴۳: گاهی اوقات تنها ماندن را تجربه کنید.
    گام۴۴: حیوانات اهلی را نوازش کنید.
    گام۴۵: باغچه کوچکی برای خود درست کنید و هر چه دوست دارید در آن بکارید.
    گام۴۶: به یک دوست قدیمی زنگ بزنید.
    گام۴۷: به پارک رفته و چرخی بزنید و گلها را بو کنید.
    گام۴۸: زمانی که زیر دوش می روید آواز بخوانید.
    گام۴۹: سالی دو مرتبه خون بدهید.
    گام۵۰: نامه ای بنویسید و در آن از خود انتقاد کنید.
    گام۵۱: هر روز چند واژه جدید بیاموزید.
    گام۵۲: شکر گزار باشید.
    گام۵۳: هر از گاهی به گورستان بروید این کار باعث می شود که دید شما نسبت به زندگی عوض شود و زیستن در الان جاودان را بیاموزید.
    گام۵۴: مدتی از وقت خود را به کتابخوانه بروید و کتاب بخوانید.
    گام۵۵: یک روز در هفته گیاه خواری کنید.
    گام۵۶: قبول کنید که انسان جایز الخطا است.
    گام۵۷: یک مهارت جدید بیاموزید.
    گام۵۸: به اطرافیان اثبات کنید که برایشان ارزش قائل هستید.
    گام۵۹: برای بهبود وضعیت خود تلاش کنید.
    گام۶۰: توجه داشته باشید که چه زمانی باید در نگرش ها تغییر ایجاد کنید.

  36. ✅✅✅✅

    اندکی تامل

    ????
    هر وقت روز بدي را تجربه ميكنيد
    و انگار تمام اتفاق هاي آن روزتان بر خلاف ميل شماست
    اين را فراموش نكنيد كه
    هيچكس به شما وعده نداده است كه زندگي شما بدون مشكل خواهد بود
    بدون روزهاي سخت ،
    شما هيچوقت
    قدر روزهاي خوب رو نميدونيد
    يك نفس عميق بكشيد،و به خود بگوييد
    اين فقط يك روز بد است
    نه يك زندگي بد

    ????
    @modirbiz

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.